میراث ایرانی در قفقاز؛ از زبان و ادبیات تا فرهنگ و تاریخ
نگاه اروپا به اجلاس بریکس در دهلینو؛ میان واگرایی ژئوپلیتیکی و ضرورت گفتوگو با جنوب جهانی
هجدهمین نشست بریکس: اهداف چین و ظرفیتهای پیشروی ایران
چگونه بریکسپلاس باید نظم دیجیتال جدید را شکل دهد
تاجیکستان در سیوپنجمین سال استقلال؛ از تثبیت دولت ملی تا فرصتهای تازه در روابط با ایران
راهآهن حجاز: احیای پروژه تاریخی در قلب ژئوپلیتیک خاورمیانه
این یک واقعیت است که روسیه انگیزههای سیاسی برای ساخت و گسترش نیروگاههای هستهای در کشورهای آسیای مرکزی دارد. پس از الحاق کریمه در سال 2014، روسیه از نظر سیاسی تا حدودی از جهان غرب جدا شد و تلاش میکند با کمک به توسعه صنعت هستهای در کشورهای آسیای مرکزی باعث شکلگیری پیوندهای مستحکمتر و گسترش نفوذ خود در این کشورها شود. به عقیده مخالفان، برای قزاقستان خطر بزرگتر از نیروگاه هستهای، خطر پررنگتر شدن حضور روسیه است. یک نیروگاه هستهای قزاقستان را با اقتصاد روسیه، بیش از پیش ادغام میکند و نیز احتمالاً روسیه در نظر دارد قزاقستان را سالها به بهانه تعهدات مختلف تحت کنترل خود نگه دارد.
در طول دهههای گذشته سیاست خارجی چین در قبال افغانستان بیشتر واکنش به سیاست قدرتهای بزرگ مانند شوروی سابق، آمریکا و ناتو بوده است و حتی در بحث امنیتی نیز سیاست پکن نوعی واکنش به روابط چریکهای اویغور با طالبان بوده است.
در صورتی که اکو با محوریت ایران بتواند در میانمدت یک گفتمان همگرایانه برای تجمیع مزیتهای نسبی ژئواکونومیکی اعضا در یک بازی با حاصل جمع جبری مثبت ایجاد کند، میتواند از قِبَل آن در شبکه ژئواکونومیکی منطقهای ایجاد شده؛ مقاومسازی اقتصاد، احیاء ظرفیتهای بالقوه ژئواکونومیک و حتی ارتقاء وجوه گوناگون سیاست همسایگی خود را رقم بزند. این رویکرد به ویژه باتوجه به تعامل نزدیک با ازبکستان و ترکیه قابل تحقق خواهد بود.
نفوذ چین در آسیای مرکزی همواره با مناقشات بسیار زیادی مواجه بوده است. برخی رویکردها اعتقاد به گذار از اقتصاد به امنیت در زمینه های نفوذ چین در منطقه داشته و برخی رویکردها نیز ضمن آن که این گذار را در بلندمدت اجتناب ناپذیر می دانند، «انفعال خودخواسته» چین در موضوعات مهم منطقه ای را عاملی برای عدم تمایل پکن به پرداخت هزینه های این راهبرد در بازه کنونی می پندارند.
چندی پیش، «ملا عبدالغنی برادر» معاون نخست وزیر حکومت طالبان، در شهر «تیانجین» چین متعهد شد که هرگز به هیچ نیرویی اجازه نخواهد داد تا دست به اقدامات خرابکارانه علیه چین بزند. «سهیل شاهین» سخنگوی طالبان افغانستان نیز در گفتگوی اختصاصی با «گلوبال تایمز» چین عنوان کرد که بسیاری از اعضای «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» خاک افغانستان را ترک کردهاند چون طالبان به آنها اعلام کرده است نباید از خاک افغانستان برای انجام حملات علیه سایر کشورها استفاده شود. در همین حال، «وانگ یی» وزیر خارجه چین هم از طالبان خواسته بود تا نیروهای این جنبش را سرکوب کند. با توجه به موضعگیری طالبان علیه «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» و جانبداری آن از پکن، آیا طالبان میتواند به وعدههای خود عمل کرده و دیگر پناهگاهی را در اختیار گروههایی که تهدیدی مستقیم علیه منافع ملی چین محسوب میشوند قرار ندهد؟ به نظر میرسد که متغیرهای مختلفی بر این سیاست طالبان اثرگذار است که نمیتوان با قطعیت به این پرسش پاسخ مثبت داد.
کتاب حاضر برای دانشجویان رشته تاریخ در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به عنوان منبع اصلی درس «تاریخ اسلام در آسیای میانه» به ارزش 2 واحد ترجمه شده است.
جای تعجب نیست که کشورهای آسیای مرکزی تمایل بیشتری به همکاری با روسیه دارند تا با چین. بسیاری از آنها به زبان روسی صحبت میکنند، از الفبای سیریلیک استفاده میکنند و به دلیل تاریخ سیاسی مشترک، فرهنگ تجاری و دانشگاهی روسیه را درک میکنند. اخبار و سرگرمیهای روسی زبان (و متعلق به روسیه) بر رسانههای آسیای مرکزی تسلط دارند، پیامهای طرفداران پوتین را منتشر میکنند، وابستگی به فرهنگ روسیه را تشویق میکنند - و گاهی نگرانیها در مورد فساد چین در کشورهای زیر چتر "برنامه کمربند و راه" را برجسته میکنند. در مقابل، تعداد بسیار کمی از مردم این منطقه به زبان چینی صحبت میکنند، و اغلب سینوفوبیا (چین هراسی) شدید دارند.
دولت تاجیکستان طی سالهای اخیر گاهی تنشهای بسیار جدی و گاهی نیز روابط راهبردی گرمی را با بازیگران مختلف منطقه از جمله آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه، افغانستان و ایران تجربه کرده است. این نوسانات اگرچه در کوتاهمدت ممکن است عاملی از بیثباتی در سیاست خارجی برداشت شود، اما با فهمِ بلندمدت رفتارهای تکرار شونده این کشور، میتوان این همگرایی و واگراییهای مقطعی را به نوعی در چارچوب اصول رفتاری سیاست خارجی این جمهوری ارزیابی کرد.