تاریخ : چهارشنبه, ۴ شهریور , ۱۴۰۵ 13 ربيع أول 1448 Wednesday, 26 August , 2026

سوریه؛ از مدیریت نفوذ تا مدیریت برخورد (تحلیلی بر تحولات اوت ۲۰۲۶ در پرتو رقابت آنکارا و تل‌آویو)

  • ۰۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۵
سوریه؛ از مدیریت نفوذ تا مدیریت برخورد (تحلیلی بر تحولات اوت ۲۰۲۶ در پرتو رقابت آنکارا و تل‌آویو)
اهمیت سوریه برای ترکیه و اسرائیل یکسان نیست، اما منافع دو طرف به‌تدریج در نقاط بیشتری با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کند.

#اختصاصی

نویسنده: الهام حیدری، دبیر گروه مطالعات ترکیه موسسه ایراس

مقدمه

سوریه پس از تحولات سیاسی و امنیتی اخیر، بار دیگر به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شده است. در این میان، افزایش نقش ترکیه در ساختار سیاسی، امنیتی و نظامی سوریه از یک سو و تلاش اسرائیل برای حفظ آزادی عمل نظامی و ایجاد محیطی امنیتی مطلوب در پیرامون مرزهای خود از سوی دیگر، زمینه‌ساز شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین خطوط جدید تنش در خاورمیانه شده است.

اگرچه ترکیه و اسرائیل تاکنون وارد رویارویی نظامی مستقیم با یکدیگر در سوریه نشده‌اند، تحولات اوت ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که احتمال برخورد ناخواسته میان نیروهای دو طرف دیگر صرفاً یک سناریوی نظری نیست. حمله هوایی اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور در استان ادلب در ۱۸ اوت، مهم‌ترین نمونه اخیر این وضعیت بود. اسرائیل اعلام کرد که این حمله با هدف جلوگیری از ایجاد ظرفیت نظامی جدید در پایگاه و در واکنش به احتمال استقرار نیروها و تجهیزات ترکیه انجام شده است؛ در مقابل، آنکارا حمله را محکوم و آن را نقض حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه دانست. هم‌زمان، گزارش‌های منتشرشده نشان داد که واشنگتن برای ایجاد سازوکاری جهت جلوگیری از برخورد نظامی میان ترکیه، اسرائیل و سوریه تلاش می‌کند.

از این منظر، مسئله اصلی دیگر صرفاً حضور ترکیه در سوریه یا ادامه حملات اسرائیل به اهدافی در این کشور نیست؛ بلکه سوریه به فضایی تبدیل شده است که در آن دو دکترین امنیتی متفاوت در حال نزدیک شدن به یکدیگر هستند. رقابت موجود در عین حال وارد مرحله‌ای شده که «مدیریت برخورد» به اندازه «مدیریت نفوذ» اهمیت پیدا کرده است.

سوریه؛ میدان جدید رقابت آنکارا و تل‌آویو

اهمیت سوریه برای ترکیه و اسرائیل یکسان نیست، اما منافع دو طرف به‌تدریج در نقاط بیشتری با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کند.

برای ترکیه، سوریه بخشی از محیط امنیتی مستقیم این کشور محسوب می‌شود. تحولات شمال سوریه، وضعیت گروه‌های کردی، امنیت مرزهای جنوبی و آینده ساختار سیاسی و نظامی سوریه، مستقیماً بر منافع امنیت ملی ترکیه تأثیر می‌گذارد. آنکارا همچنین تلاش کرده است با حمایت از ساختار سیاسی جدید سوریه، در بازسازی نهادهای دولتی و به‌ویژه ساختارهای امنیتی و نظامی این کشور نقش مهمی ایفا کند. فراتر از ملاحظات امنیتی، بازسازی زیرساخت‌های سوریه، انعقاد قراردادهای اقتصادی سودآور و ایجاد بستری امن برای بازگشت آوارگان سوری (که فشار عظیمی بر اقتصاد و معیشت ترکیه وارد کرده‌اند) نیز از اولویت‌های راهبردی آنکارا محسوب می‌شود.

در این چارچوب، افزایش همکاری‌های امنیتی و نظامی میان دمشق و آنکارا می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نوعی رابطه راهبردی میان دو کشور شود. اهمیت این مسئله برای اسرائیل در آن است که ترکیه صرفاً یک بازیگر خارجی حاضر در سوریه نیست؛ بلکه یک قدرت نظامی مهم منطقه‌ای و عضو ناتو است که در صورت گسترش حضور خود، می‌تواند بر آینده ساختار امنیتی سوریه تأثیر مستقیم بگذارد.

در مقابل، اسرائیل سوریه را عمدتاً از منظر امنیت ملی خود، تحولات مرزهای شمالی، وضعیت بلندی‌های جولان، انتقال تسلیحات و شکل‌گیری ظرفیت‌های نظامی جدید ارزیابی می‌کند. اسرائیل طی سال‌های گذشته بارها اهداف و زیرساخت‌های نظامی در سوریه را هدف قرار داده است. با این حال، افزایش نقش ترکیه در معادلات نظامی سوریه یک متغیر جدید برای تل‌آویو ایجاد کرده است؛ متغیری که مدیریت آن با دشواری بیشتری نسبت به رویارویی با گروه‌های مسلح غیردولتی همراه است.

بنابراین، رقابت جدید را باید در چارچوب برخورد دو برداشت متفاوت از امنیت سوریه تحلیل کرد: ترکیه در پی افزایش نقش خود در شکل‌دهی به ساختار امنیتی سوریه است، در حالی که اسرائیل می‌کوشد از شکل‌گیری هرگونه ظرفیت نظامی در این کشور که آن را تهدیدکننده امنیت خود ارزیابی می‌کند جلوگیری کند.

حمله ابوالظهور؛ نشانه افزایش حساسیت اسرائیل نسبت به نقش ترکیه

حمله ۱۸ اوت اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های افزایش حساسیت تل‌آویو نسبت به نقش نظامی ترکیه در سوریه دانست.

در این حمله، جنگنده‌های اسرائیلی چندین بار پایگاه را هدف قرار دادند و باند پرواز و برخی تأسیسات آن آسیب دید. اسرائیل مدعی شد که دمشق قصد داشته با فراهم کردن امکان حضور ترکیه در این پایگاه، وضعیت امنیتی موجود را تغییر دهد. با این حال، این ادعا از سوی دمشق و آنکارا به‌عنوان یک واقعیت قطعی تأیید نشد و درباره ماهیت و هدف دقیق حضور احتمالی ترکیه نیز روایت‌های متفاوتی مطرح شد.

اهمیت حمله ابوالظهور صرفاً در خسارت واردشده به یک پایگاه نظامی نیست. اهمیت اصلی آن در این است که نشان داد احتمال شکل‌گیری یک نقطه برخورد میان عملیات نظامی اسرائیل و حضور امنیتی ترکیه در سوریه وجود دارد. این مسئله از سوی مقام‌های آمریکایی نیز جدی تلقی شد. واشنگتن پس از حمله اعلام کرد که برای ایجاد سازوکار رفع برخورد میان ترکیه، اسرائیل و سوریه تلاش می‌کند. به گفته مقامات ارشد دولت بایدن، نبود هماهنگی می‌توانست خطر رویارویی مستقیم میان ترکیه و اسرائیل را افزایش دهد.

از این منظر، ابوالظهور را باید نه صرفاً یک عملیات تاکتیکی، بلکه نشانه‌ای از ورود رقابت ترکیه و اسرائیل به مرحله‌ای جدید دانست؛ مرحله‌ای که در آن حتی یک عملیات محدود می‌تواند پیامدهایی فراتر از هدف اولیه خود داشته باشد.

نقش روسیه؛ ناظرِ ساکت اما تأثیرگذار

در کنار آمریکا، روسیه نیز به‌عنوان هماهنگ‌کننده‌ی راهبردی ترکیه در چارچوب «فرآیند آستانه» و دارای پایگاه‌های نظامی حیاتی در سوریه، نمی‌تواند نسبت به این رقابت بی‌تفاوت باشد. مسکو ترجیح می‌دهد این رقابت در سطحی کنترل‌شده باقی بماند؛ چراکه هرگونه برخورد مستقیم میان ترکیه و اسرائیل می‌تواند معادلات سوریه را برای کرملین مدیریت‌ناپذیر کند. سکوت نسبی روسیه در قبال حمله ابوالظهور، نشانه‌ی محاسبه‌گری دقیق برای ورود نکردن به جنگی نیابتیِ پرخرج است، اما در صورت خروج تنش از کنترل، مسکو می‌تواند به‌عنوان اهرم تنش‌زدایی یا عاملی برای پیچیده‌تر شدن معادله ظاهر شود.

از رقابت بر سر نفوذ تا مدیریت برخورد

یکی از مهم‌ترین تحولات پس از حمله ابوالظهور، تلاش آمریکا برای ایجاد سازوکار «رفع برخورد» یا Deconfliction Mechanism میان طرف‌های درگیر بود.

هدف چنین سازوکاری کاهش خطر سوءبرداشت، ایجاد کانال ارتباطی و جلوگیری از برخورد ناخواسته نیروهای نظامی است. اهمیت این موضوع در آن است که ترکیه و اسرائیل، برخلاف بسیاری از بازیگران غیردولتی فعال در سوریه، دو قدرت نظامی مهم هستند و برخورد مستقیم میان آنها می‌تواند پیامدهای بسیار گسترده‌تری داشته باشد.

با این حال، باید میان «رفع برخورد» و «کاهش رقابت» تفاوت قائل شد. ایجاد کانال ارتباطی میان ترکیه و اسرائیل لزوماً به معنای کاهش اختلافات راهبردی آنها نیست. چنین سازوکاری در وهله نخست یک ابزار مدیریت بحران است؛ به این معنا که دو طرف می‌کوشند ضمن ادامه رقابت، از عبور ناخواسته از خطوط قرمز یکدیگر جلوگیری کنند.

در واقع، تحولات اخیر نشان می‌دهد که رقابت ترکیه و اسرائیل در سوریه از مرحله «مدیریت نفوذ» به مرحله «مدیریت خطر برخورد» نیز وارد شده است.

نقش آمریکا؛ میانجی یا مدیر بحران؟

ایالات متحده در این معادله جایگاه ویژه‌ای دارد. واشنگتن از یک سو با ترکیه، عضو ناتو، روابط راهبردی دارد و از سوی دیگر متحد نزدیک اسرائیل است. بنابراین وقوع یک درگیری مستقیم میان دو کشور، برای آمریکا هزینه‌های امنیتی و سیاسی قابل توجهی ایجاد خواهد کرد.

واشنگتن در پی حمله ابوالظهور تلاش کرده است از طریق ایجاد سازوکار ارتباطی میان ترکیه، اسرائیل و سوریه از گسترش تنش جلوگیری کند. این اقدام نشان می‌دهد که آمریکا خطر ناشی از رقابت فزاینده دو متحد منطقه‌ای خود را جدی گرفته است.

با این حال، نقش آمریکا را نباید صرفاً میانجی‌گری میان دو طرف دانست. واشنگتن در عین تلاش برای جلوگیری از برخورد مستقیم، همچنان در پی حفظ نفوذ خود بر ترتیبات امنیتی جدید سوریه است. از این رو، مدیریت رقابت ترکیه و اسرائیل را می‌توان بخشی از تلاش گسترده‌تر آمریکا برای شکل‌دهی به نظم امنیتی پس از جنگ در سوریه دانست.

گفت‌وگوهای فنی سوریه و اسرائیل؛ تلاش دمشق برای جلوگیری از گسترش بحران

یکی از تحولات مهم پس از حمله ابوالظهور، برگزاری گفت‌وگوهای فنی سطح پایین میان سوریه و اسرائیل با میانجی‌گری آمریکا در ۲۳ اوت بود. هرچند این نشست را نباید به‌عنوان «مذاکره سیاسی» برای عادی‌سازی تلقی کرد، اما نشان داد که دمشق نیز در تلاش است با ایجاد کانال‌های ارتباطیِ صرفاً عملیاتی، از تبدیل شدن خاک سوریه به عرصه برخورد مستقیم قدرت‌های منطقه‌ای جلوگیری کند.

اهمیت این تحول در آن است که سوریه نباید صرفاً به‌عنوان «زمین بازی» ترکیه و اسرائیل در نظر گرفته شود. دمشق نیز منافع و محاسبات خاص خود را دارد و تلاش می‌کند در شرایط جدید، ضمن بازسازی توانایی‌های امنیتی و نظامی خود، از رقابت قدرت‌های خارجی برای تثبیت موقعیت خود استفاده کند. گفت‌وگوهای فنی در ۲۳ اوت عمدتاً بر روی مکانیسم‌های جلوگیری از برخورد ناخواسته در آسمان و خاک سوریه متمرکز بود و نشان از درک مشترک دو طرف از خطرات خروج تنش از کنترل دارد.

از این منظر، سوریه به تدریج از یک میدان رقابت صرف به یک بازیگر فعال در معادلات منطقه‌ای تبدیل می‌شود. دولت سوریه از یک سو به همکاری امنیتی با ترکیه نیاز دارد و از سوی دیگر ناگزیر است نگرانی‌های اسرائیل درباره تحولات مرزی و نظامی را مدیریت کند. این وضعیت، موقعیت دمشق را در مرکز یک معادله چندجانبه قرار داده است که در آن ترکیه، اسرائیل، روسیه، آمریکا و ایران هر یک اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند.

چرا اسرائیل از افزایش نقش ترکیه نگران است؟

نگرانی اسرائیل از افزایش نفوذ ترکیه را می‌توان در سه سطح بررسی کرد.

نخست، مسئله جغرافیا است. گسترش حضور نظامی ترکیه در شمال و شمال‌غرب سوریه می‌تواند فاصله میان زیرساخت‌های نظامی دو کشور را کاهش داده و احتمال برخورد عملیاتی را افزایش دهد.

دوم، مسئله توانمندی نظامی است. ترکیه دارای یکی از مهم‌ترین نیروهای نظامی منطقه است و برخورد احتمالی میان سامانه‌ها یا نیروهای ترکیه و اسرائیل در فضای سوریه می‌تواند ماهیتی کاملاً متفاوت با عملیات اسرائیل علیه گروه‌های مسلح غیردولتی داشته باشد.

سوم، مسئله آینده سوریه است. اگر ترکیه در بازسازی ارتش و ساختارهای امنیتی سوریه نقش محوری پیدا کند، نفوذ آنکارا در دمشق می‌تواند از حضور نظامی فراتر رفته و به نفوذ راهبردی تبدیل شود. از منظر اسرائیل، چنین وضعیتی می‌تواند توازن قدرت در سوریه را تغییر دهد.

با این حال، باید از نسبت دادن یک انگیزه قطعی به عملیات اسرائیل خودداری کرد. آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که اسرائیل نسبت به ایجاد ظرفیت‌های نظامی جدید در سوریه حساس است و افزایش نقش ترکیه، این نگرانی را پیچیده‌تر کرده است.

آیا سوریه به میدان جنگ ترکیه و اسرائیل تبدیل خواهد شد؟

در کوتاه‌مدت، احتمال جنگ مستقیم و گسترده میان ترکیه و اسرائیل همچنان پایین است. هزینه چنین درگیری‌ای برای هر دو طرف بسیار بالاست و آمریکا و روسیه نیز احتمالاً تلاش خواهند کرد از وقوع آن جلوگیری کنند.

اما این به معنای پایین بودن خطر درگیری محدود نیست. عملیات محدود و تنبیهی، رقابت اطلاعاتی و برخوردهای ناخواسته می‌توانند افزایش یابند.

خطر اصلی زمانی ایجاد می‌شود که یکی از طرفین احساس کند طرف مقابل از خطوط قرمز عبور کرده است. استقرار سامانه‌های دفاع هوایی، ایجاد زیرساخت‌های دائمی نظامی، حضور جنگنده‌ها یا نیروهای ترکیه در مناطقی که اسرائیل آنها را حساس تلقی می‌کند، می‌تواند زمینه واکنش اسرائیل را فراهم کند. در مقابل، هدف قرار گرفتن تجهیزات پیشرفته یا زیرساخت‌های راهبردی که توسط اپراتورها یا مشاوران نظامی ترکیه اداره یا نظارت می‌شوند (نه لزوماً سربازان ترک) می‌تواند فشار سیاسی بر آنکارا برای واکنش را افزایش دهد.

بنابراین خطر اصلی در شرایط کنونی لزوماً تصمیم آگاهانه دو کشور برای آغاز جنگ نیست؛ بلکه «اشتباه محاسباتی» است. یک عملیات محدود ممکن است واکنش متقابل ایجاد کند و مجموعه‌ای از اقدامات و واکنش‌ها را به وجود آورد که کنترل آن برای طرفین دشوار شود.

پیامدهای رقابت ترکیه و اسرائیل برای ایران

رقابت ترکیه و اسرائیل در سوریه برای ایران نیز اهمیت ویژه‌ای دارد، اما این اهمیت را نمی‌توان صرفاً در چارچوب تقابل سنتی ایران و اسرائیل تحلیل کرد.

در نگاه نخست، ممکن است افزایش اختلاف میان آنکارا و تل‌آویو برای تهران فرصت تلقی شود؛ زیرا بخشی از فشار و توجه اسرائیل از ایران به سمت ترکیه منتقل خواهد شد. با این حال، افزایش نقش ترکیه در سوریه می‌تواند هم‌زمان چالش‌هایی برای منافع ایران ایجاد کند.

اگر ترکیه به بازیگر مسلط در بخش‌های مهمی از شمال سوریه تبدیل شود و در بازسازی ساختارهای امنیتی و نظامی دمشق نقش محوری پیدا کند، نفوذ ایران در بخشی از سوریه ممکن است کاهش یابد. از سوی دیگر، افزایش عملیات اسرائیل در واکنش به حضور ترکیه می‌تواند سوریه را به عرصه رقابتی چندلایه میان اسرائیل، ترکیه، آمریکا، سوریه و ایران تبدیل کند.

از این منظر، مهم‌ترین پیامد برای ایران، تغییر ساختار رقابت منطقه‌ای در سوریه است. در گذشته بخش مهمی از معادلات امنیتی سوریه حول محور رقابت ایران و اسرائیل تعریف می‌شد؛ اما اکنون رقابت ترکیه و اسرائیل نیز به یکی از محورهای مهم این معادله تبدیل شده است.

با نگاهی عمیق‌تر، تهران به‌خوبی دریافته است که در بلندمدت، هم‌سایه شدن یک ترکیهٔ قدرتمند (عضو ناتو) با دمشق و ایفای نقش در بازسازی ارتش سوریه، می‌تواند چالشی راهبردی و هویتی برای محور مقاومت باشد. برخلاف حملات نقطه‌ای اسرائیل که عمدتاً تهدیدی نظامی محسوب می‌شوند، نفوذ همه‌جانبه و نهادینه‌شده ترکیه به معنای شکل‌گیری نظم امنیتی جایگزینی در سوریه است که ممکن است به تدریج جایگاه سنتی ایران را در ساختار سیاسی و نظامی این کشور کمرنگ کند.

بنابراین، تهران ناگزیر است علاوه بر تحولات روابط ایران و اسرائیل، تغییر موازنه میان آنکارا، دمشق و تل‌آویو و همچنین نقش آمریکا و روسیه در شکل‌دهی به ترتیبات امنیتی جدید سوریه را نیز در محاسبات خود لحاظ کند.

سناریوهای پیش‌رو

سناریوی نخست: مدیریت رقابت
در این سناریو، آمریکا و روسیه موفق می‌شوند میان ترکیه، اسرائیل و سوریه کانال‌های ارتباطی مؤثری ایجاد کنند. طرفین ضمن حفظ مواضع و منافع خود، خطوط قرمز یکدیگر را شناسایی کرده و از برخورد مستقیم جلوگیری می‌کنند. این سناریو در کوتاه‌مدت محتمل‌ترین گزینه به نظر می‌رسد؛ زیرا هزینه رویارویی مستقیم برای همه طرف‌ها بالاست.

سناریوی دوم: رقابت نظامی کنترل‌شده
در این وضعیت، اسرائیل به عملیات محدود علیه زیرساخت‌هایی که آنها را تهدیدکننده امنیت خود می‌داند ادامه می‌دهد و ترکیه نیز حضور خود در سوریه را حفظ یا تقویت می‌کند. با این حال، دو طرف تلاش می‌کنند از هدف قرار دادن مستقیم نیروها یا تجهیزات راهبردی یکدیگر اجتناب کنند. در این سناریو، سوریه به عرصه‌ای برای رقابت سیاسی، اطلاعاتی و نظامی کنترل‌شده تبدیل خواهد شد.

سناریوی سوم: برخورد مستقیم
این سناریو زمانی شکل می‌گیرد که یکی از طرفین به این نتیجه برسد که طرف مقابل از خطوط قرمز عبور کرده است. هدف قرار گرفتن تجهیزات راهبردی تحت نظارت ترکیه توسط اسرائیل، یا واکنش نظامی مستقیم آنکارا (مانند درگیری هوایی یا پهپادی) می‌تواند تنش را به سرعت از سطح کنترل‌شده خارج کند. اگرچه احتمال این سناریو در کوتاه‌مدت پایین‌تر است، اما حمله ابوالظهور نشان داد که فاصله میان رقابت کنترل‌شده و برخورد مستقیم می‌تواند بسیار کمتر از گذشته باشد.

جمع‌بندی

تحولات اوت ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که سوریه در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین نقاط برخورد منافع ترکیه و اسرائیل است. حمله اسرائیل به پایگاه ابوالظهور را باید در چارچوب وسیع‌تر رقابت بر سر آینده ساختار امنیتی و سیاسی سوریه تحلیل کرد، نه صرفاً به‌عنوان یک عملیات نظامی محدود.

ترکیه در تلاش است نقش خود را به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی در ساختار سیاسی و امنیتی سوریه تثبیت کند و از منافع اقتصادی و راهبردی خود در بازسازی این کشور بهره‌برداری نماید، در حالی که اسرائیل می‌کوشد از شکل‌گیری هرگونه ظرفیت نظامی در سوریه که بتواند در آینده تهدیدی علیه امنیت آن ایجاد کند جلوگیری کند. این تفاوت در برداشت از امنیت و نفوذ، زمینه اصلی برخورد منافع دو کشور را فراهم کرده است. در این میان، روسیه و آمریکا هر یک به‌عنوان بازیگرانی که با هر دو طرف رابطه دارند، می‌توانند در مواقع بحران، نقش مدیریت تنش یا تشدید آن را ایفا کنند.

با این حال، تحولات اخیر هم‌زمان نشان می‌دهد که دو طرف فعلاً در پی مدیریت خطر برخورد هستند. تلاش آمریکا برای ایجاد سازوکار رفع برخورد و گفت‌وگوهای فنی سطح پایین سوریه و اسرائیل در ۲۳ اوت نشان می‌دهد که بازیگران اصلی از خطر تبدیل رقابت موجود به رویارویی مستقیم آگاه شده‌اند.

بنابراین، مسئله اصلی در آینده نزدیک احتمال آغاز یک جنگ تمام‌عیار میان ترکیه و اسرائیل نیست؛ بلکه چگونگی مدیریت رقابتی است که به‌تدریج ماهیتی ساختاری پیدا می‌کند. تفاوت مهم این مرحله با گذشته آن است که ترکیه دیگر صرفاً یک بازیگر سیاسی یا حامی برخی نیروها در سوریه نیست، بلکه در صورت تداوم روند کنونی می‌تواند در شکل‌دهی به ساختار امنیتی آینده این کشور نقش مستقیمی ایفا کند.

برای ایران نیز این تحول اهمیت ویژه‌ای دارد. تهران باید علاوه بر تحولات روابط ترکیه و اسرائیل، پیامدهای آن بر جایگاه دمشق، نقش آمریکا و روسیه، موازنه قدرت در شمال سوریه و آینده نفوذ منطقه‌ای خود را ارزیابی کند. رقابت ترکیه و اسرائیل می‌تواند ساختار رقابت‌های منطقه‌ای در سوریه را از یک معادله عمدتاً دوقطبی به یک نظام چندلایه تبدیل کند.

در نهایت، سوریه در حال عبور از مرحله‌ای است که در آن عمدتاً میدان رقابت ایران و اسرائیل تلقی می‌شد. در نظم جدید، ترکیه، اسرائیل، آمریکا، روسیه، دمشق و ایران هر یک بخشی از معادله امنیتی این کشور را شکل می‌دهند. از این رو، آینده سوریه نه فقط به نتیجه رقابت این بازیگران، بلکه به توانایی آنها در مدیریت هم‌زمان تضاد منافع و جلوگیری از تبدیل یک حادثه محدود به بحران منطقه‌ای گسترده‌تر وابسته خواهد بود.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14590
  • نویسنده : الهام حیدری، دبیر گروه مطالعات ترکیه موسسه ایراس
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 4 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای