#اختصاصی
نویسنده: پریسا احتشام نیا، دانشجو دکتری مطالعات شبه قاره هند
نشست دو روزه (۱۴-۱۵ مه ۲۰۲۶) وزرای امور خارجه کشورهای عضو گروه بریکس که در دهلی نو و تحت ریاست هند برگزار گردید، اگرچه به عنوان مقدمهای بر هجدهمین اجلاس سران این گروه در سپتامبر ۲۰۲۶ طراحی شده بود، اما با شکستی نمادین در صدور بیانیه پایانی به کار خود پایان داد. این شکست دیپلماتیک، فراتر از یک اختلاف پروتکلی، بازتابدهنده عمق شکافهای امنیتی و ژئوپلیتیک در میان اعضای این ائتلاف است. بریکس که همواره خود را به عنوان رقیبی برای نظم تکقطبی غرب و نماد چندجانبهگرایی معرفی میکند، در این نشست نتوانست به عنوان یک بلوک امنیتی منسجم عمل کند. محوریترین عامل این بیثباتی، اختلاف نظر عمیق میان ایران و امارات متحده عربی در قبال جنگ رمضان و حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران بود. امارات با تلاش برای گنجاندن بندهایی در بیانیه نهایی که حملات موشکی ایران را محکوم کند و با رد نقش خود در میزبانی پایگاههای نظامی آمریکا، مواضع امنیتی خود را در تقابل با خط قرمزهای تهران قرار داد. این موضعگیری که با خشم مقامات ایرانی همراه بود، نشان داد که منافع ملی متضاد اعضا، کارایی این پلتفرم را در مدیریت بحرانهای مستقیم منطقهای به چالش کشیده است. ناتوانی بریکس در صدور بیانیه مشترک، نشاندهنده این است که این گروه هنوز نتوانسته است از یک اتحاد نمادین به یک مکانیسم حل اختلاف عملیاتی تبدیل شود.
از سوی دیگر، هند به عنوان میزبان و رئیس دورهای گروه، با چالشهای امنیتی- اقتصادی شدیدی روبرو بود. وزیر امور خارجه هند، هشدار داد که اختلال در مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز و دریای سرخ، نه تنها اقتصاد جهانی، بلکه امنیت انرژی کشورهای در حال توسعه را تهدید میکند. افزایش قیمت بی سابقه سوخت در هند نشان داد بیثباتی خلیج فارس مستقیماً به تورم داخلی و کاهش رشد اقتصادی هند منجر خواهد شد و هند به دلیل وابستگی بالا به انرژی غرب آسیا، بیشترین قربانی امنیتی این اختلافات است. همچنین هند تحت فشار برای حفظ روابط با غرب و تأمین انرژی از روسیه قرار دارد؛ فشاری که منجر به درخواست هند برای تمدید معافیت نفتی روسیه از سوی واشنگتن شده است. این موازنهجویی دشوار، هند را در موقعیتی قرار داده که نتواند بهطور قاطع در کنار یکی از طرفین اختلاف ایران و امارات بایستد، امری که میتواند اعتبار میانجیگری هند را در آینده تضعیف کند. همچنین، حضور محدود چین در این نشست، با ارسال سفیر به جای وزیر امور خارجه به دلیل سفر دونالد ترامپ به پکن، نشاندهنده اولویتبندی دیپلماتیک پکن و حساسیت آن به روابط با آمریکا بود. این غیبت نسبی، پیامی از کاهش تعهد مستقیم چین در مدیریت بحرانهای فوری غرب آسیا در کوتاهمدت بود، هرچند روسیه با تأکید بر آمادگی خود برای تسهیل حلوفصل مناقشات، سعی در پر کردن این خلأ نفوذ امنیتی داشت.
مقامهای ایرانی در حاشیه نشستهای گروه بریکس، با اشاره به متزلزل بودن آتشبس فعلی و بیاعتمادی ساختاری به ایالات متحده به دلیل دریافت پیامهای متناقض، در عین حال امیدواری خود را برای بازگشت طرفین به مسیر عقلانیت و گفتوگو ابراز داشتند. این رویکرد، نشاندهنده استراتژی ایران برای استفاده از پلتفرم بریکس جهت عادیسازی وضعیت امنیتی و کاهش انزوای دیپلماتیک حتی در شرایطی است که این گروه با اختلافات داخلی روبرو است. اما موضع امارات (به عنوان متحد نزدیک غرب) در تقابل با ایران، میتواند غرب آسیا را به دو بلوک متضاد تقسیم کند. این قطبیشدن، هند را نیز در موقعیتی سخت قرار میدهد، زیرا دهلی نو هم به انرژی ایران نیاز دارد و هم به سرمایهگذاری و امنیت از سوی امارات و غرب. در این شرایط حساس بینالمللی هند در این نشست، به جای تلاش برای رسیدن به یک راهکار عملی برای تثبیت آتشبس متزلزل، صرفاً به تشریح مواضع پرداخت و از نقش میزبان فراتر نرفته و به عنوان یک قدرت میانجیگر عمل نکرد، و بیشتر نقش یک ناظر خنثی را بازی کرد. موفقیت هند در آینده، به توانایی آن در مدیریت تضادهای بین اعضا و ایجاد کانالهای ارتباطی پایدار بین تهران، ابوظبی و واشنگتن بستگی خواهد داشت.
تحلیل گفتمان حاکم بر این نشست، حاکی از آن است که کشورهای عضو، بهویژه ایران و روسیه، از این پلتفرم برای افزایش هزینه مداخله نظامی غرب علیه خود استفاده میکنند، اما همزمان از ناتوانی گروه در جلوگیری از تشدید تنشهای منطقهای رنج میبرند. گسترش درگیریها به فضای دریایی و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی و اختلال در تجارت جهانی میتواند منافع اقتصادی تمام اعضای گروه، از جمله چین و هند، را به خطر اندازد. بنابراین، چالش اصلی پیش روی بریکس، گذر از گفتگوی امنیتی به عملیات امنیتی مشترک است. تا زمانی که اختلافات میان اعضا درباره مسائل امنیت جهانی برطرف نشود، این گروه نمیتواند به عنوان یک نهاد حاکمیتی جدید در نظم امنیتی جهانی ظاهر شود.
در نهایت، نشست دهلی نو نشان داد که ژئوپلیتیک غرب آسیا همچنان تعیینکننده اصلی رفتار اعضای بریکس است. ایران با تکیه بر روسیه و چین سعی در تقویت بازوی امنیتی خود دارد، اما هند و امارات با اولویتبندی منافع ملی و روابط با غرب، مانع از انسجام این بلوک شدهاند و به طور خاص دیپلماسی هند در غرب آسیا نیازمند بازنگری جدی و اتخاذ رویکردی فعالتر برای تضمین امنیت انرژی و ثبات منطقهای است. آینده امنیت منطقهای و کارایی بریکس، به توانایی اعضا در مدیریت این تضادهای منافع و ایجاد مکانیسمهای دیپلماتیک موثر برای پیشگیری از بحرانهای آینده بستگی خواهد داشت. بیثباتی کنونی، اگرچه موقتی به نظر میرسد، اما ریشه در تضادهای ساختاری میان اعضای این گروه دارد که نیازمند بازنگری در استراتژیهای امنیتی مشترک است.
منابع
- Caspianpost, “Why the Iran Conflict is Becoming a Problem for BRICS”,
https://caspianpost.com/analytics/why-the-iran-conflict-is-becoming-a-problem-for-brics
- Firstpost, “Brics foreign ministers’ meeting ends without a joint India’s balancing act”,
- Iranwire, “Iran-UAE Clash Prevents Joint Statement at BRICS Meeting”,
https://iranwire.com/en/news/152449-iran-uae-clash-prevents-joint-statement-at-brics-meeting
- The Times of India, “Strait of Hormuz uncertainty chokes crude imports”,








