#اختصاصی
نویسنده: گلبخت خدایبیرگیناوا ، استاد دانشگاه الفارابی، قزاقستان
محمدحسین شهریار یکی از چهرههای برجسته ادبیات ایران در قرن بیستم و از شاعران نامآوری است که سنتهای کلاسیک شعر فارسی را با جستوجوهای ادبی و هنری دوران جدید پیوند داد. میراث ادبی او دربرگیرنده آثاری به زبان فارسی و آذربایجانی است و جایگاه ویژهای در فضای ادبی و فرهنگی ایران به خود اختصاص داده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای شعر شهریار، حفظ سنتهای کلاسیک شعر فارسی و در عین حال بهرهگیری از ظرفیتهای آن برای بیان احساسات، تجربههای درونی و جهانبینی انسان معاصر است. شهریار بهویژه در غزل مهارت و توانایی چشمگیری داشت و با بهرهگیری از امکانات هنری شعر کلاسیک، مضامین و تجربههای تازهای را وارد شعر خود کرد. عشق، دلتنگی، تنهایی، جستوجوی معنوی، دین، سرنوشت انسان و گذرا بودن زندگی از جمله موضوعاتی هستند که در آثار غنایی او بازتاب گستردهای یافتهاند.
قدرت عاطفی شعر شهریار با موسیقایی بودن آن نیز پیوندی عمیق دارد. در اشعار او قافیههای درونی، آهنگ، وزن و هماهنگی آوایی جایگاه ویژهای دارند. آشنایی شاعر با موسیقی نیز بر ساختار آهنگین و موسیقایی اشعار او تأثیر گذاشته است. بسیاری از غزلهای شهریار بعدها به صورت ترانه اجرا شدند و توسط خوانندگان شناختهشده به مخاطبان عرضه گردیدند.
با این حال، شعر شهریار تنها در چارچوب سنتهای کلاسیک باقی نماند. او از جریان نوگرایی در شعر فارسی که با نام نیما یوشیچ پیوند خورده است نیز تأثیر پذیرفت و برخی از شیوهها و رویکردهای شعر نو را در آثار خود به کار گرفت. شهریار در دورههای بعدی زندگی ادبی خود، آثاری را نیز در قالب شعر آزاد سرود. از این رو، در میراث ادبی او سنت شعر کلاسیک و جستوجوهای ادبی نوین در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.

یکی دیگر از ویژگیهای برجسته شعر شهریار، سادگی، طبیعی بودن و نزدیکی زبان شعری او به مردم است. شاعر در غزلهای خود، در کنار زبان ادبی، از واژهها و تعبیرهای رایج در زبان گفتاری نیز بهگونهای هنرمندانه استفاده کرده است. این شیوه نهتنها زبان شعر او را طبیعی و قابل فهمتر ساخته، بلکه احساسات و اندیشههای شاعر را نیز به مخاطب نزدیکتر کرده است.
از این منظر، ویژگی شعر شهریار را نمیتوان تنها در مهارتهای هنری او خلاصه کرد، بلکه ارتباط عاطفی و معنوی میان شاعر و مخاطب نیز یکی از عناصر مهم شعر اوست. در آثار شهریار، احساسات فردی با تجربههای زندگی مردم درهم میآمیزد. عشق و دلتنگی، دلبستگی به زادگاه، خاطرات دوران کودکی، احساسات دینی، ارزشهای اخلاقی و جستوجوی معنوی از مهمترین محورهای عاطفی و مضمونی شعر او به شمار میروند.
میراث ادبی شهریار به شعر فارسی محدود نمیشود. منظومه «حیدربابایه سلام» که شاعر آن را به زبان آذربایجانی سروده است، از مشهورترین آثار او به شمار میرود. شهریار در این اثر که به کوه حیدربابا در نزدیکی تبریز اختصاص دارد، خاطرات دوران کودکی، طبیعت زادگاه، زندگی مردم، آداب و رسوم، ترانهها و داستانهای عامیانه، ضربالمثلها و باورهای دینی و تاریخی مردم را به تصویر کشیده است.
ویژگی هنری این منظومه بیش از همه در پیوند آن با زبان و فرهنگ مردم آشکار میشود. در «حیدربابایه سلام» ظرفیتهای زبان گفتاری، تصاویر مردمی و عناصر فولکلوریک بهطور گسترده به کار گرفته شده است. شهریار از این طریق توانست ظرفیتهای ادبی زبان آذربایجانی را گسترش دهد و خاطره جمعی و دلبستگی به زادگاه را به یکی از محورهای اصلی شعر خود تبدیل کند.
گسترش و استقبال گسترده از «حیدربابایه سلام» همچنین در شناخته شدن شهریار نهتنها در میان آذربایجانیهای ایران، بلکه در میان جوامع ترکزبان و در جهان ترک نیز نقش مهمی داشت.
میراث ادبی شهریار امروزه در خارج از ایران نیز مورد مطالعه و معرفی قرار میگیرد. برنامههای ادبی و فرهنگی در دانشگاههایی که زبان و ادبیات فارسی را آموزش میدهند، یکی از راههای مهم آشنایی نسل جدید با آثار این شاعر برجسته به شمار میرود. در ادامه همین پیوند ادبی و فرهنگی، روز ۱۸ سپتامبر، آیین شعرخوانی و بزرگداشت شهریار در دانشگاه ملی قزاقی بنام الفارابی برگزار شد.
این برنامه در چارچوب فعالیتهای آموزشی و فرهنگی گروه ایرانشناسی این دانشگاه برگزار شد. در این مراسم فرهنگی، سرکار خانم سونا احمدی، سر کنسول جمهوری اسلامی ایران در آلماتی، آقای صادقی رئیس نمایندگی فرهنگی جمهوری اسلاامی ایران در آلماتی و سرکار خانم آیگل ژیکبایوا رئیس گروه و همچنین استادان، دانشجویان، دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری و علاقهمندان به زبان و ادبیات فارسی حضور داشتند.
در این نشست، درباره زندگی و آثار شهریار، جایگاه او در ادبیات ایران و اهمیت میراث ادبی وی در فضای فرهنگی امروز سخن گفته شد. سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در آلماتی، سر کار خانم احمدی و آقای صادقی ضمن ابراز خرسندی از برگزاری این برنامه، بر اهمیت چنین نشستهایی در معرفی ادبیات و فرهنگ ایران در قزاقستان تأکید کردند.
استادان گروه نیز در این مراسم سخنرانی کردند و بر اهمیت برنامههای ادبی و فرهنگی در آموزش زبان فارسی و ادبیات ایران تأکید داشتند. آنان خاطرنشان کردند که چنین برنامههایی به دانشجویان این امکان را میدهد که در کنار آشنایی نظری با چهرههای برجسته ادبیات فارسی، آثار آنان را به زبان اصلی مطالعه کنند و با ویژگیهای زبانی و هنری شعر فارسی از نزدیک آشنا شوند.
یکی از بخشهای اصلی این برنامه، شعرخوانی به زبان فارسی از آثار شهریار بود. دانشجویان که زبان فارسی میآموزند، اشعار این شاعر را به زبان فارسی سرودند و جلوههایی از موسیقی و زیباییشناسی شعر شهریار را به حاضران معرفی نمودند.
شعرخوانی به زبان اصلی برای دانشجویان فارسیآموز تنها فرصتی برای تقویت مهارتهای زبانی نبود، بلکه امکان آشنایی عمیقتر آنان با فضای ادبی و فرهنگی ایران را نیز فراهم کرد. ارتباط مستقیم با متن ادبی و شنیدن شعر فارسی در قالب اصلی آن، زمینهای برای درک بهتر ظرافتهای زبانی، موسیقایی و معنایی آثار شهریار فراهم آورد.
در پایان این برنامه، از دانشجویانی که در برگزاری و اجرای بخشهای مختلف مراسم مشارکت فعال داشتند، از سوی استادان گروه تقدیر و به آنان جوایزی اهدا شد. این اقدام در افزایش انگیزه دانشجویان برای یادگیری زبان فارسی و آشنایی بیشتر با ادبیات و فرهنگ ایران نقش مثبتی داشت.
آیین شعرخوانی شهریار در دانشگاه ملی قزاقی بنام الفارابی تنها برنامهای برای معرفی آثار یک شاعر نبود، بلکه نمادی از تداوم پیوندهای ادبی و فرهنگی میان ایران و قزاقستان نیز به شمار میرفت. خواندن آثار برجسته ادبیات ایران به زبان فارسی توسط دانشجویان قزاقی میتواند به تعمیق شناخت متقابل فرهنگی و ادبی میان دو کشور کمک کند.
چنین برنامههایی برای دانشجویانی که زبان فارسی را به صورت تخصصی فرا میگیرند، اهمیت ویژهای دارد، زیرا ادبیات برای آنان تنها ابزاری برای یادگیری زبان نیست، بلکه راهی برای شناخت تاریخ، حافظه فرهنگی، جهانبینی، زیباییشناسی و ارزشهای معنوی مردمی است که به آن زبان سخن میگویند.

خودِ میراث شهریار نیز نمونهای روشن از پیوند میان سنتهای ادبی و فرهنگی مختلف است. او از یک سو سنت کلاسیک غزل فارسی را ادامه داد و از سوی دیگر ظرفیتهای شعر مردمی به زبان آذربایجانی را گسترش بخشید. در آثار او ادبیات کلاسیک و زبان مردم، احساسات فردی و حافظه اجتماعی و فرهنگی، سنت و نوگرایی ادبی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
از این منظر، برگزاری آیین شعر شهریار در آلماتی را میتوان جلوهای از حضور و تداوم میراث این شاعر در میان نسل جدید خوانندگان در خارج از ایران دانست. اشعار شهریار این بار در آلماتی و به همت جوانان قزاقی که زبان فارسی میآموزند، طنینانداز شد و فرصتی فراهم آورد تا جهان ادبی و معنوی ایران بیش از پیش به نسل جوان قزاقستان معرفی شود.
طنین شعر شهریار در آلماتی بار دیگر نشان داد که ادبیات می تواند فراتر از مرزهای زمانی و جغرافیایی، پلی معنوی میان ملت ها و فرهنگ ها ایجاد کند.









