ایرانشناسی در ازبکستان؛ میراث مشترک، ظرفیتهای علمی و چشمانداز همکاریهای آینده
ایرانشناسی در ازبکستان را نمیتوان صرفاً یک رشته دانشگاهی یا حوزهای محدود از مطالعات شرقشناسی دانست؛ بلکه این حوزه بازتابی از پیوندهای عمیق تاریخی، زبانی، فرهنگی و تمدنی میان ایران و فرارود است. شهرهایی همچون سمرقند، بخارا، ترمذ و خوارزم قرنها از مهمترین مراکز تولید و انتقال دانش، ادبیات و فرهنگ ایرانی بودهاند و بسیاری از بزرگترین چهرههای تمدن اسلامی و ایرانی در این سرزمین زیسته یا پرورش یافتهاند. از این رو، ایرانشناسی در ازبکستان بیش از آنکه مطالعه «یک کشور خارجی» باشد، پژوهش درباره بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی خود این سرزمین محسوب میشود.
با وجود این پیشینه غنی، ایرانشناسی در ازبکستان فراز و فرودهای متعددی را تجربه کرده است. این مطالعات در دوران شوروی عمدتاً در قالب شرقشناسی و ایرانشناسی کلاسیک توسعه یافت و پس از استقلال ازبکستان در سال ۱۹۹۱، بهتدریج با رویکردی ملی و متناسب با نیازهای سیاست خارجی و فرهنگی این کشور بازتعریف شد. امروز نیز اگرچه ایرانشناسی در ازبکستان از جایگاه علمی قابل توجهی برخوردار است، اما با چالشهایی همچون محدودیت منابع آموزشی، کاهش تعداد متخصصان زبان فارسی و ضعف ارتباطات علمی با مراکز پژوهشی ایران مواجه است.
نهادینه شدن ایرانشناسی در ازبکستان به شکل مدرن، ریشه در شکلگیری مطالعات شرقشناسی در آسیای مرکزی دارد. در سال ۱۹۱۸ «مؤسسه شرقشناسی ترکستان» در تاشکند تأسیس شد که نخستین مرکز آموزش عالی شرقشناسی در آسیای مرکزی به شمار میرفت. از همان آغاز، زبان فارسی در کنار عربی، ترکی، اردو، پشتو و چینی تدریس میشد و تاریخ، جغرافیا و فرهنگ ایران نیز بخشی از برنامه آموزشی این مؤسسه بود. این مرکز بعدها در دانشگاه دولتی آسیای مرکزی ادغام شد و از سال ۱۹۴۴ با بازگشایی دانشکده شرقشناسی، کرسی «فیلولوژی ایرانی» به یکی از مهمترین بخشهای آموزشی آن تبدیل شد. (Tashkent State University)
این روند موجب شد که تاشکند به یکی از مهمترین مراکز ایرانشناسی اتحاد شوروی تبدیل شود. در دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰، پژوهشگران ازبک و روس در زمینه زبان فارسی، ادبیات کلاسیک، تاریخ ایران، نسخههای خطی فارسی و روابط تاریخی ایران و آسیای مرکزی آثار ارزشمندی منتشر کردند. همچنین حضور استادان ایرانی و افغانستانی در برخی دورهها، نقش مهمی در ارتقای آموزش عملی زبان فارسی داشت. (Tashkent State University)
پس از استقلال ازبکستان، گرچه نظام آموزش عالی این کشور دستخوش تغییرات گسترده شد، اما سنت ایرانشناسی حفظ گردید. امروزه مهمترین مرکز این حوزه، «دانشگاه دولتی مطالعات شرق تاشکند» (TSUOS) است که ادامه سنت بیش از یک قرن آموزش شرقشناسی در آسیای مرکزی محسوب میشود. در این دانشگاه، «مدرسه عالی ایران و افغانستانشناسی» و نیز گروه «فیلولوژی ایران و افغانستان» مسئول آموزش زبان فارسی، ادبیات فارسی، تاریخ ایران و مطالعات فرهنگی ایران هستند و دانشجویان در مقاطع مختلف به فراگیری زبان فارسی، بررسی متون کلاسیک و مطالعه روابط ایران و آسیای مرکزی میپردازند. (Tashkent State University)
ویژگی مهم ایرانشناسی در ازبکستان، پیوند آن با مطالعات نسخهشناسی و میراث مکتوب است. ازبکستان یکی از بزرگترین گنجینههای نسخههای خطی فارسی را در اختیار دارد. کتابخانهها و مراکز پژوهشی تاشکند، سمرقند و بخارا هزاران نسخه فارسی، عربی و ترکی را نگهداری میکنند که بسیاری از آنها هنوز بهطور کامل تصحیح، فهرستنگاری یا منتشر نشدهاند. مهمترین مجموعه در این زمینه، مؤسسه شرقشناسی ابوریحان بیرونی وابسته به آکادمی علوم ازبکستان است که یکی از غنیترین مخازن نسخههای خطی اسلامی در جهان به شمار میرود و بخش قابل توجهی از آثار آن به زبان فارسی است. (Reddit)
اهمیت این مجموعهها تنها در تعداد نسخهها نیست، بلکه بسیاری از آثار موجود، نسخههای منحصربهفرد یا بسیار کهنی از آثار کلاسیک فارسی هستند. شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی، گلستان و بوستان سعدی، مثنوی مولوی، دیوان حافظ، آثار جامی، بیدل دهلوی و صدها اثر تاریخی، فلسفی و عرفانی در این مراکز نگهداری میشوند. از این منظر، ازبکستان یکی از مهمترین مراکز پژوهش درباره میراث مکتوب فارسی در خارج از ایران محسوب میشود.
یکی دیگر از ویژگیهای ایرانشناسی ازبکستان، توجه ویژه به شخصیتهایی است که در مرزهای فرهنگی مشترک ایران و آسیای مرکزی قرار دارند. اندیشمندانی همچون ابوریحان بیرونی، ابنسینا، رودکی، جامی، ناصرخسرو، خواجه عبدالله انصاری و بسیاری دیگر، در مطالعات دانشگاهی این کشور جایگاه ویژهای دارند. البته در سالهای اخیر، نوعی بازخوانی ملی از این شخصیتها نیز در گفتمان رسمی ازبکستان مشاهده میشود که گاه بر تعلق جغرافیایی آنان به سرزمین کنونی ازبکستان بیش از هویت تمدنی ایرانی یا اسلامی تأکید میکند. این رویکرد اگرچه در چارچوب سیاست هویتسازی ملی قابل تحلیل است، اما در برخی موارد میتواند به رقابتهای هویتی بر سر میراث مشترک فرهنگی منجر شود.
از منظر آموزشی، زبان فارسی همچنان یکی از زبانهای مهم شرقی در دانشگاههای ازبکستان است. دانشجویان علاوه بر فارسی معاصر، با ادبیات کلاسیک، دستور تاریخی زبان فارسی و متون کهن نیز آشنا میشوند. با این حال، کاهش تعداد استادان مسلط به فارسی، محدود بودن منابع آموزشی بهروز و کمبود فرصتهای مطالعاتی در ایران از مهمترین چالشهای این حوزه به شمار میرود. در سالهای گذشته بخشی از این خلأ از طریق همکاریهای دانشگاهی با ایران، اعزام استاد، برگزاری دورههای آموزشی و اهدای منابع کتابخانهای جبران شده است، اما این همکاریها هنوز با ظرفیتهای واقعی دو کشور فاصله دارد.
در سالهای اخیر و همزمان با گسترش روابط سیاسی و اقتصادی تهران و تاشکند، زمینههای تازهای برای توسعه ایرانشناسی نیز ایجاد شده است. افزایش رفتوآمدهای دانشگاهی، امضای تفاهمنامههای علمی، برگزاری هفتههای فرهنگی و توسعه آموزش زبان فارسی، نشاندهنده توجه دوباره به ظرفیتهای همکاری علمی میان دو کشور است. با این حال، همکاریهای موجود همچنان بیشتر بر آموزش زبان متمرکز است و کمتر به پروژههای مشترک پژوهشی، نسخهشناسی، تاریخنگاری یا مطالعات منطقهای پرداخته شده است.
ایرانشناسی در ازبکستان همچنین میتواند نقش مهمی در مطالعات منطقهای ایفا کند. ازبکستان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود، در مرکز آسیای مرکزی قرار دارد و پژوهشگران این کشور شناخت عمیقی از تاریخ، فرهنگ و تحولات منطقه دارند. ترکیب این ظرفیت با مطالعات ایرانشناسی میتواند زمینهساز تولید پژوهشهای مشترک درباره موضوعاتی همچون جاده ابریشم، تعاملات فرهنگی ایران و آسیای مرکزی، تاریخ زبان فارسی، مناسبات صفویان و شیبانیان، میراث تیموری و نقش تمدن ایرانی در شکلگیری هویت منطقه باشد.
در این میان، مراکز پژوهشی ایران نیز میتوانند از ظرفیتهای علمی ازبکستان بهره بیشتری ببرند. بسیاری از نسخههای خطی، اسناد تاریخی و تحقیقات منتشرشده در تاشکند هنوز برای پژوهشگران ایرانی ناشناخته است و دسترسی محدود به این منابع، مانعی جدی در توسعه مطالعات مشترک به شمار میرود. ایجاد پروژههای مشترک دیجیتالسازی نسخههای خطی، برگزاری نشستهای تخصصی، تبادل دانشجو و استاد، تألیف کتابهای مشترک و حمایت از ترجمه آثار علمی میتواند به ارتقای جایگاه ایرانشناسی در هر دو کشور کمک کند.
در مجموع، ایرانشناسی در ازبکستان نهتنها بخشی از سنت دیرینه شرقشناسی این کشور، بلکه پلی میان دو حوزه تمدنی ایران و آسیای مرکزی است. پیشینه تاریخی مشترک، وجود مراکز علمی باسابقه، گنجینه عظیم نسخههای خطی فارسی و استمرار آموزش زبان فارسی، ظرفیتهای ارزشمندی را برای گسترش همکاریهای علمی فراهم کرده است. آینده این حوزه، بیش از هر چیز، به میزان تعامل دانشگاهها و مراکز پژوهشی دو کشور وابسته خواهد بود. اگر این تعامل از سطح آموزش زبان فراتر رفته و به سمت پژوهشهای مشترک، نسخهشناسی، تاریخ فرهنگی و مطالعات منطقهای حرکت کند، ایرانشناسی در ازبکستان میتواند بار دیگر به یکی از مهمترین کانونهای مطالعات تمدن ایرانی در آسیای مرکزی تبدیل شود. (Tashkent State University)








