#اختصاصی
نویسنده: هارش وی. پنت، معاون رئیس بنیاد تحقیقاتی آبزرور، دهلی نو
هند و آمریکا به طور فزایندهای در زمینه زنجیرههای تأمین تابآور، فناوریهای حیاتی و امنیت هند-پاسفیک با یکدیگر همسو میشوند، حتی در حالی که هر دو طرف به توازنبخشی میان استقلال راهبردی با همکاری عمیقتر اقتصادی و ژئوپلیتیک ادامه میدهند.
سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به عنوان اولین سفر او به هند، هرگز قرار نبود که تیترهای دراماتیک یا پیشرفتهای تحولآفرین ایجاد کند. در شرایطی که روابط هند و آمریکا تحت سیاست تجدیدشده «اول آمریکا»ی رئیسجمهور ترامپ نشانههایی از تنش از خود نشان داده بود، حضور روبیو در هند به مثابه اقدامی برای اطمینانبخشی راهبردی بود.
توقفهای انجامشده در کلکته، آگره، جایپور و دهلی نو نه صرفاً به عنوان تعاملات دیپلماتیک، بلکه به عنوان نمادهایی از تداوم در رابطهای طراحی شده بودند که هر دو طرف به طور فزایندهای آن را برای جاهطلبیهای ژئوپلیتیک خود ضروری میدانند.
جامعه راهبردی هند مدتهاست درک کرده که اگرچه آمریکا هند را شریکی مهم میداند، اما اولویتهای جهانی واشنگتن بسته به الزامات سیاسی داخلی میتواند به سرعت تغییر کند. از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید، هند نسبت به سیاستهای اقتصادی سنگین تعرفهای واشنگتن، عملگرایی تجدیدشده در مذاکرات تجاری، و نشانههایی از نزدیکی به پاکستان و چین – تحولاتی که نگرانیهای آشنا درباره قابلیت اطمینان آمریکا را برانگیخت – احساس ناآرامی کرده بود.
سفر روبیو بنابراین کمتر در جهت اعلام عصری جدید بود و بیشتر در جهت جلوگیری از انحراف راهبردی صورت گرفت.
چارچوبی برای مواد معدنی حیاتی
مهمترین نتیجه این سفر، امضای چارچوبی برای مواد معدنی حیاتی بود. اگرچه این توافق از نظر فنی ساده به نظر میرسد، اما پیامدهای ژئوپلیتیک عمیقی به همراه دارد. از بسیاری جهات، این توافق منطق اصلی زیربنای تعامل کنونی هند و آمریکا را در خود جای داده است: جستجو برای زنجیرههای تأمین تابآور خارج از سلطه چین.
خاکهای کمیاب و مواد معدنی حیاتی امروزه همان جایگاه راهبردی را اشغال میکنند که نفت در طول جنگ سرد داشت. انحصار تقریبی چین بر فرآوری مواد معدنی حیاتی به عنوان یک آسیبپذیری عمده برای غرب و شرکای آن ظاهر شده است.
آمریکا به طور فزایندهای به دنبال ترتیبات «دوستسپاری» (friend-shoring) با بازیگران راهبردی مورد اعتماد است، و هند به طور منحصربهفردی در این چارچوب قرار میگیرد. دهلی نو دارای پتانسیل معدنی قابل توجه، پایگاه صنعتی رو به رشد، و تمایل سیاسی برای مشارکت در تنوعبخشی زنجیره تأمین بدون همسویی رسمی علیه پکن است.
دسترسی به فناوری و سرمایهگذاری
برای هند، این توافق دسترسی به فناوری، سرمایهگذاری و یکپارچگی در صنایع راهبردی نوظهور را ارائه میدهد. تأکید بر همکاری تجاری و انرژی در طول سفر روبیو همچنین منعکسکننده این شناسایی متقابل بود که تنشهای اقتصادی را نمیتوان اجازه داد تا همگرایی راهبردی گستردهتر را تحت الشعاع قرار دهد.
تلاش روبیو برای اطمینانبخشی به رهبران هند در مورد پیشرفت به سمت یک توافق تجاری گستردهتر، از نظر سیاسی قابل توجه بود، حتی اگر نتایج عینی هنوز محدود باشند. انرژی به عنوان بعد مهم دیگری از مذاکرات ظاهر شد. با بیثباتی در غرب آسیا، بازارهای جهانی انرژی عمیقاً بیثبات باقی ماندهاند.
آمریکا هند را نه تنها به عنوان یک مصرفکننده عمده انرژی، بلکه به عنوان بازاری راهبردی برای صادرات الانجی و نفت آمریکا میبیند. در همین حال، دهلی نو به کار ظریف توازنبخشی خود ادامه میدهد – جستجوی امنیت انرژی از طریق واردات متنوع و در عین حال اجتناب از درگیریهای ژئوپلیتیک بیش از حد. گفتگو درباره همکاری انرژی نشان داد که چگونه روابط هند و آمریکا به طور فزایندهای به جای وابستگی ایدئولوژیک، بر اساس محاسبات عملگرایانه هدایت میشود.
همکاری دفاعی و راهبردی در مرکز دستور کار این سفر باقی ماند. مذاکرات در مورد امنیت دریایی، فناوریهای راهبردی و مقابله با تروریسم، گستره روزافزون تعاملات دوجانبه را برجسته کرد. دعوت روبیو از نخستوزیر نارندرا مودی برای سفر به کاخ سفید، نشاندهنده تمایل واشنگتن برای حفظ شتاب سیاسی در بالاترین سطوح بود.
با این حال، آنچه امروز در مورد این رابطه چشمگیر است، میزان حرکت آن فراتر از همکاری دفاعی سنتی به حوزههای جدیدتر رقابت فناورانه و ژئوپلیتیک است. هند همچنین از این فرصت برای طرح نگرانیهای خود در مورد قوانین سختگیرانهتر ویزای آمریکا، که موضوعی حساس از نظر سیاسی است، استفاده کرد.
برخلاف بسیاری از مشارکتهای راهبردی دیگر، روابط هند و آمریکا دارای بعد اجتماعی قابل توجهی است که اغلب اختلافات سیاسی را تعدیل میکند. اذعان روبیو به روابط مردمبامردم نشاندهنده این درک در واشنگتن بود که محدودیتهای مهاجرتی، اگر به درستی مدیریت نشوند، میتوانند اصطکاک غیرضروری ایجاد کنند.
شرکت روبیو در نشست وزرای خارجه کوآد (چهارجانبه) بُعد گستردهتری از هند-پاسفیک را به سفر افزود و به تزریق شتاب تازه به گروهی کمک کرد که در ماههای اخیر نسبتا خاموش به نظر میرسید. اعلامیهها در مورد امنیت دریایی، زیرساختهای بندری، کابلهای زیردریایی و امنیت انرژی، تحول تدریجی آن را به بستری برای همکاری عملی برجسته کرد.
برای مثال، پروژه پیشنهادی بندر مشترک در فیجی، نشاندهنده تأکید روزافزون کوآد بر دیپلماسی زیرساختی در جزایر اقیانوس آرام است، منطقهای که نفوذ چین در دهه گذشته به طور پیوسته در آن گسترش یافته است. مهم این است که کوآد همچنان از زبان ائتلافسازی رسمی اجتناب میکند.
این انعطافپذیری همان چیزی است که به این بلوک دوام میبخشد. هند، به طور خاص، همچنان عمیقاً با ساختارهای امنیتی مبتنی بر معاهده که میتوانند استقلال راهبردی آن را محدود کنند، احساس ناخوشایندی دارد. در عوض، کوآد به عنوان مکانیزمی برای هماهنگی مبتنی بر مسئله میان دموکراسیهای همعقیده عمل میکند که به دنبال شکلدهی به توازن هند-پاسفیک بدون تحریک رویارویی نظامی هستند.
پیشرفت ابتکار مواد معدنی حیاتی کوآد، منطق راهبردی قابل مشاهده در توافق دوجانبه هند و آمریکا را تقویت کرد. در سراسر هند-پاسفیک، زنجیرههای تأمین به ابزاری برای رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند. کنترل بر فناوری، زیرساخت و منابع راهبردی اکنون در مرکز حکمرانی قرار دارد.
اهمیت گستردهتر سفر روبیو در آنچه درباره ماهیت در حال تغییر سیاست جهانی آشکار میکند، نهفته است. مشارکت هند و آمریکا امروزه نه به واسطه احساسات، بلکه به واسطه همگرایی منافع ساختاری هدایت میشود. هر دو کشور چالش ناشی از ظهور چین را تشخیص میدهند، هر دو به دنبال زنجیرههای تأمین تابآور، رقابتپذیری فناورانه و نظم دریایی پایدار در هند-پاسفیک هستند. با این حال، هر دو در مورد تعهد بیش از حد محتاط میمانند.
برای هند، استقلال راهبردی همچنان اندیشه سیاست خارجی را تعریف میکند. دهلی نو برای روابط نزدیکتر با واشنگتن ارزش قائل است، اما همچنان تمایلی به بخشی از هر نوع تعهد آشکار مبتنی بر معاهده شدن ندارد. برای آمریکا، هند ضروری است اما به طرز ناامیدکنندهای مستقل است. این تنش بعید است که از بین برود.
سفر روبیو ممکن است چشمانداز راهبردی را یک شبه تغییر نداده باشد، اما مسیر زیربنایی یکی از مهمترین مشارکتهای قرن بیست و یکم را تقویت کرده است.








