#اختصاصی
نویسنده: معصومه فلاحتی، دکتری روابط بین الملل
توافق دفاعی یونان و اسرائیل برای ایجاد سامانه یکپارچه و چندلایه پدافند هوایی، موشکی و ضدپهپادی موسوم به “سپر آشیل”، یکی از مهمترین نشانههای دگرگونی محیط امنیتی مدیترانه شرقی در سال ۲۰۲۶ است. این توافق در شرایطی نهایی شد که ترکیه و یونان، پس از بحرانهای شدید سالهای گذشته، همچنان کانالهای گفت وگوی سیاسی، دستورکار مثبت و اقدامات اعتمادساز را حفظ کردهاند. در نتیجه مساله اصلی این نیست که آیا “سپر آشیل” صرفاً توان دفاعی یونان را افزایش میدهد، بلکه باید پرسید این توافق چگونه بر ادراک تهدید، موازنه بازدارندگی و چشمانداز تنشزدایی میان آتن و آنکارا اثر میگذارد.
استدلال اصلی آن است که “سپر آشیل” در کوتاه مدت میتواند قابلیت بازدارندگی دفاعی یونان و توان آن برای مدیریت تهدیدات هوایی، موشکی و پهپادی را تقویت کند؛ اما اگر در ترکیه به منزله بخشی از آرایش مهارکننده آتن- تل آویو-نیکوزیا تعبیر شود به تشدید معمای امنیت و تقویت رقابت راهبردی منجر خواهد شد. هم زمانیِ زمان توافق مزبور با آغاز عملیاتیسازی “توافق دفاعی مشترک مکه” میان ترکیه، عربستان و پاکستان به معنای وجود دو ائتلاف رسمیِ متقابل نیست؛ با این حال، نشانهای از همپوشانی و قطبیشدن نسبی ترتیبات امنیتی در محیط گستردهتر مدیترانه شرقی و غرب آسیا است.
روابط ترکیه و یونان در دهههای اخیر همواره ترکیبی از رقابت ژئوپلیتیکی، اختلافهای حقوقی و دریایی و همکاریهای محدود اما ضروری بوده است. اختلاف بر سر تحدید فلات قاره و منطقه انحصاری اقتصادی، قلمرو هوایی و دریایی در اژه، وضعیت جزایر، قبرس، مهاجرت و تفسیر قواعد حقوق بینالملل در مدیترانه شرقی، زمینهای پایدار برای بیاعتمادی متقابل ایجاد کرده است. با وجود این از سال ۲۰۲۳ دو طرف کوشیدهاند روابط را بر سه محور “گفت وگوی سیاسی”، “دستورکار مثبت” و “اقدامات اعتمادساز” سامان دهند. نشست ششم شورای عالی همکاری یونان و ترکیه در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ در آنکارا، استمرار همین رویکرد را تائید کرد و نخست وزیر یونان، اعلام کرد که دو کشور در دو سال اخیر شبکهای از نشستها و کانالهای ارتباطی ایجاد کردهاند و بر توسعه اقدامات اعتمادساز، همکاری در مدیریت مهاجرت، تجارت، سرمایه گذاری، حفاظت مدنی و گردشگری تاکید دارند. او در عین حال تصریح کرد که مساله تحدید مناطق دریایی در اژه و مدیترانه شرقی همچنان اختلاف اصلی از نگاه آتن است و باید براساس حقوق بینالملل و حقوق دریاها حل و فصل شود.
این وضعیت نشان میدهد که تنشزدایی ترکیه و یونان بیش از آن که به معنای حل و فصل اختلافهای ساختاری باشد، نوعی مدیریت رقابت است؛ طرفین کوشیدهاند هزینه بحران را پایین آورند، تماسهای نظامی و سیاسی را حفظ کنند و از تبدیل اختلافها به رویارویی مستقیم جلوگیری کنند؛ اما منشاهای اصلی واگرایی همچنان پابرجاست. از همین رو، هر تحول تازه در حوزه ائتلافهای دفاعی، خرید تسلیحات یا ترتیبات امنیتی منطقه ای میتواند بر شکنندگی این فرایند اثرگذار باشد.
یونان و اسرائیل در ۳۱ اوت ۲۰۲۶ توافقی حدود ۳٫۵ میلیارد دلاری را برای ایجاد “سپر آشیل” نهایی کردند؛ سامانهای که قرار است پدافند هوایی، دفاع موشکی و مقابله با پهپادها را در یک معماری فرماندهی و کنترل واحد به هم پیوند دهد. این توافق بخشی از برنامه گستردهتر نوسازی نظامی یونان تا سال ۲۰۳۰ و فراتر از آن است. بر مبنای گزارشها، آتن در کنار “سپر آشیل” برنامههایی برای خرید جنگندههای F-35 از ایالات متحده و ناوچه از فرانسه و ایتالیا را دنبال میکند. در نتیجه، توافق با اسرائیل را نباید یک معامله تسلیحاتی منفرد دانست، بلکه باید آن را بخشی از تلاش یونان برای ارتقای تاب آوری دفاعی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی و تقویت موقعیت بازدارندگی خود در محیط پرمخاطره پیرامونی ارزیابی کرد. با این همه، موقعیت جغرافیایی و سیاسی یونان سبب میشود هرگونه تقویت پدافند آن، ناگزیر در نسبت با ترکیه نیز خوانده شود. تحلیلها نشان میدهد که نگرانی یونان از افزایش ظرفیت پهپادی ترکیه، اختلافهای دریایی حل نشده و تنشهای مرتبط با با اژه و مدیترانه شرقی در محاسبات یونان نقش داشته اند.
از منظر نظریه بازدارندگی، “سپر آشیل” میتواند به افزایش بازدارندگی از طریق انکار منجر شود، یعنی یونان با بالا بردن توان کشف، رهگیری و خنثی سازی تهدیدهای هوایی و موشکی، احتمال موفقیت حمله یا فشار نظامی علیه خود را کاهش میدهد. در این معنا، سامانه پدافندی بر خلاف قابلیتهای تهاجمی دوربرد، اساساً برای افزایش هزینه و کاهش فایده اقدام نظامی طرف مقابل طراحی میشود. اگر این توانمندی به گونه ای شفاف، محدود و دفاعی ادراک شود میتواند در شرایط بحران به کاهش وسوسه آزمودن خطوط قرمز و در نتیجه ثبات بیشتر کمک کند.
اما مساله در روابط ترکیه و یونان صرفاً ماهیت فنی سامانهها نیست، بلکه “ادراک سیاسی” از آنها است. در منطق معمای امنیت، اقدام دفاعی یک دولت ممکن است از نگاه دولت رقیب به عنوان گام مقدماتی برای تغییر موازنه قوا، محدودسازی آزادی عمل یا تکمیل آرایش ائتلافی خصمانه تفسیر شود. بنابراین، افزایش امنیت یک طرف میتواند ناخواسته احساس ناامنی طرف دیگر را افزایش دهد. ترکیه احتمالاً “سپر آشیل” را تنها بر مبنای سامانههای موشکی و راداری آن ارزیابی نخواهد کرد. این توافق در بستر گسترده تری از روابط نظامی یونان، اسرائیل و قبرس، رقابت بر سر مدیترانه شرقی، اختلافهای دریایی و سیاست وطن آبی ترکیه معنا مییابد. گسترش همکاری آتن و تل آویو به ویژه اگر به تبادل داده، آموزش مشترک، همگرایی عملیاتی یا پیوند با ترتیبات امنیتی قبرس منتهی شود، میتواند در آنکارا به عنوان تلاشی برای ایجاد مزیت ژئوپلیتیکی علیه ترکیه فهم شود.
در این چارچوب، اثر “سپر آشیل” بر تنش زدایی دوگانه است. در سناریوی نخست، اگر طرفین به گفت وگوهای سیاسی و اقدامات اعتمادساز پایبند بمانند، افزایش توان دفاعی یونان ممکن است به تثبیت بازدارندگی وکاهش احتمال سوء محاسبه کمک کند. در سناریوی دوم، اگر این توافق به عنوان بخشی از سیاست محاصره یا ائتلافسازی ضدترکیه تعبیر شود، احتمال دارد ترکیه به سمت توسعه بیشتر قابلیتهای پهپادی، موشکی، دریایی و جنگ الکترونیک همراه با تقویت همکاریهای امنیتی برون منطقهای حرکت کند. پیامد چنین روندی نه جنگ فوری، بلکه تشدید رقابت تسلیحاتی، فرسایش اعتماد و محدود شدن ظرفیت سیاسی برای حل اختلافها خواهد بود.
تقارن زمانی، امضای “سپر آشیل” با مرحله نخست نهادینهسازی و عملیاتیسازی توافق مکه، زمینه را برای خوانشهای رقابتی فراهم کرده است. با این حال، باید از نتیجهگیری شتاب زده درباره شکلگیری دو بلوک متخاصم اجتناب کرد. توافق مکه رسماً دفاعی توصیف شده و مقامهای ترکیه اعلام کردهاند که علیه کشور خاصی نیست و قرار نیست جایگزین تعهدات ترکیه در ناتو شود. از سوی دیگر، “سپر آشیل” نیز در وضع موجود یک پروژه دوجانبه دفاع هوایی میان یونان و اسرائیل است، نه یک پیمان دفاعی جمعی یا تعهد حمله متقابل. در نتیجه، تعبیر آنها به عنوان دو ائتلاف رسمی متقابل، فاقد پشتوانه نهادی کافی است، اما میتوان آنها را نشانههایی از رقابت در حال گسترش بر سر معماری امنیتی منطقه دانست.
“سپر آشیل” در سطح فنی، پروژه ای برای تقویت پدافند چندلایه یونان در برابر تهدیدهای هوایی، موشکی و پهپادی است؛ اما در سطح راهبردی بخشی از بازآرایی تدریجی محیط امنیتی مدیترانه شرقی محسوب میشود. اثر آن بر روابط ترکیه و یونان به طور خودکار نه تنش زا است و نه تنش زدا. متغییر تعیین کننده، نحوه ادراک دو طرف، شیوه استقرار سامانه، میزان پیوند آن با همکاریهای نظامی گسترده تر و پایداری کانالهای گفت وگوی دوجانبه خواهد بود. در نهایت، مساله اصلی “سپر آشیل” این نیست که یونان حق تقویت دفاع از قلمرو خود را دارد یا نه؛ بلکه پرسش کلیدی آن است که آیا افزایش بازدارندگی دفاعی در سایه گفت وگو و شفافیت به ثبات راهبردی کمک میکند یا در بستری از بیاعتمادی و ائتلافسازی به چرخه تازهای از رقابت امنیتی تبدیل میشود. پاسخ به این پرسش، بیش از فناوریهای پدافندی به کیفیت دیپلماسی بحران میان آتن و آنکارا وابسته است.
منابع
۱-Valente, Giorgia (2026), What’s Behind the $3.6 Billion Israel-Greece Defense Deal?,themedialine.org.
۲- Frantzman,Seth j.(2026), Regional geopolitical shifts felt as Mecca agreement, Israel-Greece pacts develop-analysis, The Jerusalem Post, jpost.com.
۳- Michalopoulos, Sarantis (2026), Brussels smiles on Turkey’s Mecca defence pact despite chinese espionage fears, euractiv.com.
۴- Lawal, Shola (2026), Why has Greece signed a $3.5bn missile deal with Israel?, aljazeera.com.
۵- دنیای اقتصاد (۱۴۰۵)، “سپر آشیل” بر فراز یونان، donya-e-eqtesad.com.
۶- فرارو (۱۴۰۵)، جزئیات سامانه پدافندی اسرائیل در یونان؛”سپر آشیل”، fararu.com.
۷- خوانساری، علی (۱۴۰۵)،سپر آشیل؛ حلقه تازه موازنه سازی در شرق مدیترانه، zaviyeinsight.com.
۸- آراز نیوز (۱۴۰۵)، اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه: پیمان دفاعی مکه علیه هیچ کشور مشخصی نیست، araznews.org.
۹- حاجی مینه، رحمت، لشنی، منصور، سیفی، بهزاد (۱۴۰۳)، اختلافات دریایی ترکیه و یونان در دریای اژه از منظر حقوق بین الملل با تاکید بر دریای سرزمینی، نشریه علوم و فنون آبخاکی، دوره چهار، شماره چهارم.
۱۰- TRT فارسی، سفر نخست وزیر یونان به ترکیه برای ششمین نشست شورای عالی همکاری، trtfarsi.com.
۱۱- ایرنا (۱۳۹۵)، اختلافات و چالشها در روابط یونان و ترکیه/تنشها افزایش یافته است، irna.ir.









