آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
هدف اصلی ناتو همچنان استفاده از تهدید افغانستان برای ایجاد پایگاه نظامی آمریکا در قلمروی حداقل یکی از کشورهای آسیای مرکزی خواهد بود. البته رسیدن به این هدف در شرایط فعلی برای ایالات متحده و متحدانش در ناتو چندان آسان نخواهد بود.
عربی-مد یک کریدور تجاری چندوجهی و در حال ظهور است که میتواند الگوهای تجاری بین منطقه اقیانوس هند، خاورمیانه و اروپا را با ایجاد ارتباط تجاری در حاشیه جنوبی اوراسیا از نو پیکربندی کند.
پیچیدگی مضاعف مناسبات چندلایه و چندوجهی در آسیای مرکزی طبیعتا بروندادهای راهبردی زیادی را در بر دارد که این بروندادها را میتوان به عنوان بخشی از ویژگیهای بازی بزرگ چندوجهی نیز در نظر گرفت. از جمله مهم ترین بروندادهای این امر میتوان به افزایش دایره تأثیرگذاری فرامنطقهای آسیای مرکزی با ظهور ابتکارهای منطقهای اشاره داشت. در حقیقت ابتکارهای سیاسی، امنیتی و بویژه ژئواکونومیکی در این منطقه بوضوح بر روندهای بینالمللی و حتی نظم جدید در ساختار نظام بینالملل اثرگذار خواهند بود.
جنگِ اوکراین در واقع ادامهٔ کشمکش های ژئوپولیتیکِ گذشته میان قدرتهای جهانی بر سرِ تسلط یافتن بر اوراسیا است لذا انتظار می رود این جنگ برای سالهای خطرناک پیشِ رو ادامه پیدا کند! در جنگِ اوکراین ، ائتلافی متشکل از نظامهای اقتدارگرایِ تجدیدنظر طلب ( در این منطقه) در مقابلِ دموکراسیهای غربی به سرکردگیِ آمریکا شکل گرفته است.
هدف از مبارزه ما از بین بردن نظام دست نشانده مستبد فعلی است، همچنین هر نظامی که بعد از آن و مبتنی بر ارزشهای غیر اسلامی می آید.
حضور پرشمار کشورهای جنوب شرق آسیا در آسیای مرکزی میتواند فرصتها و تهدیدهایی را برای جمهوری اسلامی ایران در بر داشته باشد. با تحریم روسیه و عدم امکان استفاده از زیرساختهای روسیه، عملا بسیاری از طرحهای اوراسیایی این کشورها با چالش مواجه شده و این موضوع میتواند آنها را به سمت استفاده از مسیر ایران ترغیب کند.
احسان موحدیان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: باکو با هدف جلب نظر تاجیکستان و افزایش همگرایی میان این کشور و سازمان کشورهای ترک از قصد خود برای همکاری نفتی و گازی با دوشنبه خبر داده است. در صورت کشف منابع نفت و گاز، عملیاتی شدن این همکاری به جذب تاجیکستان به کریدور ترنس – کاسپین برای صادرات انرژی و دور شدن این کشور از ایران می انجامد. تاجیکستان تنها کشور فارسی زبان آسیای میانه است که ترکیه و باکو برای جذب آن به سازمان کشورهای ترک برنامه جدی دارند تا ایران در مقابله با ناتوی ترکی همراهان کمتری داشته باشد.
تاشکند و باکو قصد دارند همکاریهای دوجانبه را گسترش و تعمیق بخشند. درنتیجه سفر شوکت میرضیایف در ۲۲ تا ۲۳ اوت به آذربایجان بستهای از توافقات دوجانبه تصویب شد.