جایزه «حافظانه بهاءالدین خرمشاهی» برگزیدگان خود را شناخت
راهگذر واخان: حلقهای نوظهور در بازآرایی پیوندهای افغانستان، چین و ایران
واکاوی اهداف پیدا و پنهان سفر وزیر خارجه ایالات متحده به آسیای مرکزی
جهانیاست بنشسته در گوشه
جمهوری چهارم ارمنستان؛ صلح، هویت و نبرد بر سر مشروعیت
جنگ آلمان و روسیه در منطقه خاکستری؟
توافق راهبردی ایران و چین سبب شد موجی از طرفداری و مخالفت با این توافقنامه را برانگیزد، هرچند این توافق صرفاً نقشه راه تلقی می شود، و شکل دقیق حقوقی به خود نگرفته است. مفروض ما در این یادداشت آن است که چین به زودی به بزرگ ترین قدرت اقتصادی جهان تبدیل خواهد شد. طرفداری و مخالفت با این توافقنامه گاه رنگ و بوی سیاست داخلی به خود می گیرد، و محافظه کاران را در گروه نخست، و اصلاح طلبان را در گروه دوم قرار می دهد. البته، ضرورتاً نه همه محافظه کاران موافقند، و نه همه اصلاح طلبان مخالف. چین زدگی و چین ستیزی، همانند غرب زدگی و غرب ستیزی، مبنای خاص فکری ندارد. پس، بهتر است مواضع له و علیه این توافق راهبردی را به دو دسته دیگر تقسیم کنیم: تحلیل های کارشناسانه، و مواضع غیرکارشناسانه. متأسفانه، برخی مخالفت ها و موافقت ها نسبت به این توافق، کارشناسانه ارزیابی نمی شوند.
نویسنده: آ. پولیواچ[۱] در پنج سال گذشته، منطقه آسیای میانه شاهد روندهای افزایش تعامل اقتصادی با روسیه بوده است. این روند موجب ایجاد اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همچنین گسترش تعامل بین کشورهای آسیای میانه با جمهوری خلق چین در چارچوب ابتکار اقتصادی-خارجی پکن «یک کمربند_ یک جاده» شده است. در این رابطه، این سوال مورد […]