#اختصاصی
به قلم: معصومه فلاحتی، دکتری روابط بین الملل
منطقه قفقاز در تقاطع اروپا، آسیای غربی و خاورمیانه واقع شده است و به عنوان شاهراه ترانزیتی و انرژی یکی از کانونهای حساس ژئوپولتیکی جهان محسوب میشود. پس از دههها تنش و جنگ به ویژه جنگهای اخیر قره باغ، تحولات جدیدی در نظم منطقهای قفقاز شکل گرفته است که نشان دهنده کاهش نفوذ سنتی روسیه و افزایش حضور بازیگران نوظهور است. تحولات اخیر قفقاز جنوبی نشان دهنده تغییر قابل توجه در معادلات منطقهای تحت تأثیر نقش آفرینی بازیگرانی همچون ترکیه و اسرائیل است. ترکیه و اسرائیل، هر کدام به صورت جداگانه و در قالب ائتلاف غیرمستقیم، در حال تغییر معادلات قدرت در این منطقه حساس هستند، همکاری غیرمستقیم ترکیه و اسرائیل از طریق جمهوری آذربایجان به تغییر موازنه قدرت در منطقه به زیان ایران و روسیه منجر شده است. پروژههای انرژی و حمل و نقل بینالمللی به ویژه کریدور زنگزور به ابزاری راهبردی برای نفوذ اقتصادی و امنیتی این بازیگران تبدیل شده است.
نظریه واقع گرایی در روابط بینالملل، بر اهمیت قدرت و امنیت ملی در جهانی آنارشیک و غیرمتمرکز تأکید دارد و بر این فرض استوار است که دولتها در یک سیستم فاقد حاکمیت مرکزی، برای حداکثر کردن منافع خود و حفظ بقا به رقابت بیامان میپردازند. نظریه پردازانی چون کنت والتز بر ساختار نظام بینالملل و توزیع قدرت تأکید داشتهاند و تغییرات در این توزیع قدرت را کلید فهم تحولات منطقهای و جهانی میدانند. ۱ با این نگاه، حضور فعال ترکیه و اسرائیل در قفقاز به مثابه بازیابی موقعیت قدرت و جبران خلاء کاهش نفوذ روسیه تحلیل میشود که به پیشرفتهای استراتژیک در سیاست خارجی این کشورها منجر شده است.
ترکیه با درک اهمیت استراتژیک قفقاز، برای دستیابی به بازارهای انرژی و سیاسی، سیاستی فعالانه در منطقه در پیش گرفته است و اهداف متعددی را در این منطقه دنبال میکند. این اهداف شامل، احیای نفوذ نوعثمانی، امنیت انرژی و تقویت جایگاه منطقهای آن است. حمایت از جمهوری آذربایجان در جنگ قره باغ، همکاریهای نظامی و توسعه پروژه کریدور زنگزور، همه نشانههایی از تلاش ترکیه برای تثبیت نقش منطقهای خود هستند. کریدور زنگزور که مسیر زمینی آنکارا به نخجوان و سپس به آذربایجان متصل میکند، نه تنها نقش کلیدی در ترانزیت انرژی ایفا میکند بلکه موجب کاهش نفوذ روسیه در این منطقه شده است. این پروژه حاکی از احتمال گسترش بیشتر آن به عنوان شاهراه انرژی و ترانزیت در آسیای غربی و مرکزی است که میتواند مفهوم امنیت و همکاری منطقهای را دگرگون کند. با این حال، این تحولات همچنین میتواند به تنشهای جدید در روابط آنکارا با ارمنستان و روسیه دامن بزند.
در بحث نقش اسرائیل و ائتلاف غیرمستقیم با ترکیه، اسرائیل در پی افزایش قدرت نرم و سخت خود در عرصه منطقهای با بهرهگیری از همکاریهای نظامی و امنیتی با آذربایجان و ترکیه، موقعیت خود را در قفقاز تقویت کرده است. اسرائیل به عنوان بازیگر فرامنطقهای، اهداف خاص خود را در قفقاز دنبال میکند ابزارهای نفوذ اسرائیل همکاریهای امنیتی و نظامی با جمهوری آذربایجان است که این همکاریها، بخشی از رویکرد پرتلاش اسرائیل برای مقابله با نفوذ ایران و تأمین منافع ژئوپولتیکیاش است. ۳ ائتلاف غیررسمی میان ترکیه و اسرائیل که بیشتر بر منافع تجاری، نظامی و انرژی متمرکز است به عنوان یک ابزار راهبردی برای تغییر معادلات قدرت در منطقه عمل میکند. این ائتلاف میتواند ریسک تشدید رقابتها و بیثباتی در منطقه را افزایش دهد.
اگرچه ترکیه و اسرائیل به دلیل تفاوتهای ایدئولوژیک تاکنون از ایجاد اتحاد مستقیم خودداری کردهاند، اما به صورت غیرمستقیم و از طریق جمهوری آذربایجان در حال همکاری برای تحقق اهداف مشترک خود در قفقاز هستند. این همکاری غیرمستقیم دارای ابعاد مختلفی است، در بعد امنیتی- نظامی، ترکیه و اسرائیل با ارائه حمایتهای نظامی به جمهوری آذربایجان، توان نظامی این کشور را به میزان قابل توجهی افزایش دادهاند. در بعد اقتصادی-انرژی، هر دو کشور در پروژههای انرژی و حمل و نقل قفقاز سرمایهگذاری کردهاند و در بعد سیاسی- دیپلماتیک، ترکیه و اسرائیل از طریق پشتیبانی از مواضع جمهوری آذربایجان در نهادهای بینالمللی در جهت مشروعیت بخشی به اقدامات باکو و حاشیهسازی نقش ایران و روسیه تلاش میکنند.
ائتلاف غیرمستقیم ترکیه و اسرائیل در منطقه قفقاز، محور اصلی تحولات جدید معادلات قدرت است که با میانجیگری آمریکا و عقد پیمان صلح میان آذربایجان و ارمنستان در اوت ۲۰۲۵ در کاخ سفید، شکل رسمیتر و ساختارمندتری یافته است. این پیمان صلح که به در دست گرفتن انحصاری توسعه کریدور استراتژیک زنگزور توسط آمریکا منجر شده است، فرصتی استراتژیک برای ترکیه و اسرائیل در پیوند با نفوذ واشنگتن فراهم آورده که معادلات منطقهای را دگرگون میکند.
در چارچوب این توافق، ترکیه میتواند نفوذ خود را در زمینه ترانزیت انرژی و جادههای استراتژیک در قفقاز افزایش دهد و اسرائیل نیز از طریق همکاری نظامی و امنیتی با جمهوری آذربایجان، محل مناسبی برای پیشبرد منافع ژئوپولتیکی خود مییابد. ائتلاف غیرمستقیم این دو کشور که تاکنون بیشتر در حوزه منافع مشترک اقتصادی، امنیتی و نظامی به صورت هماهنگ عمل کردهاند، اکنون میتواند با بهرهمندی از سازوکار آمریکایی کریدور زنگزور و فضای پساصلح، استراتژیهای خود را تقویت کنند.
پیمان صلح علاوه بر پایان درگیریهای چند دههای، امکان بازگشایی مسیرهای ارتباطی مستقیم میان دو کشور و منطقه نخجوان را فراهم میکند که تحت کنترل آمریکا قرار خواهد گرفت و عملاً نقش واسطهای مهمی برای واشنگتن در جهت تثبیت نفوذ و امنیت در منطقه ایفا میکند. این واقعیت استراتژیک میتواند ائتلاف غیرمستقیم ترکیه و اسرائیل را در قالب استراتژی جامعتر آمریکا برای مهار نفوذ روسیه و ایران حمایت کند و همزمان زمینه افزایش همکاریهای نظامی و فناوری بین این کشورها را تقویت نماید.
ائتلاف غیرمستقیم ترکیه و اسرائیل در منطقه قفقاز به ویژه پس از پیمان صلح اخیر با میانجیگری آمریکا، وارد فاز جدیدی شده است. این پیمان که شامل اعطای حقوق انحصاری توسعه کریدور زنگزور به آمریکا برای ۹۹ سال است، تأثیرات عمیقی بر معادلات منطقهای خواهد داشت و چشم انداز این ائتلاف در ابعاد مختلف تحلیل میشود. در چشم انداز ژئوپولتیکی منطقه، تثبیت نقش ترکیه و اسرائیل در قفقاز محتمل است و پیمان صلح اخیر زمینه را برای حضور پایدار ترکیه و اسرائیل در قفقاز فراهم میکند، همچنین کریدور زنگزور به عنوان مسیر جایگزین برای انتقال انرژی و کالا، وابستگی منطقه به ایران و روسیه را کاهش میدهد و این امر به نفع ترکیه و اسرائیل است و امکان مانور بیشتری به آنان میدهد. از سوی دیگر آمریکا با کسب حقوق انحصاری در کریدور زنگزور، به طور مستقیم در منطقه حضور خواهد یافت و این حضور ممکن است به همکاری بیشتر آمریکا با ترکیه و اسرائیل منجر شود، اما در عین حال، رقابت بین این قدرتها برای نفوذ در قفقاز تشدید خواهد شد.
در چشم انداز اقتصادی و انرژی، همکاری ترکیه و اسرائیل در بخش انرژی، به ویژه از طریق آذربایجان، تشدید خواهد شد و پروژههایی مانند خط لوله باکو- تفلیس- جیهان و کریدور زنگزور، نقش این دو کشور را در امنیت انرژی اروپا تقویت خواهد کرد. همچنین ایجاد ائتلافهای جدید انرژی نیز محتمل است، احتمال تشکیل ائتلافی شامل آذربایجان، اسرائیل و ترکیه برای کنترل منابع انرژی و مسیرهای انتقال آن وجود دارد و این ائتلاف میتواند به کاهش وابستگی اروپا به روسیه و ایران بیانجامد. در چشم انداز امنیتی و نظامی منطقه، همکاریهای امنیتی ترکیه و اسرائیل از طریق آذربایجان ادامه خواهد یافت و ترکیه و اسرائیل به تقویت توان نظامی آذربایجان ادامه خواهند داد تا این کشور را به متحدی قوی در منطقه تبدیل کنند. این امر ممکن است به افزایش تنش با ایران بیانجامد.
در چشم انداز سیاسی و دیپلماتیک، ترکیه و اسرائیل ممکن است برای عادیسازی روابط بین سوریه و اسرائیل تلاش کنند، چرا که ترکیه به دنبال نفوذ در سوریه و اسرائیل به دنبال امنیت مرزهای خود میباشد. با وجود همکاریهای غیرمستقیم، ترکیه و اسرائیل در سوریه به رقابت خود ادامه خواهند داد. ترکیه به دنبال نفوذ در دولت جدید سوریه است، در حالی که اسرائیل به حملات خود برای تضعیف نفوذ ایران ادامه خواهد داد و احتمال دارد آذربایجان به عنوان میانجی بین ترکیه و اسرائیل عمل کند به ویژه در مواردی که منافع این دو کشور در تعارض قرار میگیرد و این نقش میتواند موقعیت آذربایجان را در منطقه تقویت کند.
ائتلاف غیرمستقیم ترکیه و اسرائیل در منطقه، با چالشهایی روبرو میباشد و علیرغم همکاریهای غیرمستقیم، تنشهای دوجانبه بین ترکیه و اسرائیل ادامه دارد که این تنشها ناشی از اختلافات ایدئولوژیک، رقابت منطقهای و مسائل امنیتی است. از سوی دیگر ایران و روسیه در مقابل کاهش نفوذ خود در قفقاز واکنش نشان خواهند داد و چالش دیگری که این ائتلاف با آن روبروست، بیثباتی داخلی در کشورهای آذربایجان و به ویژه ارمنستان است که ممکن است اجرای پیمان صلح و پروژههای مرتبط با آن را با مشکل مواجه کند. این امر میتواند اختلافات جدیدی میان ترکیه و اسرائیل ایجاد نماید.
ائتلاف غیرمستقیم ترکیه و اسرائیل در منطقه قفقاز، در پرتو پیمان صلح اخیر، چشم انداز پیچیدهای دارد. از یک سو، این ائتلاف میتواند به تثبیت نفوذ ترکیه و اسرائیل در منطقه بیانجامد و از سوی دیگر، با چالشهای ناشی از رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای مواجه است. آینده این ائتلاف به عوامل متعددی از جمله تحولات داخلی در کشورهای منطقه، واکنش ایران و روسیه و همچنین توازن قوا بین ترکیه و اسرائیل بستگی خواهد داشت. در هر حال، منطقه قفقاز به صحنه رقابت این دو بازیگر و متحدانشان تبدیل خواهد شد و تحولات آن بر کل منطقه خاورمیانه تأثیر خواهد گذاشت.
منابع:
- نیشابوری، هامون (۱۴۰۳)، واقع گرایی؛ جهان قدرت و ترس، موسسه مطالعات جهان معاصر، ir.
- حسینی نیک، ابوالفضل (۱۴۰۴)، خیز ژئوپولتیکی ترکیه از عراق تا قفقاز، دیپلماسی ایرانی، ir/fa/news/2034744.
- مخیری، هیراد(۱۴۰۰)، برخاستن ایران در تقابل اتحادهای جمهوری آذربایجان- ترکیه- اسرائیل، دیپلماسی ایرانی، ir/fa/news/2008120.









