تحلیل عملکرد روسیه و چین در موضوع بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران
اجلاس شانگهای را باید همچون بسیاری پدیدههای دیگر معاصر در پرتو تحولات بزرگ جهانی دید.
حضور فعال ایران در چنین اجلاسهایی به معنای توانایی کنترل و هدایت جریانهای ترانزیتی است.
خواستِ تغییر، بیش از همه، از درون خود آمریکا برمیخیزد، همانگونه که در دهه ۱۹۸۰ از جامعه شوروی برخاسته بود.
سازمان همکاری شانگهای نه حامل یک پروژه بزرگ چندقطبی و نه ابزار سلطه چین، بلکه سکویی برای مدیریت روابط پیچیده کشورهای کلیدی اوراسیا است.
سه تمدن کهن بهمثابه قطبهای مستقل پا به پیش میگذارند.
روابط ایران و پاکستان، همواره تحت تأثیر عوامل تاریخی، تمدنی، سیاسی، فرهنگی و قومی بوده است. قبایل و خاندانهای تاریخی مشترک بهویژه در مناطق مرزی، از مهمترین عناصر تأثیرگذار بر مناسبات دو کشور بودهاند. این خاندانها و قبایل علاوه بر شکلدهی به روابط دوجانبه، به عنوان پل ارتباطی بین دو ملت عمل کردهاند. لیکن، تفاوتهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی گاه باعث ایجاد چالشهایی در این مسیر شده است. برخی از این قبایل به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، در معرض تأثیرپذیری از تحولات منطقهای و بینالمللی قرار داشتهاند که این امر میتواند هم به عنوان فرصتی برای همکاریهای بیشتر و هم به عنوان عاملی برای تنشهای احتمالی عمل کند. با توجه به نقش نیروهای اجتماعی در همگرایی فرهنگی و سیاسی جوامع، فهم دقیق پویاییهای قبیلهای و کارویژۀ خاندانهای مهم و اثرگذار تاریخی بین پاکستان و ایران که ناشی از تمدن و فرهنگ مشترک است، بیش از پیش ضروری به نظر میرسد. در این مطلب، تلاش شده است به اختصار به برخی خاندانهای کنونی پاکستان که ریشه در تبار ایرانی و اعماق تاریخ مشترک دو کشور دارند و نقش و کارکرد آنها در همگرایی فرهنگی دو جامعه پرداخته شود.
مقامات چینی معتقدند که هزینههای رشد پایین، تورم منفی و شرکای تجاری خشمگین ارزش توجه کردن دارند.
بر اساس اعلام رسمی، مسیر پیشنهادی تحت حاکمیت ارمنستان خواهد ماند، اما توسعه و بهرهبرداری از زیرساختها به کنسرسیومی به رهبری آمریکا سپرده میشود؛