حمله نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در بامداد ۲۸ فوریۀ ۲۰۲۶ نقطهعطفی در بحران دیرپای خاورمیانه و آزمونی راهبردی برای سیاست منطقهای فدراسیون روسیه بود. این گزارش، گفتمان روسی دربارۀ این بحران را در دو سطح بازخوانی میکند: سطح رسمی شامل مواضع ولادیمیر پوتین، لاوروف، مدودف، پسکوف، نبنزیا، وزارت امور خارجه و مجلس دوما، و سطح اندیشکدهای شامل تحلیلهای تیموفی بورداچف (باشگاه والدای)، فئودور لوکیانوف (نشریه روسیه در سیاست جهانی)، سرگئی کاراگانوف (شورای سیاست خارجی و دفاعی)، دیمیتری ترنین، ایوان تیموفیف (شورای روسی امور بینالملل) و مجموعه گزارشهای تحلیلی این شورا.
یافته محوری آن است که میان این دو سطح نوعی تفکیک کارکردی در صورتبندی گفتمان قابل مشاهده است: دستگاه رسمی روایتی هنجاری و حقوقی عرضه میکند که روسیه را مدافع منشور ملل متحد نشان میدهد، حالآنکه اندیشکدهها محاسبات راهبردی سردتر – از بهرهبرداری اقتصادی از شوک انرژی تا تصریح بورداچف به عدم تمایل مسکو به فروپاشی کامل نفوذ آمریکا در منطقه – را با صراحت بیشتری بیان میکنند. این تفکیک، بر پایه شواهد در دسترس، بیش از آنکه محصول هماهنگی از پیشطراحیشده باشد، نتیجه همگرایی تدریجی مواضعی است که در هفتههای نخست بحران هنوز منسجم نشده بودند. رفتار عملی مسکو در نهادهای الزامآور نیز احتیاطی بیش از مواضع اعلامی دوجانبهاش را نشان میدهد.
گزارش میان «چندقطبیشدن» بهمثابه واقعیت مادی توزیع قدرت و «چندقطبیشدن» بهمثابه روایتی که مسکو فعالانه ترویج میکند تمایز میگذارد، و استدلال میکند که این بحران، حدود واقعی «معاهدۀ مشارکت راهبردی جامع» (ژانویه ۲۰۲۵) را آشکار ساخت: همبستگی سیاسی عمیق، اما عاری از تعهد دفاعی الزامآور علنی. در سطح منطقهای، روسیه میکوشد از رهگذر طرح مجدد نسخه بازنگریشدۀ «مفهوم امنیت جمعی خلیج فارس» (ژوئن ۲۰۲۶)، ناکامی مدل امنیتی متکی بر آمریکا در منطقه را به بستری برای نهادینهسازی الگوی «امنیت جمعی منطقهای» مورد نظر خود با مشارکت و تسهیلگری روسیه، هرچند با احتیاطی آشکار در پرهیز از پذیرش هزینههای مستقیم نظمسازی، تبدیل کند.
دانلود گزارش ارزیابی گفتمان رسمی و اندیشکدهای فدراسیون روسیه









