تاریخ : دوشنبه, ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵ 9 ربيع ثاني 1448 Monday, 21 September , 2026

تحول آرایش حزبی در دومای دولتی روسیه؛ از تکثر پساشوروی تا ثبات نامتقارن، انتخابات ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۶

  • ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۲
تحول آرایش حزبی در دومای دولتی روسیه؛ از تکثر پساشوروی تا ثبات نامتقارن، انتخابات ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۶
آیا انتخابات ۲۰۲۶ می‌تواند آغازگر بازآرایی تازه‌ای در دوما باشد یا خیر؟

#اختصاصی

نویسنده: امیر تواضع، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات روسیه، دانشگاه تهران

مقدمه

انتخابات جدید دومای دولتی روسیه در روزهای ۱۸ تا ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ برگزار شد و حزب «روسیه متحد» بار دیگر به‌عنوان پیروز انتخابات شناخته شد. تداوم جایگاه این حزب، پس از بیش از دو دهه حضور در مرکز آرایش حزبی دوما، فرصتی برای بازنگری در روند تحول نظام حزبی روسیه از نخستین انتخابات دوما در سال ۱۹۹۳ تاکنون فراهم می‌کند. مقاله حاضر با مروری بر نتایج انتخابات‌های دوما در سه دهه گذشته، روند گذار از تکثر و پراکندگی حزبی در سال‌های نخست پساشوروی به ساختاری باثبات‌تر و در عین حال نامتقارن را بررسی می‌کند.

از تکثر پساشوروی تا شکل‌گیری آرایش حزبی جدید

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ روسیه را وارد فضای سیاسی تازه‌ای کرد که قواعد و بازیگران آن هنوز در حال شکل‌گیری بودند. البته روند پیدایش احزاب و جنبش‌های سیاسی از سال‌های پایانی شوروی آغاز شده بود، اما پس از فروپاشی شتاب بیشتری گرفته و احزاب و جریان‌های سیاسی متعددی با گرایش‌های متفاوت وارد صحنه شدند. در چنین فضایی این پرسش مطرح می‌شود که از نخستین انتخابات دوما در سال ۱۹۹۳ تاکنون، آرایش حزبی روسیه چه تغییراتی کرده و این تغییرات در نتایج انتخابات‌های مختلف چگونه دیده می‌شوند؟

همزمان، اختلاف میان بوریس یلتسین و نهاد قانون‌گذاری وقت یعنی کنگره نمایندگان خلق و شورای عالی، بر سر حدود اختیارات نهادهای حکومتی و مسیر اصلاحات شدت گرفت. این تقابل در سپتامبر ۱۹۹۳ پس از فرمان یلتسین برای پایان دادن به فعالیت نهاد قانون‌گذاری وارد مرحله‌ای بحرانی شد. شورای عالی این فرمان را نپذیرفت، یلتسین را از مقام ریاست‌جمهوری برکنار اعلام کرد و الکساندر روتسکوی را به‌عنوان سرپرست ریاست‌جمهوری معرفی کرد. بحران سرانجام در اوایل اکتبر، پس از درگیری‌های خیابانی، مداخله نیروهای نظامی به سود یلتسین و تسلیم رهبران مخالف در ساختمان شورای عالی روسیه در مسکو پایان یافت. چند ماه بعد در ۱۲ دسامبر، قانون اساسی جدید به همه‌پرسی گذاشته شد و نخستین انتخابات دومای دولتی نیز در همان روز برگزار شد. با شکل‌گیری دوما، رقابت میان احزاب و جریان‌های سیاسی که در سال‌های نخست پساشوروی پدید آمده بودند برای نخستین بار در چارچوب ساختار سیاسی جدید روسیه به عرصه انتخابات سراسری کشیده شد. از این مقطع به بعد نتایج انتخابات دوما امکان دنبال کردن تغییر وزن این احزاب، ظهور بازیگران تازه و کنار رفتن برخی جریان‌های سیاسی را در دوره‌های مختلف فراهم می‌کند.

نخستین انتخابات دوما در سال ۱۹۹۳ با نظام انتخاباتی ترکیبی برگزار شد. نیمی از کرسی‌ها از طریق حوزه‌های انتخاباتی و نیم دیگر بر اساس آرای سراسری احزاب و ائتلاف‌ها تعیین می‌شد. در این انتخابات ۱۳ تشکل و ائتلاف سیاسی وارد رقابت شدند که هشت تشکل توانستند از حدنصاب پنج‌ درصدی تعیین شده عبور کنند. حزب لیبرال دموکرات روسیه به رهبری ولادیمیر ژیرینوفسکی با گفتمانی ملی‌گرایانه و تأکید بر اقتدار دولت، با ۲۲٫۹۲ درصد آرا در جایگاه نخست قرار گرفت. پس از آن، جناح سیاسی انتخاب روسیه به رهبری ایگور گایدار که از ادامه اصلاحات اقتصادی و حرکت به سوی اقتصاد بازاری حمایت می‌کرد ۱۵.۵۱ درصد و حزب کمونیست فدراسیون روسیه، منتقد مسیر اصلاحات دولت یلتسین ۱۲٫۴۰ درصد آرا را به دست آوردند. در ترکیب نهایی دوما نیز لیبرال دموکرات‌ها و انتخاب روسیه هر کدام ۶۴ کرسی و حزب کمونیست ۴۲ کرسی کسب کردند.

نتایج این انتخابات بیش از هر چیز از پراکندگی بالای رقابت در نخستین سال‌های پساشوروی حکایت داشت. هشت جریان توانستند از حدنصاب عبور کنند و هیچ‌یک به موقعیتی نزدیک به تسلط بر دوما نرسیدند. در عین حال، برابرشدن تعداد کرسی‌های لیبرال دموکرات‌ها و انتخاب روسیه، با وجود اختلاف محسوس آرای سراسری آنها، نشان می‌داد که در نظام انتخاباتی ترکیبی، موفقیت در حوزه‌های انتخابی نیز می‌توانست به اندازه رأی سراسری احزاب بر وزن نهایی هر جریان در دوما اثر بگذارد. بنابراین نخستین انتخابات، تصویری از یک آرایش حزبی متکثر و هنوز تثبیت ‌نشده ارائه کرد که میزان پایداری آن باید در انتخابات‌های بعد سنجیده می‌شد.

در انتخابات ۱۹۹۵ تعداد تشکل‌ها و احزاب‌ حاضر از ۱۳ مورد در دوره قبل به ۴۳ مورد افزایش یافت اما تنها چهار جریان سیاسی توانستند از حدنصاب پنج‌ درصدی عبور کنند. حزب کمونیست فدراسیون روسیه با ۲۲٫۳ درصد آرا و در مجموع ۱۵۷ کرسی، به بزرگ‌ترین جریان دومای جدید تبدیل شد و نسبت به انتخابات ۱۹۹۳ جایگاه خود را به شکل محسوسی تقویت کرد. پس از آن نیز، حزب لیبرال دموکرات با ۱۱٫۱۸ درصد، جنبش سیاسی خانه ما ـ روسیه به رهبری نخست‌وزیر وقت ویکتور چرنومیردین با ۱۰٫۱۳ درصد و یابلاکا با ۶٫۸۹  درصد قرار گرفتند. جریان سیاسی خانه ما ـ روسیه که در همان سال و با حمایت بخش‌هایی از دولت شکل گرفته بود بر ثبات و ادامه اصلاحات تأکید داشت. در مقابل، یابلاکا نیز با وجود گرایشی اصلاح‌طلب و حمایت از اقتصاد بازاری، نسبت به شیوه اجرای اصلاحات دولت انتقاد داشت.

افزایش آرای حزب کمونیست را نمی‌توان صرفاً نشانه بازگشت گرایش‌های کمونیستی دانست. سال‌های نخست گذار به اقتصاد بازاری برای بخش‌های کثیری از جامعه با کاهش امنیت اقتصادی، افزایش نابرابری و از میان رفتن بخشی از تضمین‌های اجتماعی دوره شوروی همراه شده بود و حزب کمونیست توانست بخشی از این نارضایتی را جذب کند. هم‌زمان، جریان‌های حامی اصلاحات برخلاف کمونیست‌ها میان چند حزب و ائتلاف پراکنده بودند موضوعی که وزن انتخاباتی آنها را با کاهشی محسوس روبرو می‌کرد. از این منظر، انتخابات ۱۹۹۵ تصویری دوگانه از نظام حزبی روسیه ارائه می‌کرد. از یک سو، تنها چهار جریان توانستند از حدنصاب تعیین شده عبور کنند و حزب کمونیست جایگاه بسیار قدرتمندتری نسبت به دوره قبل پیدا کرد. از سوی دیگر، حضور ۴۳ تشکل و پراکندگی بخش بزرگی از آرا میان گروه‌هایی که به حدنصاب نرسیدند نشان می‌داد که فضای حزبی هنوز فاصله زیادی با ثبات داشت. در نتیجه، نسبت به ۱۹۹۳ می‌توان از تقویت برخی احزاب و تمرکز بیشتر نمایندگی در دوما سخن گفت اما هنوز نه به تثبیت کامل و نه به یک آرایش حزبی مشخص رسید.

در انتخابات دسامبر ۱۹۹۹، ۲۶ حزب و ائتلاف سیاسی وارد رقابت شدند که شش مورد از آن‌ها توانستند از حدنصاب پنج‌درصدی عبور کنند. حزب کمونیست با ۲۴٫۲۹ درصد آرا برای دومین دوره پیاپی در جایگاه نخست قرار گرفت. با این حال مهم‌ترین تحول این انتخابات ظهور حزب وحدت بود؛ جریان سیاسی جدیدی که تنها چند ماه پیش از انتخابات با محوریت سرگئی شایگو و حمایت کرملین شکل گرفته بود و با ۲۳٫۳۲ درصد آرا، فاصله بسیار اندکی با کمونیست‌ها داشت. در جایگاه بعدی، ائتلاف انتخاباتی میهن-تمام روسیه با ۱۳٫۳۳ درصد آرا قرار گرفت. این ائتلاف از پیوند جنبش سیاسی میهن به رهبری یوری لوژکوف شهردار وقت مسکو، با جنبش سیاسی تمام روسیه شکل گرفته بود. جریانی که شماری از رهبران مناطق در آن حضور داشتند و یوگنی پریماکوف نیز در رأس فهرست انتخاباتی این ائتلاف قرار گرفت. ائتلاف اصلاح‌طلبان راست‌گرا نیز که ائتلافی از جریان‌های اصلاح‌طلب و طرفدار اقتصاد بازاری، از جمله انتخاب روسیه به رهبری ایگور گایدار، نیروی جدید به رهبری سرگئی کیریینکو و روسیه جوان به رهبری بوریس نمتسوف۸٫۵۲ درصد آرا را به دست آورد. حزب لیبرال دموکرات و حزب یابلاکا نیز هر کدام با نزدیک به شش درصد آرا به دوما راه یافتند. در ترکیب نهایی، حزب کمونیست ۱۱۳ کرسی، وحدت ۷۳ و میهن-تمام روسیه ۶۸ کرسی در اختیار گرفتند.

با وجود حفظ جایگاه نخست از سوی کمونیست‌ها نتیجه انتخابات ۱۹۹۹ از تغییر دیگری در آرایش حزبی روسیه خبر می‌داد. در انتخابات ۱۹۹۵، تقویت حزب کمونیست تا حد زیادی با نارضایتی از پیامدهای سال‌های نخست اصلاحات و پراکندگی جریان‌های اصلاح‌طلب همراه بود اما در انتخابات ۱۹۹۹ در کنار احزاب باسابقه، جریان‌های جدید‌تری نیز توانستند سهم قابل‌توجهی از آرا را به خود اختصاص دهند. موفقیت سریع حزب وحدت را نمی‌توان تنها با برنامه سیاسی آن توضیح داد؛ اعلام حمایت ولادیمیر پوتین از این جریان و برخورداری از پوشش رسانه‌ای گسترده، در افزایش وزن انتخاباتی آن نقش داشت. در مقابل، ائتلاف میهن-تمام روسیه بیشتر بر حمایت شماری از رهبران بانفوذ مناطق و جایگاه سیاسی چهره‌هایی مانند یوگنی پریماکوف و یوری لوژکوف تکیه داشت.

از این منظر، انتخابات ۱۹۹۹ ادامه همان روندی بود که از نخستین انتخابات دوما دیده می‌شد اما شکل آن تغییر کرده بود. دیگر مسئله فقط پراکندگی میان تعداد زیادی حزب نبود؛ ائتلاف‌هایی که در فاصله کوتاهی شکل گرفته و با مراکز قدرت سیاسی پیوند داشتند نیز می‌توانستند بخش بزرگی از آرا را جذب کنند. همین تحول زمینه بازآرایی مهم‌تری را در فاصله انتخابات ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ فراهم کرد.

فاصله میان انتخابات ۱۹۹۹ و ۲۰۰۳ با یکی از مهم‌ترین بازآرایی‌های حزبی فدراسیون روسیه همراه بود. حزب وحدت و ائتلاف میهن-تمام روسیه که در انتخابات ۱۹۹۹ رقیب یکدیگر بودند، پس از انتخابات به‌تدریج به یکدیگر نزدیک شدند. روند ادغام در سال ۲۰۰۱ و در چند مرحله پیش رفت. ابتدا حزب وحدت به رهبری سرگئی شایگو و جنبش سیاسی میهن به رهبری یوری لوژکوف اتحادی مشترک تشکیل دادند و چند ماه بعد جنبش تمام روسیه به رهبری شایمیف نیز به آن پیوست. سرانجام در اول دسامبر همان سال، این سه جریان در قالب حزب جدید روسیه واحد سازمان یافتند و شایگو، لوژکوف و شایمیف به عنوان سه چهره اصلی ساختار جدید در رأس آن قرار گرفتند. به این ترتیب، بخش مهمی از جریان‌ها و شبکه‌های سیاسی که در انتخابات قبلی در قالب تشکل‌های جداگانه فعالیت می‌کردند، این بار در چارچوب یک حزب سراسری وارد رقابت شدند.

در انتخابات دسامبر ۲۰۰۳ از میان ۲۳ حزب و ائتلاف حاضر در بخش سراسری، تنها چهار جریان توانستند از حدنصاب پنج‌درصدی عبور کنند. روسیه واحد با ۳۷٫۵۷ درصد آرا و در مجموع ۲۲۳ کرسی، با فاصله قابل‌توجهی در جایگاه نخست قرار گرفت. حزب کمونیست که در دو انتخابات قبلی بیشترین رأی را کسب کرده بود، این بار با ۱۲٫۶۱ درصد آرا و ۵۲ کرسی در جایگاه دوم قرار گرفت و حزب لیبرال دموکرات نیز با ۱۱٫۴۵ درصد آرا و ۳۶ کرسی به دوما راه یافت. چهارمین جریان، ائتلاف انتخاباتی رودینا بود که همان سال از همکاری چند حزب و جریان میهن‌گرا و اجتماعی، از جمله حزب مناطق روسیه، اراده مردم و حزب سوسیالیست روسیه شکل گرفته بود. سرگئی گلازیف و دیمیتری راگوزین از چهره‌های اصلی آن بودند و این ائتلاف با تأکید بر موضوعات اجتماعی، میهن‌گرایی و انتقاد از الیگارش‌ها توانست ۹٫۰۲ درصد آرا و ۳۷ کرسی به دست آورد. در مقابل، دو جریان اصلاح‌طلبی که در انتخابات ۱۹۹۹ از حدنصاب عبور کرده بودند، این بار از بخش فهرستی دوما کنار ماندند. یابلاکا ۴٫۳۰ درصد و ائتلاف اصلاح‌طلبان راست‌گرا ۳٫۹۷ درصد آرا را به دست آوردند و نتوانستند حدنصاب پنج‌درصدی را پشت سر بگذارند. به این ترتیب، نتیجه انتخابات ۲۰۰۳ فقط از رشد حزب روسیه واحد حکایت نمی‌کرد؛ هم‌زمان وزن حزب کمونیست نسبت به انتخابات قبلی تقریباً نصف شد و جریان‌های اصلاح‌طلب نیز بخش مهمی از جایگاه پارلمانی خود را از دست دادند. موفقیت روسیه واحد را نمی‌توان تنها به یک عامل نسبت داد. ادغام بخش مهمی از نیروهای سیاسی نزدیک به دولت در یک حزب واحد، حمایت آشکار ولادیمیر پوتین و حضور گسترده رهبران و مدیران مناطق، پایگاه سیاسی منسجم‌تری برای این حزب فراهم کرده بود. در کنار این عوامل، گزارش ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز از برتری روسیه واحد در پوشش رسانه‌های دولتی و استفاده گسترده از منابع اداری در جریان انتخابات سخن می‌گفت.

از این منظر، انتخابات ۲۰۰۳ نسبت به سه دوره پیشین نقطه متفاوتی در تحول آرایش حزبی روسیه بود. در انتخابات‌های دهه ۱۹۹۰ هیچ جریان واحدی نتوانسته بود چنین فاصله‌ای با رقبا ایجاد کند، اما روسیه واحد این بار هم در رأی سراسری و هم در تعداد کرسی‌ها جایگاهی به‌مراتب برتر به دست آورد. هم‌زمان، عقب‌نشینی کمونیست‌ها و کنار رفتن جریان‌های اصلاح‌طلب از بخش فهرستی دوما نشان می‌داد که پراکندگی حزبی دهه ۱۹۹۰ به ‌تدریج جای خود را به آرایشی متمرکزتر با محوریت روسیه واحد می‌داد.

انتخابات ۲۰۰۷ با تغییر مهمی در قوانین انتخاباتی همراه بود. نظام ترکیبی دوره‌های پیشین کنار گذاشته شد و هر ۴۵۰ نماینده دوما از طریق فهرست‌های حزبی و به شیوه تناسبی انتخاب شدند. هم‌زمان، حدنصاب ورود به دوما از پنج به هفت درصد افزایش یافت. در آستانه انتخابات نیز ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور وقت، پذیرفت رهبری فهرست انتخاباتی روسیه واحد را عهده گیرد.

در این دوره بازیگر تازه‌ای نیز وارد رقابت شد. حزب روسیه عادل در سال ۲۰۰۶ از ادغام رودینا، حزب زندگی روسیه و حزب بازنشستگان روسیه شکل گرفت و سرگئی میرونوف ریاست آن را بر عهده گرفت. در انتخابات، از میان ۱۱ حزب حاضر تنها چهار حزب از حدنصاب عبور کردند. روسیه واحد با ۶۴٫۳۰  درصد آرا و ۳۱۵ کرسی در جایگاه نخست قرار گرفت و پس از آن حزب کمونیست با ۱۱٫۵۷ درصد و ۵۷ کرسی، حزب لیبرال دموکرات با ۸٫۱۴ درصد و ۴۰ کرسی و روسیه عادل با ۷٫۷۴ درصد و ۳۸ کرسی قرار گرفتند.

نتیجه ۲۰۰۷ نشان می‌داد روند تمرکز آرایش حزبی که در ۲۰۰۳ آشکار شده بود این بار به طور کامل تثبیت شده است. روسیه واحد به اکثریت دوسوم کرسی‌ها رسید و با حذف حوزه‌های تک‌نماینده، مسیر ورود نمایندگان مستقل‌ و جریان‌های کوچک نیز محدودتر شد. در نتیجه، رقابت پارلمانی بیش از گذشته در میان شمار محدودی از احزاب و با برتری روشن روسیه واحد شکل گرفت.

انتخابات  ۲۰۱۱ با همان نظام تناسبی و حدنصاب هفت‌درصدی دوره قبل برگزار شد. در آستانه انتخابات، دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور وقت همانند ولادیمیر پوتین در دوره انتخاباتی قبل در رأس فهرست انتخاباتی روسیه واحد قرار گرفت. هفت حزب وارد رقابت شدند اما همان چهار حزبی که در انتخابات ۲۰۰۷ به دوما راه یافته بودند بار دیگر توانستند از حدنصاب عبور کنند؛ موضوعی که نشان می‌داد ترکیب اصلی رقابت حزبی نسبت به دوره قبل تغییر نکرده است. با این حال، توازن میان این چهار حزب به شکل محسوسی تغییر کرد. روسیه واحد با ۴۹٫۳۲ درصد آرا و ۲۳۸ کرسی همچنان جایگاه نخست و اکثریت دوما را حفظ کرد، اما نسبت به ۶۴٫۳۰  درصد آرا و ۳۱۵ کرسی دوره قبل عقب نشست و اکثریت دوسوم خود را از دست داد. در مقابل، حزب کمونیست با ۱۹٫۱۹ درصد آرا ۹۲ کرسی، روسیه عادل با ۱۳٫۲۴ درصد ۶۴ کرسی و حزب لیبرال دموکرات با ۱۱٫۶۷ درصد ۵۶ کرسی به دست آوردند. هر سه حزب نسبت به انتخابات ۲۰۰۷ سهم بیشتری از آرا و کرسی‌ها کسب کردند.

بنابراین انتخابات ۲۰۱۱ برخلاف دوره‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۷ به تمرکز بیشتر قدرت حزبی منجر نشد، بلکه از تعدیل برتری روسیه واحد در درون همان ساختار چهارحزبی حکایت داشت. بخشی از آرایی که روسیه واحد از دست داد به جای ایجاد یک جریان جدید، میان سه حزب پارلمانی موجود توزیع شد. در نتیجه ساختاری که در ۲۰۰۷ تثبیت شده بود پابرجا ماند، اما فاصله حزب مسلط با رقبای پارلمانی خود کاهش یافت.

انتخابات ۲۰۱۶ با بازگشت نظام انتخاباتی ترکیبی همراه بود. برخلاف دو دوره پیشین که همه ۴۵۰ کرسی از طریق فهرست‌های حزبی توزیع می‌شد، این بار ۲۲۵ نماینده از فهرست‌های سراسری احزاب و ۲۲۵ نماینده از حوزه‌های تک‌نماینده انتخاب شدند و حدنصاب نیز دوباره به پنج درصد کاهش یافت و با اینکه ۱۴ حزب وارد رقابت شدند، اما همان چهار حزب اصلی دوره قبل توانستند از حدنصاب عبور کنند.

روسیه واحد با ۵۴٫۲۰ درصد آرا در جایگاه نخست قرار گرفت و با احتساب پیروزی‌های گسترده در حوزه‌های تک‌نماینده در مجموع ۳۴۳ کرسی به دست آورد. پس از آن، حزب کمونیست با ۱۳٫۳۴  درصد آرا و ۴۲ کرسی، حزب لیبرال دموکرات با ۱۳٫۱۴ درصد و ۳۹ کرسی و روسیه عادل با ۶٫۲۲ درصد و ۲۳ کرسی قرار گرفتند. سه کرسی دیگر نیز از طریق حوزه‌های تک‌نماینده به جریان‌هایی خارج از این چهار حزب رسید. حزب رودینا که در سال ۲۰۰۶ در روند تشکیل روسیه عادل ادغام شده بود، در سال ۲۰۱۲ استقلال سازمانی خود را دوباره احیا کرد و این بار توانست یک کرسی به دست آورد. حزب گراژدانسکایا پلاتفورما نیز که در سال ۲۰۱۲ با ابتکار میخائیل پروخوروف شکل گرفته بود، یک کرسی کسب کرد و یک نامزد مستقل نیز از حوزه تک‌نماینده وارد دوما شد.

اهمیت انتخابات ۲۰۱۶ بیش از آنکه در تغییر ترکیب احزاب اصلی باشد، در نحوه تبدیل آرای حزبی به کرسی‌های دوما دیده می‌شد. روسیه واحد سهم رأی فهرستی خود را نسبت به ۲۰۱۱ تنها چند واحد درصد افزایش داد، اما با بازگشت حوزه‌های تک‌نماینده توانست از سازوکار جدید بیشترین بهره انتخاباتی را ببرد و تعداد کرسی‌های خود را از ۲۳۸ به ۳۴۳ افزایش دهد. در نتیجه فاصله این حزب با سه رقیب اصلی بسیار بیشتر از فاصله‌ای بود که صرفاً از مقایسه آرای سراسری آنها انتظار می‌رفت. بازگشت نظام ترکیبی همچنین امکان حضور محدود چند جریان خارج از چهار حزب اصلی را از طریق حوزه‌های انتخاباتی فراهم کرد، اما این تغییر تأثیر محسوسی بر موازنه کلی دوما نداشت. بنابراین انتخابات ۲۰۱۶ ساختار اصلی رقابت حزبی را دگرگون نکرد؛ بلکه همان ساختار تثبیت‌شده را در شرایطی بازتولید کرد که روسیه واحد توانسته بود برتری خود را در سطح حوزه‌های انتخاباتی نیز به اکثریتی بسیار گسترده در دوما تبدیل کند.

انتخابات سال ۲۰۲۱ نیز با همان نظام ترکیبی دوره قبل برگزار شد. در این انتخابات ۱۴ حزب وارد رقابت شدند و برخلاف سه دوره پیشین، پنج حزب توانستند از حدنصاب عبور کنند.

پیش از انتخابات، یکی از تغییرات مهم در میان احزاب موجود به روسیه عادل مربوط می‌شد. این حزب در فوریه ۲۰۲۱ با دو حزب میهن‌پرستان روسیه و حزب برای حقیقت ادغام شد و با نام روسیه عادل-برای حقیقت وارد انتخابات شد؛ سرگئی میرونوف نیز رهبری ساختار جدید را بر عهده گرفت. در کنار آن، حزب مردم جدید که در سال ۲۰۲۰ تأسیس شده بود و الکسی نچایف در زمان انتخابات ریاست آن را بر عهده داشت برای نخستین بار در انتخابات دوما شرکت کرد. در نتایج نهایی، روسیه واحد با ۴۹٫۸۲ درصد آرا در جایگاه نخست باقی ماند و پس از آن حزب کمونیست با ۱۸٫۹۳ درصد، حزب لیبرال دموکرات با ۷٫۵۵ درصد، روسیه عادل ـ برای حقیقت با ۷٫۴۶ درصد و مردم جدید با ۵٫۳۲ درصد قرار گرفتند. با احتساب حوزه‌های تک‌نماینده، روسیه واحد در مجموع ۳۲۴ کرسی، حزب کمونیست ۵۷، روسیه عادل-برای حقیقت ۲۷، حزب لیبرال دموکرات ۲۱ و مردم جدید ۱۳ کرسی به دست آوردند.

نتیجه انتخابات ۲۰۲۱ در عین حفظ الگوی کلی دوره قبل، یک تغییر مهم در آرایش حزبی دوما ایجاد کرد. روسیه واحد نسبت به ۲۰۱۶ هم در سهم آرای فهرستی و هم در تعداد کرسی‌ها عقب نشست، اما با ۳۲۴ کرسی همچنان اکثریت بسیار گسترده خود را حفظ کرد. در مقابل حزب کمونیست نسبت به دوره قبل وزن انتخاباتی بیشتری به دست آورد. مهم‌تر از همه، ورود حزب مردم جدید به دوما باعث شد ساختار چهارحزبی که از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۶ بدون تغییر باقی مانده بود، برای نخستین بار شکسته شود. با این حال، افزایش تعداد احزاب پارلمانی به تغییر بنیادین موازنه قدرت در دوما منجر نشد. روسیه واحد همچنان فاصله قابل‌توجهی با سایر احزاب داشت و حوزه‌های تک‌نماینده بار دیگر به این حزب امکان داد سهمی از کرسی‌ها به دست آورد که به‌مراتب بیشتر از سهم آن از آرای فهرستی بود. در نتیجه، انتخابات ۲۰۲۱ را می‌توان هم نشانه‌ای از افزایش محدود تنوع حزبی در دوما و هم ادامه ساختار متمرکز شکل‌گرفته در دوره‌های پیشین دانست.

فاصله میان انتخابات ۲۰۲۱ و آستانه انتخابات ۲۰۲۶ با تغییر اساسی در ترکیب احزاب پارلمانی همراه نشد. پنج فراکسیون اصلی دوما یعنی روسیه واحد، حزب کمونیست، حزب لیبرال دموکرات، روسیه عادل و مردم جدید، همچنان ساختار اصلی پارلمان را تشکیل می‌دادند و نظام انتخاباتی ترکیبی با ۲۲۵ کرسی فهرستی و ۲۲۵ حوزه تک‌نماینده نیز بدون تغییر باقی ماند.

مهم‌ترین تحول در میان احزاب باسابقه به حزب لیبرال دموکرات مربوط بود. پس از درگذشت ولادیمیر ژیرینوفسکی در سال ۲۰۲۲، لئونید اسلوتسکی به ریاست حزب رسید و این جریان برای نخستین بار از زمان شکل‌گیری خود وارد دوره‌ای بدون رهبری ژیرینوفسکی شد. در سوی دیگر مردم جدید در سال ۲۰۲۴ با حزب رشد ادغام شد، اما نام و ساختار اصلی خود را حفظ کرد و بوریس تیتوف، رهبر حزب رشد، به ریاست شورای سیاسی فدرال مردم جدید رسید. روسیه عادل نیز در سال ۲۰۲۵ پس از چند سال فعالیت با عنوان روسیه عادل-برای حقیقت، دوباره نام پیشین خود را برگزید. در روز‌های انتخابات نیز دیوان عالی روسیه در ۱۰ اوت ۲۰۲۶، به‌دنبال شکایت حزب رودینا، فهرست سراسری حزب یابلاکا را از انتخابات حذف کرد. یابلاکا تنها حزب ثبت ‌شده بود که آشکارا با جنگ در اوکراین مخالفت می‌کرد.

در مجموع، این تحولات بیش از آنکه آرایش حزبی جدیدی را در دوما ایجاد کنند، به تغییرات درونی در همان ساختار پنج ‌فراکسیونی منجر شدند. حذف فهرست یابلاکا، که در دوما کرسی نداشت، نیز ترکیب را تغییر نداد؛ اما دامنه رقابت در ایام انتخابات را محدودتر کرد. بنابراین روسیه با ترکیبی وارد دوره انتخاباتی ۲۰۲۶ شد که اساس آن در انتخابات ۲۰۲۱ شکل گرفته بود، هرچند برخی احزاب از نظر رهبری و سازمان داخلی دستخوش تغییر شده بودند و عرصه رقابت حتی پیش از رأی‌گیری تنگ‌تر شده بود.

نتیجه‌گیری:

اگر بخواهیم حاصل این سه دهه را در پاسخ به پرسش اصلی پژوهش جمع‌بندی کنیم، آنچه بیش از همه در آرایش حزبی روسیه تغییر کرده، صرفاً کم‌شدن تعداد احزاب نیست. فضای پراکنده و بی‌ثبات سال‌های نخست، به‌تدریج جای خود را به نظمی داده که در آن جایگاه بازیگران اصلی و نسبت قدرت میان آن‌ها روشن‌تر و باثبات‌تر شده است. در این ساختار، تغییر میزان رأی احزاب همچنان امکان‌پذیر است، اما این نوسانات در بیشتر موارد به جابه‌جایی اساسی بازیگران اصلی منجر نمی‌شود. به بیان دیگر، رقابت انتخاباتی از مرحله‌ای که در آن  هویت و بقای بازیگران دائماً در حال تغییر بود به مرحله‌ای رسیده که رقابت بیشتر بر سر وزن و جایگاه احزاب درون ساختاری نسبتاً پایدار جریان دارد.

نتایج انتخابات‌ها نیز همین تحول را نشان می‌دهند. استمرار حضور چند حزب در دوره‌های متوالی، در کنار فاصله پایدار روسیه واحد با رقبا، نشان می‌دهد که ثبات سازمانی و نابرابری در وزن پارلمانی به‌طور هم‌زمان افزایش یافته‌اند. در عین حال، ورود بازیگرانی مانند مردم جدید نشان می‌دهد که این ساختار بسته و غیرقابل نفوذ نیست؛ اما ورود بازیگران جدید تاکنون به بازآرایی اساسی موازنه موجود منجر نشده است. همچنین تفاوت میان سهم رأی و سهم کرسی‌ها نشان می‌دهد که قواعد انتخاباتی نیز می‌توانند شدت این نابرابری را افزایش یا کاهش دهند، بدون آنکه لزوماً ساختار اصلی رقابت را تغییر دهند. از این رو، تحول اصلی را می‌توان در شکل‌گیری نوعی ثبات نامتقارن دید. رقابت چندحزبی و امکان ورود بازیگران تازه باقی مانده، اما این رقابت در چارچوبی محدودتر و باثبات‌تر جریان دارد که مرکز ثقل آن طی بیش از دو دهه پیرامون روسیه واحد باقی مانده است. بنابراین، مهم‌ترین تغییر از انتخابات ۱۹۹۳ تا آستانه انتخابات ۲۰۲۶ را می‌توان گذار از رقابت حزبی پویا  به رقابتی باثبات‌تر اما نامتقارن‌تر دانست؛ ساختاری که در آن تکثر حزبی باقی مانده، اما مرکز ثقل رقابت پارلمانی به‌طور پایدار پیرامون روسیه واحد شکل گرفته است.

با توجه به روند شکل گرفته در سه دهه گذشته، آرایش حزبی روسیه امروز از ثبات بیشتری نسبت به سال‌های نخست پساشوروی برخوردار است، اما تجربه دوره‌های مختلف نشان داده که این ثبات می‌تواند در اثر تغییر وزن احزاب یا ورود بازیگران جدید دست‌خوش تغییراتی هرچند کوتاه شود. از این رو، پرسش پایانی این است که: آیا انتخابات ۲۰۲۶ می‌تواند آغازگر بازآرایی تازه‌ای در دوما باشد یا خیر؟

 

فهرست منابع:

  1. Государственная Дума Федерального Собрания Российской Федерации. (n.d.). История Государственной Думы. https://duma.gov.ru/duma/about/history/information/
  2. Голосов, Г. В. (۱۹۹۷). Пределы электоральной инженерии: Смешанные несвязанные избирательные системы в новых демократиях. Полис. Политические исследования, (۳), ۱۰۲–۱۱۳٫ https://www.politstudies.ru/article/2275
  3. Голосов, Г. В. (۲۰۰۵). Сфабрикованное большинство: Конверсия голосов в места на думских выборах ۲۰۰۳ г. Полис. Политические исследования, (۱), ۱۰۸–۱۱۹٫
    https://doi.org/10.17976/jpps/2005.01.09
  4. Кынев, А. В., & Любарев, А. Е. (۲۰۲۴). Партии и выборы в России ۲۰۰۸–۲۰۲۲: История заката. Новое литературное обозрение. https://nlobooks.ru/books/biblioteka_zhurnala_neprikosnovennyy_zapas/7503/
  5. vyborakh [The Supreme Court cancelled Yabloko’s registration in the Duma elections]. https://w.interfax.ru/russia/1108541
لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14740
  • نویسنده : امیر تواضع، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات روسیه، دانشگاه تهران
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 2 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای