تاریخ : چهارشنبه, ۷ مرداد , ۱۴۰۵ 14 صفر 1448 Wednesday, 29 July , 2026

ضرورتی برخاسته از انتخاب

  • ۰۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۸
ضرورتی برخاسته از انتخاب
متغیرهایی که یک کشور هنگام مواجهه با انتخاب میان «ضرورت» و «اقدام» باید در نظر بگیرد، با سرعتی فزاینده در حال افزایش‌اند

#اختصاصی

نویسنده: فئودور آ. لوکیانوف؛ سردبیر نشریه روسیه در امور جهانی

پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، چارلز کراوتهمر، مفسر آمریکایی، میان «جنگ‌های ناشی از ضرورت» (دفاع از سرزمین و بقای ملی) و «جنگ‌های انتخابی» تمایز قائل شد. ریچارد هاس نیز حمله سال ۲۰۰۳ به عراق را یک «جنگ انتخابی» توصیف کرد؛ جنگی که به اعتقاد او دولت آمریکا نه برای از میان بردن تهدیدهای واقعی، بلکه به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک آغاز کرد. بر اساس این تعریف، جنگ‌های ناشی از ضرورت پاسخی به حملات بودند، در حالی که جنگ‌های انتخابی ماهیتی پیشگیرانه داشتند.

این بحث محصول شرایط و فضای زمان خود بود و بازتابی از کشمکش‌های سیاسی داخلی آمریکا به شمار می‌رفت. البته مباحث گسترده‌تر درباره «جنگ عادلانه» قرن‌هاست که در اندیشه اجتماعی و سیاسی مطرح بوده است. اما تا پیش از آنکه منشور سازمان ملل جنگ‌های تهاجمی را غیرقانونی اعلام کند، قضاوت درباره جنگ‌ها عمدتاً جنبه‌ای نظری داشت. جنگ‌ها، چه عادلانه و چه ناعادلانه، به‌طور گسترده به‌عنوان ابزاری مشروع به کار گرفته می‌شدند؛ همان چیزی که از آن به‌عنوان «ادامه سیاست با ابزارهای دیگر» یاد می‌شود.

ویرانی‌های ناشی از دو جنگ جهانی و همچنین توسعه سلاح‌های هسته‌ای، نظم لیبرال پس از ۱۹۴۵ را بر آن داشت که استفاده از نیروی نظامی را به مسئله‌ای اخلاقی و ایدئولوژیک تبدیل کند و کاربرد آن را تا حد امکان کاهش دهد. فرسایش این رویکرد، یکی از عوامل بحران نظم لیبرال کنونی است.

با از میان رفتن توازن قوا پس از فروپاشی اتحاد شوروی، احساس برتری کامل اخلاقی و سیاسی در غرب موجب شد که این جهان‌بینی در پی بازسازی بشریت بر اساس تصویر و الگوی خود که آن را تنها الگوی معتبر می‌پنداشت؛ آن هم با هر وسیله‌ای که لازم باشد، از جمله ابزار نظامی برآید. در چارچوب پارادایم لیبرال، استفاده از نیروی نظامی زمانی مشروع تلقی می‌شد که توسط کسانی به کار گرفته شود که خود را «در سمت درست تاریخ» می‌دیدند.

فرسودگی نظم لیبرال این چارچوب هنجاری و ایدئولوژیک را از میان برده است، اما در عین حال نیروی نظامی را بار دیگر به کارکرد کلاسیک خود بازگردانده است: ابزاری برای تعیین جایگاه دولت‌ها در یک محیط بین‌المللی آشفته و بی‌نظم. در چنین محیطی، دوگانه «انتخاب یا ضرورت» معنای خود را از دست می‌دهد؛ زیرا تصمیم برای آغاز جنگ بر پایه ارزیابی دولت‌ها از شرایط دائماً در حال تغییر و انتخاب سیاسی ناشی از آن اتخاذ می‌شود، یا بر اساس این برداشت که اساساً گزینه دیگری وجود ندارد.

شکل‌گیری نظم بین‌المللی جدید فرآیندی طولانی و آشفته است. سلاح‌های هسته‌ای این روند را طولانی‌تر کرده‌اند، زیرا تاکنون مانع وقوع یک رویارویی تعیین‌کننده و نهایی شده‌اند. تا زمانی که این فرایند ادامه داشته باشد، استفاده از نیروی نظامی بر پایه محاسباتی متغیر درباره این موضوع خواهد بود که چه اقداماتی می‌تواند در نظم کنونی و نیز در نظم آینده که هنوز ناشناخته است، مزیت بیشتری ایجاد کند. درستی یا نادرستی این محاسبات، و اینکه آیا جنگی «ضروری» بوده یا «انتخابی»، تنها از طریق نتایج و پیامدهای آن آشکار می‌شود.

جنگ‌های مدرن عموماً نه با پیروزی کامل و قاطع، بلکه با تثبیت نوعی وضعیت موجود جدید پایان می‌یابند؛ وضعیتی که در بسیاری موارد تداوم احتمالی رویارویی را نیز در خود نهفته دارد. این وضعیت جدید ممکن است بسیار باثبات و حتی پایدار باشد، اما به ندرت تضادها و تناقضاتی را که عامل اصلی بروز درگیری بوده‌اند، برطرف می‌کند. توانایی و تمایل برای ادامه دادن یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت امری نادر و حتی استثنایی است؛ زیرا در غیاب چشم‌انداز روشنِ پیروزی، چنین جنگ‌هایی هزینه‌هایی به‌سرعت فزاینده ایجاد می‌کنند، بی‌آنکه اهداف اعلام‌شده را محقق سازند.

این وضعیت حاصل واقعیت‌های جهان امروز است. تنوع و چندوجهی شدن قدرت از روش‌های نوین جنگی گرفته تا «تسلیحاتی شدن» روابط اقتصادی، ناتوانی در اعمال محاصره کامل، امکان تمرکز انعطاف‌پذیر منابع برای پاسخ‌های نامتقارن، و افزایش تاب‌آوری دولت‌ها محاسبه توازن قوا را پیچیده‌تر کرده و در بسیاری موارد به سود طرف ضعیف‌تر عمل می‌کند.

متغیرهایی که یک کشور هنگام مواجهه با انتخاب میان «ضرورت» و «اقدام» باید در نظر بگیرد، با سرعتی فزاینده در حال افزایش‌اند؛ به گونه‌ای که محاسبه نتایج را تقریباً ناممکن می‌سازند. افزون بر این، ضرورت تنها مستلزم واکنش نیست، بلکه ایجاب می‌کند که اقدامات پیش‌دستانه و پیشگیرانه نیز صورت گیرد تا دولت ناچار نشود در موقعیتی بسیار نامساعدتر به تهدیدات پاسخ دهد. این نیز بازگشتی به نظم جهانی پیشالیبرال است؛ نظمی که در آن اقدامات پیشگیرانه بخشی طبیعی و پذیرفته‌شده از راهبرد نظامی محسوب می‌شد.

تهدیدهای خارجی، ضرورت انتخاب را بر دولت‌ها تحمیل می‌کنند. اما انتخابی که از دل ضرورت برمی‌آید، تنها محصول شرایط بیرونی نیست؛ بلکه به میراث و پیشینه هر کشور مانند توانمندی‌های آن، سنت‌های راهبردی‌اش، تاریخ و فرهنگش نیز وابسته است. از این منظر، انتخاب ناشی از ضرورت در حقیقت یک انتخاب تمدنی است؛ آزمونی برای سنجش قدرت یک تمدن و توانایی آن در مواجهه با شرایط و تحولات جهانی.

 

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14332
  • نویسنده : فئودور آ. لوکیانوف؛ سردبیر نشریه روسیه در امور جهانی
  • منبع : https://eng.globalaffairs.ru/articles/necessity-by-choice-lukyanov/
  • 2 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای