تاریخ : دوشنبه, ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴ 29 شعبان 1447 Monday, 16 February , 2026

گورچاکفیسم و دیپلماسی عمومی روسیه­‌ی معاصر برای احیای اقتدار

  • ۳۰ مهر ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۷
گورچاکفیسم و دیپلماسی عمومی روسیه­‌ی معاصر برای احیای اقتدار
پس از جنگ کریمه، به عنوان فرستاده در وین، اتریش را از اتحاد ضدروسی جدا کرد و به وزارت خارجه رسید.

#اختصاصی

به قلم: علی اخوان، دانشجوی دکتری مطالعات روسیه در دانشگاه تهران، کارشناس توسعه روابط فرهنگی روسیه در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

 

مقدمه

گورچاکفیسم، به عنوان یک رویکرد دیپلماتیک کلیدی در تاریخ روسیه، بر صبر استراتژیک، بازسازی قدرت پس از شکست و بهره‌گیری از دیپلماسی عمومی برای احیای نفوذ تأکید دارد. این مفهوم از دوران سلطنت الکساندر دوم (قرن نوزدهم) ریشه گرفته و در سیاست خارجی معاصر فدراسیون روسیه، به ویژه پس از فروپاشی شوروی، بازتولید شده است. الکساندر میخائیلوویچ گورچاکف (۱۷۹۸-۱۸۸۳)، وزیر امور خارجه و آخرین صدراعظم امپراتوری روسیه، بنیانگذار این رویکرد است. پس از شکست روسیه در جنگ کریمه (۱۸۵۳-۱۸۵۶)، که منجر به پیمان پاریس (۱۸۵۶) و تضعیف امپراتوری تزاری شد، گورچاکف سیاست خویشتنداری را اتخاذ کرد. جمله معروف او (روسیه خشمگین نشده بلکه در حال بازیابی قوای خویش است) نماد تمرکز بر قدرت داخلی، همگرایی منطقه‌ای و بهره‌برداری از اختلافات رقبا است. گورچاکف با لغو تدریجی پیمان پاریس، انتقام از اتریش، فرانسه و بریتانیا را پیگیری کرد و در کنگره برلین (۱۸۷۸) نقش محوری داشت.

زندگی گورچاکف پربار بود: تحصیل در تسارسکویه سلو با همکلاسی‌هایی مانند پوشکین، مراوده با تولستوی، و مشاغل دیپلماتیک در لندن، رم، وین و فرانکفورت. او با بیسمارک روابط صمیمانه داشت. پس از جنگ کریمه، به عنوان فرستاده در وین، اتریش را از اتحاد ضدروسی جدا کرد و به وزارت خارجه رسید. سیاست‌های او تحت تأثیر نیکلای اول بود و بر حفظ تعادل قدرت اروپا تمرکز داشت، هرچند گاهی مجبور به جنگ شد.

در دوران پساشوروی، گورچاکفیسم احیا شد. یوگنی پریماکوف با تأکید بر چندقطبی‌گرایی، استقلال راهبردی و روابط با چین و هند، این الگو را توسعه داد. ولادیمیر پوتین آن را مدرن کرد: پس از بحران الحاق کریمه به روسیه و تحریم‌ها، به سمت تنوع‌بخشی اقتصادی به آسیا، قدرت نرم و دیپلماسی عمومی گرایش یافت. مانیفست ۲۰۱۲ پوتین در روزنامه ایزوستیا با عنوان «روسیه در حال بازیابی قواست» مستقیماً به گورچاکف ارجاع دارد. پوتین جهان تک‌قطبی آمریکا را رد کرده و به بریکس و شانگهای روی آورده است.

پس از درگیری اوکراین (۲۰۲۲)، گورچاکفیسم به سمت نظامی‌گری تغییر کرد و قدرت نرم را تضعیف نمود. یادبودها شامل لوح‌ها در سن پترزبورگ و مسکو، در فرهنگ، رمان «نبرد صدراعظم‌های آهنین» (۱۹۷۷) اثر والنتین پیکول، نبرد دیپلماتیک گورچاکف و بیسمارک را توصیف می‌کند و فیلم «۱۴-۱۸» (۲۰۰۷) او را به عنوان نوجوانی باهوش نشان می‌دهد.

گورچاکفیسم نه تنها استراتژی، بلکه فلسفه‌ای پایدار برای بقا در روابط بین‌الملل است. با وجود گذار به نظامی‌گری، این رویکرد، روسیه را در برابر تحریم‌ها و رقابت‌ها تقویت می‌کند.

بحث و بررسی

گورچاکفیسم[۱] به رویکرد و راهبردی دیپلماتیک در تاریخ سیاست خارجی روسیه اشاره دارد که بر صبر استراتژیک، بازتولید قدرت پس از شکست و استفاده از دیپلماسی برای احیای نفوذ تأکید دارد و از دوران سلطنت الکساندر دوم[۲] در روسیه شکل گرفته و در دوران معاصر نیز به عنوان یکی از اصول سیاست خارجی فدراسیون روسیه بازتولید شده است. گورچاکفیسم در سیاست خارجی معاصر روسیه، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در مواجهه با چالش‌های جهانی خود را نشان داد و اکنون نیز در دیپلماسی عمومی روسیه جایگاه ویژه‌ای دارد.

الکساندر میخائیلوویچ گورچاکف[۳] (۱۷۹۸-۱۸۸۳) پس از شکست روسیه در جنگ کریمه[۴] (۱۸۵۳-۱۸۵۶) و در شرایطی که امپراتوری تزاری شدیدا تضعیف شده بود، سیاستی را اتخاذ کرد که به جای تشدید تنش با قدرت‌های غربی، بر تقویت قدرت داخلی و دیپلماسی عمومی متمرکز بود. گورچاکف جمله معروفی دارد: «روسیه خشمگین نشده بلکه در حال بازیابی قوای خویش است»[۵]. این جمله از وی بر اهمیت خویشتنداری در روابط بین­الملل و اجتناب از تنش (تا حد امکان) تأکید دارد. این رویکرد شامل تقویت همگرایی منطقه‌ای، بهره‌برداری از اختلافات میان رقبا، و استفاده از دیپلماسی عمومی برای احیای جایگاه بین‌المللی روسیه بود. (Дамшин Максим Владимирович, ۲۰۲۳)

گورچاکف تقریباً در تمام مدت سلطنت الکساندر دوم، سیاست خارجی امپراتوری روسیه را هدایت کرد. گورچاکف مورد علاقه مقامات روسی است زیرا تقریبا نیمی از عمر خود را صرف لغو پیمان صلح پاریس[۶] (پیمانی که پس از شکست روسیه در جنگ کریمه منعقد شد) کرد. گورچاکف به شدت از اتریشی ها، فرانسوی‌ها و بریتانیایی‌ها که در جبهه مخالف روسیه در کریمه حضور داشتند متنفر بود. در تاریخ معاصر اگر «جنگ کریمه» را با «سال­های پس از فروپاشی شوروی» و نام گورچاکف را با نام پوتین جایگزین کنیم به مدل رهبری و سیاست خارجی واحدی خواهیم رسید. (Бабенко, ۱۹۹۹)

زندگی گورچاکف

الکساندر میخائیلوویچ گورچاکف، وزیر امور خارجه روسیه در زمان سلطنت الکساندر دوم و آخرین صدراعظم امپراتوری روسیه از سال ۱۸۶۷ بود. او در ژوئن سال ۱۷۹۸ متولد شد. در سال ۱۸۵۶ تا سال ۱۸۸۲ وزارت امور خارجه امپراتوری روسیه را بر عهده داشت و همچنین از سال ۱۸۶۷ تا سال ۱۸۸۳ یعنی زمان مرگش عهده­دار منصب صدارت در امپراتوری روسیه بود. او در دوران مدرسه با پوشکین[۷] نیز مراوده و نسبتی نیز با تولستوی[۸] داشت. به همین جهت با ادبیات روسیه نیز مانوس بود و در نوشته­هایش این موضوع به روشنی محسوس است. در مباحث سیاسی از استعداد سرشاری برخوردار بود و از دوران نوجوانی سیاست اروپا را مطالعه و دنبال می­کرد. (Забабурова Н.В, ۲۰۰۷)

در سال ۱۸۱۹، به گورچاکف درجه قضایی اعطا شد. در سال ۱۸۲۲ در سفارت در لندن مشغول به کار شد و تا سال ۱۸۲۷ در آنجا خدمت کرد. سپس برای ماموریت دیگری به رم رفت. گورچاکف در سال ۱۸۲۵در جریان قیام دکابریست­ها[۹] در سن پترزبورگ حضور داشت. جالب است که او در آن زمان با به خطر انداختن موقعیت خود به یکی از دوستان دبیرستانی خود به نام ایوان پوشچین[۱۰] کمک کرد تا فوراً یک پاسپورت خارجی دریافت کند و به لندن عزیمت کند. البته پوشچین از این کار امتناع کرد و فرار و ترک دوستان را برای خود مایه شرم­ساری دانست. در سال ۱۸۲۸، گورچاکف به به لندن، از آنجا به عنوان کاردار سفارت به فلورانس و در سال ۱۸۳۳ به عنوان مشاور سفارت به وین منتقل شد. در جولای سال ۱۸۳۸ به دلیل ازدواج مجبور به مرخصی شد، اما در اکتبر ۱۸۳۹ به خدمت بازگشت. در دوره مرخصی، گورچاکف، رتبه درباری خود را که در سال ۱۸۲۸ دریافت کرده بود، حفظ کرد. در سال ۱۸۴۱ او به اشتوتگارت فرستاده شد تا ازدواج شاهدخت بزرگ اولگا نیکولاونا را با کارل فردریش، ولیعهد وورتمبرگ ترتیب دهد و پس از این مراسم به مدت دوازده سال به عنوان فرستاده فوق العاده در آنجا ماند. او از اشتوتگارت این فرصت را داشت که روند جنبش انقلابی در جنوب آلمان و رویدادهای ۱۸۴۸-۱۸۴۹ در فرانکفورت را از نزدیک دنبال کند. در پایان سال ۱۸۵۰، او به عنوان فرستاده فوق‌العاده در اتحادیه آلمان در فرانکفورت منصوب شد، در حالی که پست سابق خود را در دربار وورتمبرگ حفظ کرد. سپس نفوذ روسیه بر آلمان تقویت شد. گورچاکف چهار سال در فرانکفورت ماند. در فرانکفورت، او با نماینده پروس، اتو فون بیسمارک[۱۱] رابطه­ای صمیمانه داشتند. بیسمارک در آن زمان از طرفداران برقراری اتحاد نزدیک با روسیه بود و به از سیاست­های روسیه حمایت می‌کرد. امپراتور روسیه در آن زمان یعنی نیکلای اول[۱۲] به به دلیل حمایت وی از روسیه، روابط خوبی با بیسمارک داشت.  (Зварцев И.А., ۲۰۲۲) و (Барышников Михаил Николаевич, ۲۰۲۲)

جنگ کریمه در ۱۸۵۳ نقطه عطف زندگی سیاسی گورچاکف بود. در تابستان ۱۸۵۴، گورچاکف به وین منتقل شد و موقتاً مدیریت سفارت را بر عهده گرفت و سرانجام در بهار ۱۸۵۵ به عنوان فرستاده دربار اتریش منصوب شد. در این دوره حساس که اتریش، فرانسه و انگلیس خود را برای اقدام نظامی علیه روسیه آماده می‌کردند، موقعیت گورچاکف به عنوان فرستاده روسیه در وین، بسیار خطیر بود. (Раттур Мария Владимировна, ۲۰۲۴)

پس از مرگ نیکلای اول، کنفرانسی از نمایندگان قدرت‌های بزرگ برای تعیین شرایط صلح در وین تشکیل شد. اگرچه مذاکرات به نتیجه مثبتی منجر نشد اما به لطف هنر و پشتکار گورچاکف، اتریش از اتحادهای متخاصم با روسیه جدا شد و خود را بی­طرف اعلام نمود. سقوط سواستوپل به عنوان سیگنالی برای مداخله جدید وین بود که در قالب اولتیماتوم، خواسته‌هایی را بر اساس توافق با قدرت‌های غربی به روسیه ارائه کرد. دولت روسیه مجبور به پذیرش پیشنهادات اتریش شد و در فوریه ۱۸۵۶ کنگره‌ای در پاریس تشکیل شد تا یک معاهده صلح نهایی را تنظیم کنند. (Азаров Вячеслав Николаевич, ۲۰۱۶)

معاهده پاریس در ۱۸ مارس ۱۸۵۶ به دوران بازیگری فعال روسیه در امور سیاسی اروپای غربی پایان داد. کنت نسلرود[۱۳] بازنشسته شد و در آوریل ۱۸۵۶ گورچاکف به عنوان وزیر امور خارجه منصوب شد. شکست در جنگ کریمه و آثار منفی کنفرانس وین اثر خود را بر فعالیت‌های گورچاکف به عنوان وزیر امور خارجه گذاشت.  (Жидкова, Шпаковская, ۲۰۱۸) و (И.В. Кравченко, ۲۰۲۱)

عملکرد سیاسی او با توجه به شرایط بین­المللی که روسیه در آن قرار داشت تعیین می­شد. قبل از هر چیز، لازم بود در سال­های اول، خویشتن داری زیادی از سوی روسیه نشان داده شود. گورچاکف دو هدف عملی را برای خود تعیین کرد. اولین هدف انتقام از اتریش و دومین هدف کمرنگ نمودن نتایج صلح پاریس بودند. در زمان مسئولیت او در وزارت امور خارجه، روسیه به فرانسه نزدیک شد. در همین دوره، اتریش و پروس با یکدیگر وارد جنگ شدند. روسیه و عثمانی نیز با یکدیگر درگیر شدند. گنگره­ی برلین[۱۴] تشکیل شد و دنیا شاهد قدرت گرفتن آلمان بود و این موضوعات باعث درگیری گورچاکف با مسائل راهبردی زیادی شد. برای ارزیابی درست از فعالیت‌های گورچاکف، دو مساله باید در نظر گرفته شود. اولاً، شخصیت سیاسی وی در زمان نیکلای اول شکل گرفت یعنی زمانی که برای روسیه دفاع از پادشاهی­های اروپا و حفظ ثبات آن­ها حتی اگر به ضرر مردم و منافع و نیازهای واقعی روسیه باشد، ضروری بود. ثانیاً باید در نظر داشت که سیاست خارجی روسیه همیشه منحصراً توسط وزیر امور خارجه هدایت نمی‌شد. گورچاکف از حامیان سرسخت صلح بود ولی برخلاف میل خود، مجبور بود مسائل را به جنگ بکشاند. (Энциклопедический словарь Брокгауза и Ефрона)

احیای گورچاکفیسم در دوران پساشوروی

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، روسیه با چالش‌هایی نظیر بحران اقتصادی، کاهش نفوذ ژئوپلیتیکی و انزوای بین‌المللی مواجه شد. در این شرایط، گورچاکفیسم به عنوان یک الگوی تاریخی برای سیاست خارجی روسیه مورد توجه قرار گرفت. یوگنی پریماکوف[۱۵]، وزیر امور خارجه و بعدتر، نخست‌وزیر روسیه، با الهام از گورچاکف، دکترینی را توسعه داد که بر چندقطبی‌گرایی، استقلال راهبردی و پرهیز از تقابل مستقیم با غرب تأکید داشت. این دکترین به دنبال بازسازی جایگاه روسیه از طریق تقویت روابط با قدرت‌های غیرغربی مانند چین و هند و همچنین گسترش نفوذ در مناطق استراتژیک مانند خاورمیانه و آسیای مرکزی بود.

در دوران ولادیمیر پوتین، گورچاکفیسم به شکلی مدرن‌تر بازتعریف شده است. به‌ویژه پس از بحران کریمه (۲۰۱۴) و اعمال تحریم‌های گسترده غربی، روسیه رویکردی چندوجهی را در پیش گرفت که شامل تقویت همکاری‌های اقتصادی با آسیا، توسعه ابزارهای قدرت نرم، و استفاده از دیپلماسی عمومی برای مقابله با روایت‌های غربی بود. تأسیس بنیاد دیپلماسی عمومی الکساندر گورچاکف[۱۶] در سال ۲۰۱۰ نمونه‌ای از این تلاش‌هاست. این بنیاد با حمایت از سازمان‌های غیردولتی و پروژه‌های فرهنگی در کشورهای مختلف، به دنبال تقویت نفوذ نرم روسیه در مناطقی مانند اروپای شرقی، قفقاز، و حتی آفریقا و آمریکای لاتین است.

در سال ۲۰۱۲ مانیفست انتخاباتی ولادیمیر پوتین در مجله ایزوستیا[۱۷] با عنوان «روسیه در حال بازیابی قواست» به عنوان بخش اول از مجموعه مقالاتی که برنامه ریاست جمهوری را به مردم ارائه می‌داد منتشر شد. مقدمه این مقاله یکی از مشهورترین نقل قول­ها در اسناد سیاست خارجی روسیه یعنی پیام گورچاکف در زمان تصدی­گری وزارت امور خارجه به قدرت‌های اروپایی است. در سال ۱۸۵۶ او به قدرت­های اروپایی به زبان فرانسه چنین نوشت: «روسیه خشمگین نیست؛ بلکه در حال بازیابی قواست.»

پیدایش گورچاکفیسم به سال‌های اول ریاست جمهوری پوتین باز می‌گردد که به دوران «برخاستن» مشهور است و اکنون یکی از توجهات اصلی ولادیمیر پوتین، در واقع همان تمرکز و بازیابی قوا است. از یک سو، پوتین معتقد است که «جهان تک قطبی» دیگر وجود ندارد. یعنی به بیان ساده، آمریکا دیگر هژمون جهانی نیست. وی معتقد است که باید به شرق نگاه کنیم، جایی که به گفته وی «مراکز جدید قدرت اقتصادی و نفوذ سیاسی به طور فعال در حال توسعه هستند.»

توضیحات

رویکرد پوتین (قرن ۲۱)

رویکرد گورچاکف (قرن ۱۹) وجه شباهت
هر دو رویکرد شکست را به عنوان نقطه شروع برای بازسازی بلندمدت می‌بینند، نه پایان. روسیه امروز مانند گورچاکف، از شکست‌ها برای توجیه «بازگشت به قدرت» استفاده می‌کند. پس از فروپاشی شوروی (۱۹۹۱) و تحریم‌های ۲۰۱۴، روسیه بر تقویت اقتصاد داخلی و تنوع‌بخشی به شرکا تمرکز کرده است. در سال ۲۰۱۲ مانیفست انتخاباتی ولادیمیر پوتین در مجله ایزوستیا  با عنوان «روسیه در حال بازیابی قواست» به عنوان برنامه انتخاباتی ریاست جمهوری منتشر شد. پس از جنگ کریمه در قرن ۱۹، گورچاکف روسیه را از درگیری‌های بین­المللی دور کرد و بر اصلاحات داخلی تمرکز کرد تا قدرت را بازسازی کند. گورچاکف جمله معروفی دارد: «روسیه خشمگین نشده بلکه در حال بازیابی قوای خویش است». بازسازی قدرت پس از شکست
هم پوتین و هم گورچاکف بر صبر استراتژیک تأکید دارند: گورچاکف سال­ها منتظر فرصت ماند، و روسیه مدرن نیز قبل از تشدید تنش‌ها «نفوذ نرم» را پیگیری کرد. روسیه پس از فروپاشی شوروی، رویکردی صلح­جویانه با غرب را دنبال کرد و حتی درخواست عضویت در ناتو را مطرح کرد و همزمان سیاست تبدیل شدن به ابرقدرت انرژی را دنبال کرد اما بعد از سال ۲۰۱۴ رویکرد تقابلی با غرب را دنبال کرد که به درگیری نظامی با اوکراین در سال ۲۰۲۲ انجامید. سیاست (تمرکز و سکوت دیپلماتیک) برای اجتناب از درگیری‌های فوری و منتظر ماندن برای فرصت‌ها و سپس تلاش برای نیل به اهداف از رویکردهای گورچاکف بود. تمرکز داخلی و اجتناب موقت از تشدید تنش
هر دو رویکرد، دیپلماسی را به عنوان ابزاری برای «بازی با کارت‌های دیگران» می‌بینند، بدون نیاز به قدرت نظامی مستقیم در مراحل اولیه. پوتین از اختلافات میان اعضای ناتو و تنش‌های داخلی اتحادیه اروپا و همچنین اختلافات میان اروپا و آمریکا بهره می‌برد. نمونه اخیر آن در ملاقات پوتین و ترامپ در آلاسکا مشهود بود. گورچاکف از تنش‌های میان فرانسه، انگلیس و اتریش برای خنثی کردن نتایج معاهده پاریس (۱۸۵۶) و احیای نفوذ در بالکان استفاده کرد. بهره‌برداری از شکاف‌های دشمنان
هر دو رویکرد، انتقام و تلافی را هوشمندانه پیگیری می‌کنند. جبران تحقیر پس از فروپاشی شوروی، الحاق کریمه و درگیری نظامی با اوکراین جبران شکست‌های تاریخی انتقام­جویی
هر دو رویکرد بر جلوگیری از هژمونی و یکجانبه­گرایی تاکید دارند. ترویج «جهان چندقطبی» در برابر «هژمونی آمریکا»، با تقویت روابط با چین، ایران و بهره­برداری از ظرفیت بریکس و شانگهای برای ایجاد بلوک‌های جایگزین. حفظ تعادل میان قدرت‌های اروپایی و ایجاد ائتلاف‌های موقت ترویج تعادل قدرت و چندقطبی‌گرایی

 

گورچاکفیسم، به عنوان یک رویکرد دیپلماتیک مبتنی بر دیپلماسی عمومی و قدرت نرم، الهام‌گرفته از عملکردهای سیاست خارجی الکساندر گورچاکف، شناخته می‌شود. بنیاد گورچاکف نیز به عنوان یک سازمان غیردولتی اما تحت کنترل دولت روسیه عمل می‌کند و بر حمایت از پروژه‌های فرهنگی، آموزشی و رسانه‌ای برای گسترش نفوذ روسیه تمرکز دارد. شروع درگیری روسیه و اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ نقطه عطفی بود که رویکرد گورچاکفیسم را تغییر داد. رویکرد دولت روسیه از تمرکز بر روابط با غرب به سمت توجیه اقدامات نظامی و مقابله با تحریم‌ها تغییر کرد. این تغییرات با افزایش نظامی‌گری در سیاست خارجی روسیه همخوانی دارد، که عملا قدرت نرم روسیه را تضعیف کرده است.

یادبودهای گورچاکف

در سال ۱۹۹۸، لوح یادبود گورچاکف در ساختمان سابق وزارت خارجه روسیه در سن پترزبورگ رونمایی شد. روی تابلو نوشته شده است: «در این ساختمان از سال ۱۸۵۶ تا ۱۸۸۳ یک دولتمرد برجسته، الکساندر میخایلوویچ گورچاکف، وزیر امور خارجه روسیه، زندگی و کار می‌کرد.» علاوه بر این، لوح یادبود گورچاکف در همان سال در نمای جانبی ساختمان آکادمی دیپلماتیک وزارت امور خارجه فدراسیون روسیه در مسکو رونمایی و مدرسه گورچاکف در پاولوفسک افتتاح شد. در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۴، بنای یادبود وی در حیاط انیستیتوی دولتی روابط بین­الملل مسکو[۱۸] رونمایی شد.

نبرد صدراعظم­های آهنین[۱۹] رمانی تاریخی نوشته والنتین ساویچ پیکول[۲۰]، نویسنده روسی است که در سال ۱۹۷۷ منتشر شد. این اثر یکی از کارهای برجسته پیکول در ژانر رمان‌های تاریخی-سیاسی است و بر اساس رویدادهای واقعی قرن نوزدهم اروپا نگاشته شده، اما با عناصر ادبی غنی شده است. داستان بر محور نبرد دیپلماتیک الکساندر گورچاکف، و اوتو فون بیسمارک که صدراعظم پروس و بعدها امپراتور آلمان شد، می­چرخد. این دو سیاستمدار، که هر دو با لقب «آهنین» به معنای سرسخت شناخته می‌شدند، در میانه بحران‌های سیاسی اروپا درگیر یک نبرد دیپلماتیک پیچیده می‌شوند. جنگ کریمه، جنگ‌های اتحاد آلمان، بحران‌های اروپا مانند انقلاب‌ها، اتحادها و مذاکرات از جمله وقایعی است که پیکول در این رمان به توصیف آن­ها می­پردازد. رمان از دوران جوانی و آشنایی این دو  شخصیت و دوستی کوتاه‌مدت‌شان آغاز می‌شود و تا اواخر عمر گورچاکف در نیس فرانسه ادامه می‌یابد. پیکول با افزودن عناصر ادبی، داستان را به یک درام هیجان‌انگیز تبدیل کرده و با این حال به واقعیت‌های تاریخی وفادار مانده است. (Пикуль, ۱۹۷۷)

در فیلم ۱۴-۱۸ به کارگردانی آندرس پوستوسما[۲۱]، الکساندر گورچاکف با بازی استپان بالاکشین[۲۲] یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم است اما قهرمان مرکزی این فیلم، الکساندر سرگیویچ پوشکین، شاعر پرآورازه روس است. این فیلم، یک تریلر تاریخی-کارآگاهی، داستان گروهی از دانش‌آموزان تسارسکویه سلو[۲۳] در سال ۱۸۱۴ را روایت می‌کند که درگیر حل معمای قتل‌های سریالی زنان جوان در اطراف سن پترزبورگ می‌شوند. گورچاکف، که در این زمان نوجوان است و به عنوان یکی از اعضای کلیدی این گروه دانش‌آموزان نخبه ظاهر می‌شود. او در فیلم به عنوان نوجوانی باهوش، تحلیلگر و با اعتمادبه‌نفس نشان داده می‌شود که ویژگی‌هایی از شخصیت آینده‌اش به عنوان وزیر امور خارجه و صدراعظم امپراتوری روسیه را در خود دارد. او در تسارسکویه سلو که محل تحصیل نخبگان بود با افرادی مانند الکساندر پوشکین همکلاس است. در این فیلم، الکساندر پوشکین شخصیت محوری گروه است و گورچاکف به عنوان یکی از دوستان نزدیک و مغز متفکر عمل می‌کند. او با ذهن منطقی و مهارت‌های استدلالی‌ خود به تحلیل سرنخ­ها کمک می‌کند. گورچاکف در مقایسه با سایر شخصیت­های فیلم، شخصیتی آرام‌تر و متفکرتر دارد. فیلم از مراوده­ی واقعی این افراد در تسارسکویه سلو الهام گرفته شده است.

نتیجه­‌گیری

گورچاکفیسم، به عنوان میراث دیپلماتیک الکساندر میخائیلوویچ گورچاکف، نمادی از صبر استراتژیک، بازسازی قدرت داخلی و بهره‌برداری هوشمندانه از فرصت‌های بین‌المللی در سیاست خارجی روسیه است. این رویکرد که پس از شکست در جنگ کریمه در قرن نوزدهم میلادی شکل گرفت، با تأکید بر خویشتنداری، تقویت همگرایی منطقه‌ای و استفاده از دیپلماسی عمومی، روسیه را از انزوا به احیای نفوذ جهانی رساند. در دوران پساشوروی، این الگو توسط چهره‌هایی مانند یوگنی پریماکوف و ولادیمیر پوتین بازتعریف شد و به ابزارهایی مانند چندقطبی‌گرایی و روابط با قدرت‌های نوظهور تبدیل گردید. با وجود تغییرات اخیر، مانند گذار به رویکردهای نظامی‌گرایانه پس از بحران اوکراین در ۲۰۲۲ که قدرت نرم روسیه را تحت تأثیر قرار داد، گورچاکفیسم همچنان پایه‌ای برای سیاست خارجی روسیه باقی مانده است. این راهبرد نه تنها درس‌هایی از تاریخ قرن نوزدهم ارائه می‌دهد، بلکه در دنیای معاصر، به روسیه کمک می‌کند تا در برابر تحریم‌ها، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و تحولات جهانی، جایگاه خود را حفظ و تقویت کند. یادبودهای فرهنگی و هنری گورچاکف، از جمله رمان‌ها و فیلم‌ها، نشان‌دهنده تأثیر پایدار او بر هویت ملی و دیپلماتیک روسیه است و تأکید می‌کند که گورچاکفیسم بیش از یک استراتژی، یک فلسفه پایدار برای بقا و پیشرفت در روابط بین‌الملل است.

 

منابع و مآخذ:

  • Бабенко, О. В. (۱۹۹۹). ۹۹٫ ۰۳٫ ۰۱۳٫ Канцлер А. М. Горчаков. ۲۰۰ лет со дня рождения/МИД Российской Федерации; редкол. : Примаков Е. М. И др. М. : междунар. Отношения, ۱۹۹۸٫ ۴۰۶ с. Социальные и гуманитарные науки. Отечественная и зарубежная литература. Сер. ۵, История: Информационно-аналитический журнал, (۳), ۱۰۴-۱۰۶٫
  • Забабурова Н.В. (۲۰۰۷). A. M. Горчаков в зеркале пушкинских поэтических пророчеств. Научная мысль Кавказа, (۱ (۴۹)), ۸۶-۹۳٫
  • Дамшин Максим Владимирович (۲۰۲۳). Александр Михайлович Горчаков: Российская империя до и после. Новизна. Эксперимент. Традиции, ۹ (۳ (۲۳)), ۱۵-۲۱٫
  • Барышников Михаил Николаевич (۲۰۲۲). ГОРЧАКОВЫ И ОПЕРАЦИИ РУССКОГО ОБЩЕСТВА ПАРОХОДСТВА И ТОРГОВЛИ В ЗАПАДНОМ СРЕДИЗЕМНОМОРЬЕ. Петербургский исторический журнал, (۳ (۳۵)), ۴۸-۶۳٫
  • Раттур Мария Владимировна (۲۰۲۴). А.М. ГОРЧАКОВ – VIR CLARISSIMUS ДИПЛОМАТИИ: ДУГА ХАРАКТЕРА В ИСТОРИКО-ПРАВОВОЙ РЕТРОСПЕКТИВЕ. Право и государство: теория и практика, (۹ (۲۳۷)), ۱۱۳-۱۱۶٫ doi: 10.47643/1815-1337_2024_9_113
  • И.В. Кравченко (۲۰۲۱). Позиция А.М. Горчакова по вопросу о продаже Аляски. Казанский вестник молодых учёных, ۵ (۳), ۱۰۱-۱۰۳٫
  • Жидкова Оксана Витальевна, & Шпаковская Марина Анатольевна (۲۰۱۸). Оценка деятельности канцлера А. М. Горчаковав отечественной историографии (к ۲۲۰-летию со дня рождения А. М. Горчакова). Вестник Государственного университета просвещения. Серия: История и политические науки, (۴), ۵۵-۶۹٫
  • Азаров Вячеслав Николаевич (۲۰۱۶). Объединение Германии и внешнеполитическая позиция России (۱۸۶۲-۱۸۷۱). Научный диалог, (۱۲ (۶۰)), ۲۲۹-۲۳۸٫
  • Зварцев И.А. (۲۰۲۲). БОРЬБА РОССИЙСКОГО ДИПЛОМАТИЧЕСКОГО ПРЕДСТАВИТЕЛЬСТВА С «КРЫМСКОЙ СИСТЕМОЙ» ВО ВТОРОЙ ПОЛОВИНЕ XIX ВЕКА. Вестник науки, ۱ (۹ (۵۴)), ۳۸-۴۳٫
  • Энциклопедический словарь Брокгауза и Ефрона (ЭСБЕ). АО «Ф. А. Брокгауз — И. А. Ефрон». ۱۹۰۷
  • Пикуль, В. С. (۱۹۷۷). Битва железных канцлеров. Москва: Издательство « Лениздат».
  • Пуустусмаа, А. (Режиссёр). (۲۰۰۷). ۱۸-۱۴ [Фильм]. Россия: Кинокомпания CTB.

 

[۱] Gorchkovism / Горчаковизм

[۲] Alexander II / Алекса́ндр II

[۳] Alexander Mikhailovich Gorchakov / Алекса́ндр Миха́йлович Горчако́в

[۴] Crimean War / Крымская война

جنگ کِریمه به نبردهای اکتبر ۱۸۵۳ تا فوریه ۱۸۵۶ گفته می‌شود که میان امپراتوری روسیه تزاری از یک سو و امپراتوری دوم فرانسه، امپراتوری بریتانیا، پادشاهی ساردنی و امپراتوری عثمانی از سوی دیگر در شبه جزیره کریمه رخ داد.

[۵] Россия не сердится, Россия сосредотачивается

[۶] Treaty of Paris (1856) / Парижский мирный договор (۱۸۵۶)

معاهده پاریس سال ۱۸۵۶ میلادی پیمانی بود که پس از پایان جنگ کریمه به امضاء طرفین درگیر رسید. امضای این پیمان در ۳۰ مارس ۱۸۵۶ میلادی در کنگره پاریس صورت‌گرفت. به موجب این پیمان، دریای سیاه به منطقه‌ای بی‌طرف و غیرنظامی تبدیل شد و همچنین تمامیت ارضی امپراتوری عثمانی به رسمیت شناخته شد. امپراتوری روسیه به ناچار این پیمان را امضاء‌کرد. امپراتوری روسیه ۱۴ سال بعد این پیمان را نقض‌کرد.

[۷] Alexander Sergeyevich Pushkin / Александр Сергеевич Пушкин

[۸] Lev Nikolayevich Tolstoy / Лев Николаевич Толстой

[۹] The Decembrist revolt / Восстание декабристов

قیام دکابریست­ها در  ۲۶ دسامبر ۱۸۲۵ و پس از درگذشت ناگهانی الکساندر اول، امپراتور روسیه رخ داد. نیرویی متشکل از ۳۰۰۰ نفر سعی کردند تا کودتا کنند. سرانجام، نیروهای وفادار به نیکلای با آتش سنگین توپخانه علیه شورشیان آتش گشودند که موجب شد شورشیان متفرق شوند. نهایتاً پس از شکست کودتا، بسیاری از شورشیان محکوم به اعدام، زندان یا تبعید به سیبری شدند. پس از این واقعه کودتاگران به دکابریست­ها معروف شدند.

[۱۰] Ivan Pushchin / Ива́н Пу́щин

[۱۱] Otto Eduard Leopold von Bismarck

[۱۲] Nicholas I / Николай I

[۱۳] Count Karl Robert Nesselrode / Карл Васи́льевич Нессельро́де

او یکی از دیپلمات‌های امپراتوری روسیه بود و تبار بالتیک-آلمانی داشت. وی چهل سال (از ۱۸۱۶ الی ۱۸۵۶) به عنوان وزیر خارجه هدایت سیاست امپراتوری روسیه را عهده‌دار بود.

[۱۴] Congress of Berlin / Берлинский конгресс

اجلاسی متشکل از رهبران قدرت‌های اروپایی و امپراتوری عثمانی در برلین سال ۱۸۷۸ بود. این کنگره به دنبال جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷-۱۸۷۸) تشکیل شد و هدف اصلی آن، سازماندهی کشورهای بالکان بود.

[۱۵]  Yevgeny Maksimovich Primakov / Евге́ний Макси́мович Примако́в

[۱۶] The Alexander Gorchakov Public Diplomacy Fund / Фонд поддержки публичной дипломатии имени А.М. Горчакова

بنیاد دیپلماسی عمومی الکساندر گورچاکف یک اندیشکده روسی است. این مرکز سیاست‌گذاری در سال ۲۰۱۰ توسط رئیس جمهور وقت، دیمیتری مدودف تأسیس شد. این بنیاد، ارتباط نزدیکی با وزارت امور خارجه روسیه دارد.

[۱۷] Izvestia / Известия

ایزوستیا (به معنی «اخبار») یک روزنامه در روسیه است. ایزوستیا که در فوریه ۱۹۱۷ تأسیس شد و روابط خارجی را پوشش می‌داد، جزئی از شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی بود و تبلیغات رسمی دولتی را منتشر می‌کرد. این روزنامه در حال حاضر به عنوان «روزنامه ملی» روسیه شناخته می‌شود.

[۱۸] Moscow State Institute of International Relations (MGIMO) / Московский государственный институт международных отношений (МГИМО)

[۱۹] The Battle of the Iron Chancellors / Битва железных канцлеров

[۲۰] Валенти́н Са́ввич Пи́куль / Valentin Savvich Pikul

[۲۱] Andres Puustusmaa / А́ндрес Ты́нувич Пу́устусмаа

[۲۲]  Stepan Balakshin / Степан Балакшин

[۲۳] Tsarskoye Selo / Ца́рское Село́

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=13307
  • نویسنده : علی اخوان، دانشجوی دکتری مطالعات روسیه در دانشگاه تهران، کارشناس توسعه روابط فرهنگی روسیه در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 1121 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای