تاریخ : دوشنبه, ۱۱ مهر , ۱۴۰۱ 8 ربيع أول 1444 Monday, 3 October , 2022
جنگ رسانه‌ای غرب در اوکراین

وقتی توهمات از بین می‌روند

  • ۲۷ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۴:۳۸
وقتی توهمات از بین می‌روند
روز 16 فوریه 2022 لحظه ای قابل توجه برای تاریخ روابط بین الملل معاصر خواهد بود. با بررسی دقیق اظهارات برخی از سیاستمداران غربی و انتشار آن در رسانه ها، این خبر که روسیه قطعاً در این روز به اوکراین حمله خواهد کرد، حداقل تایید نشده است.

ایگور ایوانف، رئیس شورای امور بین الملل روسیه (RIAC)، وزیر امور خارجه فدراسیون روسیه (۱۹۹۸-۲۰۰۴) نوشت:

بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟ آیا این یکی دیگر از لغزش های سرویس های ویژه غربی بود یا نیرنگ غیرقابل پیش بینی مسکو بود؟ فضای زیادی برای هر حدس و گمان احتمالی در مورد این موضوع وجود دارد.

با این حال، دیپلمات های حرفه‌ای، مانند هر فرد دیگری، به طور طبیعی ممکن است اشتباه کنند، اما به عنوان یک قاعده، نتیجه‌گیری‌های خود را بر اساس درک تاریخ، حقایق فردی از وضعیت در حال ظهور، تجزیه و تحلیل عمیق از مشکل زیربنای بحران و هر چیزی که آن را احاطه کرده است، انجام می‌دهند. یعنی از همان ابتدای این کودتای تبلیغاتی حول طرح های ادعایی تهاجمی روسیه برای اوکراین، کارشناسان روابط بین‌الملل متوجه شدند که جنگ واقعی در کار نخواهد بود. در هر صورت، هیچ جنگی به معنای کلاسیک آن با استفاده گسترده از انواع سلاح‌ها، عملیات تهاجمی قاطع، تصرف سرزمین‌های دشمن و غیره وجود نخواهد داشت. در واشنگتن، پاریس، لندن و سایر پایتخت‌های اروپایی به خوبی از این امر آگاه بودند و بدیهی است که در کیف نیز از آن اطلاع داشتند.

پس چرا اروپا یکی از بدترین بحران‌های سال‌های اخیر را تجربه می‌کند؟ چرا اکنون، در آغاز سال ۲۰۲۲، صحبت از احتمال وقوع یک جنگ بزرگ جدید در اروپا مطرح شده است؟

لازم به ذکر است که کل این کمپین در مورد تجاوزات احتمالی آتی دقیقاً زمانی آغاز شد که روسیه صحبت در مورد تضمین‌های امنیتی در فضای اوروآتلانتیکی که البته بدون مشکل نبود، را مطرح کرد. مسکو با دیدگاه خود از این مشکل، پیشنهادهای بلندپروازانه‌ای ارائه کرده است. پیشنهادها به روشی سخت، اما در دسترس برای همه تنظیم شده بودند. ماهیت آنها این بود که روسیه از وضعیت فعلی امنیت اروپا راضی نیست و بنابراین نمی توان آن را حفظ کرد.

غرب می‌تواند از میان دو گزینه ممکن یکی را انتخاب کند. یا شرکای آتلانتیک منافع مشروع روسیه را در نظر می گیرند و همه با هم علیه تهدیدات امنیتی مشترک مبارزه می کنند، همانطور که در بسیاری از اسناد مشترک ذکر شده است، یا هر یک از طرفین امنیت خود را بدون توجه به نگرانی‌های دیگران تضمین می کند. به این ترتیب، آینده اوکراین و جایگاه آن در ساختارهای اروپایی هرچند موضوعی بسیار مهمی است، تنها یک عنصر از یک موضوع کلی‌تر امنیت یورو-آتلانتیک است.

واشنگتن و متحدانش نشان داده اند که تمایلی به چنین گفتگوی باز و اساسی ندارند. این از پاسخ های رسمی دریافتی از سوی ایالات متحده و ناتو آشکار شد. بدیهی است که برخی از عناصر مثبت در این پاسخ ها وجود دارد، اما هنوز تمایلی برای صحبت در مورد مسائل کلیدی امنیتی وجود ندارد. اگر از عبارات پیچیده دیپلماتیک عقب نشینی کنیم، کاملاً واضح است که مؤلفه اصلی پیشنهادهای روسیه تضمین هر یک از طرفین است که توانایی نظامی یک طرف تهدیدی برای امنیت دیگری نخواهد بود، چیزی که کشورهای غربی در تلاش برای اجتناب از بحث در مورد آن هستند. برای این منظور، سازوکارهای مربوط به تعامل بین نظامیان و دیپلمات ها به طور مشترک ایجاد می شود و رویه های کنترل، راستی آزمایی و غیره مورد توافق قرار می گیرد.

همه این اصول اساسی در بسیاری از اسناد مشترک توسعه یافته و گنجانده شده است، اما به تدریج توسط واشنگتن و متحدانش مورد کتمان قرار گرفت. در نتیجه، ما شاهد عقب نشینی از ایده اصیل تشکیل «فضای امنیتی مشترک در اروپا-آتلانتیک» به چنین وضعیت امنیتی هستیم که امروز حتی از جنگ سرد بسیار نگران کننده تر به نظر می رسد.

در مقابل این پس زمینه، استراتژیست های ناتو تصمیم گرفته اند به روش هایی متوسل شوند که بارها برای دستکاری افکار عمومی استفاده می کنند و هدف آن توجیه سیاست هایشان است. این موارد تجاوز ناتو به یوگسلاوی، تدارکات و سپس خود جنگ عراق بود. نمونه های زیادی از این دستکاری ها وجود دارد. جعبه ابزار در حال تغییر است، روش ها و فرم ها در حال بهبود است، چهره های جدید درگیر می شوند، اما اصل موضوع همان است که سیاست های خود را به بهترین شکل ممکن ارائه می دهند و از هر جهت کسانی را که با آن موافق نیستند و یا موافق نیستند، تحقیر می کنند. که مایل به پیشنهاد گزینه های جایگزین هستند.

این بار از سناریوی مشابهی در مورد اوکراین استفاده شد. به جای اینکه پیشنهادات روسیه برای معماری جدید امنیتی در اروپا پذیرفته شود، مفاهیم معمول غرب که به موجب آن تهاجم افسانه ای مسکو علیه اوکراین به مرکز بحث تبدیل شد، جایگزین شد. در این میان، منافع بلندمدت خود اوکراین البته در نظر گرفته نشد.

با این وجود، نمی توان نادیده گرفت که زمان در حال تغییر است. امروزه گمراه کردن افکار عمومی حتی با استفاده از تبلیغات گسترده و عمدی به طور فزاینده ای دشوار می شود. اولاً، خاطره بسیاری از «فعالیت‌های سابق» اکثر این مبلغان هنوز تازه است. به عنوان مثال، ناتوانی بسیاری از کارشناسان غربی و بسیاری از سیاستمداران در پیش بینی تحولات افغانستان در تابستان و پاییز گذشته را به یاد بیاوریم. ثانیاً، اکنون می توان از منابع مختلف اطلاعاتی استفاده کرد و به جای همگامی کورکورانه با نقشه های رایج تبلیغ کنندگان مغرض، نظر خود را شکل داد.

امید بود از این ماجرای غم انگیز درس های درستی گرفته شود. اکنون زمان آن فرا رسیده است که بر سر میز مذاکره بنشینیم و گفتگوهای اساسی جدی در مورد مجموعه پیچیده مشکلات امنیتی یورو آتلانتیک که در دهه های گذشته انباشته شده است را آغاز کنیم. کنار گذاشتن آن تا زمان های بهتر به معنای افزایش خطرات ناشی از بحران های سیاسی حاد مکرر بدون برنده است.

من اتفاقاً در چنین مذاکراتی شرکت کردم و اسناد نهایی را ویرایش کردم. الان که آنها را می خوانم، احساسات متفاوتی دارم. از یک طرف، من متوجه هستم که این اسناد چقدر پتانسیل برای امنیت مشترک دارند. از سوی دیگر، من می بینم که فصاحت اگر با ابزارهای مناسب برای اجرا تکمیل نشود، می تواند معنای خود را از دست بدهد. من به شدت امیدوارم که این بار اینطور نباشد.

نویسنده

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=4408
  • نویسنده : ایگور ایوانوف
  • منبع : ایراس

برچسب ها

برچسب ها