تاریخ : سه شنبه, ۱۹ خرداد , ۱۴۰۵ 24 ذو الحجة 1447 Tuesday, 9 June , 2026

نئوعثمانیسم و راهبرد منطقه‌­ای ترکیه در آسیای مرکزی

  • ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ - ۷:۳۳
نئوعثمانیسم و راهبرد منطقه‌­ای ترکیه در آسیای مرکزی
در سال‌های گذشته نفوذ اقتصادی ترکیه در منطقه بسیار چشمگیر بوده است و این کشور را در کنار روسیه و چین به یکی از اصلی‌ترین شرکای تجاری آسیای مرکزی تبدیل کرده است. همچنین سرمایه‌گذاری فرهنگی ترکیه بسیار قابل توجه بوده که به طور خاص در امر آموزش توفیق زیادی به دست آورده است اما در حوزه ترویج پان‌ترکیسم با وجود کسب موفقیت‌های جزئی با موانع جدی نیز روبرو بوده است.

ابوالفضل آقاحسنی؛ دانش آموخته روابط بین الملل دانشگاه تهران و پژوهشگر موسسه مطالعات راهبردی شرق

مقدمه
از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی در دهه‌های آخر قرن گذشته فروپاشی اتحاد شوروی است که مهمترین پیامد این دگردیسی سیاسی ظهور کشورهای نو استقلال در حوزه جنوبی شوروی و ورود آنها به عرصه روابط بین‌الملل بوده­است. بر این اساس نظم جدیدی پس از جنگ سرد به وجود آمد که هم محیط منطقه‌ای و هم محیط بین‌المللی را متحول کرده است و بسیاری از نقاط جهان نیز تحت تاثیرات کوتاه مدت و بلند مدت آن قرار دارند. منابع سرشار و غنی انرژی، بازارهای مصرف مناسب برای سرمایه‌گذاری، همراه با بحران‌های اجتماعی و هویتی، بحران‌های ساختاری و سیاسی و همچنین ضعف اقتصادی و ناکارآمدی دولت‌های منطقه، همه و همه عواملی هستند که باعث جلب توجه دیگر بازیگران عرصه جهانی به این منطقه شد. یکی از پیامدهای آن، در کنار رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای، فعال شدن قدرت‌های منطقه‌ای برای حضور و نفوذ در منطقه آسیای مرکزی است که پیش از این به علت حضور اتحاد شوروی قادر به ایفای نقش اساسی نبودند (رفیع و مظلومی، ۱۳۹۱).
ترکیه یکی از این بازیگران جدید بود که روند قدرتمند شدن آن طی دو دهه اخیر توجه بسیاری از تحلیلگران بین­ا‌لمللی را به خود جلب کرده است. رشد مداوم اقتصادی در اوج بحران‌های اقتصادی اروپا، افزایش اعتبار بین‌المللی، تقویت رقابت‌های انتخاباتی و تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای از مهم‌ترین علل علاقه‌مندی پژوهشگران سیاست بین‌الملل به ترکیه جدید بوده است (استوار و همکاران، ۱۳۹۹).
آسیای مرکزی از مهم‌ترین مناطقی است که ترکیه طی دو دهه اخیر با طراحی سیاست خارجی جدید خود به دنبال توسعه روابط همه جانبه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با آن است. به لحاظ تاریخی و جغرافیایی، پنج جمهوری ترک زبان و مسلمان آذربایجان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، و قرقیزستان در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز پیوندی تاریخی با ترکیه دارند. زبان مشترک، آیین‌ها و رسوم مشترک و نیاز اقتصادی منطقه به جذب سرمایه‌گذاری خارجی سبب شد که اهمیت روابط ترکیه با این کشورها ابعادی نمادین به خود بگیرد. با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲ در میدان سیاسی ترکیه، سیاست داخلی و خارجی این کشور به تدریج تغییر کرد. محوریت اوراسیا در مبانی فکری دولتمردان جدید، تأثیرات عمیقی در سیاست خارجی ترکیه گذاشت. حزب عدالت و توسعه با تمرکز بر ابعاد نمادین قدرت و تضعیف دخالت نظامیان در سیاست تلاش کرد تا تسلط خود را در سیاست داخلی و منطقه­ای تثبیت کند (استوار و همکاران، ۱۳۹۹).
ترکیه امروز کشوری با اقتصاد توسعه یافته است که در شمار کشورهای صنعتی قرار می‌گیرد. از این رو، می‌توان این کشور را برخوردار از وضعیت داخلی مناسب برای در پیش گرفتن یک سیاست منطقه‌ای فعال دانست. نفوذ روز افزون این کشور در آسیای مرکزی با اتکا به اشتراکات زبانی و فرهنگی آن، مورد توجه سایر قدرت‌های منطقه قرار گرفته است که ایران نیز از آن مستثنی نیست. در چند دهه‌ی گذشته که توسعه روابط خارجی ایران تحت تاثیر کارشکنی‌های غرب بخصوص آمریکا با موانعی روبرو بوده است، شرایط برای حضور فعال سایر بازیگران منطقه‌ای فراهم شده است. بی‌شک کسب چشم‌انداز کلی از چگونگی فعالیت سایر رقبای منطقه‌ای می‌تواند سیاستمداران کشورمان را به سمت راهبردهای مناسب جهت برقراری روابط سازنده و پویاتر با این منطقه سوق دهد. بر این اساس، در نوشتار حاضر تلاش خواهیم کرد ضمن مرور ریشه‌های نفوذ ترکیه در آسیای مرکزی به اقدامات و دستاوردهای این کشور در منطقه مذکور اشاره کنیم و اشتراکها و تضادهای موجود میان روابط این کشور با سایر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ ای بر سر آسیای مرکزی را مورد بررسی قرار ‌دهیم.

ریشه‌های تحکیم سلطه‌ و نفوذ ترکیه بر آسیای مرکزی
در دوره حاکمیت شوروی بر آسیای مرکزی، ساختار اقتصادی و اجتماعی این منطقه تک‌محصولی و وابسته بود و مناسبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ضعف‌های جدی داشت. در سال‌های پس از استقلال جمهوری‌های آسیای مرکزی از شوروی، اوضاع اقتصادی این کشورها آن‌چنان آشفته بود که نیکلاشیمولیف، اقتصاددان شوروی، معتقد بود که این کشورها بدون کمک‌های بلاعوض اقتصادی دوام نخواهند داشت (شهابی، ۱۳۷۱). نظام برنامه‌ریزی به شدت متمرکز اقتصادی شوروی این کشورها را از نوآوری بازداشته بود و اقتصاد آنها را براساس نظریه مارکسیستی وابستگی به هم متصل می‌کرد به طوری که هر کدام از این کشورها در زمینه یک محصول کشاورزی توسعه یافتند و در زمینه توسعه صنعتی وضعیت تاسف‌باری داشتند.
از نظر دیدگاه کلاسیک، سیاست خارجی ترکیه تحت تأثیر سه متغیر جغرافیا و موقعیت استراتژیک، تاریخ و اقتصاد است و ترک‌ها به لحاظ منطقه‌ای پلی میان شرق و غرب یا اسلام و مسیحیت‌اند (گوهری مقدم و مددلو، ۱۳۹۵). بر این اساس، پس از فروپاشی شوروی، ترکیه با بهره‌گیری از قابلیت‌های بالقوه خود در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برنامه وسیعی را به منظور نفوذ در کشورهای تازه استقلال یافته بویژه تر‌ک زبان آسیای مرکزی دنبال کرد. در واقع انفصال این کشورها از سایر مناطق جهان، سیاستمداران آنکارا را تشویق کرد تا درصدد جذب این کشورها برآمده و اتحاد آنها در چارچوب یک حوزه بزرگتر و در قالب پان‌ترکیسم را دنبال کنند. ترکیه تصمیم داشت به کانال اصلی ارتباط این کشورها با غرب تبدیل شود و قدرت نفوذ خود را در این منطقه تثبیت کند. ترکیه بر آن بود که از یک‌سو با ارائه شیوه حکم‌رانی دور از بنیاد گرایی اسلامی به این کشورها، چهره‌ای نمادین از خود به نمایش بگذارد و از سوی دیگر از کمک‌های غرب بهره‌مند شود. ترکیه از سال ۱۹۹۲ به بعد در تلاش است که این کشورها از کمک‌های نهادهای بین‌المللی نظیر سازمان ملل، سازمان همکاری‌های اقتصادی (اکو)، ناتو و منطقه همکاری اقتصادی دریای سیاه برخوردار شوند و در صورت لزوم آنها را در سازمان‌هایی مانند اکو عضو کند. این کشور با برگزاری کنگره‌های سالانه رهبران کشورهای تازه استقلال یافته (به جز تاجیکستان) و با طرح پیشنهادهایی درباره ایجاد «بازار مشترک ترک»، «بازار مشترک‌النافع ترکی»  و تأسیس «بانک سرمایه‌گذاری واحد» و «بانک توسعه» برای آسیای مرکزی و مسلمانان درصدد برآمد زمینه‌های همگرایی اقتصادی این کشورها با خود را فراهم کند (احمدی، ۱۳۸۸).
سیاست خارجی ترکیه در حدود سه دهه اخیر نسبت به منطقه اوراسیای مرکزی با دستورکارهای متفاوتی چون گسترش بازار تجاری، نفوذ فرهنگی، قومی و گاهی نیز مذهبی دنبال شده است و اگرچه در سی سال گذشته روند یکسانی را طی نکرده اما می‌توان آن را در مراحلی متفاوت اما در مجموع، هم‌افزا تلقی نمود که با وجود تحولات داخلی به ویژه در دوره متفاوت سکولارها و اسلام‌گرایان، تفاوتی بنیادین در این رابطه وجود نداشته است (کریمیان و کرمی، ۱۳۹۸).

اهدافمنطقه‌ای و عملکرد کلیترکیه در آسیای مرکزی
به طور کلی اهداف ترکیه در منطقه اوراسیا عبارتند از: گسترش نفوذ در آسیای مرکزی و قفقاز و یافتن جایگاه مناسب در منطقه، ارائه الگوی حکومت غیرمذهبی به عنوان تنها نظام حکومتی مطلوب برای جانشینی نظام کمونیستی در منطقه، ارائه اندیشه پان‌ترکیسم و تشکیل اتحاد بزرگ میان ۲۰۰ میلیون ترک‌زبان (از غرب چین و آسیای مرکزی تا انتها شبه جزیره بالکان)، ایفای نقش پل ارتباطی بین غرب و منطقه (بویژه در رابطه با انرژی و مسیرهای حمل و نقل)، ممانعت از شکست جمهوری آذربایجان با ارمنستان در بحران قره‌باغ؛ جلوگیری از گسترش بنیادگرایی اسلامی و تفکر انقلابی در منطقه و ارائه کمک‌های اقتصادی، مالی و فنی در جهت نفوذ در کشورهای منطقه (نقدی‌نژاد، ۱۳۸۸).
در مجموع می‌توان عملکرد ترکیه در منطقه آسیای مرکزی را به ۲ دوره تقسیم کرد (گودرزی، ۱۳۹۰):

  • _ دهه ۱۹۹۰م. : در این دوران ترکیه به دلیل مشکلات اقتصادی و عدم قدرت کافی و مشغله ذهنی برای پیوستن به اتحادیه اروپا غافل از پتانسیل‌های اقتصادی و فرهنگی آسیای مرکزی بود و روسیه همچنان نفوذ خود را در این منطقه حفظ می‌نمود؛
    _ دهه ۲۰۰۰م. : این دوره به دو دوره زمانی قبل از ۲۰۰۲ و بعد از ۲۰۰۲ تقسیم می‌گردد. از اواخر دهه ۱۹۹۰ دو عامل افزایش قدرت سیاسی و اقتصادی و حوادث ۱۱ سپتامبر باعث شد ترکیه سیاست عملگرایانه‌تری با تاکید بر منافع اقتصادی در منطقه آسیای مرکزی دنبال کند. با فروپاشی اتحاد شوروی نقش راهبردی ترکیه به عنوان متحد غرب در برابر شرق از بین رفت ولی حادثه ۱۱ سپتامبر یک بار دیگر این فرصت را برای ترکیه فراهم کرد که با شعار مبارزه با تروریسم و در قالب نیروهای ناتو وارد افغانستان شود و نقش خود را روز به روز به عنوان یک قدرت منطقه‌ای تثبیت کند. بعد از سال ۲۰۰۲ با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، این حزب در راستای سیاست مسئولیت تاریخی ترکیه در برابر دولت‌ها و جوامع ترک‌تبار، گسترش مناسبات با این جمهوری‌ها را مقدم بر سایر منافع قرار داد و در این خصوص در حوزه جمهوری‌های ترک آسیای مرکزی، به جای رقابت با روسیه به همکاری با این کشور ترغیب شد.

در ادامه به مهم‌ترین اقدامات و دستاوردهای ترکیه در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی- امنیتی در حوزه آسیای مرکزی اشاره می‌شود:

  1. ۱٫ اقدامات اقتصادی ترکیه در آسیای مرکزی

در بعد اقتصادی، ابزار اصلی توسعه ارتباطات کاری و پیشبرد سیاست‌ها و راهبردهای ترکیه در منطقه آسیای مرکزی شوراهای تجاری هستند که به صورت دوجانبه و چند جانبه شکل گرفته‌اند. این شوراها فعالیت مؤسسات ترکیه را در کشورهای هدف تسهیل می‌کنند. در واقع اصلاحات ساختاری ترکیه که از سال ۲۰۰۰ در این کشور صورت گرفت، انگیزه جدی سازمان‌های تجاری – بازرگانی ترک در عرصه‌های بین‌المللی را افزایش داد که در نهایت موجب افزایش تأثیر قدرت نرم ترکیه در سایر کشورها از جمله کشورهای آسیای مرکزی گردیده است (گودرزی و معبودی‌نژاد، ۱۳۹۵).
با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲ یک تحول جدی در اقتصاد این کشور ایجاد شد. فعال شدن دیپلماسی اقتصادی ترکیه در این دوره به طور مستقیم با  تغییرات کلی رخ داده در اقتصاد این کشور پس از سال ۲۰۰۲ در ارتباط بوده است. سیاست آزادسازی اقتصادی از سوی این حزب در یک دهه اخیر موجب شد تا دست کنشگران خارجی چون صندوق بین‌المللی پول  و اتحادیه اروپا  برای شتاب بخشیدن به اصلاحات اقتصادی در این کشور باز شود. یکی از ابعاد مهم دیپلماسی اقتصادی ترکیه، جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی و نیز سرمایه گذاری بخش خصوصی ترکیه درخارج از کشور است (گودرزی و معبودی‌نژاد، ۱۳۹۵).
پنج کشور حوزه آسیای مرکزی منابع و ذخایر ارزشمندی دارند که علاقه‌مندی ترکیه را به منظور نزدیکی بیش‌تر با آنها برمی‌انگیزد، به طوری که قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان دارای ذخایر طبیعی هیدروکربنی و آهن و همچنین قرقیزستان و تاجیکستان غنی از منابع هیدروژنی هستند. موقعیت جغرافیایی تاجیکستان و قرقیزستان نیز به گونه‌ای است که امکان کنترل جریان آب رودخانه‌های آسیای مرکزی یعنی آمودریا و سیردریا را در اختیار دارند و علاوه بر جاذبه‌های توریستی در هر دو کشور، قرقیزستان ذخایر طلا و تاجیکستان سنگ‌های گران‌قیمت دارد (عسگریان، ۱۳۹۴). قرقیزستان و تاجیکستان منابع عمده‌ی گاز و نفت ندارند، اما منابع سرشار آب دارند و حدود ۶۰ درصد آب آسیای مرکزی در تاجیکستان قرار دارد که با سرمایه‌گذاری لازم می‌توان از آن برق تولید کرد (متقی دستنایی، ۱۳۹۵).
با توجه به این که کشورهای منطقه آسیای مرکزی محدود‌ه‌ای محصور در خشکی­های بزرگ آسیا و اروپا هستند، این کشورها به کشورهایی مانند ایران و ترکیه نیاز مبرمی دارند تا ارتباطات و تجارت آزاد خود را توسعه دهند. به سبب تنش‌ها و تقابل‌های ایالات متحده آمریکا و ایران، مسیر ایران درجایگاه یکی از بهترین و به صرفه‌ترین مسیرهای دسترسی به بازارهای جهانی در حاشیه قرار گرفته و ترکیه جانشین ایران شده است (متقی دستنایی، ۱۳۹۵).
ترکیه با استفاده از موقعیت استراتژیک و ژئوپلتیک خود و نقش‌آفرینی در انتقال انرژی به سایر نقاط دنیا، جایگاهی ممتاز و نمادین در روابط بین‌لملل پیدا کرده است و از این طریق هم نیازهای انرژی داخلی خود را تأمین می‌کند و هم کانون انتقال انرژی به اروپا شده است (استوار و همکاران، ۱۳۹۹).

  1. ۲٫ عملکرد فرهنگی ترکیه در آسیای مرکزی

رویکردهای دیپلماسی فرهنگی ترکیه در آسیای مرکزی را می‌توان به سه دسته رویکرد غربی، رویکرد فرهنگی با تأکید بر پیوندهای فرهنگی، زبانی و تاریخی و رویکرد نوعثمانی‌گرایی تقسیم کرد. ترکیه با فراز و فرود بسیار، با نزدیک شدن بیشتر به استانداردهای کشورهای اروپایی کوشیده نشان دهد که بهترین راه دورسازی کشورهای نواستقلال از بنیادگرایی اسلامی، الگوگیری آنها از دولت غیردینی آنکارا است (کولایی و همکاران، ۱۳۹۷).
از جمله مهم‌ترین اهداف فرهنگی ترکیه در آسیای مرکزی می‌توان به تبلیغ برای تاسیس وزارتخانه کشورهای ترک‌زبان، ایجاد پول واحد کشورهای ترک‌زبان، تاسیس آموزش و پرورش کشورهای ترک‌زبان و تشکیل انجمن روزنامه‌نگاران ترک زبان اشاره کرد. برخی اقدامات فرهنگی جدی نیز صورت گرفته است، برای نمونه در مورد زبان ترکی، کمیته تدوین دستور زبان ترکی همه‌فهم برای کشورها، سال‌هاست که تاسیس شده و فعال است. در کنار این نهادها، ده‌ها انجمن و نهاد فرهنگی در راستای تقویت همگرایی منطقه‌ای در حوزه فرهنگ، سال‌هاست که با حمایت دولت ترکیه و حتی دولت‌های منطقه فعالیت می‌کنند و تاثیر قابل توجهی را در شناخت بنیادهای مشترک فرهنگی منطقه بر جای گذاشته‌اند.
ارائه بورس تحصیلی به دانشجویان منطقه و ایجاد مدارس و دانشگاه‌ها برای تحصیل جوانان منطقه از جمله مهم‌ترین اقدامات فرهنگی ترکیه در منطقه بوده است. هم‌اینک هزاران نفر از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های ترکیه در منطقه حضور دارند. بنیادها و سازمان‌های متعدد از قبیل بنیاد آموزشی ترکیه، بنیاد ادبیات ترک، بنیاد آموزش ملی و بنیاد پژوهش‌های علمی و بنیاد فرهنگ و آموزش، نقش اساسی در القای سیاست آموزشی ترکیه به جمهوری‌های آسیای مرکزی داشته و دارند (کریمیان و کرمی، ۱۳۹۸).
در گسترش سیاست آموزشی ترکیه، فتح‌الله گولن و جماعت وی نیز تاثیر به سزایی داشتند. وی توانست با تلفیق آموزش و تجارت در برنامه‌های خود توفیق یابد. انجمن گولن در بیش از ۵۰ کشور جهان سرمایه‌گذاری آموزشی کرده است و مدارس آن به ۵۰۰ و دانشگاه‌های وی به شش مورد رسیده است. به گفته مسئولین این مدارس، فرزندان روسای جمهوری کشورهایی مانند قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان و فرزندان وزاری این کشور در این مدارس تحصیل کرده‌اند (کریمیان و کرمی، ۱۳۹۸). «روزنامه زمان» وابسته به این جنبش هم‌زمان در ترکمنستان به زبان انگلیسی منتشر می‌شود. یک شبکه ماهواره‌ای به نام «سامان یولو» و شبکه رادیویی و سایت‌های مختلفی هم به این جریان تعلق دارند. پنج کانال تلویزیونی در اختیار این جنبش است که کانال اصلی آن «استار» است. پایگاه مجازی گولن نیز به ۱۲ زبان فعال است (آدمی و نوری، ۱۳۹۲). البته بعد از کودتای نافرجام ۲۰۱۶ در ترکیه که آنکارا انگشت اتهام را به سمت این جنبش گرفت و اعلام کرد که این جنبش به رهبری فتح الله گولن مسئول کودتا بوده‌است. ضمن آنکه دولت ترکیه به کار بسیاری از موسسات و افراد وابسته به این گروه در داخل ترکیه پایان داد، سلسله اقداماتی را نیز علیه موسسات گولن نظیر اقدامات دیپلماتیک جهت تعطیلی مدارس و موسسات وابسته به جنبش گولن در اقصا نقاط جهان از جمله منطقه آسیای مرکزی صورت داد که با موافقت تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان و مخالفت قرقیزستان مواجه شد؛ به طوری که فعالیت‌های این جنبش در جمهوری‌های آسیای مرکزی با محدودیت و کاهش محسوسی مواجه شده است (عسگری، ۱۳۹۵).  
با وجود همه برنامه‌هایی که ترکیه در گسترش زبان و فرهنگ ترکی در این منطقه در پیش گرفت، پس از مدتی ازبکستان و ترکمنستان به جای پان‌ترکیسم بر ناسیونالیسم ازبکی، ترکمنی، قزاق، و قرقیز تأکید کردند و حتی با زبان و تغییر خط و تاریخ‌نویسی ترکیه برای جهان ترک رویه‌ای مخالف در پیش گرفتند. علاوه بر آن، کشورهای آسیای مرکزی درباره این که ترکیه راه ارتباط آنها با غرب باشد روی خوش نشان ندادند و مستقیم با غرب (آمریکا و اروپا) و رژیم صهیونیستی ارتباط برقرار کردند (احمدی، ۱۳۸۸). بر همین اساس، می‌توان گفت که رهبران آسیای مرکزی پس از استقلال از شوروی همواره درباره هویت و حاکمیت خود در مقابل هویت‌های رقیب نگران بودند و به اقدامات فرهنگی ترکیه در یکپارچه‌سازی هویت ملی و فرهنگی روی خوش نشان نمی دهند (استوار و همکاران، ۱۳۹۹).
عدم استقبال کشورهای آسیای مرکزی از ابتکارها و بلندپروازی‌های ترکیه در بهره گرفتن از نقش برادر بزرگ‌تر در اتحاد میان کشورهای ترک‌زبان، وجود ایدئولوژی‌های رقیب در داخل و خارج ترکیه که اقتدار و پایگاه مردمی پان‌ترکیسم را با چالش اساسی مواجه می‌سازند (به ویژه اسلام‌گرایی و ناسیونالیسم محلی) و رقابت‌های گسترده با حضور ترکیه در آسیای مرکزی از سوی کشورهایی چون ایران، چین، روسیه و حتی خود غرب و سرانجام سرخوردگی خود ترکیه و قرار گرفتن بر سر دو راهی انتخاب سیاست خارجی مبتنی بر پیوستن به اتحادیه اروپا یا رفتن به سوی اتحاد جهان ترک مهم‌ترین موانع بر سر پان‌ترکیسم هستند (احمدی، ۱۳۸۸).

  1. ۳٫ سرمایه اجتماعی ترکیه در آسیای مرکزی

از جمله اقدامات ترکیه و کشورهای ترک‌زبان منطقه تاسیس «کنگره دوستی، برادری و همکاری کشورهای ترکی و اجتماعات ترک» در سال ۱۹۹۳ بود. در نخستین اجلاس، که سران همه کشورهای ترک‌زبان منطقه و رهبران احزاب سیاسی ترکیه حضور داشتند، بر سرمایه اجتماعی، وحدت و هویت مشترک ترکی تأکید شد. به منظور گسترش سرمایه اجتماعی ترکیه در آسیای مرکزی، اردوغان در اجلاس سال ۲۰۰۷ در باکو خواستار تشکیل اتحادیه کشورهای ترک زبان به منزله ابزار نخست هماهنگی در سیاست خارجی آنها شد. در سال ۲۰۰۸ نیز در مجمع بین پارلمانی کشورهای تر‌ک‌زبان در استانبول با حضور رؤسای پارلمان‌های آذربایجان، قرقیزستان، قزاقستان، و ترکیه بر اتحاد و پیشرفت منطقه‌ای تاکید شد (احمدی، ۱۳۸۸).
تأکید بر تأثیرگذاری ترکیه، به منزله قدرتی منطقه‌ای، از سرمایه‌های اجتماعی ترکیه است. این کشور در دوران حاکمیت کمالیست‌ها همواره خود را قدرتی غربی تصور می‌کرد و به خاورمیانه و آسیای مرکزی توجهی نداشت. از دهه ۱۹۹۰ این رویکرد تغییر کرد و اولویت سیاست خارجی‌اش را بر تقویت قدرت منطقه‌ای بنا نهاد. ترکیه طی یک دهه گذشته در همه مسائل منطقه‌ای اظهارنظر کرده و با بازیگری فعال درصدد تبدیل شدن به ابر قدرت منطقه‌ای و قدرتی جهانی در سیاست بین‌الملل است (ساعی و محمدزاده، ۱۳۹۲). در سال ۲۰۱۰ وزارت دیپلماسی اجتماعی ترکیه زیر نظر نخست‌وزیر راه‌اندازی شد. این وزارت‌خانه از مراکز مهم گسترش قدرت نمادین ترکیه است. تمرکز بر کمک‌های انسان‌دوستانه به دیگر کشورها و فراهم  کردن آموزش کم‌توانان از اهداف این وزارتخانه در کشورهای هدف است. در سال ۲۰۱۱-۲۰۱۲ کمک به توسعه آموزش افراد سالمند قزاقستان و راه‌اندازی مدارس، وسایل و تجهیزات کمک آموزشی برای نابینایان مورد توجه این مرکز قرار گرفت. دیپلماسی اجتماعی ترکیه با محوریت تعدادی سازمان خدمات‌رسان در زمینه‌های آموزش کارشناسان، تأمین وسایل کمک آموزشی مدارس، بیمارستان‌ها و کمک‌های اجتماعی و بشردوستانه در کشورهای هدف از جمله آسیای مرکزی فعالیت می‌کند (گودرزی و معبودی‌نژاد، ۱۳۹۵).

  1. ۴٫ اقدامات نظامی و امنیتی ترکیه در آسیای مرکزی

این کشور پس از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲ نقش مؤثرتری در تشدید فعالیت های اسلام گرایانه و بعضاً بنیادگرایانه در آسیای مرکزی ایفا کرده است. وقوع حادثه ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱، فرصتی مناسب را برای حضور ترکیه در عرصه های امنیتی و سیاسی آسیای مرکزی و قفقاز فراهم کرد. در این فضا ترکیه موفق شد به شکل مناسبی با عنوان « مبارزه با تروریسم بین المللی »جایگاه خود را در منطقه، به خصوص در عرصه های امنیتی تقویت کند. علاوه بر حادثه ۱۱سپتامبر، مجموعه انفجارهای تاشکند و حوادث باتکن قرقیزستان نیز فرصت را برای حضور ترکیه در فضای امنیتی آسیای مرکزی فراهم کرد (تیمورپور،۱۳۸۸). به نظر می رسدکه رهبران ترک تهدید افراط گرایی تکفیری در آسیای مرکزی را فرصتی برای نفوذ بیشتر در منطقه می دانند؛ منطقه ای که ترکیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی درصدد برآمده تا آن را به حیاط خلوت خود تبدیل کند. 
اردوغان با آگاهی از سهم راهبردی چنین تحولی برای ترکیه، مدت ۱۰ سال است که این ایده را هم‌زمان با اجرای دیپلماسی تهاجمی و نمایشی «نئوعثمانی» تقویت کرده است. همین تداوم قدرت، کشورهای آسیای مرکزی را به دامن ترکیه کشانده است. درواقع دخالت ترکیه در درگیری سوریه جایگاه این کشور را به‌عنوان یک قدرت نظامی شایسته برای جمهوری‌های شوروی سابق تثبیت کرده است. به لطف مشارکت غیرمستقیم در جنگ اوکراین و حمایت لجستیکی از کی‌یف، آنکارا صنایع دفاعی خود را که پهپادهای پیشرفته Bayraktar TB2 پرچمدار آن است در یک ویترین باشکوه به نمایش گذاشته است. پیش از این نیز قدرت نظامی ترکیه در جریان درگیری میان آذربایجان و ارمنستان در قره‌باغ کوهستانی در پاییز ۲۰۲۰ ثابت شده بود و به ‌وضوح برتری فنی باکو را نسبت به رقیب ارمنی خود نشان داد. در سال ۲۰۲۱، ترکمنستان یکی از مشتریان اصلی ترکیه و قرقیزستان که با همسایه تاجیک خود درگیر بود، هر دو برای تجهیز ارتش خود به پهپاد با ترکیه قرارداد تسلیحاتی امضا کردند. ازبکستان نیز در ماه مارس گذشته با ترکیه قرارداد همکاری امضا کرد. دو روز پس از آغاز جنگ میان روسیه و اوکراین، قزاقستان و ترکیه همکاری نظامی فیمابین را مورد بررسی قرار دادند و در اوایل ماه می، توکایف، رئیس‌جمهور قزاقستان، اولین سفر رسمی خود به استانبول را برای بحث در مورد توسعه مسیر تجاری جدید با قزاقستان به منظور ارتباط چین با ترکیه با دورزدن روسیه انجام داد.

روابط ترکیه با قدرت‌های منطقه‌ای و غیرمنطقه‌ای در آسیای مرکزی

  1. ۱٫ تقابل و تعامل ایران و ترکیه در آسیای مرکزی

پس از  فروپاشی اتحاد شوروی، محدودیت امکانات و فرصت‌های جدید به وجود آمده از تحولات در آسیای مرکزی، به علاوه سیاست‌های غرب به ویژه ایالات متحده در برابر نفوذ ایران در حوزه جنوبی اتحاد شوروی، سبب شده تا از آغاز ظهور دولت‌های نوبنیاد در این منطقه‌، روابط ایران و ترکیه در منطقه به سمت نوعی تقابل و رقابت تمایل داشته باشد، به شکلی که عناصر و ابعاد این رقابت مانع از شکل‌گیری یک هسته مرکزی متشکل از دو قدرت منطقه‌ای یعنی ایران و ترکیه در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز می‌شود. در این زمینه، موانع همگرایی میان ایران و ترکیه در منطقه آسیای مرکزی (و قفقاز) بیشتر پیرامون سه وجه اصلی متبلور و متمرکز است (نوروزی، ۱۳۷۹):

  1. ۱٫ ایدئولوژیک (تقابل اسلام‌گرایی و دنیاگرایی): در مدل « بازی بزرگ جدید» با توجه به ناکامی ایدئولوژی کمونیستی باید نقش تعیین‌کننده و حیاتی را به کشورهای ایران و ترکیه به ترتیب به عنوان نماد اسلام‌گرایی و دنیاگرایی بدهیم. در چنین فضایی است که ایران اسلامی در مقام نماینده اسلام سیاسی، مظهر ارزش‌های مذهبی و بانی تفکرهای غرب‌ستیز در مقابل ترکیه غیردینی که نماینده تفکر غیر مذهبی و اقتصاد آزاد است،  قرار می گیرد (نقدی‌نژاد، ۱۳۸۸).
    ۲٫ ژئوپلیتیک (تقابل نقش‌های منطقه‌ای): تلاش متقابل برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای برتر، ریشه اصلی رقابت‌های ایران و ترکیه را در حوزه جنوبی اتحاد شوروی سابق تشکیل می‌دهد. از نظر ژئوپلیتیک، ترویج و گسترش سیاست پان ترک گرایی، کانون اصلی توجه ترکیه است، در حالی که برای ایران تبدیل شدن به یک کانون مواصلاتی و محور ارتباط‌های منطقه‌ای اهمیت دارد.
    ۳٫ رقابت اقتصادی: مشخص‌ترین شکل رقابت اقتصادی کشورهای ایران و ترکیه در منطقه آسیای مرکزی را نیز باید بر سر مسئله ذخایر نفت و گاز و به ویژه احداث خط لوله انتقال آنها دانست.

با وجود این واگرایی، هر چه از زمان ظهور این کشورهای جدید در منطقه آسیای مرکزی دورتر می‌شویم، دولت‌های ایران و ترکیه با آگاهی از ضررهای متقابل رقابت بیش از حد به ویژه در زمینه اقتصادی و البته انرژی (نفت و گاز) و همچنین با کشف زمینه‌های همکاری مشترک از جمله مسائل امنیتی که هر دو کشور با آن روبرو بودند، سعی کرده‌اند تا از دامنه رقابت کاسته و روابط خود را به سوی همکاری و یا دست کم آمیزه‌ای از همکاری و رقابت سوق دهند. البته باید تأکید کرد که از نظر ژئوپلیتیک، دو کشور با وجود داشتن منافع گاهی متضاد ناچار به همکاری با یکدیگر هستند و همان گونه که سیر روابط این دو نشان می‌دهد، این دو کشور نمی‌توانند برای بلندمدت روابط تنش‌زایی داشته باشند (رفیع و مظلومی، ۱۳۹۱).
با نگاهی به اقدامات دو کشور در این منطقه، به این نتیجه می‌رسیم که ترکیه نسبت به ایران در امر دیپلماسی فرهنگی و کسب اهداف، بهتر عمل کرده است. برای مثال و در مقام مقایسه سیاست‌ها و اقدامات فرهنگی ترکیه و ایران، از سال ۱۹۹۱ تاکنون، ده‌ها هزار دانشجو از کشورهای ترک‌زبان آسیای مرکزی در دانشگاه‌های ترکیه پذیرفته شدند که این دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی و بازگشت به کشورشان معمولا در مناصب حکومتی جذب می‌شوند و تبدیل به لابی ترکیه در این کشورها می‌شوند. این در حالی است که سالانه فقط پنجاه بورسیه تحصیلی از طرف دولت ایران به دانشجویان تاجیک فارس‌زبان داده می‌شد. در عرصه جذب توریسم نیز ترکیه توانسته است با یک برنامه‌ریزی هدفمند فرهنگی و رسانه‌ای در این منطقه هر ساله به تعداد گردشگرانی که از این جمهوری‌ها وارد ترکیه می‌شوند بیفزاید؛ به نحوی که تعداد توریست این جمهوری‌ها که از ترکیه بازدید کرده‌اند در سال ۲۰۱۹ به یک میلیون و صد و هفتاد و یک هزار نفر رسید و از این طریق ترکیه توانسته است درآمدی نزدیک به هشتصد و بیست میلیون دلار کسب کند. اما با وجود ظرفیت­های ایران در زمینه گردشگری، این کشور نتوانسته است با یک برنامه‌ریزی هدفمند فرهنگی و رسانه‌ای در این منطقه از این صنعت و درآمد حاصل از آن استفاده لازم را با توجه به تعداد کم گردشگرانی که از این جمهوری‌ها وارد ایران شده‌اند ببرد. در بعد اقتصادی نیز شاهد پیشتازی ترکیه نسبت به ایران در این منطقه هستیم؛ به گونه‌ای که حجم کلی مبادلات تجاری میان ترکیه و جمهوری‌های آسیای مرکزی به رقمی بالغ بر شش میلیارد و ششصد و سی و هفت میلیون دلار در سال می‌رسد. در حالی که حجم کلی مبادلات تجاری میان ایران و جمهوری‌های آسیای مرکزی تنها هشتصد و هشتاد و یک میلیون دلار است. تمام این شواهد نشان‌دهنده درک درست ترکیه از تحولات و روحیات مردم و دولت‌های این منطقه و موفقیت دیپلماسی فرهنگی این کشور در زمینه افزایش روابط و کسب اهداف نسبت به دیپلماسی فرهنگی ایران در این منطقه است (بصیری و همکاران، ۱۳۹۹).

  1. ۲٫ همگرایی ترکیه و رژیم صهیونیستی

توسعه و گسترش همکاری‌ها و نزدیکی ترکیه و رژیم صهیونیستی یک تحول مهم راهبردی و سیاسی در منطقه غرب آسیا بعد از پایان یافتن جنگ سرد است. این دو بازیگر ضمن آنکه اختلافهایی در اولویت‌ها و برداشت‌های خود نسبت به مسائل مختلف دارند، دارای یک سلسله جهت‌گیری‌ها، اهداف و منافع مشترک در حوزه‌های مورد علاقه از جمله در آسیای مرکزی و قفقاز می‌باشند. وجود منافع همه‌جانبه دو کشور در منطقه مذکور سبب شده است تا آنکارا و تل‌آویو در جهت همسویی هر چه بیشتر سیاست‌ها، حرکت‌ها و اقدامات خود در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز گام بردارند که این امر آثار و پیامدهایی برای منطقه یاد شده دارد. محورهای عمده فصول مشترک دو کشور و پیامدهای آن در این منطقه به قرار زیر است (ملکی، ۱۳۷۷):

  1. ۱٫ از دیدگاه این رژیم همکاری با ترکیه، همگرایی فرهنگی- جغرافیایی آن کشور را در کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز اعتلا خواهد بخشید؛
    ۲٫ از دید دو کشور، تلفیق امکانات و توانایی‌های متقابل راهی برای نفوذ بیشتر در بازارهای بکر و وسیع منطقه آسیای مرکزی و قفقاز محسوب می‌شود. ادغام سرمایه و منابع مالی رژیم صهیونیستی و کانون‌های یهودیت در سراسر جهان همراه با نفوذ فرهنگی، سیاسی و تاریخی ترکیه در منطقه، این راه را هموار نموده است؛
    ۳٫ نفت دریای خزر به عنوان «بازی بزرگ جدید»، حوزه دریای خزر را به عنوان منبع عظیم نفت خام منطقه به روی رقابت جغرافیای سیاسی و اقتصادی فشرده، گشوده است. برخی از صاحب‌نظران از محور ترکیه و جمهوری آذربایجان در مقابل محور روسیه- ایران- ارمنستان یا ایران- روسیه- ترکمنستان صحبت می‌کنند. رژیم صهیونیستی و ترکیه به دلیل همسویی کلی با آمریکا، منافع مشترکی را تعقیب می­کنند؛
    ۴٫ رقابت با ایران و جلوگیری از پیاده شدن الگوی حکومتی آن در منطقه؛
    ۵٫ مقابله با استیلا و نفوذ روسیه در منطقه؛
    ۶٫ همکاری و همگامی ترکیه با صهیونیست­ها جزئی از سیاست استراتژیک و اهداف نهایی آمریکا و این رژیم در قالب راهبرد خاورمیانه بزرگ با هدف اتصال کشورهای خاور نزدیک، قفقاز، آسیای مرکزی و ترکیه در یک منطقه جغرافیایی سیاسی است؛
    ۷٫ استفاده از منابع آب آسیای مرکزی و قفقاز از طریق ترکیه، خواسته استراتژیست‌های صهیونیست و محور همکاری دو جانبه و یکی از فصول مشترک آن دو کشور در قبال منطقه آسیای مرکزی و قفقاز محسوب می‌شود؛
    ۸٫ ادعاهایی مبنی بر دستیابی ایران به فناوری هسته‌ای غیر صلح آمیز و موشک‌های دوربرد بالستیک با هدف غیر بازدارنده و حمایت سیاسی و دیپلماتیک روسیه از ایران در عرصه بین­المللی منبع نگرانی مشترک ترکیه و رژیم صهیونیستی قلمداد می‌شود و دو کشور در مخالفت با رویه روسیه در این زمینه مواضع مشترک دارند.
  2. ۳٫ تقابل ترکیه و عربستان

پس از ۱۹۹۱ که سیطره روس‌ها بر آسیای مرکزی خاتمه یافت، مسلمانان آسیای مرکزی به دنبال یافتن هویت دینی گمشده خود برآمدند. آنان به دنبال الگویی از دینداری بودند تا بتواند آنها را به گذشته تاریخی و اسلامیشان پیوند دهد. ترکیه و عربستان سعودی در نظر داشتند خلاء اعتقادی و معنوی آسیای مرکزی را با ایدئولوژی‌های خود پر کنند. هرچند که در بدو امر ترکیه به دلیل قرابت‌های تاریخی و فرهنگی با مردم آسیای مرکزی برای نفوذ در منطقه دست بالاتر را داشت، اما سعودی‌ها نیز به دلیل دراختیار داشتن مراکز دینی جهان اسلام و ثروت هنگفت حاصل از فروش نفت، ابزارهای نیرومندی را در اختیار داشتند.
ترکیه و عربستان دو کشور مهم در منطقه محسوب می‌شوند که با وجود تمامی تمایزات ذاتی و ماهوی، در غرب آسیا بازیگری می‌کنند. این دو کشور اختلافهایی با هم دارند که موجب شده تا هر دو بلندپروازی‌هایی برای رهبری جهان اسلام سنی داشته باشند. هر یک از دو کشور ترکیه و عربستان خود را مدعی رهبری جهان اهل‌تسنن می‌داند و سعی می‌کنند که خود را در این جایگاه تعریف کند و هر کدام نیز برای کسب این جایگاه، خود را برتر از طرف مقابل می‌داند، ترکیه با توجه به زیرساختارهای سیاسی و اجتماعی که از آن برخوردار است و نسبت به عربستان کشوری دموکراتیک‌تر به نظر می‌رسد سعی می‌کند خود را رهبر جهان اسلام میانه‌رو نشان دهد. در مقابل عربستان با توجه به جایگاهی که بین کشورهای عربی دارد و نیز با توجه به اینکه عرب‌ها خاطره خوبی از عثمانی‌ها ندارند و با حمایت‌های سیاسی آمریکا از عربستان، خود را شایسته رهبری اهل‌تسنن می‌داند (سعیدی، ۲۰۲۱).
درحالیکه عربستان سعودی از سال ۱۹۹۱ آشکارا به دنبال ترویج و تبلیغ ایدئولوژی وهابیت و سلفی‌گری برآمده از آن در این منطقه بوده است، ترکیه نیز چه در دوره حکومت احزاب سکولار و چه در دوره حکومت حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه، در دامن زدن به افراط‌گرایی در آسیای مرکزی به انحای مختلفی دست داشته است. هرچند در سال‌های نخست دهه ۱۹۹۰ به نظر می‌رسید ترکیه نسبت به دیگر بازیگران منطقه ای موفق‌تر عمل کرده است، اما در سال‌های پایانی این دهه، زمانی که تب افراط گرایی و تروریسم در آسیای مرکزی بالا گرفت و روسیه به عنوان وارث امپراتوری شوروی به حیاط خلوت خود در آسیای مرکزی بازگشت، نقش ترکیه تا اندازه‌ای در سایه قرار گرفت. واقعیت آن است که سعودی‌ها در همان چند سال نخست موفق شدند رد پای روشنی از وهابیت در منطقه به جای بگذارند (سعیدی، ۲۰۲۱).

  1. ۴٫ همکاری ترکیه با آمریکا

سیاست ترکیه در قبال آسیای مرکزی به هنگام فروپاشی شوروی، جزء سیاست‌های ملی این کشور نبود. آن سیاست‌ها در واقع سیاست‌های تحمیلی آمریکا بر ترکیه و یا به ‌عبارت ‌دیگر سیاست‌هایی بود که در چارچوب راهبردهای آمریکایی تعریف می‌شد که این راهبردها نیز متمرکز بر کنترل کشورهای تازه استقلال یافته به واسطه ترکیه و مقاومت در برابر تأثیرگذاری چین و روسیه در منطقه بود. این سیاست‌ها از سویی در تعارض با منافع ملی خود ترکیه بود و از سوی دیگر به دلیل تقابلی که با کشورهای آسیای مرکزی، چین و روسیه داشت، با منافع این کشورها نیز سازگار نبود.
در آن دوره خصوصاً جریان گولن به‌عنوان یکی از مهره‌ها مطرح شد و ترکیه به دست آمریکا این جریان را وارد آسیای مرکزی کرد. این سیاست البته باعث بروز اختلاف میان ترکیه و کشورهای آسیای مرکزی نیز شد. تلاش برای ترور کریموف در ازبکستان و یا تلاش برای کودتا در آذربایجان از جمله مسائلی بود که تحت راهبری این جریان آمریکایی رخ می‌داد. در این سیاست‌ها جهان ترکی در راستای منافع آمریکا دچار تشتت و اختلاف شده بودند.
اما امروزه برخی از کارشناسان نیز معتقدند که در مرحله کنونی سیاست‌های ترکیه در کشورهای این منطقه در چارچوبی متفاوت از سیاست‌های ترکیه در دهه ۹۰ است. ترکیه روابط خود با جهان ترکی را برای تقابل یا ضرر رسانی به روسیه و چین و ایران انجام نمی‌دهد بلکه برعکس فعالیت واقعی در این منطقه از منظر ترکیه منوط به حسن همکاری با چین، روسیه و ایران است. این کشورها نیز همگی در برابر سیاست بحران‌سازی آمریکا در منطقه دارای منافع مشترک و هم‌افزا هستند (پرینجک، ۱۴۰۰) که البته این نظر قابل بررسی بیشتر است.

نقش‌آفرینی جدید ترکیه در منطقه پس از جنگ اوکراین
طی سال‌های اخیر و پس از تحریم روسیه، ترکیه تبدیل به یکی از مقاصد مهاجران کاری کشورهای آسیای مرکزی شده است. روسیه بعد از بحران اوکراین دچار تحریم اقتصادی شد. با پایین آمدن سطح درآمد در روسیه، فضا برای مهاجران کشورهای آسیای مرکزی در روسیه کمتر شده است  و کشورهایی همانند تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان که عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا هم نیستند بخشی از نیروهای کار خود را به کشورهای عربی از جمله قطر و امارات منتقل کردند و بخشی را هم به ترکیه فرستادند. هم اکنون بخش وسیعی از مهاجران کاری کشورهای آسیای مرکزی که اکثریت آنان از کشور ترکمنستان هستند در ترکیه مشغول به کار و فعالیتند (کوزه‌گر کالجی، ۱۳۹۸).
در دو سال گذشته شاهد توسعه پایدار تجارت دوجانبه میان ترکیه و هر یک از کشوهای این منطقه بوده‌ایم. فقط در سال ۲۰۲۱، مبادلات ازبکستان و قزاقستان با ترکیه نسبت به سال ۲۰۱۹ یک میلیارد دلار افزایش یافته است و دو کشور خواهان افزایش مبادلات تجاری تا ۱۰ میلیارد دلار هستند. مبادلات تجاری ترکیه با قرقیزستان نیز در دو سال گذشته تقریبا دوبرابر شده است. ترکیه حتی درحال جبران کمبودهای ناشی از جنگ اوکراین و محدودیت‌های صادراتی روسیه است و به این ترتیب به تأمین‌کننده اصلی دارو برای برخی از شرکای جدید خود تبدیل شده است. اکنون این موضوع انکارنشدنی است که جنگ در اوکراین منجر به یک پیکربندی مجدد ژئوپلیتیک در منطقه شده است و آنکارا به‌طور مناسب از آن سود می‌برد. به طور طبیعی ترکیه در مواجهه با روسیه تحت تحریم و غیبت منطقه‌ای غرب با خروج از افغانستان و حضور و نفوذ همه‌جانبه و فزاینده چین، به دنبال پرکردن این خلأ استراتژیک است که با اهداف پان‌ترکیستی اردوغان و رؤیای او برای تبدیل‌شدن به رهبر ملت‌های ترک آسیای مرکزی و قفقاز هماهنگی دارد(امیر اصلانی، ۱۴۰۱).

جمع‌بندی
روابط ترکیه با کشورهای آسیای مرکزی پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲ شکل جدیدی به خود گرفت که با افزایش نفوذ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی ترکیه در این منطقه همراه شد و جایگاه ترکیه را به عنوان یکی از بانفوذترین بازیگران در آسیای مرکزی تثبیت کرد. از این رو برخی کنشگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در تلاش هستند تا از اثرگذاری همه جانبه این کشور بکاهند و مانع از شکل‌گیری هویت مشترک و منطقه‌ای آن باشند. در این راستا توجه ویژه ایران به این امر یک ضرورت است چرا که موقعیت ژئوپلیتیک و منابع موجود در آسیای مرکزی از اهمیت بسیاری برای ایران برخوردار است و اشتراکات هویتی، دینی، فرهنگی و تاریخی و نیز همسایگی ما با آسیای مرکزی می‌تواند توسعه روابط را تسهیل بخشد. در سال‌های گذشته نفوذ اقتصادی ترکیه در منطقه بسیار چشمگیر بوده است و این کشور را در کنار روسیه و چین به یکی از اصلی‌ترین شرکای تجاری آسیای مرکزی تبدیل کرده است. همچنین سرمایه‌گذاری فرهنگی ترکیه بسیار قابل توجه بوده که به طور خاص در امر آموزش توفیق زیادی به دست آورده است اما در حوزه ترویج پان‌ترکیسم با وجود کسب موفقیت‌های جزئی با موانع جدی نیز روبرو بوده است. تا به امروز در مقام مقایسه، کشور ما از منظر کمی در حوزه‎‌هایی مانند حجم تجارت و سرمایه‌گذاری و تعداد موسسات آموزشی و دانشجویان تبادلی با کشورهای آسیای مرکزی و برخی زمینه‌های دیگر ضعیف‌تر از ترکیه عمل نموده است که نیازمند توجه و تلاش بیشتر مسئولین کشور است تا بتوان از ظرفیت‌های آسیای مرکزی بهره برد و به یک بازیگر منطقه‌ای قدرتمند تبدیل شد. البته اقدام دولت سیزدهم در گسترش روابط با همسایگان شمالی رشد قابل توجهی را در مناسبات ایجاد کرده که تداوم این روند رو به رشد برای رسیدن ایران به جایگاهی مطلوب در آسیای مرکزی لازم است.
 انتهای مطلب/

پی‌نوشت‌: منابع
احمدی، حمید (۱۳۸۸). ترکیه، پان‌ترکیسم و آسیای مرکزی: مطالعات اوراسیای مرکزی، سال ۲، شماره ۵٫
استوار، مجید؛ مرادی، سیدمهدی؛ استوار، مجتبی (۱۳۹۹). نقشقدرتنمادیندرروابطخارجیترکیهوآسیایمرکزی: مطالعات اقتصاد سیاسی بین‌الملل، دانشگاه رازی، دوره سوم، شماره اول، بهار و تابستان ۱۳۹۹، ۲۳۸-۲۱۷٫
امیر اصلانی، اردوان (۱۴۰۱). ترکیه یک قدرت رو به رشد در آسیای مرکزی: روزنامه شرق، کدخبر: ۸۴۷۴۵۰٫
آدمی، علی؛ نوری، مهسا (۱۳۹۲). دیپلماسی فرهنگی ترکیه در آسیای مرکزی: فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌رو: فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، دوره ۱۹، شماره ۸۳٫
بصیری، محمدعلی؛ موسایی، علی و ایزدی، امیرمحمد (۱۳۹۹). مقایسه دیپلماسی فرهنگی ایران و ترکیه در آسیای مرکزی: جستارهای سیاسی معاصر، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال یازدهم، شماره دوم.
پرینجک، محمد (۱۴۰۰). پویایی‌های سیاست راهبردی ترکیه در آسیای مرکزی: مطالعات شرق. لینک دسترسی:
https://www.iess.ir/fa/interview/2846/
تیمورپور، نوشین (۱۳۸۸). راهبرد حزب عدالت و توسعه در آسیای مرکزی و قفقاز: مطالعات راهبردی جهان اسلام، (۳۹):۱۸۳- ۲۰۶.
رفیع، حسین و مظلومی، اسماعیل (۱۳۹۱). موانع همگرایی ایران و ترکیه در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز: مطالعات اوراسیای مرکزی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سال پنجم، شماره ۱۰٫
ساعی، احمد و محمدزاده، مرتضی (۱۳۹۲). حزب عدالت و توسعه هژمونی کمالیسم: مطالعات اوراسیای مرکزی، دوره ششم، شماره ۲٫
سعیدی، گلناز (۲۰۲۱). رقابت عربستان و ترکیه در آسیای مرکزی: مرکز بین‌المللی مطالعات صلح. لینک دسترسی:
https://peace-ipsc.org/fa/
شهابی، سهراب (۱۳۷۱). مروری بر وضعیت اقتصادی جمهوری‌های آسیای مرکزی: فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۱، شماره ۲٫
عسگری، محمدعلی (۱۳۹۵). امپراتوری جهانی فتح‌الله گولن: روزنامه شرق برگرفته از روزنامه الشرق الاوسط، شماره ۲۶۸۰، قابل دسترس در:
https://www.magiran.com/article/3430080
عسگریان، عباسقلی (۱۳۹۴). بررسی تحلیلی چالش‌های روند منطقه‌سازی آسیای مرکزی: فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۹۰٫
کریمیان، علیرضا و کرمی، جهانگیر (۱۳۹۸). سیاست اوراسیایی ترکیه: منافع و دستاوردها: فصلنامه پژوهش‌های روابط بین‌الملل، دوره نهم، شماره دوم.
کوزه‌گر کالجی، ولی (۱۳۹۸). ترکیه و ورود به آسیای‌ مرکزی با قطار فرهنگ: خبرگزاری ایرانا، لینک دسترسی: https://www.irna.ir/news/83588404/
کولایی، الهه؛ کاویانی‌فر، پیمان و روا، سارا (۱۳۹۷). ایران و ترکیه در مجموعه امنیتی آسیای مرکزی: فصلنامه مطالعات روابط بین الملل، سال دوازدهم، شماره ۵۴٫
گودرزی، مهناز (۱۳۹۰) سیاست‌های اقتصادی ترکیه در جمهوری‌های آسیای مرکزی: فصلنامه تحقیقات سیاسی و بین‌المللی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا، شماره نهم.
گودرزی، مهناز و معبودی‌نژاد، فرشته (۱۳۹۵). قدرت نرم ترکیه در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی: فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۹۳٫
گوهری مقدم، ابوذر و مددلو، رامین (۱۳۹۵). ریشه‌های عثمانی‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه: فصلنامه پژوهش‌های راهبردی سیاست، سال ۵، شماره ۱۷٫
متقی دستنایی، افشین (۱۳۹۵). تحلیل ژئوپلیتیکی موانع شکل‌گیری همگرایی در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز: فصلنامه مطالعات اوراسیای مرکزی، دوره هشتم، شماره ۱٫
ملکی، محمدرضا (۱۳۷۷). روابط ترکیه و اسرائیل و آثار آن در آسیای مرکزی و قفقاز: فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال هفتم، دوره سوم، شماره ۲۴، زمستان ۱۳۷۷٫

نقدی‌نژاد، حسن (۱۳۸۸). روابط ایران و ترکیه، حوزه‌های همکاری و رقابت: داشگاه آزاد اسلامی، معاونت پژوهش دفتر گسترش تولید علم.
نوروزی، نورمحمد (۱۳۷۹). تقابل ایران و ترکیه در آسیای مرکزی و قفقاز: فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال نهم، دوره سوم، شماره ۲۹٫
 

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=6098
  • نویسنده : ابوالفضل آقاحسنی
  • منبع : موسسه مطالعات راهبردی شرق
  • 1539 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای