تاریخ : پنج شنبه, ۱ مرداد , ۱۴۰۵ 8 صفر 1448 Thursday, 23 July , 2026

قدرت و محدودیت‌های آن

  • ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۹
قدرت و محدودیت‌های آن
گاهی از جنگ سرد اول با حسرت به یاد می‌شود

#اختصاصی

نویسنده: فئودور آ. لوکیانوف؛ سردبیر نشریه روسیه در امور جهانی

جنگی که در آخرین روزهای زمستان در غرب آسیا شعله‌ور شد، بلافاصله فراتر از منطقه گسترش یافت. حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در میان طوفان فزاینده درگیری‌های قرن بیست‌ویکم، نقطه عطفی در سیاست جهانی است. آخرین هنجارهای باقی‌مانده و حتی تشریفات رسمی مانند ساختن بهانه‌ای برای حمله به‌طور نمایشی کنار گذاشته شده‌اند. جهان وارد دوره‌ای واقعاً درنده‌خو شده است که در آن جاه‌طلبی‌ها تنها با محدودیت قدرت مهار می‌شوند. نسبت دادن این تغییر تاریخی به ویژگی‌های برخی رهبران، به معنای دست‌کم گرفتن آن است. افراد روح زمانه را تعیین نمی‌کنند؛ بلکه این یک دوره تاریخی است که شخصیت‌های خاصی را به صحنه می‌آورد.

جنگ ایران از این جهت نیز مهم است که ممکن است حدود قدرت نظامی را نشان دهد. ایران بزرگ‌ترین و جدی‌ترین رقیب نظامی آمریکا از زمان جنگ کره تاکنون است. فراتر از موازنه نظامی، در بستر یک اقتصاد جهانی به‌شدت به‌هم‌پیوسته، قدرت ایران نه در توانایی شکست نظامی آمریکا و اسرائیل، بلکه در توانایی آن برای مختل کردن بازارهای جهانی انرژی از طریق بستن یک شریان حیاتی نهفته است. حتی دشمنان قدرتمند ایران نیز منابع لازم برای کاملاً بی‌اثر کردن آن را در اختیار ندارند.

اگر پیروزی قاطع ممکن نباشد، آیا می‌توان به یک توافق رسید، یا به نوعی بازدارندگی مبتنی بر توازن و درک محدودیت‌های توانایی‌های خود دست یافت؟ عدم توازن نظامی که از ابتدا وجود داشته، همواره طرف قوی‌تر را به سمت تلاش برای پیروزی کامل سوق خواهد داد، اگر در ژوئن گذشته نشد، اکنون؛ اگر اکنون نشد، پس در آینده. اما آیا چیزی شبیه جنگ سرد قرن گذشته یعنی تقابلی شدید که به خونریزی گسترده منجر نشود می‌تواند در شرایط غیرعادی کنونی جهان تکرار شود؟

گذار از زمستان به بهار امسال با دو هشتادمین سالگرد همراه بود: متن بلند تلگرام جورج کنان در ۲۲ فوریه، و سخنرانی فولتون وینستون چرچیل در ۵ مارس. یادداشت کنان به‌عنوان مبنای مفهومی مهار اتحاد شوروی شناخته می‌شود و سخنرانی چرچیل درباره فرود آمدن «پرده آهنین» بر اروپا، اعلام آغاز جنگ سرد بود. هر دو موضوع در روسیه بسیار مورد بحث قرار گرفته‌اند؛ کشوری که رقابت شدیدش با غرب پس از وقفه‌ای از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا اوایل دهه ۲۰۲۰، اکنون از سر گرفته شده است. اینرسی این مبارزه تجسم جدیدی از جنگ سرد نامیده می‌شود. اما آیا واقعاً چنین است؟

جورج اورول این مرحله جدید سیاست جهانی را «جنگ سرد» نامید. او در مقاله کوتاهی که در سال ۱۹۴۵ منتشر شد، نوشت که اختراع سلاحی به مخربی بمب اتم می‌تواند جنگ‌های بزرگ را با «صلحی که صلح نیست» جایگزین کند. حق با او بود. سلاح‌های کشتار جمعی با مزمن و غیرمستقیم کردن رویارویی، به جلوگیری از درگیری بین قدرت‌های بزرگ کمک کرده‌اند. کنان و چرچیل از مبارزه طولانی مدت و یک جنگ سرد فرسایشی، صحبت کردند. آنها معتقد بودند که غرب دلایل زیادی برای پیروزی دارد. این یک تلاش طولانی و سخت خواهد بود، اما در نهایت ثمر خواهد داد.

گاهی از جنگ سرد اول با حسرت به یاد می‌شود: هنگامی که اوضاع ظاهراً خشن و گاهی خطرناک اما حداقل واضح و منظم بود. در حقیقت، هیچ‌کدام از آنها نباید ایده‌آل‌سازی شوند؛ اسناد و مقالات معاصر برای رفع هرگونه رنگ و بوی رمانتیک کافی هستند. اما یک چیز وجود دارد که وضعیت فعلی را از وضعیت قبلی متمایز می‌کند: «جهان آزاد» اکنون تجربه پیروزی در اولین ماراتن بقا را دارد.

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مخالفانش را غافلگیر کرد و آنها را به اعتبار نسخه‌های ارائه شده توسط کنان، چرچیل و دیگر ایدئولوژیست‌ها در آغاز رویارویی متقاعد کرد. این امر به آنها اعتماد به نفس در مورد درستکاری ایدئولوژیک و اخلاقی‌شان را القا کرد، زیرا آنها بدون استفاده از نیروی نظامی در یک درگیری خطرناک پیروز شده بودند. این به نوعی پاک‌ترین پیروزی‌ها بود: حریف به سادگی تسلیم شد، به حقارت خود اعتراف کرد و از رینگ خارج شد.

اینکه چرا این اتفاق افتاد، موضوع جداگانه‌ای است. اما غرب نمی‌تواند این تجربه را فراموش کند. اولاً، پیروزی آنقدر سرنوشت‌ساز به نظر می‌رسید که تجدید نظر در آن هنوز غیرقابل تصور به نظر می‌رسد. ثانیاً، و مهم‌تر از آن: اگر یک بار موفق شوید، انتظار دارید که دوباره این کار را انجام دهید. و از آنجایی که روسیه از نظر منابع یا نفوذ مانند اتحاد جماهیر شوروی نیست و برعکس، غرب در سی سال گذشته موقعیت خود را به حداکثر رسانده است، این بار انتظار موفقیت بسیار سریع‌تر می‌رود. از این گذشته، دور قبلی قبلاً نشان داده است که چه کسی از نظر تاریخی درست می‌گوید.

از این رو، این عقیده وجود دارد که توافق با روسیه تنها به شرط تسلیم جدید (و این بار نه حتی پنهان) آن امکان‌پذیر است. این رویکرد در اروپا بدون تغییر باقی مانده است. اما ایالات متحده رویکرد خود را مطابق با تمایل عمل‌گرایانه دولت جدید برای پایان دادن به درگیری در اوکراین، که آن را از مسائل مهم‌تر منحرف می‌کند، تنظیم کرده است. با این حال، آمریکایی‌ها هنوز هم معتقدند که روسیه باید جایگاه خود را بشناسد  یا بهتر بگوییم، جایگاه غیرقابل مقایسه مهم‌تر و شایسته‌تر آمریکا را درک کند.

البته روسیه قصد دارد خلاف این را ثابت کند. در واقع، این کشور اتحاد جماهیر شوروی نیست و بنابراین خواستار به رسمیت شناختن حق خود است.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=13884
  • نویسنده : فئودور آ. لوکیانوف؛ سردبیر نشریه روسیه در امور جهانی
  • منبع : https://eng.globalaffairs.ru/articles/force-limits-lukyanov/
  • 100 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای