آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
باوجود آنکه پاکستان و هندوستان هر دو عضوی از سازمان همکاری شانگهای هستند و ایران و افغانستان نیز عضو ناظر این سازمان و هدف اصلی از تشکیل این سازمان در سال 2001 مباحث امنیتی برای حفظ امنیت جهت توسعه اقتصادی کشورهای عضو و ناظر تشکیل شده، اما رقابتهای دهلی نو و اسلامآباد و اثرگذاری آن بر امنیت افغانستان و ایران و سایر کشورهای هم مرز با افغانستان عملا ماهیت و شعار این سازمان را دچار چالش کرده است.
روسیه از خروج سربازان آمریکایی و ناتو از افغانستان، به عنوان ابزاری برای افزایش نفوذ خود در این کشور بهره خواهد برد. برای نیل به این هدف، مسکو راهبرد خود مبنی بر افزایش همکاری هم زمان با دولت افغانستان و طالبان را ادامه خواهد داد.
طی یک هفته گذشته تحلیلهای متفاوتی در رسانهها دربارۀ چرایی خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان مطرح شده است.
با خروج نیروهای ناتو از افغانستان و پیشروی طالبان در این کشور نظم نوینی به وجود آمده است که به لحاظ مناسبات ونظم جدید بین المللی نیازمند بررسی می باشد.
همزمان با اعلان رسمی خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان، موضوع تأسیس یک پایگاه نظامی در مناطق مجاور افغانستان، با تمرکز بر آسیای مرکزی از سوی محافل سیاسی و رسانهای آمریکا مطرح شد. کشورهای آسیای مرکزی و بویژه روسیه در این بازه واکنشهای سرسختانهای نسبت به این طرح نشان دادند. مقامات روسیه نظیر لاوروف این اقدام را خلاف توافقات پیشین عنوان کرده و مدتی پس از آن نیز سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه عازم آسیای مرکزی شد تا در خصوص نظر شرکای مسکو، اطمینان یابد.
آنچه طی روزهای گذشته از تحولات افغانستان مخابره شد این است که همچنان دخالت کشورهای خارجی در این کشور مشهود است؛ به گونهای که در پیشرویهای طالبان میبینیم که این جریان بدون شلیک حتی یک گلوله، بسیاری از شهرهای افغانستان را به تصرف خود در میآورد.
سياست "تفرقه بينداز و حكومت كن" از معروف ترين سياست هاي رژيم سلطنتي بریتانیای کبیر است كه قرن هاست در حال اجرایی شدن است. از اختلاف افكني هاي قومي و مذهبي در درون كشورها گرفته تا ايجاد اختلافات و چالش ها در مرزهاي كشورها و حتي تجزيه آن ها با محوريت ايجاد مناقشات مرزي از جمله نمادهاي اين سياست است. شايد بتوان گفت كه يكي از ريشه هاي بحران هاي بسياري از مناطق جهان، برگرفته از همين سياست و مداخلات آشكار و پنهان انگليس است كه تلاش دارد تا از اين موازنه ها براي رسيدن به منافع استعماري خود بهره گيرد.
این روزها طالبان در افغانستان مدام در حال فتح شهر و روستاست؛ درست در زمانی که ایالات متحده در حال ترک این کشور است.