#اختصاصی
نویسنده: گروه آسیای مرکزی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
نهم سپتامبر، روز استقلال جمهوری تاجیکستان، تنها یادآور پایان حاکمیت اتحاد شوروی و شکلگیری یک دولت مستقل در آسیای مرکزی نیست؛ این روز را میتوان نمادی از مسیری دانست که تاجیکستان طی ۳۵ سال گذشته برای تثبیت دولت ملی، عبور از یک دوره پرتنش داخلی، بازسازی ساختارهای اقتصادی و سیاسی و تعریف جایگاه خود در محیط متحول آسیای مرکزی پیموده است. تاجیکستان در سال ۱۹۹۱ استقلال خود را به دست آورد و در سال ۲۰۲۶ سیوپنجمین سالگرد استقلال خود را در شرایطی گرامی میدارد که کشور، پس از دههها تلاش برای تثبیت سیاسی و اقتصادی، در حال بازتعریف برخی اولویتهای توسعهای خود است. در این میان، انرژی، آب، حملونقل، سرمایهگذاری و اتصال منطقهای به موضوعاتی مهم در سیاست توسعه دوشنبه تبدیل شدهاند. بانک جهانی نیز در چارچوب برنامه مشارکت جدید خود با تاجیکستان برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۲، بر گذار این کشور به الگویی متکیتر بر رشد بخش خصوصی، انرژی پاک، سرمایهگذاری و افزایش تابآوری اقتصادی تأکید کرده است. برای ایران، تحول جایگاه تاجیکستان اهمیت ویژهای دارد. اشتراک زبانی و فرهنگی، پیوندهای تاریخی، موقعیت جغرافیایی تاجیکستان در شرق آسیای مرکزی، ظرفیتهای قابل توجه آبی و برقآبی و همچنین امکان اتصال این کشور به مسیرهای جنوبی، مجموعهای از ظرفیتها را برای توسعه روابط تهران و دوشنبه ایجاد کرده است. از این منظر، روابط ایران و تاجیکستان را نمیتوان صرفاً در چارچوب مناسبات فرهنگی یا روابط دوجانبه سنتی تحلیل کرد. این روابط میتواند در نقطه تلاقی فرهنگ و تمدن، انرژی و آب، تجارت و ترانزیت و ثبات منطقهای تعریف شود.
از استقلال پرتنش تا تثبیت دولت ملی
تجربه تاجیکستان در سالهای نخست استقلال با بسیاری از جمهوریهای آسیای مرکزی متفاوت بود. کشور در دهه ۱۹۹۰ وارد جنگ داخلی شد و این بحران، روند دولتسازی، توسعه اقتصادی و شکلگیری نهادهای سیاسی جدید را با چالشهای جدی مواجه کرد. توافق صلح در سال ۱۹۹۷ نقطه عطفی در تاریخ معاصر تاجیکستان بود و پس از آن، تثبیت سیاسی و بازسازی اقتصادی به مهمترین اولویتهای دولت تبدیل شد. از این منظر، بخش قابل توجهی از هویت سیاسی تاجیکستان پس از استقلال را باید در تجربه عبور از جنگ داخلی و تلاش برای حفظ ثبات داخلی جستوجو کرد. این تجربه تاریخی همچنین موجب شده است که ملاحظات امنیتی و ثبات منطقهای جایگاه مهمی در سیاست خارجی دوشنبه داشته باشد. نزدیکی جغرافیایی به افغانستان و تحولات این کشور، مسئله مرزهای جنوبی، افراطگرایی و قاچاق مواد مخدر از جمله موضوعاتی هستند که بر محاسبات امنیتی تاجیکستان تأثیر گذاشتهاند. در عین حال، تاجیکستان طی سالهای اخیر تلاش کرده است دامنه روابط خارجی خود را گسترش دهد و از ظرفیت همکاری با قدرتهای مختلف برای پیشبرد اهداف توسعهای خود استفاده کند. این رویکرد را میتوان در افزایش همکاریهای دوشنبه با چین، روسیه، کشورهای آسیای مرکزی، ایران و نهادهای بینالمللی مشاهده کرد.
تاجیکستان در آسیای مرکزی؛ میان امنیت، آب و اتصال
تاجیکستان از نظر جغرافیایی در موقعیتی متفاوت با کشورهای مرکزیتر آسیای مرکزی قرار دارد. بخش بزرگی از قلمرو کشور کوهستانی است و دسترسی مستقیم به آبهای آزاد ندارد. همین ویژگیها سبب شده است مسئله زیرساخت، انرژی و دسترسی به مسیرهای تجاری برای دوشنبه اهمیت ویژهای داشته باشد. در کنار این مسئله، تاجیکستان یکی از مهمترین کشورهای بالادست در نظام آبی آسیای مرکزی است. ظرفیتهای آبی کشور و امکان تولید برقآبی، هم فرصت اقتصادی ایجاد میکند و هم تاجیکستان را در یکی از مهمترین مسائل راهبردی منطقه، یعنی پیوند آب و انرژی، در موقعیت مهمی قرار میدهد. بانک جهانی در گزارشهای خود درباره آسیای مرکزی بر پیوند نزدیک منابع آب، انرژی و کشاورزی در این منطقه تأکید کرده و تاجیکستان و قرقیزستان را بهعنوان کشورهای دارای ظرفیت بالای برقآبی در برابر کشورهای پاییندست و متکیتر به منابع فسیلی توصیف کرده است. از نگاه این نهاد، ضعف همکاری منطقهای در مدیریت مشترک منابع آب و انرژی میتواند هزینههای اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند. اهمیت این موضوع برای آینده تاجیکستان در سال ۲۰۲۶ نیز افزایش یافته است. بانک جهانی در ژوئیه ۲۰۲۶ یک پروژه ۷۵ میلیون دلاری برای نوسازی سامانههای آب و آبیاری تاجیکستان تصویب کرد که هدف آن بهبود مدیریت منابع آب، افزایش بهرهوری زیرساختهای آبیاری و افزایش تابآوری در برابر تغییرات اقلیمی است (World Bank, 2026) بنابراین، آب و انرژی را نمیتوان صرفاً موضوعات داخلی تاجیکستان دانست. این دو حوزه بخشی از جایگاه ژئوپلیتیکی کشور در آسیای مرکزی را نیز شکل میدهند.
ایران و تاجیکستان؛ سرمایهای فرهنگی با ظرفیت اقتصادی
روابط ایران و تاجیکستان از این جهت اهمیت ویژهای دارد که برخلاف بسیاری از روابط ایران با جمهوریهای آسیای مرکزی، دارای یک پایه زبانی و فرهنگی مشترک و گسترده است. زبان فارسی، میراث ادبی مشترک و پیوندهای تاریخی میان ایران و تاجیکستان سرمایهای مهم برای روابط دو کشور ایجاد کرده است. با این حال، چالش اصلی آن است که این سرمایه فرهنگی چگونه میتواند به همکاری اقتصادی و نهادی پایدار تبدیل شود. در سالهای اخیر نشانههایی از حرکت روابط در این مسیر مشاهده شده است. سفر مسعود پزشکیان به تاجیکستان در ژانویه ۲۰۲۵ و امضای مجموعهای از اسناد همکاری میان دو کشور، از جمله در حوزههای حملونقل، تجارت، گمرک، علم، فرهنگ و همکاریهای نهادی، نشاندهنده تلاش دو طرف برای گسترش چارچوبهای همکاری است Office of the President of the Islamic Republic of Iran, 2025). در این سفر، موضوع توسعه ترانزیت کالا از طریق بندر چابهار نیز در قالب یک برنامه اجرایی مورد توجه قرار گرفت؛ موضوعی که میتواند روابط تهران و دوشنبه را از سطح همکاریهای سنتی به سمت اتصال اقتصادی و ترانزیتی سوق دهد. از این منظر، یکی از مهمترین تحولات سالهای اخیر در روابط دو کشور، تلاش برای تبدیل پیوندهای فرهنگی به منافع اقتصادی و پروژههای عملی است.
رشد تجارت؛ نشانهای از تغییر در روابط اقتصادی
یکی از شاخصهای مهم تحول روابط ایران و تاجیکستان، افزایش حجم تجارت دوجانبه است. بر اساس دادهها و اظهارات رسمی منتشرشده از سوی طرف تاجیک، حجم تجارت میان دو کشور در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. مقامهای دو کشور در سال ۲۰۲۶ از افزایش قابل توجه مبادلات و هدفگذاری برای رساندن حجم تجارت به یک میلیارد دلار سخن گفتهاند. با این حال، اهمیت این روند را نباید صرفاً در رقم تجارت جستوجو کرد. ساختار مبادلات و میزان مشارکت بخش خصوصی، سرمایهگذاری مشترک و شکلگیری پروژههای پایدار نیز اهمیت دارد. بانک جهانی در ارزیابی سال ۲۰۲۶ خود از اقتصاد تاجیکستان، ضمن اشاره به رشد ۸.۴ درصدی اقتصاد این کشور در سال ۲۰۲۵، تأکید کرده است که اقتصاد تاجیکستان همچنان به حوالههای مهاجران وابستگی زیادی دارد و توسعه سرمایهگذاری خصوصی، تجارت، حملونقل، انرژی و اتصال دیجیتال برای ایجاد یک الگوی رشد پایدارتر ضروری است (World Bank, 2026). این وضعیت برای ایران یک فرصت بالقوه ایجاد میکند. حضور شرکتهای ایرانی در حوزههایی مانند صنایع غذایی، دارو، کشاورزی، ساختمان، معدن و خدمات فنی و مهندسی میتواند بخشی از این نیاز را پوشش دهد؛ مشروط بر آنکه همکاریها از قراردادهای مقطعی فراتر رفته و به سرمایهگذاری مشترک و حضور پایدار بخش خصوصی منجر شود.
آب و انرژی؛ یکی از مهمترین حوزههای مکمل همکاری
در میان حوزههای اقتصادی، انرژی یکی از مهمترین زمینههای بالقوه همکاری ایران و تاجیکستان است. تاجیکستان از ظرفیت بالای برقآبی برخوردار است و توسعه این ظرفیت در برنامههای توسعهای کشور جایگاه مهمی دارد. در مقابل، ایران تجربه قابل توجهی در زمینه مهندسی، ساخت تجهیزات، سدسازی، نیروگاه و مدیریت پروژههای انرژی دارد. پروژه نیروگاه برقآبی سنگتوده-۲ یکی از شناختهشدهترین نمونههای همکاری اقتصادی ایران و تاجیکستان در این حوزه است و استمرار گفتوگوها درباره وضعیت و توسعه همکاری پیرامون این نیروگاه در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که انرژی همچنان یکی از محورهای عملی روابط دو کشور است. این همکاری میتواند در سالهای آینده از نیروگاههای منفرد فراتر رود و حوزههایی مانند تجهیزات نیروگاهی، خدمات فنی و مهندسی، مدیریت آب، انتقال فناوری و پروژههای انرژی تجدیدپذیر را نیز دربرگیرد. از سوی دیگر، اهمیت آب برای تاجیکستان با توجه به تغییرات اقلیمی در حال افزایش است. سرمایهگذاریهای جدید در مدیریت منابع آب و آبیاری که با حمایت بانک جهانی در سال ۲۰۲۶ آغاز شدهاند، نشان میدهند که افزایش بهرهوری آب و سازگاری با تغییرات اقلیمی از اولویتهای توسعهای دوشنبه است(World Bank, 2026). برای ایران، این حوزه میتواند زمینهای برای توسعه همکاریهای علمی و فنی و حضور شرکتهای دانشبنیان و مهندسی فراهم کند.
چابهار و مسئله دسترسی تاجیکستان به آبهای آزاد
یکی از مهمترین زمینههایی که میتواند روابط ایران و تاجیکستان را وارد مرحلهای ژئواکونومیک کند، مسئله ترانزیت است. تاجیکستان کشوری محصور در خشکی است و هزینه و زمان دسترسی آن به بازارهای جهانی، یکی از محدودیتهای ساختاری اقتصاد کشور محسوب میشود. به همین دلیل، توسعه مسیرهای متنوع حملونقل و اتصال به بنادر جنوبی برای دوشنبه اهمیت قابل توجهی دارد. در این چارچوب، بندر چابهار میتواند برای تاجیکستان اهمیت ویژهای داشته باشد. توافق دو کشور برای توسعه ترانزیت کالا از مسیر چابهار در سال ۲۰۲۵، نشان داد که این ظرفیت از سطح بحث سیاسی به مرحله ایجاد چارچوب همکاری رسمی رسیده است. مطالعات قدیمیتر بانک جهانی و بانک توسعه آسیایی نیز نشان دادهاند که اتصال کشورهای آسیای مرکزی به بنادر ایران، از جمله چابهار و بندرعباس، از مدتها قبل بهعنوان یکی از گزینههای توسعه کریدورهای شمال ـ جنوب مورد توجه بوده است. البته مزیت جغرافیایی بهتنهایی برای تبدیل چابهار به مسیر اصلی تجارت تاجیکستان کافی نیست. هزینه حمل، کیفیت زیرساخت، امنیت مسیر، هماهنگی گمرکی، زمان ترانزیت، دسترسی به خدمات لجستیکی و امکان فعالیت بخش خصوصی از عواملی هستند که در نهایت انتخاب مسیر را تعیین خواهند کرد. بنابراین، برای ایران، مسئله اصلی صرفاً معرفی چابهار به تاجیکستان نیست؛ بلکه رقابتی کردن مسیر چابهار در مقایسه با سایر گزینههای موجود است.
افغانستان؛ حلقهای میان منافع ایران و تاجیکستان
افغانستان یکی دیگر از حوزههایی است که منافع ایران و تاجیکستان را به یکدیگر نزدیک میکند. هر دو کشور با افغانستان مرز یا پیوندهای مستقیم جغرافیایی دارند و تحولات این کشور بر محیط امنیتی و اقتصادی آنها تأثیر میگذارد. ثبات افغانستان، کنترل قاچاق مواد مخدر، مقابله با گروههای افراطی و جلوگیری از گسترش بیثباتی به آسیای مرکزی از جمله موضوعاتی هستند که میتوانند زمینه گفتوگوی مستمر تهران و دوشنبه را فراهم کنند. در عین حال، افغانستان میتواند بخشی از مسیرهای بالقوه اتصال آسیای مرکزی به بنادر جنوبی باشد. این مسئله بهویژه برای تاجیکستان اهمیت دارد؛ زیرا مسیرهای جنوبی میتوانند بخشی از محدودیت جغرافیایی کشور را کاهش دهند. البته ناامنی و بیثباتی در افغانستان همچنان یکی از مهمترین موانع تحقق این ظرفیت است. از این رو، همکاری ایران و تاجیکستان در این حوزه باید همزمان دو بعد امنیتی و اقتصادی داشته باشد.
تاجیکستان و بازآرایی ژئواکونومیک آسیای مرکزی
تحولات آسیای مرکزی در سالهای اخیر نشان داده است که کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال تنوعبخشی به مسیرهای تجارت، سرمایهگذاری و دسترسی به بازارهای جهانی هستند. افزایش نقش چین، تداوم حضور روسیه، توسعه ارتباطات منطقهای، تلاش کشورهای آسیای مرکزی برای گسترش روابط با ترکیه، کشورهای عربی و اروپا و اهمیت روزافزون کریدورهای حملونقل، محیط ژئواکونومیک جدیدی را در منطقه ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، تاجیکستان نیز تلاش میکند موقعیت خود را از یک کشور صرفاً پیرامونی به بازیگری فعالتر در شبکههای منطقهای تبدیل کند. برای ایران، این تحول اهمیت دارد؛ زیرا تهران در صورت توسعه همکاری با تاجیکستان میتواند بخشی از ارتباط خود با شرق آسیای مرکزی را تقویت کند و در عین حال از ظرفیتهای ترانزیتی و اقتصادی خود برای دسترسی این کشور به بازارهای جنوبی بهره بگیرد. اما این امر مستلزم آن است که روابط ایران و تاجیکستان از منطق «اشتراک فرهنگی» به سمت منطق منافع متقابل و پروژههای اقتصادی مشخص حرکت کند.
چالش اصلی؛ فاصله میان توافق و اجرا
با وجود افزایش دیدارهای سیاسی، اسناد همکاری و رشد تجارت، یکی از مهمترین چالشهای روابط تهران و دوشنبه همچنان فاصله میان توافق سیاسی و اجرای اقتصادی است. امضای اسناد متعدد زمانی اهمیت راهبردی پیدا میکند که به پروژههایی با زمانبندی، سرمایهگذاری، طرفهای مشخص و شاخصهای قابل سنجش منجر شود. در این زمینه، چند مانع باید جدیتر مورد توجه قرار گیرد: هزینه بالای حملونقل، محدودیتهای مالی و بانکی، ضعف شناخت متقابل بخش خصوصی از بازارها، پیچیدگیهای گمرکی، محدود بودن برخی خطوط مستقیم حملونقل و رقابت سایر مسیرهای ترانزیتی. از سوی دیگر، اقتصاد تاجیکستان نیز با محدودیتهایی ساختاری مواجه است. بانک جهانی تأکید کرده است که اقتصاد کشور همچنان در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیر است و توسعه بخش خصوصی، بهبود محیط کسبوکار و افزایش سرمایهگذاری برای کاهش این آسیبپذیری ضروری است. بنابراین، سیاست اقتصادی ایران در قبال تاجیکستان باید علاوه بر دیپلماسی دولتی، بر دیپلماسی اقتصادی بخش خصوصی نیز تمرکز کند.
چشمانداز؛ از پیوند تمدنی به مشارکت ژئواکونومیک
سیوپنجمین سالگرد استقلال تاجیکستان فرصتی برای بازنگری در جایگاه این کشور در سیاست آسیای مرکزی ایران است. تاجیکستان امروز صرفاً کشوری با اشتراکات فرهنگی گسترده با ایران نیست. این کشور به دلیل موقعیت جغرافیایی، منابع آب، ظرفیت برقآبی، ارتباط با افغانستان و چین و نقش آن در معادلات آب و انرژی آسیای مرکزی، میتواند در محاسبات ژئواکونومیک ایران جایگاه مهمتری پیدا کند. برای تهران، سه حوزه میتواند در مرکز توجه سیاست نسبت به تاجیکستان قرار گیرد: نخست، انرژی و آب: توسعه همکاری در برقآبی، تجهیزات، خدمات فنی و مهندسی، مدیریت منابع آب و فناوریهای مرتبط با بهرهوری آب. دوم، ترانزیت و اتصال: عملیاتی کردن مسیر چابهار و ایجاد شرایطی که مسیر ایران برای تاجیکستان از نظر زمان، هزینه و قابلیت اطمینان رقابتپذیر باشد. سوم، سرمایهگذاری و تجارت: حرکت از تجارت سنتی به سمت سرمایهگذاری مشترک، ایجاد شرکتهای مشترک و حضور پایدار بخش خصوصی در بازارهای دو کشور. در این میان، هدفگذاری افزایش تجارت دو کشور به یک میلیارد دلار را باید نه نقطه پایان، بلکه مرحلهای در مسیر ایجاد یک رابطه اقتصادی عمیقتر دانست. اهمیت واقعی این هدف زمانی آشکار میشود که افزایش تجارت با رشد سرمایهگذاری، تنوع کالاها، افزایش خدمات و شکلگیری زنجیرههای ارزش مشترک همراه شود. در نهایت، اهمیت روابط ایران و تاجیکستان را باید در متن آسیای مرکزیِ در حال تحول و بازآرایی ژئواکونومیک اوراسیا مشاهده کرد. در نظمی که در آن مسیرهای حملونقل، انرژی، آب، بنادر و زنجیرههای تأمین به اندازه روابط سیاسی اهمیت یافتهاند، تاجیکستان میتواند برای ایران همزمان یک شریک فرهنگی، اقتصادی، انرژی و منطقهای باشد. سیوپنجمین سالگرد استقلال تاجیکستان، از این منظر، تنها فرصتی برای مرور مسیر این کشور از استقلال تا تثبیت دولت ملی نیست؛ بلکه میتواند مناسبتی برای بازاندیشی در این پرسش باشد که چگونه میتوان سرمایه تاریخی و تمدنی ایران و تاجیکستان را به مشارکتی پایدار و قابل سنجش در حوزههای اقتصاد، انرژی، ترانزیت و ثبات منطقهای تبدیل کرد.
منابع:
World Bank. (2026). Tajikistan economic report 2026 and announcement of the SWIM-2 project approval. worldbank.org
World Bank. (2026). Tajikistan Economic Report 2026.
Office of the President of the Islamic Republic of Iran. (2025, January 16). Iran president officially welcomed by Tajik counterpart in Dushanbe. https://president.ir/en/156780









