#اختصاصی
نویسنده: معصومه فلاحتی، دکتری روابط بین الملل
در پاییز ۲۰۲۶، مصوبه ای درباره پوشش دانش آموزان در مدارس دولتی جمهوری آذربایجان – که در عمل به ممنوعیت حجاب انجامید- نه یک مناقشه آموزشی محدود، بلکه شکافی را آشکار کرد که سال ها زیر شعار “یک ملت، دو دولت” پنهان مانده بود. آنکارا این مصوبه را در چارچوب آزادی دینی و حقوق زنان محکوم کرد؛ باکو اما آن را دخالت در سبک زندگی و حاکمیت ملی خود خواند. آن چه با یک مصوبه اداری آغاز شد به غیبت الهام علی اف در نشست سران سازمان کشورهای ترک به میزبانی ترکیه، ممنوعیت ورود ۳۱ شهروند ترک به آذربایجان و برکناری مشاور ارشد اردوغان انجامید.
مناقشه اخیر ترکیه و جمهوری آذربایجان بر سر محدودیت پوشش دانش آموزان دختر در مدارس دولتی باکو، بیش از آن که یک اختلاف فرهنگی یا دینی باشد، نشانه بازتعریف توازن قدرت میان دو متحد راهبردی است. باکو با تاکید بر سکولاریسم دولتی و حاکمیت ملی، پیام روشنی به آنکارا داده است: نزدیکی راهبردی به معنای پذیرش سلسله مراتب سیاسی یا حق دخالت در امور داخلی نیست. در مقابل، برای اردوغان و بخشی از نخبگان حزب عدالت و توسعه، حجاب نماد هویت محافظه کار- مذهبی و آزمونی برای مشروعیت اخلاقی ترکیه در جهان اسلام است. این نوشتار استدلال میکند که بحران کنونی احتمالاً به فروپاشی اتحاد دو کشور منجر نخواهد شد، اما روایت سنتی «برادری بدون مرز» را با چالش مواجه میکند و میتواند روابط آنکارا و باکو را از الگویی عمدتاً مبتنی بر پیوندهای هویتی، به سوی مشارکتی عملگرایانهتر، مبتنی بر منافع متقابل، احترام به حاکمیت ملی و توازن قدرت سوق دهد.
شعار “یک ملت، دو دولت” سال ها ستون اصلی روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان بوده است؛ روابطی که پس از جنگ دوم قره باغ در سال ۲۰۲۰ و پیروی باکو به اوج نزدیکی سیاسی، نظامی و نمادین رسید. با این حال، مناقشه ای که از سپتامبر ۲۰۲۶ با اصلاح مقررات لباس فرم دانش آموزان در مدارس دولتی آذربایجان آغاز شد، نشان داد که این “برادری” نیز مرزهایی دارد. اردوغان در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل، بدون نام بردن از آذربایجان، ممنوعیت حجاب در مدارس را نقض آزادی های بنیادین زنان خواند. اما باکو این موضع را نه دغدغه ای دینی، بلکه مداخله ای در حاکمیت ملی تلقی کرد. از این نقطه ، مناقشه از محیط مدرسه به فضای رسانه ای، دیپلماتیک و راهبردی دو کشور سرایت کرد. پرسشی که مطرح میشود آن است که آیا مناقشه حجاب صرفاً یک اختلاف مقطعی است یا نشانه تحولی بنیادین در رابطه آنکارا و باکو؟ به نظر میرسد این بحران، عامل اصلی نیست، بلکه کاتالیزور یک تنش ساختاری است، باکو پس از پیروزی در قره باغ و تثبیت موقعیت منطقه ای خود، دیگر حاضر نیست در قالب “برادر کوچک” یا کشورِ در حوزه نفوذ ترکیه تعریف شود.
در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، باکو پروتکل سخت گیرانه تری برای لباس فرم دانش آموزان مدارس دولتی تصویب کرد. متن رسمی بر لباس فرم یکسان و ماهیت سکولار آموزش تاکید دارد، اما گزازش ها نشان میدهند در عمل، دانش آموزان و برخی معلمان محجبه از ورود به مدارس منع شده اند. اردوغان و مشاور ارشدش اوکتای سارال، این سیاست را محکوم کردند. باکو پاسخ داد: اعتراض های داخلی مدیریت شد، محدودیت اینترنتی اعمال شد و رسانه های نزدیک به دولت کمپین تندی علیه آنکارا راه انداختند. سپس باکو ۳۱ تبعه ترکیه از جمله روزنامه نگاران، پژوهشگران و روحانیان را از ورود به آذربایجان منع کرد. اردوغان در تلاش برای مهار تنشها، با ارسال پیام تبریک و برقراری تماس تلفنی با الهام علیاف، بر تداوم روابط برادرانه دو کشور تأکید کرد. با این حال، بیانیه رسمی باکو لحنی محتاطانه و غیرصمیمانه داشت و برخلاف انتظار، هیچ اشارهای به مناقشه اخیر بر سر محدودیت حجاب نکرد.
اگر مناقشه صرفاً درباره پوشش بود، بعید بود به این سطح از تنش برسد. حجاب به نمادی تبدیل شده است که دو روایت رقیب را روبه روی هم قرار میدهد. از منظر آنکارا، حجاب نماد آزادی دینی و هویت محافظه کار- مذهبی است. اردوغان که خود ممنوعیت روسری در نهادهای عمومی ترکیه را برداشت، نمیتواند نسبت به محدود سازی حجاب در کشوری که آن را “برادر” می نامد بی تفاوت بماند، این موضوع برای پایگاه AKP نیز هزینه دار است. از منظر باکو، مساله حجاب نماد حاکمیت ملی است. پیام باکو این است که جمهوری آذربایجان کشوری سکولار با قانون اساسی و نهادهای مستقل است و هیچ کشور خارجی، حتی متحد نزدیک، حق ندارد درباره امور داخلی اش تصمیم بگیرد. به بیان دیگر، برادری حق دخالت ایجاد نمیکند. جالب آن که انتقاد به باکو تنها از سوی محافل محافظه کار مذهبی ترکیه مطرح نشد، رهبر پیشین حزب جمهوری خواه خلق نیز بر حق انتخاب پوشش زنان تاکید کرد. این نشان میدهد بحران از مرز ایدئولوژیک AKP عبور کرده و به بحثی عمومی درباره آزادی دینی و حق آموزش تبدیل شده است. با این حال، برای درک ابعاد واقعی بحران، باید از تقلیل آن به مسئله حجاب فراتر رفت. حجاب جرقه این مناقشه بود، اما ریشه عمیقتر آن را باید در اختلاف بر سر جایگاه و نقش دو کشور در مناسبات دوجانبه جستوجو کرد؛ اختلافی که بهتدریج تنش میان انتظارات ترکیه از یک شراکت راهبردی و تأکید جمهوری آذربایجان بر استقلال سیاسی و حاکمیت ملی را آشکار کرده است.
روابط دو کشور همیشه یکدست نبوده است. تلاش برای کودتا علیه حیدر علی اف در سال ۱۹۹۵ با مشارکت عناصر ترک و پان ترکیست ها، اعتماد میان باکو و آنکارا آسیب زد. نزدیکی عمیق تر، محصول تحولات دهه ۲۰۰۰ از جمله روی کار آمدن اردوغان و توسعه خط لوله باکو-جیحان بود. جنگ دوم قره باغ در سال ۲۰۲۰ نقطه اوج همگرایی بود، رژه مشترک باکو و حضور برجسته اردوغان، نماد “یک ملت، دو دولت” شد. اما همان پیروزی، موقعیت باکو را نیز تغییر داد، آذربایجان دیگر صرفاً نیازمند حمایت ترکیه نبود، بلکه کشوری پیروز با اعتبار نظامی، منابع انرژی و جاه طلبی منطقه ای بود. از این منظر، مناقشه کنونی بازتاب اختلافی مفهومی است. در این چارچوب، میتوان یکی از ریشههای اختلاف را در تفاوت برداشت آنکارا و باکو از ماهیت روابط دوجانبه جستوجو کرد. ترکیه، با توجه به جایگاه منطقهای و ظرفیتهای سیاسی و نظامی خود، در پی گسترش نفوذ و تثبیت نقش محوریاش در قفقاز جنوبی است؛ رویکردی که گاه میتواند با انتظارات باکو از یک مشارکت برابر در تعارض قرار گیرد. در مقابل، جمهوری آذربایجان، با اتکا به افزایش قدرت اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک خود، میکوشد جایگاه یک بازیگر مستقل منطقهای را حفظ کند و از طریق موازنهسازی در روابط با روسیه، ایران، ترکیه و غرب، دامنه گزینههای راهبردی خود را گسترش دهد. رسانه های نزدیک به دولت باکو این اختلاف را صریحاً مطرح کرده اند که اتحاد به معنای اطاعت نیست و آذربایجان کشور دست نشانده نیست و دستورهای برادر بزرگ تر را نمی پذیرد. بنابراین، شعار “یک ملت، دو دولت” همچنان معتبر است، اما معنایش در حال تغییر است، از دو دولتِ هم پیمان به سوی دو دولتِ مستقل که مرزهای حاکمیت یکدیگر را می شناسند.
بحران حجاب در شرایطی رخ داد که روابط باکو- تل آویو نیز به یکی از حساس ترین موضوعات میان آنکارا و باکو تبدیل شده بود. همزمانی سفر رئیس جمهور اسرائیل به باکو با اوج گیری مناقشه، تصادفی به نظر نمیرسد. روابط نظامی، اطلاعاتی و فناورانه آذربایجان با اسرائیل برای ترکیه ممکن است نگران کننده باشد. حزب حاکم باکو در واکنش به انتقادهای ترکیه، بیش از جزئیات حجاب، بر موضع باکو در قبال فلسطین و مخالفت با “گرایش های هژمونیک” برخی جریان های ترکیه در جهان اسلام تاکید کرد. این نشان میدهد باکو می خواهد استقلال سیاست خارجی خود را نیز در برابر انتظارات ایدئولوژیک آنکارا حفظ کند. از این رو، مناقشه حجاب را نمیتوان از بستر بزرگ تر سیاست خارجی باکو جدا کرد. جمهوری آذربایجان در حال تثبیت خود به عنوان بازیگری مستقل در قفقاز است و مایل نیست روابط با اسرائیل، غرب، روسیه و حتی ایران را صرفاً بر مبنای اولویت های آنکارا تنظیم کند.
برکناری سارال، مشاور ارشد اردوغان و از منتقدان اصلی باکو، نشانه مهم مدیریت بحران از سوی آنکارا بود؛ اقدامی که تفسیرهای متعددی را برانگیخت. از تلاش برای آرام کردن باکو تا قربانی کردن یک مشاور برای حفظ رابطه راهبردی. این اقدام نشان میدهد اردوغان با معادله ای دوگانه روبرو است، از یک سو نمیتواند پایگاه محافظه کار- مذهبی خود را با سکوت در برابر محدودیت حجاب ناراضی کند، از سوی دیگر، نمیتواند اجازه دهد یک اختلاف فرهنگی، شراکت نظامی، انرژی و امنیتی با باکو را مختل کند. برکناری سارال، تلاش برای مدیریت همین تناقض بود. با این حال، عقب نشینی تاکتیکی به معنای پذیرش کامل موضع باکو نیست. باکو به دنبال اقدامی نمادین از سوی اردوغان است، محکومیت علنی منتقدان ترک یا دست کم فاصله گیری روشن از ادبیات “برادر بزرگ تر”.
در کوتاه مدت، مهم ترین پیامد، سردی دیپلماتیک و کاهش اعتماد سیاسی است. غیبت علی اف در نشست سران سازمان دولت های ترک در آنکارا و اعزام وزیر خارجه اش به جای او، نشانه ای روشن از ناراضایتی باکو بود، هرچند به معنای قطع همکاری راهبردی نیست. در میان مدت، احتمال دارد باکو سیاست “آذربایجان گرایی سکولار” را در برابر نفوذ فرهنگی و مذهبی ترکیه تقویت کند، محدود سازی فعالیت نهادهای وابسته به جریان های پان ترکیست یا اسلام گرای ترکیه، تقویت روایت ملی مستقل و تاکید بیشتر بر هویت آذربایجانی. در بلندمدت، پیوندهای عمیق اقتصادی، امنیتی، انرژی و اجتماعی میان ترکیه و جمهوری آذربایجان، تداوم اتحاد راهبردی دو کشور را تقویت میکند. با این حال، ممکن است ماهیت این اتحاد بهتدریج دستخوش تغییر شود؛ بهگونهای که در کنار پیوندهای هویتی و تاریخی، منافع متقابل، استقلال تصمیمگیری و احترام به حاکمیت ملی جایگاه برجستهتری در تنظیم روابط پیدا کنند. در چنین شرایطی، مناسبات دو کشور بیش از گذشته بر مبنای محاسبات عملگرایانه و ملاحظات متقابل شکل خواهد گرفت، نه صرفاً بر اساس روایت مشترک «یک ملت، دو دولت.
مناقشه حجاب، آزمونی برای شعار “یک ملت، دو دولت” بوده است. نتیجه نشان میدهد برادری فرهنگی و تاریخی به تنهایی نمیتواند اختلاف درباره قدرت، حاکمیت و استقلال سیاسی را پوشش دهد. باکو می خواهد نشان دهد متحد ترکیه است، اما تابع آن نیست. برای آنکارا، درس این بحران آن است که نفوذ در باکو دیگر از طریق ادبیات برادری یا فشار ایدئولوژیک به راحتی تضمین نمیشود. برای باکو نیز درس این است که استقلال سیاسی، بدون مدیریت دقیق منافع راهبردی مشترک با ترکیه، میتواند هزینه بر باشد. آینده روابط دو کشور احتمالاً نه “قطع برادری” بلکه “بازتعریف برادری” خواهد بود. برادری ای که در آن، دو دولت مستقل منافع مشترک را حفظ میکنند، اما حق تعیین سرنوشت سیاسی، فرهنگی و داخلی یکدیگر را برای هم قائل نیستند.
منابع
۱-Eurasianet (2026), Azerbaijani-Turkish rancor reaching new heights, eurasianet.org.
۲- The New Arab (2026), Azerbaijan school hijab ban spark protests and rupture with Turkey, newarab.com.
۳- خبرگزاری ایلنا (۱۴۰۵)، جنجال حجاب میان دو متحد؛ آذربایجان ورود ۳۱ شهروند ترکیه را ممنوع کرد، ilna.ir.
۴- بی بی سی فارسی نیوز (۱۴۰۵)، غیبت علی اف در نشست کشورهای ترک؛ تنش میان باکو و آنکارا آشکارتر شد، bbc.com.
۵- نورنیوز (۱۴۰۵)، اختلاف بر سر حجاب به برکناری مشاور اردوغان انجامید، nournews.ir.
۶-Porter,Lizzie (2026), Azerbaijan ban on headscarves in schools opens rift with ally Turkey, thenationalnews.com.
۷-Yerepouni News (2026), Azerbaijan- Turkey: Will Baku say goodbye to the formula “one nation-two states?, yerepouni-news.com.









