#اختصاصی
نویسنده: پریسا احتشام نیا، دانشجو دکتری مطالعات شبه قاره هند
نشست سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، در ۳۱ اوت و اول سپتامبر ۲۰۲۶، در شرایطی برگزار شد که محیط ژئوپلیتیکی جهان و اوراسیا بیش از هر زمان دیگری با رقابت قدرتهای بزرگ، بحرانهای امنیتی، تحریمهای اقتصادی و تلاش برای ایجاد مسیرهای مستقل تجاری و مالی مواجه است. این نشست که همزمان با بیستوپنجمین سال تأسیس سازمان برگزار شد، از این منظر تنها یک گردهمایی دورهای نبود؛ بلکه آزمونی برای سنجش ظرفیت سازمان همکاری شانگهای در مدیریت اختلافات درونی و تبدیل منافع مشترک اعضا به سازوکارهای عملی همکاری بود.
اهمیت این آزمون برای سه کشور هند، ایران و پاکستان بیش از بسیاری از اعضای دیگر است. هر سه کشور از موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی مهمی در اتصال آسیای مرکزی، جنوب آسیا، غرب آسیا و اقیانوس هند برخوردارند، اما درک متفاوتی از امنیت منطقهای، نقش چین، روابط با غرب و مسیرهای مطلوب اتصال اوراسیایی نیز دارند. ازاینرو، مواضع آنان در بیشکک را میتوان بخشی از رقابت گستردهتر بر سر شکلدهی به نظم در حال ظهور اوراسیا دانست.
برای ایران، یکی از مهمترین دستاوردهای نشست، انعکاس موضع اعضای سازمان درباره حملات نظامی به خاک ایران و تأکید بر حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور بود. بیانیه پایانی حملات نظامی علیه ایران را مغایر اصول حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل دانست و بر ضرورت حل بحرانها از مسیر سیاسی و دیپلماتیک تأکید کرد. اهمیت این موضع برای تهران را باید فراتر از یک حمایت سیاسی مقطعی ارزیابی کرد. ایران در سالهای اخیر تلاش کرده است عضویت خود در سازمان همکاری شانگهای را از یک دستاورد نمادین به ابزاری برای گسترش روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی با شرق تبدیل کند. در این چارچوب، مخالفت اعضا با اقدامات قهری یکجانبه، تحریمهای ثانویه، محدودیتهای بانکی و مسدودسازی داراییها، از منظر ایران میتواند به تقویت یک گفتمان چندجانبه در برابر یکجانبهگرایی اقتصادی منجر شود. بااینحال، میان موضع سیاسی و تغییر واقعی در ساختار اقتصاد بینالملل فاصله وجود دارد. افزایش استفاده از ارزهای ملی، ایجاد سازوکارهای پرداخت مستقل و ایده تأسیس بانک توسعه شانگهای، تنها در صورتی میتواند وابستگی اعضا به نظام مالی غرب را کاهش دهد که به زیرساختهای بانکی، سازوکارهای تسویه، استانداردهای مشترک و اعتماد متقابل میان اعضا تبدیل شود. بنابراین، اهمیت بیشکک برای ایران بیشتر در ایجاد فضای ژئوپلیتیکی مناسب برای تنوعبخشی به روابط خارجی و اقتصادی است تا انتظار برای یک تغییر فوری در وضعیت تحریمها.
در میان اعضای سازمان همکاری شانگهای، شاید موقعیت هند از همه پیچیدهتر باشد. دهلینو در سازمانی عضویت دارد که چین و روسیه دو قدرت اصلی آن هستند، با پاکستان در یک چارچوب چندجانبه قرار گرفته و همزمان میکوشد استقلال راهبردی خود را حفظ کند. در بیشکک، تروریسم بار دیگر در مرکز موضع امنیتی هند قرار گرفت. نارندرا مودی بر ضرورت مقابله با تأمین مالی تروریسم، افراطگرایی و پناهگاههای امن گروههای مسلح تأکید کرد و خواستار کنار گذاشتن استانداردهای دوگانه در برخورد با تروریسم شد. اگرچه بیانیه سازمان از اشاره مستقیم به یک کشور خاص پرهیز کرد، این موضع را نمیتوان جدا از رقابت امنیتی هند و پاکستان تحلیل کرد. دهلینو از این طریق تلاش میکند موضوع تروریسم را از سطح یک اختلاف دوجانبه با پاکستان به یک مسئله امنیتی منطقهای تبدیل کند. در مقابل، پاکستان نیز با تأکید بر اینکه خود یکی از قربانیان اصلی تروریسم بوده و هزینههای سنگینی برای مقابله با آن پرداخته است، تلاش دارد روایت هند را به چالش بکشد. در نتیجه، شانگهای در این زمینه به عرصهای برای رقابت روایتی هند و پاکستان تبدیل شده است؛ رقابتی که سازمان برای جلوگیری از تبدیل شدن آن به یک شکاف ساختاری، ناچار است آن را در چارچوب ادبیات عمومی مبارزه با تروریسم مدیریت کند. در حوزه اقتصادی نیز هند مرزهای استقلال راهبردی خود را حفظ کرد. در حالی که چین، پاکستان و ایران از ابتکار کمربند و راه حمایت کردند، هند همچنان از پیوستن به این بخش از بیانیه خودداری کرد. این موضع نشان میدهد که دهلینو حاضر است در پروژههای اتصال منطقهای مشارکت کند، اما نمیخواهد سازمان همکاری شانگهای به بستری برای تثبیت برتری اقتصادی چین تبدیل شود. به بیان دیگر، سیاست هند را میتوان همکاری بدون همسویی مطلق توصیف کرد: استفاده از ظرفیت شانگهای برای ارتباط با روسیه، آسیای مرکزی و ایران، بدون پذیرش یک معماری اقتصادی کاملاً چینمحور.
اما برای پاکستان، اجلاس بیشکک علاوه بر ابعاد امنیتی، اهمیت نهادی نیز داشت؛ زیرا این کشور ریاست دورهای سازمان همکاری شانگهای را برای سال ۲۰۲۶ـ۲۰۲۷ با شعار «تبدیل دیدگاه به عمل: اتصال، نوآوری و رفاه مشترک» بر عهده گرفت. این تحول به اسلامآباد فرصت میدهد تا دستورکار سازمان را در حوزههایی مانند امنیت منطقهای، اتصال، تجارت و مبارزه با تروریسم تحت تأثیر قرار دهد. پاکستان تلاش دارد خود را نه صرفاً بهعنوان یک بازیگر امنیتی، بلکه بهعنوان یکی از حلقههای اصلی اتصال اوراسیا معرفی کند. حمایت اسلامآباد از ابتکار کمربند و راه و ارتباط آن با کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان[۱]، بخشی از همین رویکرد است. برای پاکستان، این کریدور تنها یک پروژه اقتصادی نیست؛ بلکه ابزاری برای افزایش اهمیت ژئوپلیتیکی کشور در پیوند میان چین، آسیای مرکزی، افغانستان و دریای عرب محسوب میشود. در این چارچوب، ریاست پاکستان بر شانگهای میتواند فرصتی برای برجسته کردن نقش این کشور در پروژههای اتصال منطقهای باشد. اما این ریاست همزمان یک آزمون دشوار نیز خواهد بود. اسلامآباد باید سازمانی را مدیریت کند که خود این کشور هند و پاکستان اختلافات جدی دارند و هند و چین نیز درباره بسیاری از مسائل امنیتی و اقتصادی دیدگاه مشترکی ندارند. بنابراین، موفقیت پاکستان در دوره ریاست، بیش از آنکه به توانایی آن در پیشبرد یک دستورکار ملی وابسته باشد، به ظرفیت اسلامآباد برای تبدیل رقابتهای دوجانبه به همکاریهای چندجانبه بستگی خواهد داشت.
باید مدنظر داشت که اگر امنیت و تروریسم مهمترین عرصه رقابت سیاسی اعضای سازمان باشند، اقتصاد و اتصال منطقهای را میتوان مهمترین حوزهای دانست که امکان همگرایی عملی در آن وجود دارد. سازمان همکاری شانگهای در ۲۵ سال گذشته از یک چارچوب عمدتاً امنیتی به بستری گستردهتر برای همکاری در حوزههای تجارت، انرژی، حملونقل، سرمایهگذاری، فناوری و زیرساخت تبدیل شده است. افزایش تجارت میان اعضا و توسعه پروژههایی مانند راهآهن چین ـ قرقیزستان ـ ازبکستان نشان میدهد که آسیای مرکزی بیش از گذشته در حال تبدیل شدن به نقطه اتصال شرق و غرب اوراسیاست.
در این میان، ایران جایگاه ویژهای دارد. موقعیت جغرافیایی ایران امکان پیوند آسیای مرکزی و روسیه با خلیج فارس، دریای عمان و بازارهای هند را فراهم میکند. کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب نیز میتواند در صورت رفع موانع زیرساختی و مالی، به یکی از مهمترین مسیرهای اتصال میان روسیه، ایران و هند تبدیل شود.
از سوی دیگر، پاکستان در جنوب آسیا مسیر متفاوتی را دنبال میکند و از طریق کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان تلاش دارد چین را به دریای عرب و بنادر خود متصل کند. در نتیجه، ایران و پاکستان، با وجود تفاوت در جهتگیریهای ژئوپلیتیکی، هر دو به دنبال تبدیل موقعیت جغرافیایی خود به مزیت اقتصادی و راهبردی هستند؛ در حالی که هند تلاش میکند از طریق مسیرهای جایگزین، از جمله اتصال به ایران و آسیای مرکزی، وابستگی خود به مسیرهای تحت نفوذ چین را کاهش دهد. با وجود تمام این ظرفیتها، نباید از یک واقعیت اساسی غافل شد: افزایش تجارت یا امضای بیانیههای مشترک لزوماً به معنای شکلگیری یکپارچگی اقتصادی نیست. اعضای سازمان از نظر ساختار اقتصادی، منافع سیاسی و سطح توسعه تفاوتهای چشمگیری دارند. چین دارای ظرفیت عظیم صنعتی و مالی است؛ روسیه از منابع انرژی گسترده برخوردار است؛ کشورهای آسیای مرکزی به سرمایه و زیرساخت نیاز دارند؛ ایران از موقعیت ترانزیتی ویژه برخوردار است و هند نیز بازار بزرگ، ظرفیت فناوری و خدمات و شبکههای تجاری گستردهای دارد. چالش اصلی این است که آیا میتوان این ظرفیتهای متفاوت را در یک شبکه مکمل اقتصادی قرار داد یا خیر. ایجاد بانک توسعه شانگهای، افزایش استفاده از ارزهای ملی، تسهیل گمرک و ایجاد استانداردهای مشترک میتواند گامهایی در این مسیر باشد. اما اختلاف بر سر میزان نفوذ چین، نحوه تأمین مالی و مدیریت چنین سازوکارهایی همچنان پابرجاست. از این منظر، آزمون واقعی سازمان همکاری شانگهای نه در تعداد بیانیههای سیاسی، بلکه در توانایی آن برای ساختن زیرساخت نهادی همکاری خواهد بود.
نشست بیشکک نشان داد که سازمان همکاری شانگهای بیش از گذشته به یکی از عرصههای مهم رقابت و همکاری در اوراسیا تبدیل شده است؛ اما هنوز نمیتوان آن را یک بلوک سیاسی یا اقتصادی منسجم دانست. چین به دنبال گسترش شبکههای اقتصادی و اتصال منطقهای خود است؛ روسیه میکوشد جایگاهش را در اوراسیا حفظ کند؛ هند بر استقلال راهبردی و مبارزه با تروریسم تأکید دارد؛ پاکستان به دنبال تقویت پیوند با چین و بهرهبرداری از موقعیت ترانزیتی خود است و ایران نیز از ظرفیت سازمان برای تقویت دیپلماسی شرقی و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای خارجی استفاده میکند. در چنین شرایطی، مهمترین ویژگی شانگهای نه وحدت اعضا، بلکه توانایی آنان برای همکاری در شرایط اختلاف است.
برای هند، ایران و پاکستان، بیشکک نشان داد که سازمان همکاری شانگهای میتواند همزمان عرصه همکاری و رقابت باشد. ایران از حمایت سیاسی و ظرفیتهای اتصال خود بهره میگیرد؛ هند تلاش میکند ضمن حضور فعال، استقلال راهبردی خود را حفظ کند؛ و پاکستان با در اختیار گرفتن ریاست سازمان، فرصت بیشتری برای تثبیت نقش خود در معماری منطقهای به دست آورده است.
ازاینرو، پرسش اصلی درباره آینده شانگهای این نیست که آیا این سازمان به یک ناتوی شرقی یا یک بلوک ضدغربی تبدیل خواهد شد؛ بلکه این است که آیا اعضای آن میتوانند اختلافات ژئوپلیتیکی خود را از حوزههایی که امکان همکاری دارند جدا کنند و شبکهای پایدار از همکاریهای امنیتی، اقتصادی و ترانزیتی ایجاد کنند؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز به عملکرد سه بازیگر مهم جنوب و غرب آسیا یعنی ایران، هند و پاکستان و نحوه تعامل آنان با چین و آسیای مرکزی بستگی خواهد داشت. به همین دلیل، نشست بیشکک را باید نه پایان یک دوره، بلکه آغاز مرحلهای دانست که در آن سازمان همکاری شانگهای بیش از گذشته در برابر یک آزمون ژئوپلیتیک قرار گرفته است.
منابع:
Eruygur, B. (2026). FACTBOX – what SCO leaders signed at Bishkek summit. Anadolu Ajansı. Anadolu. https://www.aa.com.tr/en/world/factbox-what-sco-leaders-signed-at-bishkek-summit/4044957
Jingyi, H. (2026). The SCO’s economic bet: Can Eurasia turn trade into shared growth? CGTN. CGTNOfficial. https://news.cgtn.com/news/2026-08-28/-The-SCO-s-economic-bet-Can-Eurasia-turn-trade-into-shared-growth–1PYrvxk7PBm/p.html
Joint statement of the prime minister of the Islamic Republic of Pakistan his excellency Muhammad Shehbaz Sharif and president of the Kyrgyz Republic his excellency Sadyr Zhaparov. (2024). Mofa.Gov.Pk. https://mofa.gov.pk/press-releases/joint-statement-of-the-prime-minister-of-the-islamic-republic-of-pakistan-his-excellency-muhammad-shehbaz-sharif-and-president-of-the-kyrgyz-republic-his-excellency-sadyr-zhaparov
Mohan, R. (2026). The SCO’s diminishing usefulness for India. Foreign Policy. https://foreignpolicy.com/2026/08/28/sco-shanghai-cooperation-organisation-summit-india-china-pakistan-russia-bishkek/
PM Modi participates in 26th SCO summit in Bishkek | DD news. (2026b). Ddnews.Gov.In. https://ddnews.gov.in/en/pm-modi-participates-in-26th-sco-summit-in-bishkek/
The 26th meeting of the Council of Heads of State of the SCO member states and the “SCO plus” meeting held in Kyrgyzstan. (2026c, September). The Shanghai Cooperation Organisation. https://eng.sectsco.org/20260901/2493609.html
[۱] CPEC: China Pakistan Economic Corridor









