تحول آرایش حزبی در دومای دولتی روسیه؛ از تکثر پساشوروی تا ثبات نامتقارن، انتخابات ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۶
سیاست خارجی ارمنستان پس از ۳۵ سال استقلال؛ روسیه، غرب و جایگاه ایران در راهبرد جدید ایروان
“سپر آشیل“ و چشمانداز تنش زدایی در روابط ترکیه و یونان؛ تقویت بازدارندگی یا تعمیق شکاف؟
دلارزدایی در بریکس؛ گامهای کوچک برای تغییر یک نظم بزرگ
شخصیت؛ آثار و مبانی اندیشگی الکساندر دوگین: از متافیزیک سیاسی تا استراتژیهای نئواوراسیاگرا
بازآفرینی «کارتاز»: قمار هرمز و ظهور «مونتروی خلیج فارس»
دو دهه پساز آنکه نیروهای غربی، طالبان را از قدرت به زیر کشیدند و چهار ماه بعد از دستور «جو بایدن» برای خروج دایمی از افغانستان، دولت کابل دیگر کنترل چندانی بر کشورش ندارد.
دریاچههای خشک شده، فلامینگوهای مرده و "لیزاب یا موسیلاژ دریایی"؛ رویدادهای شدید آب و هوایی در ترکیه طی سال گذشته زنگ خطر تغییرات اقلیمی را برای این کشور به صدا درآوردهاند.
نفوذ جهانی چین، «بایدن» را به سمت سیاست تازهای سوق داده که هدف اصلی آن حفاظت از مشاغل و صنایع آمریکایی است. مدافعان حمایت دولتی از صنایع معتقدند که سیاستهای جدید این کشور باید پاسخی درخور در برابر نفوذ فزاینده چین، اطمینان از تامین مواد اولیه و توسعه تکنولوژی دهد. منتقدان اما بر این باورند که چنین سیاستهایی ناگزیر بازار آزاد را مخدوش میکند.
در اوایل دهه ۹۰، مقامهای روسی و چینی کار بر روی حل و فصل مناقشات مرزی دیرپا را آغاز کردند. این روند بهشدت کند پیش میرفت. توافق نهایی- که در سال ۲۰۰۸ به دست آمد- منجر به فروکش کردن ادعاهای دیرپا بر سر مرز مشترکی شد که بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ مایل (حدود ۴۳۰۰ کیلومتر) مساحت دارد و زمینه را برای توسعه بیشتر و بهبودهای آتی فراهم کرد. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در آن زمان گفت: «تمام شرایط برای تبدیل مرزهای چین و روسیه به مرزهایی همواره باثبات، باز، دوستانه و مرزهایی شایسته توسعه و شکوفایی فراهم است.»
مجله نشنال اینترست در تازهترین یادداشت خود نوشت: استراتژیهای رقابتی آمریکا نسبت به چین، باید بر اساس اجتناب از رقابتهای تسلیحاتی پرهزینه شامل تقویت ظرفیت قدرتافکنی پیش برود تا در دام بازی چین نیفتد.
روابط دیپلماتیک میان جمهوری ترکیه و جمهوری خلق چین از سال ۱۹۷۱ آغاز شد. این روابط در دهه ۱۹۸۰ و با اتخاذ سیاست های باز اقتصادی از سوی دو کشور، رشد خوبی را تجربه کرد. در دهه ۱۹۹۰ بازدید های رسمی متقابل افزایش یافت و از اوایل سال ۲۰۰۰ روابط دو کشور توسعه چشمگیری یافت.
گفتن و نوشتن درباره ایران و افغانستان امری سهل و ممتنع است؛ از سویی آنچنان پیوندهای عمیق و ناگسستنی میان این دو کشور و مردمانشان وجود دارد که مشابه آن کمتر میان دو کشور دیگر به چشم میخورد، همین امر سبب میشود چنین پنداریم که تحلیل روابط دو کشور نیز بسیار سهل و آسان است.
سمتوسوی سیاست خارجی ایران در انتخابات ۱۴۰۰ از سوی منتخب ملت در نخستین نشست خبری تا حدودی بیانگر این نکته بود که دولت جدید توازن در سیاست خارجی را به معنای تعامل با غرب در قالب عزتمندانه و مقتدرانه با هدف تضمین منافع ملی از یکسو و همکاری با شرق و خصوصاً همسایگان به شکل دوستانه از سوی دیگر را در زمره برنامه سیاست خارجی دولت سیزدهم قرار خواهد داد.