قرقیزستان و بازآرایی نوین امنیت منطقهای در آسیای مرکزی
نگاهی به تفاهم نامه منطقه آزاد ارس با راهآهن ایران
فراتر از جنگ اوکراین: لاوروف و تصویر روسیه از یک رویارویی تاریخی با غرب
مسیر هند به سوی حاکمیت انرژی خورشیدی در سال ۲۰۲۶
دهمین شماره نشریه تخصصی «اکونامه»
باله روسی؛ از هنر درباری تا نماد هویت فرهنگی روسیه
آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
خاطرات آیت الله هاشمی: گيرافتادن قطار حامل اسلحه ايرانى براى [احمد] شاه مسعود، [وزیر دفاع دولت مجاهدین افغانستان] در قرقيزستان، مورد توجه رسانهها است و دولت قرقيزستان را هم در مخمصه قرار داده است.
«این منطقه (ناگورنو- قره باغ) براساس قطعنامههای سازمان ملل که در سال 1993 تصویب شده است، بخشی از خاک (جمهوری) آذربایجان است؛ اما پس از 27 سال ارمنستان هنوز به اِشغال این منطقه ادامه میدهد. سازمان ملل آن قدر که در زمینه رسیدگی به مشکلات مسلمانان سُست و بیچاره است، برای رسیدگی به خواست مسیحیان چُست و همهکاره است»
در صورت احیای واقعی سیستم واحد انرژی آسیای مرکزی، بسیاری از مشکلات منظقه حل میشوند. به منظور صدور حجم بیشتر گاز، ترکمنستان باید حجم تولید را افزایش دهد. البته ذخایر زیادی در میادین گازی این کشور وجود دارند و ترکمنستان چهارمین کشور جهان از نظر ذخایر گاز طبیعی (پس از روسیه، ایران و قطر) است. اما نمیتوان به صراحت اعلام کرد که ترکمنها قادر به افزایش تولید گاز به طور جدی خواهند بود.
ناظران معتقد هستند که فساد محلی نقش اصلی در سقوط دولت افغانستان ایفا کرد. به همین دلیل و به دلیل نهادینه شدن فساد در این کشور، بسیاری معتقدند که طالبان قادر به اداره کردن افغانستان نخواهد بود.
منتقدان بدرستی خطرات ظهور مجدد طالبان را گوشزد میکنند. ظهور ایدئولوژیهای افراطی، نفوذ پاکستان و عربستان و وهابیت، ظلم به شیعیان هزاره، به خطر افتادن منافع اقتصادی و فرهنگی، احتمال مداخله و ناامنی در شرق کشور بخصوص در مناطق سنینشین شرق کشور و حتی احتمال وقوع جنگی همانند جنگ هشت ساله عراق، بخشی از این خطرات است. در ایام پیشروی طالبان به سمت کابل، برخی حتی پیشنهاد مداخله نظامی و حمایت از شیعیان و فعال کردن لشگر فاطمیون را مطرح کردند. منتقدان همچنین مذاکره با طالبان را اشتباه و حتی خیانت تلقی میکنند و مدعیاند که آرمانهای طالبان تغییری نکرده، و نباید فریب تغییرات ظاهری رفتارشان را بخوریم.
تا زمان فتحعلی شاه خوانین مرو و بخارا و خیوه و سایر نواحی ترکستان از دولت ایران اطاعت می نمودند و پادشاهان ایران نیز فرامینی به نام آنان صادر می کردند و ایران نسبت به آنان حاکمیت صوری داشت ولی پس از شکستهای ایران از روسیه و ضعفی که عارض دولت ایران شد، خوانین مزبور دیگر اعتنایی به حکومت تهران نداشته و خود را مستقل می دانستند.
روسیه با دقت تحولات افغانستان را پیگیری می کند و با محافظه کاری خاص خود در جستجوی بهترین پاسخ به این تحولات است. نگرانی روسیه از تحولات افغانستان تبدیل شدن این کشور به منبع بی ثباتی در منطقه و سرایت آن به روسیه است. برای روسیه و کشورهای آسیای مرکزی، جریان پناهجویان و فعالیت های برون مرزی تروریستی سازمان های شبه داعش مشکل اساسی ایجاد می کند. علاوه براین افغانستان منبع اصلی مواد مخدر منتقل شده از آسیای مرکزی به روسیه نیز می باشد.
خیلی از چارچوب ها ومعیارهایی که مستشرقین روس در زمان شوروی تعریف کرده اند متاسفانه همچنان درفضای ذهنی شرقشناسان قفقازی و آسیای مرکزی غالب ومسلط است و به نفعشان هم هست و ملیت هایی که به معنی چارچوب ملی قالب خاصی هم نداشتند چارچوب های ملی شان را مدیون روس ها هستند.