از «شبکه مخفی» تا ادعای «کودتای شوروی»: نقد مستند روایت بن مکاینتایر درباره کوزیچکین و حزب توده
تحول آرایش حزبی در دومای دولتی روسیه؛ از تکثر پساشوروی تا ثبات نامتقارن، انتخابات ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۶
سیاست خارجی ارمنستان پس از ۳۵ سال استقلال؛ روسیه، غرب و جایگاه ایران در راهبرد جدید ایروان
“سپر آشیل“ و چشمانداز تنش زدایی در روابط ترکیه و یونان؛ تقویت بازدارندگی یا تعمیق شکاف؟
دلارزدایی در بریکس؛ گامهای کوچک برای تغییر یک نظم بزرگ
شخصیت؛ آثار و مبانی اندیشگی الکساندر دوگین: از متافیزیک سیاسی تا استراتژیهای نئواوراسیاگرا
آخر هفته گذشته در نشست وزرای امور خارجه G7 در آلمان شرکت کردم. یکی از موضوعات اصلی ما تأثیر منفی گسترده جنگ علیه اوکراین بر اقتصاد جهانی بود که خطرات بیثباتی قابل توجهی در بسیاری از مناطق و کشورها داشت. همانطور که در کنفرانس ویدئویی با وزیر امور خارجه اندونزی مورد تأکید قرار گرفت این موضوع میتواند حمایت بین المللی برای محکومیت تجاوز روسیه را تضعیف کند. اروپاییها باید به طور کامل نسبت به خطرات این موضوع آگاه باشند و برای محدود کردن آنها در سطح جهانی اقدام کنند.
هر دو معتقدند که روسیه در نهایت یک مشکل ثانویه برای سیاست آمریکا است و آینده روابط آمریکا و چین در بلند مدت اهمیت بیشتری دارد.
بانک مرکزی روسیه، با سومین کاهش متوالی نرخ بهره، سیاست پولی خود را تکمیل کرد. سیاستگذار پولی روسیه پس از آغاز جنگ، بلافاصله نرخ بهره را از سطح ۵/ ۹ درصد تا ۲۰ درصد افزایش داد. این هنر سیاستگذار پولی در استفاده به موقع از ابزار بهره، توانست انتظارات تورمی را در آن زمان مدیریت کند.
دادههای آماری از تجارت اتحادیه اروپا در فصل نخست سال۲۰۲۲ نشان میدهد که بعد از جنگ اوکراین صادرات و واردات قاره سبز افزایش یافته؛ بهنحویکه فقط طی ماه مارس، واردات و صادرات اتحادیه به ترتیب حدود ۱۹ و ۱۵درصد رشد کرده است. در این میان، ترکیه از امکان افزایش صادرات بهره برده و کسری تجاری خود با اتحادیه اروپا را جبران کرده است.
سیاستهای اتخاذشده در دو قطب اقتصادی بزرگ جهان موجب این پیشبینی شده است که در سالجاری میلادی رشد اقتصادی آمریکا از چین پیشی میگیرد. پیشبینی شده است که رشد اقتصادی آمریکا به ۸/ ۲درصد میرسد، اما رشد اقتصادی چین ۲درصد خواهد بود. این اتفاق از سال ۱۹۷۶ بیسابقه بوده است و کمترین نرخ رشد اقتصادی این کشور به شمار میرود.
مسکو باید تهران را متقاعد کند که "چرخش روسیه به سمت شرق" پس از تحریم های غرب در حال تبدیل شدن به یک مسیر پایدار، بلند مدت و برگزیده است.
تحولات شگرف در اروپای شرقی ارتباط مستقیمی با چالشها و تهدیدهای اصلی کشورهای آسیای مرکزی و سیاست روسیه در این منطقه استراتژیک مهم ندارد. علاوه بر این، موضوعاتی که در همین چند ماه پیش توجه همگان را به خود معطوف کرده بود - به ویژه سرنوشت افغانستان پس از سقوط رژیم طرفدار غرب در آنجا - به پسزمینه منتقل شده است. با این حال، میزان تأثیر غیرمستقیم بحران امنیتی اروپا بر فرآیندهای اصلی منطقه، اگر تعیین کننده نباشد، ممکن است از نظر توانایی کشورها در دستیابی به اهداف توسعه خود و دفع تهدیدهای اصلی برای ثبات آنها، بسیار مهم باشد. آنها را مجبور به تعدیل سیاستهای خارجی و داخلی میکند. از دیدگاه روسیه، این به معنای لزوم توجه به مهمترین فرآیندها و رویدادهای مؤثر بر آسیای مرکزی است و نباید از تأثیر گستردگی و اهمیت برخورد نظامی-سیاسی با غرب غافل شد.
در صورتی که اقتصاد روسیه دچار فروپاشی شود، یک تاثیر دومینو-وار میتواند منطقه را فرا بگیرد. با این حال، عواقب منفی را میتوان با اتخاذ تصمیمات مناسب در کشورهای آسیای مرکزی کاهش داد.