#اختصاصی
نویسنده: دکتر ابراهیم جلیلی؛ معاون توسعه اقتصادی و سرمایهگذاری منطقه آزاد ارس
اخیرا در سفرجبارعلی ذاکری مدیرعامل شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران به منطقه آزاد تجاری-صنعتی ارس، تفاهم نامه ارزشمندی بین این دو نهاد اقتصادی کشور امضا شد. بر اساس این تفاهم نامه قرار است؛ ایجاد پایانههای مدرن باراندازی، مراکز لجستیکی و توسعه خدمات ترکیبی ریلی–جادهای ، دیجیتالیسازی و هوشمندسازی فرآیندهای بارگیری، تخلیه و مدیریت ترافیک ریلی در محدوده ایستگاه جلفا، نوسازی ناوگان حمل و نقل باری-مسافری، اصلاح فنی-مهندسی مسیر راهآهن تبریز-جلفا با هدف افزایش سرعت، ساماندهی اراضی و امکانسنجی احداث خطوط فرعی ریلی با هدف بهرهبرداری بهینه از موقعیت راهبردی ایستگاه بینالمللی راهآهن جلفا در تقاطع کریدورهای ریلی منطقه ای و جهانی، تحقق توسعه پایدار ارس، افزایش بهره وری در سایر حوزههای اقتصادی، ارتقای ظرفیتهای حمل ونقل ریلی و ایفای نقش مؤثرتر جمهوری اسلامی ایران در کریدورهای بینالمللی شمال–جنوب و شرق–غرب انجام گیرد.
به نظر میرسد در اثر مخاطرات تحمیل شده به شبکه تجاری کشور در جریان محاصره دریایی امریکا، استفاده از ظرفیتهای راهبردی و مغفول ملّی در حوزه تجارت و ترانزیت مورد توجه مسئولین عالی قرار گرفته است. در این راستا است که جبارعلی ذاکری مدیرعامل شرکت راهآهن ایران در دیدار با مقدمزاده مدیرعامل سازمان منطقه آزاد ارس ضمن استقبال از موضوع بازگشایی مسیر ریلی جلفا-نخجوان-ایروان –تفلیس عنوان میکند: هدف گذاری اصلی راهآهن، احیای مسیر ریلی جلفا–نخجوان–ایروان–تفلیس است اما تحقق این هدف نیازمند تقویت دیپلماسی ریلی و توسعه تعاملات برون مرزی است و این موضوع را با جدیت دنبال میکنیم تا این مسیر تاریخی بار دیگر در خدمت توسعه تجارت، ترانزیت و حمل ونقل بینالمللی ایران قرار گیرد.
قبل از آغاز جنگ اول قره باغ بین ارمنستان و آذربایجان مسیر ریلی جلفا-نخجوان در دو شاخه شرقی-غربی فعال بود و حتی در زمان جنگ تحمیلی ۸ ساله با عراق، شهر جلفا در سایه فعال بودن ارتباط ریلی با حوزه شوروی سابق، به عنوان یکی از نقاط کانونی تامین لجستیکی ایران عمل میکرد و طبق برخی از گزارشهای موجود سالانه بیش از ۶ میلیون تن کالا از این مسیر وارد یا صادر میگردید. اما متاسفانه با وقوع جنگ بین جمهوریهای ارمنستان و آذربایجان ارتباط ریلی ایران با حوزه دریای سیاه، روسیه و شرق اروپا قطع گردید و ایران به نوعی یکی از ضررکنندگان اصلی وقوع جنگ در قفقاز جنوبی بود.
با این همه در سالهای اخیر و بعد از فیصله جنگ آذربایجان و ارمنستان به نفع باکو، طبق بند ۹ تفاهم نامه آتش بس، بازگشایی مسیرهای ارتباطی قفقاز به موضوع محوری در این منطقه تبدیل شد. هرچند روایت متفاوت باکو و ایروان از مفاد این بند و تفسیر حداکثری آذربایجان از آن باعث کندی روند تحقق مسئله بازگشایی مسیرهای ارتباطی قفقاز گردیده اما با ورود امریکا، کریدور زنگه زور که مدنظر آذربایجان بود به نام کریدور ترامپ تغییر یافت و شرایط دیپلماسی منطقهای و بینالمللی امروز نشان میدهد این کریدور ممکن است با کوتاه آمدن متقابل باکو-ایروان از خواستههای حداکثری خود به دلیل نیازمندی دو کشور و اهداف ژئوپلتیک پشت پرده آنان، بعد از تکمیل زیرساختهای ضروری فعال شود.
به همین جهت لازم مینماید جمهوری اسلامی ایران ضمن تاکید به اصول راهبردی خود ( عدم تغییر شرایط ِئوپلتیکی منطقه و تغییر مرزها) به صورت فعّال و سازنده ای با وضعیت کنونی تعامل نماید و یکی از راههای تعامل هوشمندانه، پیگیری بازگشایی مسیر ریلی جلفا-نخجوان-ایروان و تفلیس میباشد. نیکول پاشینیان که در هفتههای گذشته باردیگر توانسته است از مردم ارمنستان رای لازم برای تشکیل دولت جدید خود را کسب کند، طبق ایده چهارراه تمدنیاش، بازگشایی ارتباط ریلی با ایران از طریق نخجوان را مطرح کرده بود. ایران و آذربایجان نیز در چند سال اخیر و بخصوص بعد از روی کار آمدن دولت دکتر پزشکیان نشان دادهاند که اراده مثبتی برای افزایش تعاملات چند جانبه منطقهای و بینالمللی دارند.
فلذا به نظر میرسد در عصر پساجنگ رمضان میتوان برای بدست آورن امتیازات اقتصادی و ژئوپلتیک بیشتر از شرایط حاضر، فعال سازی دیپلماسی اقتصادی دو و چند جانبه را مدنظر قرارداد و نتیجه پیروزی مقاومت ملی ایران در برابر تهاجم وحشیانه امریکا و اسراییل را در کسب منافع منطقهای اقتصادی مشترک با همسایگان پیگیری نمود. اما شرط ضروری برای این هدف، بازبینی سیاست منطقهای ایران در حوزه قفقاز و اوراسیا مطابق شرایط نوین داخلی، منطقهای و بینالمللی است. متنوع سازی مسیرهای تجارت و ترانزیت ایران در حوزه واردات و صادرات امروز یک امر اساسی در راستای تامین امنیت ملی است. از طرف دیگر روندهای موجود در حوزه قفقاز نیز نشان میدهد سه کشور منطقه بعلاوه ترکیه و روسیه از تعاملات درون منطقهای در راستای اهداف اقتصادی حمایت ضمنی و صریح دارند. بنابراین غیبت ایران و نداشتن ابتکار عمل در این شرایط به نفع منافع ملی نمی باشد. در حالی که ظرفیتهای بسیار ارزشمندی در جداره مرزی ایران با حوزه قفقاز نظیر منطقه آزاد ارس برای پیگیری منافع مشترک اقتصادی با کشورهای همسایه وجود دارد.
بنابراین باید نهادهای مربوطه مثل وزارت امورخارجه با بررسی دقیق وضعیت موجود و احصای ظرفیتهای بالفعل و بالقوه داخلی از ایده بازگشایی مسیر ریلی جلفا-نخجوان-ایروان با قدرت حمایت نموده و دیپلماسی اقتصادی قوی را برای تحقق این موضوع در سطح دو جانبه و چند جانبه انجام دهند. تفاهم نامه دوجانبه منطقه آزاد ارس و راهآهن جمهوری اسلامی ایران برای ارتقای شرایط فنی-زیرساختی داخلی نیز میتواند نقطه قوت دیپلماسی منطقهای ایران قلمداد گردد. لازم به گفتن نیست که با فعال شذن ارتباط ریلی جلفا-نخجوان-ایروان-تفلیس یک خط ترانزیت بین المللی از چین تا دریای سیاه و از بندرعباس تا باتومی در حداقل زمان ایجاد میگردد و در این میان منطقه آزاد ارس با تمهید و توسعه زیرساختهای لجستیکی خود قادر خواهد بود به یکی از بازیگران قوی و منحصر بفرد ایران در حوزه ترانزیت منطقهای و بینالمللی تبدیل گردد.
خلاصه میتوان گفت عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد اما خواست خداوند در حمایت از بندگان و ملتهای صالح در راستای اراده خود آنها است چنان که در قرآن کریم میفرماید: خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر خودشان اراده کنند.









