تاریخ : شنبه, ۳ مرداد , ۱۴۰۵ 10 صفر 1448 Saturday, 25 July , 2026

بحران ایران:  هفت درس برای روسیه

  • ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۳
بحران ایران:  هفت درس برای روسیه
وضعیت ایران خوش‌بینی کمی را برمی‌انگیزد.

#اختصاصی

نویسنده: ایوان تیموفیف؛ مدیر کل شورای امور بین‌الملل روسیه

حملات هوایی گسترده اسرائیل و آمریکا به ایران غافلگیر کننده نبود. برای چندین ماه، نیروی ضربتی آمریکا و اسرائیل در خلیج فارس متمرکز شده بود. مذاکرات پرتنش بین ایران و ایالات متحده متوقف شده بود و بعید بود که پیشرفتی حاصل شود.

درگذشت آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران، اعضای خانواده‌اش و تعدادی از چهره های ارشد نظامی و سیاسی، منطقه را به لرزه درآورده است. ایران با حملات موشکی علیه اسرائیل و زیرساخت های ایالات متحده در منطقه تلافی کرده است. این عملیات نظامی در حال حاضر حمل و نقل دریایی نفت در خلیج فارس و مراکز مالی و لجستیکی امارات و قطر را مختل کرده است. ایران شانس خوبی برای مقاومت در برابر این حمله دارد، زیرا اقدام برای حمله زمینی تمام عیار بعید به نظر می رسد. با این حال، این حملات، پایه صنعتی کشور را بیشتر فرسوده، بحران اقتصادی آن را عمیق تر و جمعیت آن را فقیرتر خواهد کرد. اگر ایران بتواند این دور از تجاوز را تحمل کند، بعید است که آخرین دور باشد مگر اینکه حملات فعلی برای متجاوزان بسیار پرهزینه باشد.

این وضعیت درس‌های مهمی برای روسیه دارد.

درس اول: تحریم‌ها با نیروی نظامی دنبال می‌شوند

ایالات متحده از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ تحریم‌هایی را علیه ایران اعمال کرده است. ایران در برابر این فشار اقتصادی مقاومت کرد، اما آسیب‌ها قابل توجه بوده و با موفقیت واشنگتن در گسترش ائتلاف کشورهای تحریم‌کننده، بین‌المللی کردن محدودیت‌ها از طریق شورای امنیت سازمان ملل و ترغیب کشورهای ثالث به توقف خرید نفت ایران، رو به افزایش بوده است. علاوه بر این، ایالات متحده و متحدانش بارها این تحریم‌ها را با ترور مهندسان هسته‌ای و افسران اطلاعاتی (مثلاً در سال‌های ۱۹۸۰، ۱۹۸۷ و ۲۰۲۵)، حملات سایبری و تهدید به حمله نظامی تکمیل کرده‌اند. این الگو در جاهای دیگر نیز اعمال شده است: عراق، یوگسلاوی، لیبی، سوریه و ونزوئلا.

در حال حاضر، استفاده از نیروی نظامی مستقیم علیه روسیه عمدتاً به دلیل ترس از تشدید تنش هسته‌ای بعید است. با این وجود، نیرو به طور غیرمستقیم از طریق کمک‌های گسترده به اوکراین، از جمله برای حملات مکرر اوکراین به خاک روسیه، اعمال می‌شود. علیرغم شکست اخیر نیروهای اوکراینی در منطقه کورسک روسیه، حملات جدید محتمل است. نوسازی نظامی مداوم اعضای اروپایی ناتو، مسئولیت آنها را در استفاده از زور در نقاط تماس با روسیه – به ویژه در منطقه بالتیک – افزایش می‌دهد.

اگر غرب به اشتباه خود را متقاعد کند که روسیه از ترس واکنش هسته‌ای، ریسک استفاده از سلاح‌های هسته‌ای را نخواهد پذیرفت، اثر بازدارندگی سلاح‌های هسته‌ای روسیه می‌تواند تضعیف شود. بحران‌های نظامی بین روسیه و غرب، از هر نوع، یک احتمال واقعی است.

درس دوم: فشار غرب طولانی‌مدت خواهد بود

سال‌هاست که استراتژی فرسایش تدریجی علیه ایران به کار گرفته شده است. در حالی که فشار اقتصادی از طریق تحریم‌ها زمانی غالب بود، ماه‌های اخیر شاهد تغییر به سمت فرسایش نظامی از طریق حملات مکرر بوده‌ایم. این اقدامات شامل عملیات زمینی گسترده یا اشغال نیست؛ در عوض، آنها به حملات موشکی و بمب‌گذاری متکی هستند که به طور پیوسته ظرفیت نظامی-صنعتی کشور هدف را کاهش می‌دهد. با هر دور جدید تشدید تنش، توانایی ایران برای مقاومت بیشتر تضعیف می‌شود. در حال حاضر، تهران ظرفیت انجام حملات تلافی‌جویانه دردناک را حفظ کرده است، اما دورهای بعدی ممکن است آن را از بین ببرد.

بنابراین روسیه باید برای اعمال بلندمدت تحریم‌ها – که نه در طول سال‌ها، بلکه در طول دهه‌ها اندازه‌گیری می‌شوند – آماده شود. بعید است که کاهش گاه‌به‌گاه برخی محدودیت‌ها، به ویژه در حوزه‌های حساس مانند کنترل صادرات کالاهای دومنظوره، با حذف کامل آنها همراه باشد. منطق مشابهی در مورد بُعد نظامی نیز صدق می‌کند. هرگونه آرامش در خصومت‌ها، در اوکراین یا هر جای دیگر، احتمالاً با یک بحران نظامی جدید همراه خواهد بود.

درس سوم: امتیاز دادن کارساز نیست

ایران در طول رویارویی طولانی خود با ایالات متحده، امتیازات متعددی داده است. برجسته‌ترین آن در توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (برجام) است که در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد گنجانده شده است. در ازای کاهش تحریم‌ها، ایران محدودیت‌های قابل توجهی را در برنامه هسته‌ای خود پذیرفت. با این حال، تنها سه سال بعد، دولت ترامپ به طور یکجانبه از این توافق خارج شد و خواسته‌های جدیدی را تحمیل کرد. این امتیازات تنها یک مهلت کوتاه به همراه داشت و در نهایت نتوانست فشار بلندمدت ایالات متحده را کاهش دهد.

در شرایط فعلی مذاکرات بر سر اوکراین، روسیه قاطعیت قابل توجهی از خود نشان داده است. این امر ممکن است انتقاد کسانی را که به دنبال صلح هستند، برانگیزد، زیرا هر روز از جنگ مداوم با از دست دادن جان و منابع سنجیده می‌شود. اما این سرسختی موجه است، زیرا سازش‌ صرفاً مطالبات جدیدی را برمی‌انگیزند. بنابراین سازش، حداقل سازش یکجانبه، مجاز نیست. به خصوص با توجه به اینکه اعتماد بین روسیه، ایالات متحده و اوکراین عملاً وجود ندارد. تجربه ایران فقط این احتیاط را تقویت می‌کند.

درس چهارم: رهبران در تیررس

حمله به ایران نشان می‌دهد که رهبران مشروع و مقامات ارشد به اهداف اولویت‌دار تبدیل شده‌اند. ربودن نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، پیش از این نشانگر این تغییر بود. رهبران پیش از این نیز در جنگ کشته شده‌اند – مانند حمله شوروی به کاخ امین در افغانستان در سال ۱۹۷۹، یا مرگ رهبران لیبی و عراق پس از مداخلات به رهبری ایالات متحده. با این حال، چنین مرگ‌هایی اغلب تصادفی بوده‌اند. در ایران، ما شاهد هدف قرار دادن عمدی رهبر، خانواده‌اش و مقامات متعدد هستیم.

روسیه به شدت از تهدید علیه رئیس جمهور و مقامات عالی رتبه خود آگاه است. مدتی است که در خاک روسیه، ترورهایی علیه افسران نظامی، مقامات، روزنامه نگاران و فعالان مدنی انجام شده است – و گاهی اوقات نیز به انجام رسیده است. مورد ایران تأیید می‌کند که محافظت از رهبری ملی اکنون نه تنها وظیفه سرویس‌های اطلاعاتی، بلکه وظیفه نیروهای مسلح نیز هست. شکاف در ضد اطلاعات، امنیت شخصی، پدافند هوایی و آمادگی نظامی گسترده‌تر می‌تواند رهبران را به طرز خطرناکی در معرض خطر قرار دهد.

درس پنجم: ناآرامی‌های داخلی، مداخله خارجی را می‌طلبد

کمی پیش از حملات هوایی، ایران شاهد اعتراضات گسترده ناشی از اختلافات داخلی و مشکلات اقتصادی بود. درگیری بین تظاهرکنندگان و نیروهای امنیتی منجر به کشته شدن تعداد زیادی شد. این اعتراضات توسط دشمنان ایران مورد سوءاستفاده قرار گرفت و احتمالاً به عنوان نشانه‌ای از این تلقی شد که یک حمله مؤثر ممکن است نظام سیاسی ضعیف را سرنگون کند، همانطور که در لیبی و جاهای دیگر اتفاق افتاد.

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نشان می‌دهد که فروپاشی اقتصادی داخلی و اختلافات اجتماعی حتی بدون مداخله خارجی نیز می‌تواند به فاجعه منجر شود. حکومتداری مؤثر، اصلاحات به موقع و اعتماد بین دولت و جامعه برای حفظ ثبات ضروری است. شکاف‌ها در جامعه یا نخبگان به منزله دعوتی برای افزایش فشار خارجی است.

درس ششم: «شوالیه‌های سیاه» مهم هستند، اما نوشدارو نیستند

حتی تحت تحریم‌های خردکننده، ایران توانست تجارت خود را با کشورهای مختلف حفظ کند – در ادبیات، چنین تحریم‌شکنانی را «شوالیه‌های سیاه» می‌نامند. در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، نفت ایران با تخفیف به خریداران در اروپای غربی و جنوبی، ترکیه، سوریه، ژاپن، هند و چین فروخته می‌شد. ایالات متحده سرمایه دیپلماتیک عظیمی را برای قطع این جریان‌ها سرمایه‌گذاری کرد، اما تنها توانست درآمد ایران را کاهش دهد، نه اینکه آن را از بین ببرد.

با این حال، وضعیت نظامی-سیاسی موضوع متفاوتی بود. ایران با دشمنان خود تنها مانده بود. اشخاص ثالث به این دشمنان کمک نمی‌کنند، اما آنها تمایل یا توانایی مخالفت با حملات آنها به ایران را نیز ندارند. «شوالیه‌های سیاه» می‌توانند فشار اقتصادی را کاهش دهند، اما در جلوگیری از حملات نظامی بی‌فایده هستند.

روسیه نیز به همین ترتیب تجارت خود را تحت تحریم‌ها تغییر جهت داده است و صادرات به چین، هند و سایر کشورهای دوست به سرعت در حال رشد است. با این حال، تعهدات نظامی-سیاسی متقابل با آنها همچنان وجود ندارد. روسیه مجبور خواهد بود به تنهایی با دشمنان خود مقابله کند، به استثنای مشارکت اخیر کره شمالی در مقابله با تهاجم اوکراین به استان کورسک. علاوه بر این، خود روسیه امنیت متحدان خود در سازمان پیمان امنیت جمعی را تضمین می‌کند و این به بار و مسئولیت خود می‌افزاید.

درس هفتم: لزوم ایجاد توازن قوا

برخلاف بسیاری از اهداف قبلی اقدام نظامی ایالات متحده، ایران به هیچ وجه بی‌دفاع نیست. در سال ۲۰۲۵، تهران با موشک‌ها و پهپادهای تولید داخل پاسخ داد و امروز نیز دوباره این کار را انجام می‌دهد. اگرچه برای ارزیابی دقت و اثربخشی این سلاح‌ها خیلی زود است، اما به نظر می‌رسد ایالات متحده و اسرائیل آسیب ناشی از تلافی ایران را – تا اینجا – قابل قبول می‌دانند. با این حال، ایران همچنین اقداماتی را انجام داده است که قبلاً افراطی تلقی می‌شد، مانند بستن تنگه هرمز به روی ناوبری. نیروی دریایی ایالات متحده ممکن است در نهایت عبور ایمن را برقرار کند، اما انجام این کار به زمان و منابع نیاز دارد و موفقیت تضمین شده نیست – به خصوص اگر ایران همچنان مقاوم باقی بماند.

روسیه قابلیت‌های بسیار بیشتری برای مقابله با حملات احتمالی به خاک خود دارد. گذشته از بازدارندگی هسته‌ای، مسکو ابزارهایی برای وارد کردن آسیب‌های قابل توجه در حوزه‌ها و جهات مختلف دارد. با این حال، یک دشمن ممکن است این آسیب را دردناک اما قابل قبول بداند. حتی در حوزه هسته‌ای، آستانه درد می‌تواند تغییر کند. با تشدید مبارزات سیاسی، حساسیت به آسیب کاهش می‌یابد، چیزی که قرن بیستم به خوبی نشان داده است.

وضعیت ایران خوش‌بینی کمی را برمی‌انگیزد. در عوض، این وضعیت، عزم و اراده‌ای جبرگرایانه را در همه طرف‌ها تقویت می‌کند که این خطر را به همراه دارد که به روحیه تعیین‌کننده سال‌های آینده تبدیل شود.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=13904
  • نویسنده : ایوان تیموفیف؛ مدیر کل شورای امور بین‌الملل روسیه
  • منبع : https://eng.globalaffairs.ru/articles/iran-lessons-timofeev/
  • 113 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای