آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
اجلاس رهبران BRICS در آینده نزدیک در آفریقای جنوبی برای یک اجلاس تاریخی برگزار می شود تا سازمانی را که یک چهارم اقتصاد جهان را در اختیار دارد به یک نیروی ژئوپلیتیکی تبدیل کند و با اکتساب هویت حقیقی سیاسی و بین المللی بتواند سلطه غرب در امور جهانی را به چالش بکشد.
عمران خان، بحران سیاسی را در پاکستان تشدید کرد و ارتش پاکستان را نیز به چالش کشاند. زندانی کردن عمران خان و محرومیت پنج ساله او از فعالیتهای سیاسی عمران خان را در نزد هوادارانش محبوبتر کرده است. مقاومت عمران خان در مقابل ارتش، اعتبار ارتش در بخشی از جامعه پاکستان را زیر سؤال برده است. در چنین فضائی از واقعیتهای متناقض، دولت موقت "کاکر" روی کار آمد تا انتخاب آتی را برگزار کند. این که شرایط داخلی پاکستان در چه مسیری امکان تحرک بیابد، بدرستی روشن نیست. قویترین حدس ادامه بحرانهای سیاسی اقتصادی و امنیتی است آن هم در شرایطی که ورود عنصر تحریک طالبان خلافتگرا و متحد داعش بر پیچیدگیهای عالم سیاست در پاکستان به نحو محسوسی افزوده است و ابهامهای جدیدی از آینده پاکستان بوجود آورده است. بیثباتی سیاسی اقتصادی و امنیتی پاکستان را در معرض دخالت خارجی قرا داده است و چین و آمریکا را در این کشور وارد رقابت کرده است. این عامل خارجی نه تنها کمکی به بهبود شرایط پاکستان نمیکند بلکه به نوبه خود، بحرانها را عمیقتر خواهد کرد. در کنار این گونه مسائل، عامل هند - رقیب منطقهای پاکستان- را هم باید در نظر گرفت که سیاست استراتژیکش، تضعیف پاکستان تا فروپاشی و تجزیه از درون با احتساب عناصر قومی در ایالتهای خیبر پختونخواه، بلوچستان و سند است. اتهامهایی که پاکستان به هند وارد میکند مبنی بر اینکه هند به تحریک طالبان پاکستان کمک میکند و یا در بلوچستان به جریانهای جدائیطلب، کمکهای مالی و تسلیحاتی ارائه میدهد در همین راستا، قابل تأمل به نظر میرسند.
با وجود همه فراز و فرودهای دهههای گذشته، تحولات مربوط به خط لوله گاز تاپی از ژوئن 2023 شدت گرفته است و امضای توافقنامه جدید بین ترکمنستان و پاکستان نیز مؤید این ادعا است. میتوان گفت که چشمانداز «تحقق کامل» تاپی، در عین حال که بستری برای توسعه روابط برد-برد بین بازیگران ذینفع فراهم میآورد، اهمیت و جایگاه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی کشورهای سهیم در آن را نیز افزایش خواهد داد.
بنیاد گرایی افراطی از نوع وهابی، با توسل به حربه «تکفیر»، به مبارزه با تمامی مذاهب و فرق اسلامی غیر از وهابیت پرداخته و سایر گروهها را یکسره بر باطل و حتی کافر میپندارد. مکتب دیوبندی در پاکستان، جناح فکری رقیب خود «بریلوی» را که حلقه دیگری از سنیان حنفی مسلک است، کافر قلمداد نموده و مخالفت با آن را از وظایف شرعی خود میپنداشت. چنانکه «سپاه صحابه» در اوان ظهورش، مبارزه با بریلویها و شیعیان را در کنار هم، از اهداف اصلی خود قرار داده بود، اما پس از سیاسی شدن گروه مذکور، شیعیان به عنوان تنها دشمن اصلی برای آنها مطرح گردید. دشمنی با شیعه در تاریخ مکتب دیوبندی سابقه دیرینهای دارد.
یکی از محورهای مهم در همکاری اروپا با این منطقه در مورد انرژی است و قاره سبز به این نتیجه رسیده که منطقه به عنوان یک تامین کننده مهم در طرح های بزرگ ژئوپلیتیکی هیچ ساختار و یا سازمان اروپایی یا غربی جایگاهی ندارد و هر راهبردی برای افزایش نفوذ اروپا در منطقه باید بر اساس منافع متقابل و در درجه اول از طریق مشارکت اقتصادی باشد و اروپا باید به عنوان جذاب ترین شریک برای منطقه، از منظر عمل گرایانه به موضوع نگاه کند.
به گفته تحلیلگران و مقامات محلی صدها سرباز جوان طالبان در آرزوی رسیدن به جهاد و شهادت بهطور غیرقانونی وارد پاکستان شدهاند تا با عضویت در تحریک طالبان پاکستان به جهاد مشغول شوند.
علی بمان اقبالی زارچ در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: از زمان آغاز حمله روسیه به اوکراین، چندین کشور آسیای مرکزی از مسکو فاصله گرفته اند. این امتناع از همسویی روابط پیچیده و دوسویه این جمهوری های شوروی سابق را با متحد تاریخی خود نشان می دهد و سوال اساسی این است که آیا این آغاز از دست دادن نفوذ روسیه در آسیای مرکزی است؟
برای ارزیابی حکومت طالبان در دو سال گذشته، موضوعها و موارد مختلف میتوانند به عنوان معیار موفقیت و یا ناکامی مورد بررسی قرار گیرند اما تجربه نشان داده است که معیارهای انتزاعی و یا فرعی برای بررسی حکومت عملکرد حکومت سرپرست افغانستان و چشماندازهای پیش رو، کارآمدی لازم را ندارند. از این رو بر اساس تجربه به دست آمده، تلاش شده است که در این نوشته بر اساس چند فاکتور مشخص که در سرنوشت حکومت طالبان و مردم افغانستان نقش تعیین کنندهای دارند، کارکرد حکومت طالبان در دومین سال حاکمیت، مورد ارزیابی قرار گیرد.