#اختصاصی
نویسنده: مریم شایگان، کارشناس مطالعات منطقهای
چکیده
این مقاله با رویکردی تطبیقی-تحلیلی، نقش زنان را در حفظ و انتقال میراث فرهنگی ناملموس در ده کشور عضو سازمان همکاری اقتصادی (اکو) بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد که زنان در بسیاری از حوزههای میراث ناملموس منطقه اکو نقش غالب و در مواردی نقش محوری در انتقال بیننسلی دانش و مهارتها دارند. با وجود اشتراکات فراملی گسترده (سنت شاعر-نوازنده، نوروز، لالاییخوانی، مهارتهای نمدبافی و پوشاک سنتی)، تفاوتهای معناداری در سطح مستندسازی، الگوهای مشارکت و دسترسی زنان به عرصههای عمومی دیده میشود. نوآوری پژوهش در بازتعریف زنان از «حاملان میراث» به «زیرساخت اجتماعی انتقال میراث» با استفاده از مدل سهلایه (حاملان دانش، شبکههای انتقال، بازتولید نسل بعد) است. این مقاله مدل مذکور را به عنوان چارچوبی تحلیلی برای مطالعات منطقهای میراث فرهنگی ناملموس پیشنهاد میکند.
۱. مقدمه و روششناسی
۱-۱. مقدمه
بر اساس کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو، میراث فرهنگی ناملموس توسط انسانهای زنده بازآفرینی و منتقل میشود. گزارش نهایی نشست خبرگان «جنسیت و میراث ناملموس» (UNESCO, 2004) نیز نقش کانونی زنان را در این فرایند تأیید کرده است. با این حال، بیشتر پژوهشهای موجود منطقه اکو به صورت تککشوری یا انباشتی موازی از اطلاعات ده کشور تدوین شدهاند. ده کشور مورد مطالعه: افغانستان، جمهوری آذربایجان، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، پاکستان، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان و ازبکستان. این مقاله با سازماندهی در چهار محور، اشتراکات فراملی و تفاوتهای مهم را برجسته میسازد.
از منظر نظری، مفهوم «گفتمان مجاز میراث» (Authorized Heritage Discourse) که اسمیت (Smith, 2006) آن را صورتبندی کرده، نشان میدهد که روایتهای رسمی میراث (از جمله پروندههای یونسکو) اغلب دانش فنی، نهادی و مردانه را بر دانش بومی، غیررسمی و زنانه ترجیح میدهند. این مقاله در تقابل با چنین گفتمانی، تلاش میکند نقش پنهان و زیرساختی زنان را در زنجیره انتقال میراث آشکار سازد.
به گفته بوردیو (Bourdieu, 1986)، مهارتها، دانشها و شبکههای انتقالی که زنان در فرایند حفظ میراث ناملموس ایجاد میکنند، نوعی سرمایه فرهنگی (دانشهای عملی، فنون دستی، آیینهای شفاهی) و سرمایه اجتماعی (شبکههای خانوادگی و همسایگی، مجالس زنانه، آیینهای جمعی) محسوب میشود. این سرمایه از طریق خانواده و اجتماع بازتولید شده و به استمرار میراث فرهنگی در طول نسلها کمک میکند. مقاله حاضر نشان میدهد که زنان نه تنها حامل این سرمایه، بلکه عامل اصلی بازتولید آن در لایههای پنهان و غیررسمی جامعه هستند.
نوآوری پژوهش: نوآوری در بازتعریف زنان از «حاملان» به «زیرساخت اجتماعیِ انتقال» میراث فرهنگی ناملموس است. برگرفته از مفاهیم «حافظه فرهنگی» (Assmann, 2008)، «دانش ضمنی» (Polanyi, 1966)، «میراثسازی» (Smith, 2006)، «تولید فرامیراث» (Kirshenblatt-Gimblett, 2004) و نظریه سرمایه بوردیو. مقاله نشان میدهد زنان در سه لایه نقش دارند: (۱) حاملان دانش (استادکاران، راویان، درمانگران)، (۲) شبکههای انتقال (خانواده، همسایگی، آیینهای جمعی)، (۳) بازتولید فرهنگی نسل بعد (آموزش غیررسمی به دختران و نوهها). شواهد گردآوریشده نشان میدهد که در بسیاری از جوامع منطقه، تداوم زنجیره انتقال میراث ناملموس به نقش زنان در فرایندهای انتقال بیننسلی وابستگی چشمگیری داشته است.
۱-۲. روششناسی
پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی-تحلیلی و با هدف بررسی نقش زنان بهعنوان زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در ده کشور عضو اکو انجام شده است. حوزه تحلیل، چهار محور اصلی است: (۱) هنرهای اجرایی و ادبیات شفاهی، (۲) صنایع دستی و پوشاک، (۳) آیینها و دانش بومی، (۴) چالشهای معاصر. دادهها با استفاده از روش تحلیل اسنادی و بر اساس منابع زیر گردآوری گردید: اسناد بنیادین یونسکو، پروندههای رسمی ثبتشده در فهرستهای نماینده و نیازمند حفاظت فوری، ادبیات آکادمیک معتبر (مانند Oldfield, 2010؛ Reichl, 2016؛ Hosseini et al., 2021)، و گزارشهای سازمانهای بینالمللی (WHO, 2019؛ UNESCO, 2022). تحلیل با هدف کشف الگوهای مشترک فراملی و همچنین تفاوتهای معنادار در مشارکت زنان در هر حوزه و جامعه انجام شده است. مقاله از تعمیمهای قطعی پرهیز کرده و محدودیتهای تحقیق را در بخش جداگانه بیان میدارد.
۲. محور اول: هنرهای اجرایی و ادبیات شفاهی
۲-۱. سنت شاعر-نوازنده سیار
در جمهوری آذربایجان، سنت عاشیق (ثبت یونسکو ۲۰۰۹) شامل زنان عاشیق از قرن هجدهم است (Oldfield, 2010). در ترکیه، سنت آشیقلیق (ثبت ۲۰۰۹) عمدتاً مردانه است و زنان بیشتر در قالبهای موازی مانند مرثیهسرایی (آغیت) و رباعیهای عامیانه (مَنی) فعالیت میکنند. در ایران، زنان عاشیق در مناطق آذری زبان و زنان بخشی در خراسان حضور دارند، اما راویان اصلی حماسی بیشتر مردان هستند. در ازبکستان، استثنای مهمی دیده میشود: در منطقه خوارزم، زنان بخشی در اجرای داستانهای حماسی دوستان نقش داشتهاند (Reichl, 2016). در ترکمنستان، سنت بخشی عمدتاً مردانه است و زنان در لالاییخوانی (لایلی) و سوگواری (قاراداغلار) فعالند. در قزاقستان و قرقیزستان، زنان آکین در تاریخ ثبت شدهاند، اما راویان اصلی حماسههای بزرگ (مانند مانَس) مردان بودهاند؛ زنان در ژانرهای سوگواری (جوقتائو در قزاقستان، قوشوق در قرقیزستان) و لالایی تخصص دارند. در تاجیکستان، ژانر فلک (ثبت ۲۰۲۱) توسط زنان در مراسم سوگواری و عروسی اجرا میشود. در افغانستان، زنان در اجرای لالاییهای دری (لالایی) و پشتو (لیلا) در خانه نقش اصلی دارند. در پاکستان، زنان در پنجاب سوهار (آواز تولد) و سهرا (آواز عروسی) و در بلوچستان و سند در آیینهای محلی اجرا میکنند.
بر اساس گزارشهای محلی، رقصهای دستهجمعی زنانه مانند «چوببازی» (ترکمنستان)، «دستمالبازی» (تاجیکستان) و «رقص چادر» (بلوچستان ایران/پاکستان) نیازمند پژوهش میدانی است. ¹
۲-۲. ادبیات شفاهی و مکتوب
ادبیات شفاهی عامیانه: قالب لندی (شعر دو مصراعی پشتون) در افغانستان و پاکستان عمدتاً توسط زنان سروده و خوانده میشود. بایاتی در جمهوری آذربایجان و مناطق آذری زبان ایران، مَنی در ترکیه، کافی در سند پاکستان، کُشاق در قرقیزستان، لایلی و قاراداغلار در ترکمنستان، ارتکچیلیک (قصهگویی) در ازبکستان، و جوقتائو در قزاقستان از جمله ژانرهایی هستند که در مجالس زنانه حفظ شدهاند.
ادبیات مکتوب: شاعران زن کلاسیک عبارتند از: مهستی گنجوی (شاعر ایرانی سده ۱۲ میلادی اهل گنجه)، رابعه قُزداری و پروین اعتصامی (ایران)، نادیرا و اووایسی (ازبکستان)، نادیا انجمن (افغانستان)، پروین شاکر و بانو قدسیه (پاکستان)، میهری خاتون و حالیده ادیب آدیوار (ترکیه).
بازیهای بومی و سرگرمیهای زنانه: در ایران بازی «حالا حاجی سلام» و «متلگویی»، در افغانستان «دهدهبازی» و چیستانهای پشتون، در ترکیه «سکه در کاسه»، در ازبکستان «یورتمه»، در پاکستان «کیکلی» (پنجاب) و «راسو» (سند)، و در قزاقستان و قرقیزستان «بیشک» گزارش شده است. در مورد تاجیکستان و ترکمنستان، مطالعات محدود نشان میدهد که بازیهایی با سنگریزه یا دستمال در مناطق کوهستانی و عروسیها رواج داشته، اما این حوزه نیازمند پژوهش میدانی است.
زنان و حفظ زبانهای در خطر: در منطقه اکو، زبانهایی مانند پامیری (تاجیکستان/افغانستان)، کلاشی (پاکستان)، بلوچی (پاکستان/ایران/افغانستان) و گویشهای ترکی کهن در حال نابودی هستند. زنان مسن که اغلب در خانه به دور از آموزش رسمی زبان غالب باقی میمانند، آخرین گویشوران فعال این زبانها محسوب میشوند. مستندسازی ترانهها و داستانهای این زنان یک ضرورت فوری است.
۳. محور دوم: صنایع دستی و پوشاک
۳-۱. قالی، نمد، ابریشم
در تمام کشورهای اکو، زنان نقش اصلی را در تولید و انتقال دانش صنایع دستی بر عهده دارند. هنر قالیبافی جمهوری آذربایجان (ثبت ۲۰۱۰)، مهارتهای سنتی قالیبافی در ایران (ثبت ۲۰۱۰)، و هنر سنتی فرشبافی ترکمنستان (ثبت ۲۰۱۹) همگی صراحتاً به نقش زنان به عنوان بافندگان اصلی اشاره دارند. در افغانستان، زنان اقوام ترکمن، هزاره، پشتون و تاجیک قالی، گلیم و جاجیم میبافند. در پاکستان، زنان در سند رِلی (پارچهدوزی تکهای)، در بلوچستان آینهکاری و در پنجاب پُلکاری انجام میدهند.
هنر آلا-کیز و شیردق در قرقیزستان (ثبت ۲۰۱۲ در فهرست نیازمند پاسداری فوری) توسط زنان مسن روستایی به زنان جوان منتقل میشود. مهارتهای سنتی ساخت یورت/بوز اوی در قزاقستان و قرقیزستان (ثبت ۲۰۱۴) تقسیم کار روشنی دارد: مردان چارچوب چوبی را میسازند، اما تولید نمدها، بافت نوارهای تزیینی و چیدمان داخلی بر عهده زنان است. پرونده فراملی «نوغانداری و تولید سنتی ابریشم برای بافت» (ثبت ۲۰۲۲) شامل هفت کشور از منطقه اکو است؛ در همه آنها زنان مسئول مراقبت از کرم ابریشم، ریسندگی و رنگرزی هستند.
۳-۲. پوشاک، زیورآلات و خالکوبی
پوشاک سنتی: در ایران (پوشاک کردی، بلوچی، ترکمنی، قشقایی)، ترکیه (باشلیک، یشماک)، قزاقستان (سائوکهله، شاشبائو)، قرقیزستان (بشمت، اِلِچِک – ثبت ۲۰۲۳)، تاجیکستان (تاج طلایی عروس، سوزانی)، افغانستان (هزاره، پشتون، ترکمنی)، پاکستان (دوپته، شلوار قمیص گلدوزیشده)، ازبکستان (سوزانه)، و ترکمنستان (چَپان) همگی توسط زنان طراحی، دوخته و تزیین میشوند. پوشاک آیینی ویژه (لباس عروس در تاجیکستان، لباس قینا گجهسی در ترکیه، لباس بتاشار در قزاقستان) دانش تخصصی جداگانهای دارد.
خالکوبی سنتی: بر اساس پژوهشهای مردمنگاری محدود و گزارشهای محلی، خالکوبی با نیل یا دوده در بلوچستان ایران و پاکستان (نقوش هندسی روی صورت و دستها)، در کردستان ایران و ترکیه (نقطهچین روی چانه)، و در میان هزارهها و پشتونهای افغانستان (برای دفع چشمزخم) رواج داشته است. امروزه این دانش در حال نابودی است و مستندسازی علمی آن ضروری به نظر میرسد.
۴. محور سوم: آیینها و دانش بومی
نوروز (ثبت ۲۰۰۹/۲۰۱۶): در تمام ده کشور عضو اکو جشن گرفته میشود. مدیریت آداب درونی نوروز – پخت غذاهای مراسمی (سمنو در ایران/افغانستان، سومالاک در ازبکستان/قرقیزستان، نوروز کوجه در قزاقستان، سمنک در تاجیکستان)، چیدن سفره هفتسین، و آموزش رسوم به کودکان – بر عهده زنان است.
آیینهای گهوارهبندان (بشیک توی): در ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان، ترکیه، ایران و پاکستان (گودبھرائی) توسط زنان مسن خانواده اجرا میشود. مهارتهای سنتی زایمان (نافبری با نخ پنبهای استریل شده)، آیین چهلم نوزاد (چلهشکنی در ایران، کرکینجی در ترکیه و جمهوری آذربایجان) نیز در حوزه دانش زنان است. «فال کتف» در قزاقستان و قرقیزستان – که بر اساس برخی گزارشهای پراکنده به عنوان روشی سنتی برای پیشبینی آینده نوزاد انجام میشده – نیازمند پژوهش بیشتر است.²
² پانویس: «فال کتف» از جمله آیینهایی است که مستندات آکادمیک اندکی برای آن وجود دارد. درج آن در این مقاله به عنوان نمونه اولیه و نشاندهنده ضرورت پژوهش میدانی است.
آیینهای عروسی: در جمهوری آذربایجان (قیز گورمه)، ترکیه (قینا گجهسی با آوازهای ویژه حنا)، قزاقستان (بتاشار که در آن عروس را با سرود به خانواده داماد معرفی میکنند)، ازبکستان و ترکمنستان (قیز تویی)، پاکستان (مهندی و مائیوں) – در همه این موارد، زنان مسن خانواده هدایت مراسم و اجرای ترانههای سنتی را بر عهده دارند.
مراسم سوگواری: نامهای محلی متفاوت است اما ساختار مشابه: مویه در کردستان ایران، آغی در جمهوری آذربایجان، آغیت در ترکیه، جوقتائو در قزاقستان، قوشوق در قرقیزستان، فالک در تاجیکستان، قاراداغلار در ترکمنستان، سیآپا در پاکستان، و لندی در افغانستان (در قالب مرثیه). پژوهشهای مردمنگارانه نشان میدهد که زنان متخصص در این ژانرها از اعتبار اجتماعی بالایی برخوردارند و این عرصه، گاهی تنها فضای عمومی است که در جوامع محافظهکار منطقه، زنان بدون محدودیت اجرا میکنند.
دامداری و کوچ: در کشورهای با جمعیت عشایری (ایران، افغانستان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان، پاکستان، ترکیه)، زنان دانش تخصصی دامداری کوچرو دارند: دوشیدن، فرآوری شیر به ماست، کشک، کره، قومیز (قزاقستان)، چال (شیر تخمیرشده شتر در ترکمنستان)، بافت سیاهچادر (ایران)، و مدیریت بارکشی. این دانش از مادر به دختر منتقل میشود.
مدیریت آب: دانش قنات و مدیریت آب در ایران، افغانستان و تاجیکستان نیز تا حدی در حوزه زنان بوده است. زنان در آیینهای مرتبط با قنات (مانند «عروس قنات»³) مشارکت داشتهاند و دانش پخت نان در تنورهای گلی و مدیریت مصرف آب در خانههای سنتی از جمله مهارتهایی بوده که مادران به دختران میآموختهاند.
³ پانویس: آیین «عروس قنات» عمدتاً بر اساس روایتهای شفاهی و گزارشهای کهن مردمنگاری ثبت شده است و پژوهش سیستماتیک معاصر درباره آن محدود میباشد.
۵. محور چهارم: چالشهای معاصر
غذاهای مقاومت (در دوره قحطی و جنگ): بر اساس روایتهای شفاهی و گزارشهای محلی (که مستندات آکادمیک اندکی برای آنها وجود دارد)، در افغانستان (دوره طالبان اول و خشکسالی) زنان «آش کنجد» و «نان سنگی» را ابداع کردند. در تاجیکستان (جنگ داخلی ۱۹۹۲-۱۹۹۷)، «شوربای آبی» و «کوفته بدون گوشت» توسط زنان پخته میشد. در ایران (دوره جنگ تحمیلی و تحریمها)، در برخی مناطق محروم «آش کشک زرد» با مواد در دسترس تهیه میگردید. این «دانش بقا» که عمدتاً توسط زنان حفظ شده، نیازمند پژوهش میدانی مستقیم و ثبت سیستماتیک است.⁴
⁴ پانویس: «غذاهای مقاومت» در این مقاله بر اساس مصاحبههای غیررسمی و روایتهای شفاهی ثبت شدهاند و در ادبیات آکادمیک مستند نیستند. این نمونهها صرفاً برای نشان دادن خلاقیت زنان در شرایط بحران و ضرورت پژوهش در این حوزه ارائه شدهاند.
تغییرات اقلیمی و دانش بومی زنان عشایر: گرمایش زمین و خشکسالی در ایران، افغانستان، پاکستان و ازبکستان باعث کوچ اجباری عشایر، نابودی گیاهان دارویی، و فراموشی دانش سنتی پیشبینی آب و هوا (مانند خواندن ابر و باد و رفتار پرندگان) شده است. زنان مسن که حامل این دانش بودند، با از دست دادن زیستبوم خود، بخش عظیمی از میراث ناملموس را نیز از دست میدهند.
میراث دیجیتال و سایبری: در سالهای اخیر، زنان مهاجر افغان، ازبک و پاکستانی در اروپا و آمریکا از طریق شبکههای اجتماعی (یوتیوب، اینستاگرام) به انتقال دانش آشپزی، لالاییها و مهارتهای گلدوزی میپردازند. این پدیده که «میراث سایبری» نام گرفته، یکی از اشکال جدید حفظ و انتقال میراث ناملموس در عصر دیجیتال است و پژوهش در مورد آن تازه آغاز شده است.
آموزش غیررسمی و موانع: در همه کشورهای اکو، آموزش فرهنگی غیررسمی در قالب «یادگیری از طریق انجام» در فضای خانگی و جمعی صورت میگیرد. شواهد بهدستآمده نشان میدهد که با افزایش رسمیشدن فرایندهای انتقال دانش (مانند آموزش دانشگاهی موسیقی، تأسیس کارخانههای قالیبافی صنعتی)، حضور و نقشآفرینی زنان در برخی عرصههای میراثی کمتر قابل مشاهده میشود.
وضعیت افغانستان: تا زمان نگارش این مقاله (۲۰۲۶)، محدودیتهای گستردهای بر دسترسی دختران به آموزش متوسطه و عالی در افغانستان اعمال شده است. گزارشهای غیررسمی حاکی از تداوم محافل خانگی شعرخوانی و آموزشهای فرهنگی توسط مادران به دختران است.
چالشهای مشترک منطقه: جنگ و بیثباتی، صنعتیشدن و تجاریسازی، مهاجرت روستاییان به شهرها، نبود مالکیت معنوی برای طرحهای سنتی، کاهش تعداد زنان مسن حامل دانش بدون برنامه جانشینپروری، محدودیتهای سیاسی و مذهبی، و تغییرات اقلیمی.
۶. محدودیتهای پژوهش
پژوهش حاضر با چند محدودیت عمده مواجه است:
۱. اتکا به اسناد ثانویه: دادهها عمدتاً از پروندههای یونسکو و ادبیات آکادمیک موجود استخراج شده و امکان مشاهده مستقیم میدانی فراهم نبوده است.
۲. کمبود دادههای میدانی در برخی کشورها: تاجیکستان، ترکمنستان و (به دلایل امنیتی) افغانستان دارای کمترین میزان پژوهشهای قومنگاری سیستماتیک در حوزه میراث زنانه هستند.
۳. تفاوت سطح مستندسازی میان کشورها: مستندسازی نقش زنان در ایران، ترکیه و جمهوری آذربایجان به مراتب بیشتر از تاجیکستان و ترکمنستان است که مقایسه متوازن را دشوار میکند.
۴. احتمال بازنمایی ناقص در پروندههای رسمی: پروندههای یونسکو عمدتاً توسط دولتها تهیه میشوند و ممکن است نقش زنان در برخی موارد بهدرستی منعکس نشده باشد. این موضوع با مفهوم «گفتمان مجاز میراث» اسمیت (Smith, 2006) همخوانی دارد.
۵. مرزهای فرهنگی سیال: بسیاری از سنتهای مورد بحث ماهیت فرامرزی دارند (مثل نوروز، سنت عاشیق) و انتساب انحصاری به یک کشور گاه تصنعی است.
نتیجهگیری: مدل سهلایه «زنان بهعنوان زیرساخت فرهنگی»
این پژوهش نشان داد که زنان در منطقه اکو نه صرفاً «حاملان» که «زیرساخت اجتماعی انتقال» میراث فرهنگی ناملموس هستند. مدل سهلایه پیشنهادی را میتوان به صورت زیر صورتبندی کرد:
شکل ۱. مدل سهلایه «زنان بهعنوان زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس»

- لایه اول – حاملان دانش: استادکاران بافت، راویان شفاهی، درمانگران محلی، خوانندگان آیینها.
- لایه دوم – شبکههای انتقال: خانواده، همسایگی، مجالس زنانه، آیینهای دستهجمعی (نوروز، گهواره، عروسی، سوگواری).
- لایه سوم – بازتولید فرهنگی نسل بعد: آموزش غیررسمی دختران توسط مادران و مادربزرگها.
شکل ۲. مسیر انتقال میراث توسط زنان (زنجیره بازتولید فرهنگی)

شواهد گردآوریشده نشان میدهد که در بسیاری از جوامع منطقه، تداوم زنجیره انتقال میراث ناملموس به نقش زنان در فرایندهای انتقال بیننسلی وابستگی چشمگیری داشته است. شاخصترین عرصههایی که نقش زنان در آنها بسیار پررنگ و تعیینکننده است عبارتند از: صنایع دستی و پوشاک، آیینهای خانوادگی، و طب سنتی. عرصههایی که حضور زنان در آنها وابسته به منطقه و ساختارهای محلی متفاوت است: سنت شاعر-نوازنده و بازیهای بومی.
برای شفافسازی بیشتر، جدول ۱ نقش زنان را در هفت حوزه اصلی میراث ناملموس در ده کشور عضو اکو به صورت خلاصه ارائه میدهد:
جدول ۱. خلاصه تطبیقی نقش زنان در حوزههای میراث ناملموس (ده کشور عضو اکو)

یکی از یافتههای مهم این پژوهش، تفاوت معنادار در سطح مستندسازی نقش زنان در کشورهای مختلف منطقه است. جدول ۲ این وضعیت را به صورت خلاصه نشان میدهد:
جدول ۲. سطح مستندسازی نقش زنان در میراث ناملموس (ده کشور عضو اکو)

قابلیت تعمیم مدل: مدل پیشنهادی این پژوهش (زنان بهعنوان زیرساخت انتقال میراث در سه لایه حاملان دانش، شبکههای انتقال، و بازتولید نسل بعد) میتواند بهعنوان چارچوبی تحلیلی برای بررسی نقش جنسیت در انتقال میراث فرهنگی ناملموس در سایر مناطق فرهنگی نیز مورد آزمون و ارزیابی قرار گیرد. بررسی اعتبار این مدل در زمینههای فرهنگی دیگر، نیازمند پژوهشهای تطبیقی بیشتر است.
فهرست منابع
اسناد و پروندههای یونسکو
- UNESCO (2003). Convention for the Safeguarding of the Intangible Cultural Heritage. Paris.
- UNESCO (2004). *Final Report: Expert Meeting ‘Gender and Intangible Heritage’, 8-10 December 2003*. Intangible Heritage Section, UNESCO, Paris.
- UNESCO (2009). Art of Azerbaijani Ashiq (ICH 00253).
- UNESCO (2009). Radif of Iranian music (ICH 00279).
- UNESCO (2009). Asiklik (minstrelsy) tradition (ICH 00329).
- UNESCO (2009). Katta Ashula (ICH 00331).
- UNESCO (2010). Azerbaijani carpet weaving (ICH 00389).
- UNESCO (2010). Traditional skills of carpet weaving in Iran (ICH 00382).
- UNESCO (2011). Naqqali, Iranian dramatic art (ICH 00535).
- UNESCO (2011). Keskek tradition (ICH 00388).
- UNESCO (2012). Ala-kiyiz and Shyrdak (ICH 00690).
- UNESCO (2014). Traditional craftsmanship of the Yurt/Boz Uy (ICH 00998).
- UNESCO (2014). Craftsmanship and wearing of Azerbaijani Kelaghayi (ICH 00669).
- UNESCO (2014). Ebru, Turkish art of marbling (ICH 00644).
- UNESCO (2014). Askiya (ICH 00998).
- UNESCO (2015). Aytish/Aitys, art of improvisation (ICH 00997).
- UNESCO (2016). Nowruz (ICH 01161).
- UNESCO (2016). Flatbread making culture – lavash, katyrma, jupka, yufka (ICH 01181).
- UNESCO (2018). Art of Chakan embroidery – Tajikistan (ICH 01272).
- UNESCO (2019). Traditional Turkmen carpet making art (ICH 01422).
- UNESCO (2021). Falak (ICH 01585).
- UNESCO (2021). Dutar, a string musical instrument and its music (ICH 01567).
- UNESCO (2021). Bakhshi art (ICH 01586).
- UNESCO (2022). Sericulture and traditional production of silk for weaving (ICH 01890).
- UNESCO (2023). Elechek, traditional Kyrgyz women’s headdress (ICH 01985).
منابع نظری و روششناختی
- Assmann, J. (2008). Communicative and Cultural Memory. In: Erll, A. & Nünning, A. (eds.), Cultural Memory Studies: An International and Interdisciplinary Handbook. De Gruyter, pp. 109-118.
- Bourdieu, P. (1986). The Forms of Capital. In: Richardson, J. (ed.), Handbook of Theory and Research for the Sociology of Education. Greenwood, pp. 241-258.
- Kirshenblatt-Gimblett, B. (2004). Intangible Heritage as Metacultural Production. Museum International, 56(1-2), 52-65.
- Kurin, R. (2007). Safeguarding Intangible Cultural Heritage: Key Factors in Implementing the 2003 Convention. International Journal of Intangible Heritage, 2, 9-20.
- Polanyi, M. (1966). The Tacit Dimension. University of Chicago Press.
- Smith, L. (2006). Uses of Heritage. Routledge.
- Oldfield, A. C. (2010). Azerbaijani Women Poet-Minstrels. Folklorica, 15, 45-62.
- Reichl, K. (2016). Singing the Past: Turkic and Medieval Epic Poetry. Cornell University Press.
- Durbilmez, B. (2016). Cams / Shamans, the Folk Healers Living in Anatolia: Ocak Folk Healers. Milli Folklor, (110), 87-104.
- Hosseini, S. H., et al. (2021). Ethnobotany of the medicinal plants used by the ethnic communities of Kerman province, Southeast Iran. Journal of Ethnobiology and Ethnomedicine, 17(1), 31.
- Rehman, M. T., et al. (2022). Ethnogynaecological Knowledge of Traditional Medicinal Plants. Evidence-Based Complementary and Alternative Medicine, 2022.
- Kokhmetova, A., et al. (2023). Medicinal Plants of the Flora of Kazakhstan. Molecules, 28(10), 4192.
- World Health Organization (2019). WHO global report on traditional and complementary medicine 2019. Geneva: WHO.









