تاریخ : چهارشنبه, ۶ آبان , ۱۴۰۵ 17 جماد أول 1448 Wednesday, 28 October , 2026

نشست چهارجانبه تهران؛ آزمونی برای گذار از مدیریت بحران به همکاری امنیتی

  • ۰۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۲
نشست چهارجانبه تهران؛ آزمونی برای گذار از مدیریت بحران به همکاری امنیتی
نشست تهران را باید در چارچوب تلاش ایران برای مقابله با فشارهای هم‌زمان نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک بررسی کرد.

#اختصاصی

نویسنده: حسن بهشتی‌پور، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و عضو شورای علمی ایراس

دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، هیئت‌هایی عالی‌رتبه از عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در تهران با مقام‌های ایران دیدار کردند: شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان؛ فیلدمارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان؛ و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه. این نشست به میزبانی محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، برگزار شد و بر اساس بیانیه پایانی، چهار طرف توافق کردند گفت‌وگوها درباره صلح و امنیت منطقه را ادامه دهند.

نشست در شرایطی برگزار شد که تهدیدهای واشنگتن و تل‌آویو بالا گرفته و نگرانی از بازگشت جنگ شدت یافته بود. اهمیت آن کمتر در نتایج فوری و بیشتر در پرسشی است که پیش می‌نهد: آیا قدرت‌های منطقه می‌توانند بخشی از مدیریت بحران را خود برعهده بگیرند؟ تز این یادداشت آن است که ارزش نشست تهران در ایجاد یک کانال گفت‌وگوی مستمر میان چهار بازیگر مؤثر است، نه در تشکیل ائتلاف یا نظمی جدید؛ و داوری درباره آن را باید با شاخص‌های مشخص و در بستر زمان انجام داد.

از مدیریت بحران تا ترتیبات امنیتی

به گزارش رویترز، پیشنهاد این نشست در سفر اخیر عاصم منیر به تهران مطرح شد. هم‌زمان، میانجیگری قطر و پاکستان ادامه داشت. هدف نخست نشست روشن است: گشودن مسیر گفت‌وگو و کاهش خطر محاسبه اشتباه در لحظه‌ای که فضای سیاسی و رسانه‌ای احتمال جنگی تازه را بالا برده است.

تجربه جنگ اخیر برای کشورهای منطقه این پرسش را جدی‌تر کرده که آیا اتکای صرف به همکاری با قدرت‌های خارجی، به‌ویژه آمریکا، امنیت آنها را تضمین می‌کند. گسترش جنگ، حتی کشورهای غیرمشارکت را هم متأثر می‌کند. از این منظر، گفت‌وگو میان کشورهای منطقه، حتی میان کسانی که با هم اختلاف دارند، می‌تواند احتمال خطا را کم کند و زمینه مداخله بازیگران بیرونی را محدود سازد.

با این حال نباید میان یک ابتکار موقت برای مهار بحران و شکل‌گیری نظم امنیتی پایدار پیوندی خودکار فرض کرد. نظم پایدار به نشست‌های منظم، اعتمادسازی، دستور کار مشترک و سازوکارهای اجرایی نیاز دارد. اما این دو هدف در تقابل هم نیستند: کاهش احتمال جنگ پیش‌شرط هر ترتیب پایدارتری است.

ساختار نامتقارن نشست

عنوان «چهارجانبه» ساختار واقعی نشست را کامل نشان نمی‌دهد. عربستان، پاکستان و ترکیه امسال پیمانی دفاعی امضا کرده‌اند که بر پایه آن حمله به هر یک، حمله به همه تلقی می‌شود؛ پاکستان آن را تصویب کرده و تصویب در مجلس ترکیه در انتظار است. در عمل، سه عضو یک پیمان دفاعی در برابر ایران نشسته‌اند.

این ساختار دو معنا دارد. از یک سو، حضور این سه کشور در تهران، با وجود همکاری نظامی‌شان با یکدیگر، نشان می‌دهد که آنها برای مهار بحران، کانال ارتباطی با ایران را ضروری می‌دانند. از سوی دیگر، تهران ناگزیر باید بپرسد که این سه کشور، با روابط و تعهداتی که در قبال آمریکا و یکدیگر دارند، چه تضمینی می‌توانند بدهند و چه نفوذی بر واشنگتن دارند. برخی تحلیلگران همین نقطه را ضعف اصلی ابتکار می‌دانند: ایران تضمین معتبر برای جلوگیری از حمله دوباره می‌خواهد و روشن نیست این سه کشور بتوانند چنین تضمینی بدهند. اگر نقش تضمین‌کننده برای عربستان، پاکستان، ترکیه و قطر در نظر گرفته شود، باید دید این نقش چگونه تعریف و اجرا می‌شود.

پاکستان و ترکیه هم منافع یکسانی ندارند. اسلام‌آباد با هر دو سوی بحران روابطی نزدیک و حساس دارد و ترکیه، با عضویت در ناتو و رقابت‌هایش با ایران در سوریه و قفقاز، موقعیتی متفاوت دارد. هیچ‌کدام از این‌ها مانع گفت‌وگو نیست، اما انتظار ائتلافی منسجم را غیرواقع‌بینانه می‌کند.

یمن؛ نخستین آزمون عملی

بحران یمن مهم‌ترین آزمون عملی این ابتکار است، چون نخستین تماس عالی‌رتبه ایران و عربستان پس از تشدید حملات حوثی‌ها به اهداف سعودی در ماه‌های اخیر در همین نشست رخ داد. ایران پیش‌تر پیشنهاد میانجیگری میان ریاض و انصارالله را مطرح کرده بود؛ به گفته عراقچی در ۲۸ مهر، هیچ‌یک از دو طرف هنوز به آن پاسخ نداده بودند.

امنیت عربستان را نمی‌توان جدا از یمن دید. دو کشور حدود ۱۳۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند و مداخله نظامی ریاض از سال ۲۰۱۵ یکی از عوامل تداوم منازعه بوده است. گسترش عملیات به مناطق دور از مرز، از جمله صنعا و بخش‌هایی از جنوب، به تشدید ناامنی انجامیده است. بنابراین کاهش پایدار تهدیدها علیه عربستان بدون بازنگری در سیاست این کشور در قبال یمن و رسیدن به تفاهمی سیاسی با طرف‌های یمنی ممکن نخواهد بود.

در عین حال، تحلیل منصفانه باید دو نکته را بپذیرد. نخست، نگرانی ریاض از حمایت ایران از انصارالله و حملات این گروه، بخشی از بی‌اعتمادی میان دو کشور است و نادیده گرفتنش به نفع هیچ ابتکار گفت‌وگومحوری نیست. دوم، انصارالله در تصمیم‌گیری مستقل عمل می‌کند. روابط نزدیک آن با ایران و هم‌سویی‌شان در برخی مسائل منطقه‌ای به معنای تبعیت کامل نیست و رفتار این جنبش در یازده سال گذشته را باید با تحولات میدانی، رفتار عربستان و محاسبات خاص خودش تحلیل کرد. بنابراین ایران می‌تواند میانجی یا تسهیل‌گر باشد، اما نمی‌تواند به جای انصارالله تصمیم بگیرد. موفقیت هر راه‌حل به گفت‌وگوی مستقیم با طرف‌های اصلی و توجه به نگرانی‌های امنیتی هر دو سوی منازعه بستگی دارد. نقش پاکستان و ترکیه نیز در همین چارچوب قابل تعریف است: تسهیل ارتباط و پشتیبانی از میانجیگری، نه جایگزینی اراده طرف‌های اصلی.

دیپلماسی و آمادگی دفاعی؛ دو مسیر مکمل

نشست تهران را باید در چارچوب تلاش ایران برای مقابله با فشارهای هم‌زمان نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک بررسی کرد. ایران هم‌زمان در پی تقویت توان دفاعی، حفظ ظرفیت‌های راهبردی، افزایش تاب‌آوری اقتصادی و بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود در خلیج فارس و تنگه هرمز است. دیپلماسی منطقه‌ای می‌تواند بخشی از همین تلاش برای کاستن از دامنه تهدیدها باشد.

این دو مسیر در تقابل هم نیستند. مذاکره برای کاهش خطر جنگ به معنای نادیده گرفتن تهدیدها نیست، و آمادگی دفاعی نباید به رد پیشینی هر ابتکار دیپلماتیک بینجامد. هر پیشنهاد را باید با هدف، شواهد، ظرفیت اجرا و پیامدهای احتمالی‌اش سنجید. از سوی دیگر، تشدید فشار نظامی و اقتصادی علیه ایران لزوماً اهداف فشارآورندگان را محقق نمی‌کند و ممکن است ناامنی منطقه را بیشتر کند؛ و این خود دلیلی است برای کشورهای منطقه تا به کاهش تنش علاقه‌مند باشند.

چه چیزی را باید سنجید؟

برای داوری درباره آینده این ابتکار، بیانیه‌ها کافی نیستند. شاخص‌های زیر نشان می‌دهند نشست تهران به کجا می‌رود:

تداوم نهادینه: برگزاری نشست دوم، تعیین زمان و محل آن و ثابت ماندن سطح نمایندگی.

سازوکار عملی: ایجاد خط تماس مستقیم، کارگروه امنیتی یا هر سازوکار مشترک برای مدیریت بحران.

یمن: پاسخ ریاض و انصارالله به پیشنهاد میانجیگری و کاهش ملموس حملات.

تضمین: روشن شدن اینکه نقش تضمین‌کننده (اگر مطرح شود) چگونه تعریف می‌شود و آمریکا چه واکنشی نشان می‌دهد.

رفتار پیمان سه‌جانبه: مسیر تصویب پیمان دفاعی در ترکیه و برداشت تهران از آن.

رفتار واشنگتن و تل‌آویو: اینکه تهدیدها پیش از انتخابات در دو کشور به عمل می‌انجامد یا نه.

اگر چند مورد از این شاخص‌ها محقق شود، می‌توان از گذار به ترتیبات امنیتی پایدارتر سخن گفت. اگر نشست دوم برگزار نشود یا تنش‌ها به درگیری نظامی بینجامد، تهران به محک دیگری وارد خواهد شد: آیا همین کانال ارتباطی به کار مدیریت بحران خواهد آمد؟

در نهایت، نشست تهران نه نشانه قطعی نظمی امنیتی، بلکه گامی برای آزمودن امکان آن است. پاسخ را باید در تداوم گفت‌وگوها و رفتار عملی این کشورها در قبال بحران‌های منطقه جست‌وجو کرد.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14917
  • نویسنده : حسن بهشتی‌پور، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و عضو شورای علمی ایراس
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 4 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای