ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
نهمین نشست «پیوندهای فرهنگی و تمدنی ایران و اوراسیا» با محوریت بررسی کتاب «ایران کجاست، ایرانی کیست» برگزار شد
دیپلماسی اقلیمی اروپا در آسیای مرکزی: امنیت انرژی یا استعمار سبز؟
گامبهگام در مسیر تغییر
کریدور ترانزیتی ایران–پاکستان در میانه تنشها و محاصره دریایی ایران
ساختار رقابت: سیاست قدرت در دوران پساغربی
بازخوانی کتاب «ماهیت تصمیمگیری: تشریح بحران موشکی کوبا» و تأثیر روششناسی بر تحلیل سیاسی
تقریبا همزمان با سفر اخیر ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه به چین در جریان آغاز بازیهای المپیک زمستانی، دو کشور قراردادهای بلندمدتی برای عرضه نفت و گاز امضا کردند. بر این اساس، شرکت روسنفت طی ۱۰ سال ۱۰۰میلیون تن نفت خام (معادل روزانه ۲۰۰هزار بشکه) به شرکت سیانپیسی چین تحویل خواهد داد که ارزشی برابر با ۸۰میلیارد دلار دارد. علاوه بر این، در بخش گاز هم شرکت گازپروم روسیه سالانه ۱۰میلیارد مترمکعب گاز اضافی به چین صادر خواهد کرد که طی ۲۵ سال ارزشی معادل ۵/ ۳۷میلیارد دلار خواهد داشت.
چرا ایران برای چینیها جذاب است؟ این سوال را مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران پاسخ داده و در قالب یک گزارش سه عامل محرک را در جهتگیری تازه چین به سمت ایران حیاتی اعلام کرده است. این گزارش تصریح میکند، چین در راستای حفظ امنیت انرژی خود بهعنوان یکی از اهداف کلان توسعه اقتصادی در افق۲۰۴۹ به ایران که دارنده منابع عظیم انرژی و صاحب موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه است، نگاه ویژهای دارد.
ولادیمیر پوتین در جایگاه رهبر روسیه نوین با این حجم هزینه سیاسی و امنیتی و انجام مانورهای گسترده نظامی که برای نشان دادن اراده وجدیت خود در بدست آوردن تضمینهای امنیتی و تامین اهداف کلیدی و راهبردی در باره اوکراین بعمل آورده است، اگر در پایان این ماجرا نتواند موقعیت و وضعیت اوکراین در رابطه با روسیه را تعیین تکلیف کند، در انجام ماموریت ناتمام خود شکست خورده و بازنده جنگ سرد دوم با امریکا خواهد بود، که خود آن را آغاز و داغ کرده است.
از روزی که گورباچف در سال 1989 پذیرفت که با انحلال پیمان ورشو کشور آلمان متحد شکل بگیرد، روندی در گسترش شرقی ناتو آغاز شد که اوج آن در سال 1997 و پذیرش کشورهای اروپای شرقی بود و تعبیر دولتمردان و نخبگان روس از این روند چیزی جز تحقیر ملت روسیه نبوده است.
این روزها که تنش میان روسیه از یک سو و آمریکا و ناتو از سوی دیگر بر سر اوکراین بالا گرفته و حتی احتمال بروز درگیری نظامی وجود دارد، بارها شنیدهایم که طرفین سخن از «توافق مینسک» به میان آورده و یکدیگر را به عدم پایبندی به آن متهم می کنند.
رویدادهای قزاقستان در ژانویه سال 2022 و همچنین خصومتها در مرز قرقیزستان-تاجیکستان در تابستان سال 2021، دولتهای کشورهای آسیای مرکزی را وادار میکند تنها به نیروهای مسلح خود و تقویت پتانسیل نظامی و امنیتی خود متکی باشند. به جرأت میتوان گفت که عامل افغانستان و تهدیدهای ناشی از آن، کشورهای منطقه آسیای مرکزی را برای مدت طولانی به همکاری نظامی-سیاسی هم با فدراسیون روسیه و چین و هم با ایالات متحده آمریکا و کشورهای ناتو در حوزه امنیت و مبارزه با تروریسم ملزم خواهد کرد. این چشم انداز به افزایش رقابت بین بازیگران منطقهای و جهانی در منطقه آسیای مرکزی منجر میشود.
به نظر میرسد چین طی سالهای اخیر از گزارههای پیشنهادی اولیه خود مبنی بر ظهوری کاملا مسالمتآمیز عبور کرده است. در شرایط جدید محیط پیرامونی، به ویژه در دریای چین جنوبی، تایوان، هنگکنگ و اکنون آسیای مرکزی، چین رویکرد برونگرایانهتری را از خود بروز داده است. در این چارچوب تغییر رفتار و موضعگیریهای این کشور در قبال آسیای مرکزی نیز محسوس بوده است. در حالی که در بحرانهای پیشین پکن عملاً سکوت مطلق را در قبال تحولات در پیش میگرفت و تلاش میکرد تزاحمی با منافع بازیگران دیگر در منطقه ایجاد نکند، در بحران اخیر قزاقستان با «انقلاب رنگی» خواندن این تحولات، عملاً یک موضع فعالانه را اتخاذ کرد. نخستین برونداد این رویکرد را نیز میتوان در متقاعد کردن کشورهای آسیای مرکزی برای حضور در افتتاحیه المپیک زمستانی پکن مشاهده کرد.
امروز ما با یک بحران قابل اجتناب بین ایالات متحده و روسیه روبرو هستیم که قابل پیش بینی بود، این بحران عمداً تسریع شد اما به راحتی می توان با استفاده از عقل سلیم آن را حل کرد.