#اختصاصی
نویسنده: بابک بوذری، دکتری مطالعات روسیه دانشگاه تهران
مقدمه
جنگ روسیه و اوکراین در پنجمین سال پس از تهاجم گسترده فوریه ۲۰۲۲، همچنان با فرسایش نیروی انسانی، حملات دوربرد و دشواری تبدیل دستاوردهای نظامی به توافق سیاسی همراه است. شواهد بررسیشده تا ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶، برای نتیجهگیری درباره پیروزی قریبالوقوع روسیه یا چرخش قطعی جنگ به سود اوکراین کفایت نمیکند. آنچه روشنتر است، فاصله میان هزینههای سنگین جنگ و دستاوردهای قابل تثبیت طرفین است. در چنین وضعیتی، پرسش اصلی این است که کدام طرف میتواند هزینه ادامه جنگ را برای دیگری افزایش دهد، بیآنکه توان ادامه نبرد یا حمایت سیاسی از خود را از دست بدهد.
استدلال این یادداشت آن است که تداوم جنگ فرسایشی، همراه با تلاش برای توافقهای محدود، همچنان سناریوی مبنای قابل دفاعی است. تغییر این مسیر به تحول پایدار در توازن نیروی انسانی و تجهیزات، استمرار حمایت خارجی و آمادگی طرفین برای پذیرش ترتیبات امنیتی قابل اجرا وابسته است. موفقیت در یک محور یا اعلام یک ابتکار دیپلماتیک، بهتنهایی نشانه تغییر سرنوشت جنگ نیست.
برای ارزیابی وضعیت، باید میان مواضع رسمی طرفهای درگیر، برآوردهای پژوهشی و دادههای قابل راستیآزمایی تمایز گذاشت. اظهارات مسکو و کییف، علاوه بر اطلاعرسانی، کارکرد سیاسی و جنگ روانی دارند. ارزیابی نهادهای پژوهشی نیز به روش گردآوری اطلاعات، تعریف شاخصها و زمان انتشار وابسته است. بنابراین، در این متن آمارها با انتساب مشخص به منبع آورده میشوند و سناریوها استنباط تحلیلیاند، نه پیشبینی قطعی.
میدان نبرد و فاصله میان روایت و شواهد
روایت رسمی روسیه بر حفظ ابتکار عمل و پیشروی نیروهای این کشور تأکید دارد. ولادیمیر پوتین در نشست والدای در اول اکتبر ۲۰۲۶ مدعی شد که نیروهای روسی تنها در ماه سپتامبر، ۱٬۳۰۱ کیلومتر مربع را تحت کنترل گرفتهاند و سرعت پیشروی آنان افزایش یافته است. این اظهارات باید بهعنوان ادعای رئیسجمهور روسیه خوانده شود، نه اندازهگیری مستقلی از تغییر خطوط تماس. [۱]. در مقابل، مرور هفتگی پروژه «روسیه مترز» از ۲۵ سپتامبر تا ۲ اکتبر، به نقل از مؤسسه مطالعات جنگ، از کاهش نزدیک به ۳۰۰ کیلومتر مربع از اراضی تحت کنترل روسیه در فاصله مارس تا سپتامبر گزارش میدهد و هشدار برخی وبلاگنویسان نظامی روسی درباره پیامدهای ضدحملات اوکراین برای عملیات در محور اسلوویانسک و کراماتورسک را بازتاب داده است. این دادهها با تصویر پیشروی مستمر و یکطرفه سازگار نیستند، اما به معنای توقف حملات روسیه در همه محورها نیز نیستند. [۲]
اختلاف ارقام را نمیتوان صرفاً با کنار هم گذاشتن دو روایت توضیح داد. مساحت تصرفشده در یک عملیات با تغییر قلمرو تحت کنترل در یک دوره تفاوت دارد؛ همچنین، ورود نیروها به یک منطقه لزوماً به معنای تثبیت کنترل بر آن نیست. مناطق خاکستری، تأخیر در ثبت تغییرات و تفاوت روش نقشهبرداری نیز بر برآوردها اثر میگذارند. مقایسه معتبر مستلزم یکسان بودن بازه زمانی، محدوده جغرافیایی و تعریف «کنترل» است. از منظر نظامی، اهمیت تغییرات سرزمینی به جایگاه آنها در شبکه دفاع و پشتیبانی بستگی دارد. تصرف یک گره لجستیکی یا قطع مسیر تدارکاتی ممکن است مهمتر از پیشروی در مساحتی بزرگتر اما کماهمیتتر باشد. در نتیجه، ادعای دستیابی به ابتکار عمل راهبردی باید با توان حفظ مواضع، تأمین ذخایر، اختلال در تدارکات حریف و تداوم عملیات سنجیده شود؛ شمار روستاهای تصرفشده بهتنهایی معیار کافی نیست.
عملیات ویوالدی و حدود اهمیت آن
عملیات «ویوالدی» در محور لیمان از تحولات مهم مورد اشاره در گزارشهای اخیر اوکراین است. دفتر ریاستجمهوری اوکراین در ۳۰ سپتامبر اعلام کرد که پس از سه مرحله عملیات، ۱۷۶ کیلومتر مربع بازپس گرفته شده است. این گزارش از بازگشت کنترل اوکراین بر چندین سکونتگاه، از جمله ریدکودوب و کاترینیوکا، و تصرف گره نیروهای روسی در نووه خبر میدهد. چون این اطلاعات از یکی از طرفهای جنگ منتشر شده، رقم و دامنه دستاوردها باید با همین انتساب نقل شود. [۳]
اهمیت احتمالی عملیات در دشوار کردن تدارکات و برنامهریزی روسیه برای ادامه فشار بر شمال دونتسک است. اگر اوکراین بتواند مواضع بازپسگرفتهشده را حفظ کند و روسیه را به انتقال ذخایر از محورهای دیگر وادارد، موفقیت تاکتیکی میتواند پیامد عملیاتی گستردهتری پیدا کند. بااینحال، اطلاق «نقطه عطف جنگ» به آن زودهنگام است. چنین داوریای به شواهدی درباره دوام دستاوردها و اثر آنها بر چند محور اصلی نیاز دارد.
گزارش و انتقاد وبلاگنویسان نظامی روس درباره ناکارآمدی فرماندهی یا ارائه اطلاعات نادرست میتواند نشانهای از مشکلات عملیاتی باشد، اما اثباتکننده فروپاشی ارتش یا بحران سیاسی فراگیر نیست. این منابع گاه از موضع حمایت از جنگ و با هدف تشدید بسیج و اصلاح مدیریت نظامی انتقاد میکنند. ارزش تحلیلی آنها هنگامی بیشتر میشود که ادعاهای مشخصشان با شواهد میدانی تطبیق داده شود.
انرژی و زیرساختها در جنگ فرسایشی
حملات دوربرد، امکان تحمیل هزینه را فراتر از خطوط تماس فراهم میکنند. برای روسیه، آسیب زدن به شبکه برق، حملونقل و پشتیبانی اوکراین میتواند در خدمت کاهش ظرفیت تداوم جنگ قرار گیرد؛ برای اوکراین، حمله به پالایشگاهها و زیرساختهای نفتی روسیه ابزاری برای افزایش هزینههای اقتصادی و دشوار کردن پشتیبانی است. پیامد انسانی این حملات باید جدا از ادعاهای طرفین درباره کارآمدی نظامی آنها بررسی شود.
هیئت نظارت حقوق بشر سازمان ملل در اوکراین در گزارش ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که حملات مکرر روسیه در ژانویه، اختلال گسترده در برق، گرمایش و آب ایجاد کرده و میلیونها نفر را در شرایط سخت زمستانی قرار داده است. این گزارش، شواهدی از آسیبپذیری زیرساختها در زمستان گذشته فراهم میکند اما نمیتوان نتیجه گرفت که ابعاد خسارت در زمستان آینده از پیش مشخص است. [۴] برای برآورد فشار زمستانی باید ظرفیت تعمیر، واردات برق، ذخایر تجهیزات و توان دفاع هوایی اوکراین را نیز در نظر گرفت.
در سوی دیگر، آژانس بینالمللی انرژی در تحلیل ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، تشدید حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه را با کاهش نفت خام فرآورششده مرتبط دانست. طبق این گزارش، حجم پالایش در ژوئن به ۳٫۸ میلیون بشکه در روز رسید؛ حدود ۳۰ درصد کمتر از سال قبل و پایینترین سطح در بیش از دو دهه. این شاخص به فعالیت پالایشگاهها مربوط است و نباید با میزان تولید نفت خام روسیه یکسان گرفته شود. [۵] افت پالایش میتواند عرضه سوخت، درآمد فرآوردههای نفتی و هزینه تعمیرات را تحت فشار بگذارد. بااینحال، تبدیل این فشار به محدودیت تعیینکننده نظامی، به مدت توقف واحدها، ذخایر سوخت و توان جبران عرضه بستگی دارد. به همین ترتیب، آسیب گسترده به شبکه انرژی اوکراین، با وجود آثار انسانی و اقتصادی شدید، بهخودیخود پذیرش شروط سیاسی روسیه را تضمین نمیکند. پیوند میان تخریب زیرساخت و تغییر تصمیم سیاسی، خود نیازمند شواهد است.
تلفات انسانی و ظرفیت جایگزینی نیرو
آمار تلفات از مناقشهبرانگیزترین دادههای جنگ است. در گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی منتشرشده در اول ژوئیه ۲۰۲۶، تلفات نظامی روسیه از فوریه ۲۰۲۲ تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۱٫۴ میلیون نفر برآورد شده که کشته، زخمی و مفقود را در بر میگیرد؛ شمار کشتهشدگان روسی در همان گزارش بین ۴۰۰ تا ۴۵۰ هزار نفر تخمین زده شده است. برای اوکراین، برآورد کل تلفات ۵۲۵ تا ۶۲۵ هزار نفر و شمار کشتهشدگان ۱۲۵ تا ۱۵۰ هزار نفر است. این اعداد برآورد یک مرکز پژوهشیاند و آمار قطعی یا اجماع همه منابع نیستند. [۶] مقایسه این ارقام با جنگهای دیگر هنگامی معتبر است که مقولههای آماری یکسان باشند. مقایسه مجموع کشتهها، زخمیها و مفقودان یک جنگ با کشتهشدگان جنگی دیگر، تصویری گمراهکننده میسازد. همچنین، پروندههای قضایی مربوط به غیبت یا فرار از خدمت لزوماً معادل تعداد افراد خارجشده دائمی از نیروهای مسلح نیستند؛ یک فرد ممکن است موضوع بیش از یک پرونده باشد یا به خدمت بازگردد.
برای فهم اثر تلفات بر میدان، نسبت میان فرسایش و ظرفیت جایگزینی اهمیت بیشتری از یک عدد تجمیعی دارد. سرعت جذب و آموزش، بازگشت مجروحان، حفظ فرماندهان باتجربه و دسترسی به تجهیزات، بر توان رزمی اثر میگذارند. تلفات بالا میتواند کیفیت یگانها را کاهش دهد، اما پیشبینی فروپاشی مستلزم مشاهده ناتوانی مستمر در جایگزینی نیرو و حفظ خطوط دفاعی است.
دیپلماسی میان توافق محدود و حلوفصل جامع
مذاکره و عملیات نظامی میتوانند همزمان ادامه یابند، زیرا هر طرف میکوشد موقعیت چانهزنی خود را تقویت کند. اختلاف اصلی تنها بر سر توقف شلیک نیست؛ کنترل سرزمین، تضمینهای امنیتی، آینده توان نظامی اوکراین و سازوکار اجرای توافق نیز محل مناقشهاند. ازاینرو، اعلام آمادگی برای مذاکره را نباید با پذیرش یک چارچوب مشترک صلح یکسان دانست. رویترز در ۸ اکتبر گزارش داد که دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، ضمن موافقت با توصیف وضعیت جنگ بهعنوان بنبست، بر ترجیح مسکو برای راهحل جامع به جای ترتیبات موقت تأکید کرده است. [۷] این موضع نشان میدهد که ارزیابی روسیه از میدان و شروط دیپلماتیک آن باید در کنار هم بررسی شوند؛ پذیرش دشواری نظامی لزوماً به انعطاف فوری در شروط مذاکره منجر نمیشود.
در ۱۱ اکتبر، دونالد ترامپ از «آتشبس انرژی» خبر داد، اما طبق گزارش همان روز رویترز، زلنسکی گفت که هنوز در انتظار جزئیات پیشنهاد است و از چنین توافقی حمایت میکند؛ او همچنین از ادامه حملات روسیه خبر داد. بنابراین، در زمان تنظیم این یادداشت، اعلام سیاسی این ابتکار را نمیتوان معادل اجرای یک آتشبس پایدار دانست. [۸] توافق محدود درباره انرژی، در صورت اجرا و راستیآزمایی، میتواند هزینههای انسانی و اقتصادی را کاهش دهد و زمینه اعتماد محدود ایجاد کند. در عین حال، ممکن است جنگ زمینی ادامه یابد یا طرفین از وقفه برای ترمیم ظرفیت خود استفاده کنند. معیار پیشرفت دیپلماتیک، وجود تعهدات روشن، سازوکار نظارت و تغییر قابل مشاهده در رفتار طرفین است.
سناریوهای پیش رو
افق این سناریوها شش تا دوازده ماه پس از تاریخ ارزیابی است. چهار سناریوی نخست مسیرهای احتمالی تحول جنگ را توضیح میدهند و سناریوی پنجم خطری است که میتواند بر هریک از آنها اثر بگذارد. این مسیرها کاملاً مانعهالجمع نیستند؛ فرسایش میتواند همزمان با توافق محدود ادامه یابد و افزایش فشار بر یک طرف به آتشبس منجر شود. به دلیل نبود مدل کمّی و دادههای همسنخ، از اختصاص احتمال عددی یا رتبهبندی قطعی خودداری میشود.
سناریوی اول تداوم جنگ فرسایشی
در این سناریو، هیچیک از طرفین نمیتواند دستاورد نظامی تعیینکنندهای به دست آورد و هزینه مصالحه را همچنان بیشتر از ادامه جنگ میداند. روسیه حملات زمینی و دوربرد را برای فرسودن ظرفیت دفاعی اوکراین ادامه میدهد و کییف با دفاع موضعی، ضدحملات محدود و حمله به پشتیبانی روسیه پاسخ میدهد. مذاکرات مقطعی یا ترتیبات محدود انسانی و زیرساختی نیز ممکن است در کنار نبرد جریان داشته باشند.
تداوم این مسیر مستلزم آن است که دو طرف حداقلی از نیروی انسانی، تجهیزات و منابع مالی لازم را تأمین کنند. نشانههای آن عبارتاند از تغییرات محدود و ناپایدار خطوط تماس، استمرار حملات دوربرد و نبود توافق بر سر مسائل ارضی و امنیتی. در چارچوب شواهد این یادداشت، این مسیر سناریوی مبناست؛ اما کاهش محسوس پشتیبانی خارجی یا اختلال پایدار در جایگزینی نیرو میتواند آن را تغییر دهد.
سناریوی دوم آتشبس محدود یا تثبیت موقت خطوط تماس
در این مسیر، طرفین بدون حل اختلافات بنیادین، بر محدود کردن بخشی از عملیات یا توقف گستردهتر نبرد توافق میکنند. توافق درباره انرژی میتواند گامی محدود در این جهت باشد، ولی گسترش آن به خطوط تماس نیازمند ترتیبات جداگانه است. اختلاف بر سر نظارت، تضمینهای امنیتی و امکان تجدید تسلیح، مهمترین موانع خواهد بود. نشانههای قابل رصد، انتشار متن مشترک، تعیین زمان و محدوده اجرا، ایجاد کانال رسیدگی به نقضها و کاهش پایدار حملات است. تثبیت عملی خطوط تماس، لزوماً به معنای پذیرش حقوقی تغییر مرزها نیست. پیامد مطلوب این سناریو کاهش تلفات و امکان ترمیم زیرساختهاست؛ خطر اصلی آن نیز بازگشت به جنگ در صورت ضعف نظارت یا تغییر محاسبات طرفین خواهد بود. اعلام آتشبس بدون تغییر رفتار میدانی، تحقق این سناریو محسوب نمیشود.
سناریوی سوم تضعیف پایدار توان دفاعی اوکراین
این سناریو زمانی تقویت میشود که کمبود نیرو، اختلال در آموزش و جایگزینی، و کاهش یا تأخیر کمکهای خارجی بهطور همزمان بر چند محور اثر بگذارند. در آن صورت، روسیه ممکن است از شکاف میان نیازهای دفاعی اوکراین و منابع در دسترس آن برای پیشروی پایدار استفاده کند. بااینحال، فشار انسانی یا از دست رفتن چند موضع بهتنهایی به معنای فروپاشی جبهه نیست. نشانههای این مسیر، عقبنشینیهای متوالی در چند محور، ناتوانی در اعزام ذخایر، افت مستمر تأمین مهمات و پدافند و دشواری تثبیت خطوط جدید است. پیامد احتمالی، کاهش قدرت چانهزنی کییف و افزایش فشار برای پذیرش شروط نامطلوبتر خواهد بود. روسیه نیز برای بهرهبرداری از این وضعیت باید نیروی کافی برای گسترش و حفظ دستاوردهای خود داشته باشد؛ ضعف حریف، موفقیت عملیاتی را خودکار نمیسازد.
سناریوی چهارم افزایش فشار بر ظرفیت ادامه جنگ روسیه
در این سناریو، هزینه جایگزینی نیرو و تجهیزات، اختلال در زیرساختهای نفتی و محدودیت منابع مالی، آزادی عمل مسکو را کاهش میدهد. اثرگذاری این فشارها به دوام آنها و نیز توان دولت روسیه برای جابهجایی منابع، تعمیر زیرساختها و تأمین نیازهای جنگ وابسته است. افت یک شاخص اقتصادی یا یک حمله موفق، بهتنهایی شاهد رسیدن روسیه به نقطه شکست نیست. نشانههای قابل رصد، کاهش پایدار شدت عملیات، دشواری در تأمین نیروی جایگزین، طولانیتر شدن تعمیر زیرساختها و تغییر مشخص در شروط مذاکره است. پیامد ممکن، محدود کردن اهداف عملیاتی یا پذیرش ترتیباتی برای کاهش هزینه جنگ خواهد بود. واکنش مسکو میتواند افزایش بسیج منابع و انتقال هزینه به بخش غیرنظامی باشد؛ ازاینرو، فشار اقتصادی الزاماً به مصالحه یا بیثباتی سیاسی منتهی نمیشود.
سناریوی پنجم تشدید تنش میان روسیه و ناتو
این سناریو خطری فراتر از جبهه اوکراین است و میتواند در کنار تداوم جنگ یا حتی پس از آتشبس رخ دهد. یک حادثه مرزی شدید، حمله به زیرساختهای حیاتی یا محاسبه نادرست درباره واکنش طرف مقابل میتواند چرخه تشدید ایجاد کند. بررسی این خطر به معنای اثبات وجود تصمیم قطعی روسیه برای آغاز جنگ با ناتو در یک سال مشخص نیست. باید میان عملیات سایبری و خرابکاری، حادثه محدود نظامی و حمله مسلحانه گسترده تمایز گذاشت. طبق توضیح رسمی ناتو، ارزیابی شمول ماده ۵ به ماهیت هر مورد بستگی دارد و اقدام اعضا لزوماً شکل یکسان یا صرفاً نظامی ندارد. بنابراین، از وقوع یک اقدام ترکیبی نمیتوان فعال شدن خودکار ماده ۵ یا جنگ تمامعیار را نتیجه گرفت. [۹]
نشانههای تشدید شامل حملات تکرارشونده با انتساب معتبر، افزایش تلفات در قلمرو اعضای ناتو، گسترش استقرار رزمی و اختلال در کانالهای مدیریت بحران است. پیامد بالقوه این مسیر بسیار سنگین است، اما شواهد بررسیشده برای رتبهبندی مطمئن احتمال آن کافی نیست. خطر هستهای نیز به سطح و مسیر تشدید وابسته است و نباید پیامد اجتنابناپذیر هر برخورد مستقیم فرض شود.
نتیجهگیری
تا ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶، تصویر قابل دفاع از جنگ، رقابتی فرسایشی با امکان تغییرات موضعی و فشارهای متقابل بر ظرفیت ادامه نبرد است. عملیات ویوالدی و حملات به پالایشگاههای روسیه نشان میدهند که کییف ابزارهایی برای افزایش هزینههای مسکو دارد؛ در مقابل، ظرفیت حملات دوربرد روسیه و آسیبپذیری زیرساختهای اوکراین، مانع از آن است که این دستاوردها به معنای برتری راهبردی تثبیتشده اوکراین تلقی شوند.
عامل تعیینکننده، توان تبدیل فشار نظامی و اقتصادی به تغییر محاسبات سیاسی طرف مقابل است. برای ارزیابی این توان باید ظرفیت جایگزینی نیرو و تجهیزات، پایداری حمایت خارجی، دوام زیرساختها و محتوای عملی مذاکرات را همزمان سنجید. آمار مساحت و تلفات، بدون این زمینه، توضیح کاملی از مسیر جنگ به دست نمیدهد.
ازاینرو، تداوم جنگ فرسایشی همراه با تلاش برای توافقهای محدود، سناریوی مبنای این یادداشت باقی میماند. عبور از آن زمانی قابل تشخیص خواهد بود که نشانههای پایدار شکست در بازتولید توان رزمی یکی از طرفین، یا تعهدات متقابل قابل اجرا برای توقف نبرد پدیدار شود. مسئله اصلی آینده جنگ، صرفاً این نیست که کدام طرف هزینه بیشتری متحمل میشود، بلکه این است که کدامیک میتواند فشار را تحمل کند و آن را به نتیجه سیاسی پایدار تبدیل سازد.
منابع
[۱] Valdai Discussion Club. 1 October 2026. Vladimir Putin Meets with Members of the Valdai Discussion Club. Transcript of the Plenary Session of the 23rd Annual Meeting.
https://valdaiclub.com/events/articles/vladimir-putin-meets-with-members-of-the-valdai-club-2026
[۲] Russia Matters. 2 October 2026. Russia in Review, Sept. 25 – Oct. 2, 2026. گزارش ثانویه با ارجاع به ارزیابیهای ISW.
https://www.russiamatters.org/news/russia-review/russia-review-sept-25-oct-2-2026
[۳] President of Ukraine. 30 September 2026. At the Command Post of the 3rd Army Corps, the President Discussed with Warriors the Results of Operation Vivaldi and Plans for Its Fourth Season.
https://www.president.gov.ua/en/news/na-punkti-upravlinnya-3-go-armijskogo-korpusu-prezident-obgo-106653
[۴] UN Human Rights Monitoring Mission in Ukraine. 13 February 2026. Energy attacks amid an unusually harsh winter are exposing Ukraine’s civilians to extreme hardship, UN human rights monitors say.
https://ukraine.ohchr.org/en/Energy-attacks-amid-an-unusually-harsh-winter-are-exposing-Ukraine-s-civilians-to-extreme-hardship-UN-human-rights-monitors-say
[۵] International Energy Agency. 17 September 2026. Russian refining sector struggles amid intensifying Ukrainian attacks.
https://www.iea.org/commentaries/russian-refining-sector-struggles-amid-intensifying-ukrainian-attacks
[۶] Jones, Seth G. and Riley McCabe. 1 July 2026. Russian Blood and Treasure: The Ballooning Costs of Putin’s War. Center for Strategic and International Studies.
https://www.csis.org/analysis/russian-blood-and-treasure-ballooning-costs-putins-war
[۷] Reuters. 8 October 2026. Kremlin: Russia agrees with Rubio that Ukraine conflict is in a stalemate.
https://www.reuters.com/world/kremlin-russia-agrees-with-rubio-that-ukraine-conflict-is-stalemate-2026-10-08/
[۸] Reuters. 11 October 2026. Ukraine awaits details of ceasefire proposals from US, Russia maintains attacks, Zelenskiy says.
https://www.reuters.com/world/europe/ukraine-awaits-details-ceasefire-proposals-us-russia-maintains-attacks-zelenskiy-2026-10-11/
[۹] NATO. Collective defence and Article 5.
https://www.nato.int/en/what-we-do/introduction-to-nato/collective-defence-and-article-5









