#اختصاصی
نویسنده: سید امیربهادر هاشمی، دبیر گروه مطالعاتی قفقاز ایراس
مقدمه
آیا ارمنستان در حال فاصله گرفتن از روسیه و چرخش به سوی غرب است؟ تحولات چند سال اخیر، از توقف عملی مشارکت ایروان در سازمان پیمان امنیت جمعی تا گسترش همکاریهای دفاعی با فرانسه، هند، ایالات متحده و اتحادیه اروپا، در نگاه نخست میتواند چنین برداشتی را تقویت کند. با این حال، بررسی سیاست خارجی ارمنستان از زمان استقلال نشان میدهد که تحولات کنونی را نمیتوان صرفاً در قالب جایگزینی روسیه با غرب توضیح داد. آنچه در حال شکلگیری است، بازتعریف الگویی است که ارمنستان طی سه دهه برای مدیریت محدودیتهای ژئوپلیتیکی، وابستگیهای امنیتی و ضرورت حفظ استقلال عمل خود دنبال کرده است.
استقلال جمهوری ارمنستان در سال ۱۹۹۱، همزمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این کشور را در محیطی ژئوپلیتیکی قرار داد که در آن عوامل تاریخی، امنیتی، اقتصادی و جغرافیایی دامنه انتخابهای سیاست خارجی را محدود میکرد. ارمنستان کشوری محصور در خشکی است که پس از استقلال، در پی مناقشه قرهباغ و روابط نزدیک ترکیه و جمهوری آذربایجان، با بسته یا محدود شدن مرزهای غربی و شرقی خود مواجه شد. در نتیجه، امنیت و دسترسی به مسیرهای ارتباطی از همان ابتدا به دو مؤلفه اساسی سیاست خارجی این کشور تبدیل شدند (Libaridian, 1999; Astourian, 2000).
از این منظر، سیاست خارجی ارمنستان را نمیتوان صرفاً بر اساس انتخاب میان روسیه و غرب توضیح داد. مسئله بنیادیتر برای ایروان این بوده است که چگونه یک کشور کوچک و محصور در خشکی میتواند در محیطی متشکل از قدرتهای بزرگ و رقبای منطقهای، امنیت خود را تأمین کند و در عین حال تا حد امکان استقلال تصمیمگیری و قدرت مانور خود را حفظ نماید.
یکی از نخستین پاسخها به این وضعیت، شکلگیری سیاست موسوم به «مکملگرایی» (Complementarism) بود. وارتان اوسکانیان، وزیر امور خارجه وقت ارمنستان، این رویکرد را بر توسعه همزمان و مکمل روابط با روسیه، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ایران استوار میدانست (Oskanian, 2001). در این چارچوب، روابط با یک بازیگر لزوماً جایگزین روابط با دیگری نبود؛ بلکه ایروان میکوشید از ظرفیتهای متفاوت شرکای خارجی برای تأمین امنیت، توسعه اقتصادی و افزایش قدرت مانور دیپلماتیک خود استفاده کند.
مکملگرایی در واقع محصول موقعیت خاص ارمنستان بود. این کشور از یک سو برای امنیت خود به روسیه نیاز داشت و از سوی دیگر، برای جلوگیری از وابستگی کامل به مسکو، توسعه روابط با غرب و ایران را دنبال میکرد. به همین دلیل، از همان دهه نخست استقلال نوعی دوگانگی در سیاست خارجی ارمنستان شکل گرفت: اتکای قابل توجه به روسیه در حوزه امنیتی و نظامی، در کنار تلاش برای تنوعبخشی به روابط سیاسی و اقتصادی (Minasyan, 2012).
روابط ایران و ارمنستان نیز از همین منطق تأثیر پذیرفت. در شرایط بسته بودن مرزهای ارمنستان با ترکیه و جمهوری آذربایجان، ایران یکی از معدود مسیرهای ارتباطی این کشور با جهان خارج بود. تهران نیز ارمنستان را یکی از مسیرهای دسترسی به قفقاز جنوبی و در ادامه دریای سیاه مورد توجه قرار داد. بنابراین، رابطه با ایران از ابتدا صرفاً یک رابطه اقتصادی دوجانبه نبود، بلکه بخشی از منطق تنوعبخشی ژئوپلیتیکی ارمنستان محسوب میشد.
استدلال این مقاله آن است که تحولات پس از جنگ ۲۰۲۰ و بهویژه بحران ۲۰۲۳، الگوی سنتی مکملگرایی ارمنستان را با محدودیتهای جدیدی مواجه کرده و سیاست خارجی این کشور را بهتدریج به سمت نوعی «پوشش ریسک راهبردی» (Hedging) سوق داده است. این تحول نه به معنای گسست از روسیه و جایگزینی آن با غرب، بلکه بیانگر تلاش ایروان برای کاهش وابستگی امنیتی، افزایش گزینههای خارجی و مدیریت عدمقطعیت در محیط منطقهای است.
از اتحاد امنیتی با روسیه تا بحران الگوی سنتی
در دهه ۱۹۹۰، جنگ نخست قرهباغ مهمترین عامل شکلدهنده سیاست خارجی و امنیتی ارمنستان بود. درگیری که از اواخر دوره شوروی آغاز شده بود، پس از فروپاشی اتحاد شوروی به جنگی تمامعیار تبدیل شد و تا آتشبس سال ۱۹۹۴ ادامه یافت. در چنین شرایطی، روسیه به مهمترین شریک امنیتی ارمنستان تبدیل شد. ارمنستان در سال ۱۹۹۲ به پیمان امنیت جمعی پیوست که این ساختار در سال ۲۰۰۲ به سازمان پیمان امنیت جمعی تبدیل شد. معاهده دوستی، همکاری و کمک متقابل میان دو کشور در سال ۱۹۹۷ نیز چارچوب حقوقی مهمی برای روابط راهبردی دو طرف ایجاد کرد.
پایگاه نظامی ۱۰۲ روسیه در گیومری و حضور نیروهای مرزبانی روسیه جایگاه مسکو را در ساختار امنیتی ارمنستان تثبیت کرد. در کنار این روابط امنیتی، روسیه بهتدریج در بخشهای انرژی، حملونقل، صنایع و زیرساختهای ارمنستان نیز حضور گستردهای پیدا کرد. عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا از سال ۲۰۱۵ این پیوندهای اقتصادی و نهادی را تقویت کرد. در نتیجه، وابستگی ارمنستان به روسیه از یک وابستگی صرفاً نظامی فراتر رفت و به شبکهای چندلایه از روابط اقتصادی، انرژی، نهادی و انسانی تبدیل شد.
با این حال، این وابستگی به معنای کنار گذاشتن مکملگرایی نبود. ارمنستان همچنان روابط خود با اتحادیه اروپا، ایالات متحده و ایران را توسعه میداد. بنابراین، ویژگی اصلی سیاست خارجی این کشور در این دوره را میتوان همزیستی دو روند دانست: اتکای امنیتی به روسیه و تلاش برای حفظ و گسترش گزینههای خارجی دیگر.
انقلاب مخملی سال ۲۰۱۸ این الگو را وارد مرحله جدیدی کرد. روی کار آمدن نیکول پاشینیان ساختار سیاسی داخلی ارمنستان را تغییر داد، اما در ابتدا به گسست فوری در سیاست خارجی منجر نشد. دولت جدید بر تداوم اهمیت روابط با روسیه تأکید کرد و عضویت ارمنستان در ترتیبات اوراسیایی را بلافاصله به چالش نکشید (Pashinyan, 2018). با این حال، اختلافات سیاسی میان ایروان و مسکو و سپس جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰، زمینه بازتعریف تدریجی سیاست امنیتی ارمنستان را فراهم کرد.
۲۰۲۰ و ۲۰۲۳؛ نقطه عطف در نگاه ایروان به روسیه
جنگ ۴۴ روزه سال ۲۰۲۰ نقطه عطف مهمی در روابط ارمنستان و روسیه بود. روسیه از مداخله مستقیم نظامی در این جنگ خودداری کرد و بر این موضع تأکید داشت که درگیری در قلمروی خارج از مرزهای بینالمللی شناختهشده ارمنستان جریان دارد (CSTO Secretariat, 2020; International Crisis Group, 2020).
در ۹ نوامبر ۲۰۲۰، توافق سهجانبه روسیه، ارمنستان و جمهوری آذربایجان به جنگ پایان داد و نیروهای حافظ صلح روسیه در منطقه مستقر شدند (President of Russia, 2020). از این رو، جنگ ۲۰۲۰ برای روابط ارمنستان و روسیه یک تناقض اساسی ایجاد کرد. مسکو همچنان بازیگر اصلی در پایان دادن به جنگ و مدیریت وضعیت پس از آن باقی ماند، اما عدم مداخله مستقیم روسیه موجب شد در ارمنستان پرسشهایی درباره میزان اتکاپذیری مسکو بهعنوان ضامن امنیتی شکل گیرد.
تحولات سالهای بعد این تردیدها را تشدید کرد. از دسامبر ۲۰۲۲ مسیر لاچین با بحران جدی مواجه شد و در سپتامبر ۲۰۲۳ جمهوری آذربایجان عملیات نظامی خود را در قرهباغ آغاز کرد. فروپاشی ساختار سیاسی و نظامی ارامنه قرهباغ موجب شد بیش از ۱۰۰ هزار نفر از ارامنه منطقه به ارمنستان منتقل شوند (UNHCR, 2023). در نتیجه، انتقاد از عملکرد روسیه و نیروهای حافظ صلح آن در ارمنستان افزایش یافت و مسئله امنیت از سطح ارزیابی عملکرد روسیه فراتر رفت و به بحثی گستردهتر درباره آینده معماری امنیتی کشور تبدیل شد.
از سال ۲۰۲۴ ارمنستان مشارکت خود در سازمان پیمان امنیت جمعی را عملاً «فریز» کرد (Reuters, 2024). همزمان، همکاریهای دفاعی این کشور با فرانسه، هند، ایالات متحده و اتحادیه اروپا گسترش یافت. با این حال، این تحولات به معنای وقوع یک «چرخش کامل به غرب» نبود؛ زیرا کاهش وابستگی امنیتی به روسیه با قطع روابط اقتصادی و نهادی با مسکو همراه نشده است.
این مسئله در آمار تجارت دو کشور بهخوبی دیده میشود. تجارت ارمنستان و روسیه از حدود ۲.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ به ۵.۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲، ۷.۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ و ۱۲.۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ افزایش یافت. در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ نیز حجم تجارت دو کشور حدود ۳.۴ میلیارد دلار بود. البته افزایش شدید تجارت پس از ۲۰۲۲ را نباید بهتنهایی نشانه تعمیق همهجانبه روابط اقتصادی دانست، زیرا بخشی از آن با تغییر مسیر تجارت و افزایش صادرات مجدد ارتباط داشته است.
در سال ۲۰۲۶ نیز روابط دو کشور، علیرغم اختلافات سیاسی، ادامه یافته است. منابع رسمی ارمنستان همچنان روسیه را یکی از مهمترین شرکای اقتصادی این کشور معرفی میکنند و تماسهای سیاسی و اقتصادی میان دو طرف ادامه دارد. در عین حال، بحث درباره آینده عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا و حرکت احتمالی این کشور به سوی اتحادیه اروپا به یکی از محورهای جدید اختلاف تبدیل شده است.
بنابراین، تحول روابط ارمنستان و روسیه را میتوان نوعی واگرایی امنیتی سریعتر از واگرایی اقتصادی دانست. ایروان در حوزه امنیتی در پی کاهش وابستگی و افزایش گزینههای جایگزین است، اما شبکه روابط اقتصادی، نهادی و انسانی با روسیه همچنان بخش مهمی از محدودیتها و محاسبات سیاست خارجی این کشور را تشکیل میدهد.
از «مکملگرایی» به «پوشش ریسک راهبردی»
تحولات سالهای اخیر را نمیتوان صرفاً «چرخش ارمنستان به غرب» تلقی کرد. چنین تعبیری پیچیدگی روابط خارجی ایروان و تداوم وابستگیهای اقتصادی و نهادی آن به روسیه را نادیده میگیرد. در عین حال، الگوی کنونی را نیز نمیتوان کاملاً ادامه مکملگرایی سنتی دانست؛ سیاستی که بر حفظ رابطه راهبردی با روسیه و توسعه همزمان روابط با غرب و دیگر شرکای منطقهای استوار بود.
تفاوت اصلی وضعیت کنونی در این است که در الگوی مکملگرایی، تنوعبخشی روابط خارجی در شرایطی صورت میگرفت که روسیه همچنان ستون نسبتاً باثبات معماری امنیتی ارمنستان محسوب میشد. به عبارت دیگر، ایروان میتوانست روابط خود با غرب، ایران و سایر بازیگران را گسترش دهد، بدون آنکه نقش بنیادی روسیه در تأمین امنیت کشور را بهطور جدی مورد تردید قرار دهد. جنگ ۲۰۲۰ و بهویژه تحولات ۲۰۲۳ این پیشفرض را تضعیف کردند.
از آن زمان، توسعه روابط دفاعی و سیاسی با فرانسه، هند، ایالات متحده و اتحادیه اروپا تنها در راستای گسترش روابط خارجی نیست، بلکه با تلاش برای کاهش آسیبپذیری ناشی از وابستگی امنیتی به روسیه نیز ارتباط پیدا کرده است. در عین حال، ارمنستان از گسست کامل از مسکو اجتناب کرده و بخش مهمی از روابط اقتصادی و نهادی خود با روسیه را حفظ کرده است. این همزمانیِ کاهش وابستگی در یک حوزه و حفظ روابط در حوزههای دیگر، سیاست کنونی ایروان را از یک تغییر جهت ساده ژئوپلیتیکی متمایز میکند.
از این منظر، رفتار جدید ارمنستان به مفهوم «پوشش ریسک راهبردی» (Hedging) نزدیک شده است. در این الگو، یک کشور در شرایط عدمقطعیت، بهجای همسویی کامل با یک قدرت یا موازنهسازی آشکار علیه آن، تلاش میکند از طریق توسعه روابط با چند بازیگر و حفظ گزینههای متفاوت، آسیبپذیری خود را کاهش دهد و دامنه انتخابهای آینده را باز نگه دارد.
با این حال، درباره ارمنستان باید در استفاده از این مفهوم احتیاط کرد. وابستگیهای اقتصادی، نهادی و امنیتی باقیمانده با روسیه، در کنار محدودیتهای جغرافیایی و امنیتی کشور، امکان یک راهبرد مستقل و کامل پوشش ریسک را محدود میکنند. به همین دلیل، برخی مطالعات جدید سیاست خارجی ارمنستان نیز از مفاهیمی مانند «پوشش ریسک محدود» یا «پوشش ریسک تاکتیکی» برای توضیح این وضعیت استفاده کردهاند (Vasilyan, 2026; Sahakyan, 2026).
بنابراین، تحول کنونی را میتوان حرکتی تدریجی از مکملگرایی تحت محوریت امنیتی روسیه به سوی نوعی پوشش ریسک راهبردی محدود دانست. هدف این سیاست نه جایگزینی فوری روسیه با غرب، بلکه افزایش تعداد گزینههای خارجی، کاهش وابستگی امنیتی به یک قدرت واحد و افزایش قدرت مانور ارمنستان در محیطی است که نسبت به گذشته نامطمئنتر و چندقطبیتر شده است.
ایران، سیونیک و منطق جدید تنوعبخشی ژئوپلیتیکی
در میان گزینههای خارجی ارمنستان، ایران جایگاهی متفاوت دارد. روابط دو کشور از زمان برقراری روابط دیپلماتیک در سال ۱۹۹۲ بر مجموعهای از منافع مشترک در زمینه انرژی، تجارت، حملونقل و امنیت مرزی استوار بوده است. بر اساس اطلاعات رسمی وزارت امور خارجه ارمنستان، همکاری ایران و ارمنستان در حوزه انرژی، حملونقل و زیرساخت همچنان ادامه دارد و حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۵ به حدود ۷۶۸ میلیون دلار رسیده است (Ministry of Foreign Affairs of the Republic of Armenia, 2026).
اهمیت ایران برای ارمنستان تنها در حجم تجارت خلاصه نمیشود. در شرایطی که مرزهای ترکیه و جمهوری آذربایجان برای سالها محدود یا بسته بودهاند، مرز ایران به یکی از مسیرهای مهم ارتباطی ارمنستان تبدیل شده است. برای ایران نیز ارمنستان یکی از مسیرهای دسترسی به قفقاز جنوبی و در نهایت دریای سیاه محسوب میشود. از همین رو، روابط تهران و ایروان واجد یک مؤلفه ژئوپلیتیکی است که فراتر از روابط اقتصادی معمول قرار میگیرد.
همکاری انرژی یکی از پایدارترین محورهای این رابطه است. سازوکار «گاز در برابر برق» و توسعه خطوط انتقال برق، در کنار پروژههای جادهای و ترانزیتی، نشان میدهد که روابط دو کشور بر مجموعهای از زیرساختهای نسبتاً پایدار استوار شده است. افتتاح سرکنسولگری ایران در کاپان در سال ۲۰۲۲ نیز اهمیت فزاینده استان سیونیک را در محاسبات ایران نشان داد.
مسئله سیونیک پس از جنگ قرهباغ در سال ۲۰۲۰ اهمیت بیشتری پیدا کرد. بند ۹ بیانیه ۹ نوامبر درباره رفع انسداد مسیرهای ارتباطی منطقه، زمینه بحثهای گسترده درباره مسیر میان جمهوری آذربایجان و نخجوان را ایجاد کرد (President of Russia, 2020). این مسیر در ادبیات سیاسی منطقه عمدتاً با عنوان «دالان زنگزور» شناخته میشود. از دیدگاه ایران، مسئله اصلی صرفاً ایجاد یک مسیر حملونقل نیست، بلکه وضعیت حقوقی و امنیتی مسیر، حفظ مرز ایران و ارمنستان و جلوگیری از تغییرات ژئوپلیتیکی در منطقه اهمیت دارد.
در مقابل، دولت ارمنستان طرح «چهارراه صلح» را مطرح کرده است که بر بازگشایی مسیرهای ارتباطی بر اساس حاکمیت، تمامیت ارضی و صلاحیت قضایی کشورهای مسیر تأکید دارد (Prime Minister of the Republic of Armenia, 2023). این طرح در واقع تلاش میکند مسئله مسیرهای ارتباطی را از یک موضوع صرفاً ژئوپلیتیکی به پروژهای اقتصادی و ترانزیتی تبدیل کند که در چارچوب حاکمیت کشورهای مسیر اجرا شود.
از این منظر، سیونیک را میتوان نقطه تلاقی سه منطق متفاوت دانست: ضرورت حفظ حاکمیت و دسترسی برای ارمنستان، اهمیت حفظ مرز و مسیرهای شمالی برای ایران و نیاز ارتباطی جمهوری آذربایجان و ترکیه. به همین دلیل، مسئله سیونیک از سطح یک مناقشه صرفاً ارتباطی فراتر رفته و به بخشی از رقابت بر سر معماری ژئوپلیتیکی و ارتباطی آینده قفقاز جنوبی تبدیل شده است.
جایگاه ایران در سیاست خارجی جدید ارمنستان
در چارچوب الگوی جدید سیاست خارجی ارمنستان، ایران را نمیتوان جایگزینی برای روسیه دانست. تهران نه ظرفیت و نه ضرورت ایفای همان نقش امنیتی مسکو را دارد. اهمیت ایران در این الگو از جنس دیگری است: ایران میتواند یکی از عناصر مهم تنوعبخشی ژئوپلیتیکی ارمنستان و یکی از گزینههای منطقهای ایروان برای کاهش محدودیتهای ناشی از محصور بودن در خشکی باشد.
این ویژگی در شرایط حرکت تدریجی ارمنستان به سمت پوشش ریسک راهبردی اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر هدف ایروان افزایش تعداد گزینهها و جلوگیری از وابستگی بیش از حد به یک بازیگر باشد، رابطه با ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای انرژی و ترانزیتی و ماهیت منطقهای آن میتواند بخشی از این راهبرد باشد. برخلاف برخی روابط جدید ارمنستان با قدرتهای فرامنطقهای، روابط با ایران سابقهای بیش از سه دهه دارد و بر مجموعهای از منافع جغرافیایی نسبتاً پایدار استوار است.
در مقابل، ارمنستان نیز برای ایران صرفاً یک شریک تجاری نیست. این کشور یکی از مسیرهای زمینی مهم برای حفظ ارتباط ایران با قفقاز جنوبی و در ادامه دریای سیاه است. حفظ مرز مشترک، وضعیت سیونیک و آینده مسیرهای ارتباطی منطقه از این منظر مستقیماً با منافع ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی ایران ارتباط پیدا میکند.
تنوعبخشی سیاست خارجی ارمنستان از این رو برای ایران همزمان فرصت و محدودیت ایجاد میکند. افزایش استقلال عمل ایروان و کاهش وابستگی انحصاری آن به یک قدرت میتواند فضای بیشتری برای گسترش روابط ایران و ارمنستان فراهم کند. توسعه مسیرهای ترانزیتی تحت حاکمیت کشورهای منطقه نیز میتواند با منافع ایران در حفظ دسترسی زمینی و گسترش ارتباطات شمالی همسو باشد.
در مقابل، هر ترتیبی که وضعیت مرز ایران و ارمنستان را تغییر دهد، حاکمیت ارمنستان بر مسیرهای سیونیک را تضعیف کند یا ترتیبات امنیتی جدیدی در مجاورت مرزهای ایران ایجاد نماید، میتواند به منبع اختلاف تبدیل شود. بنابراین، مسئله اصلی برای تهران نه اصل تنوعبخشی سیاست خارجی ارمنستان، بلکه ماهیت و پیامدهای ژئوپلیتیکی و امنیتی ترتیباتی است که از این تنوعبخشی حاصل میشوند.
از این منظر، روابط ایران و ارمنستان را میتوان یکی از اجزای مهم، اما نه انحصاری، الگوی جدید سیاست خارجی ایروان دانست. هرچه ارمنستان بیشتر در پی افزایش گزینههای خارجی و کاهش وابستگی به یک قدرت واحد باشد، اهمیت شرکای منطقهای که بتوانند بدون تحمیل وابستگی امنیتی جدید به گسترش قدرت مانور این کشور کمک کنند، افزایش خواهد یافت.
نتیجهگیری
سیاست خارجی ارمنستان از سال ۱۹۹۱ تاکنون را نمیتوان مسیری خطی از روسیه به غرب دانست. این سیاست ابتدا در واکنش به محدودیتهای ژئوپلیتیکی، مناقشه قرهباغ و نیازهای امنیتی کشور شکل گرفت و الگوی «مکملگرایی» تلاش کرد میان اتکای امنیتی به روسیه و توسعه روابط با غرب، ایران و سایر بازیگران نوعی سازگاری ایجاد کند. با این حال، شرایط امنیتی دهههای نخست استقلال موجب شد روسیه در حوزه امنیتی ارمنستان جایگاهی مسلط پیدا کند.
جنگ ۲۰۲۰ و بحران ۲۰۲۳ این الگو را با چالش جدی مواجه کردند. کاهش اعتماد به سازوکارهای امنیتی تحت رهبری روسیه، ارمنستان را به سمت توسعه روابط دفاعی با بازیگران دیگر سوق داد. با این حال، این روند به معنای قطع رابطه با روسیه نبوده است. تجارت، انرژی، زیرساختها و پیوندهای نهادی همچنان روابط دو کشور را حفظ کردهاند. از این رو، یکی از ویژگیهای اصلی وضعیت کنونی، واگرایی امنیتی سریعتر از واگرایی اقتصادی و نهادی است.
از منظر مفهومی، تحول کنونی را میتوان حرکت تدریجی از مکملگرایی تحت محوریت امنیتی روسیه به نوعی پوشش ریسک راهبردی محدود دانست. ارمنستان در حال حاضر نه در موقعیت گسست کامل از روسیه قرار دارد و نه به دنبال وابستگی کامل به یک قطب جایگزین است. سیاست ایروان بیشتر بر افزایش گزینههای خارجی، کاهش آسیبپذیری ناشی از اتکا به یک قدرت واحد و حفظ امکان همکاری با بازیگران مختلف استوار شده است. به همین دلیل، مفهوم «چرخش کامل به غرب» ظرفیت محدودی برای توضیح سیاست خارجی کنونی ارمنستان دارد.
در این میان، ایران جایگاهی متفاوت دارد. تهران جایگزین روسیه در معماری امنیتی ارمنستان نیست، اما میتواند یکی از عناصر مهم تنوعبخشی ژئوپلیتیکی این کشور باشد. برای ارمنستان، ایران مسیر جنوبی، شریک انرژی و یکی از گزینههای منطقهای برای افزایش قدرت مانور است؛ برای ایران نیز ارمنستان یکی از مسیرهای مستقیم زمینی به قفقاز جنوبی و دریای سیاه و بخشی از معادله ژئوپلیتیکی مرزهای شمالغربی محسوب میشود. مسئله سیونیک این همپوشانی منافع را بیش از گذشته آشکار کرده است.
در نهایت، پس از ۳۵ سال استقلال، مسئله اصلی سیاست خارجی ارمنستان دیگر انتخاب ساده میان «روسیه یا غرب» نیست، بلکه چگونگی مدیریت همزمان امنیت، حاکمیت، اقتصاد، دسترسی ترانزیتی و روابط با قدرتهای مختلف است. موفقیت الگوی جدید نیز به این بستگی خواهد داشت که ایروان تا چه اندازه بتواند تنوع روابط خارجی را به افزایش استقلال راهبردی تبدیل کند، بدون آنکه کاهش یک وابستگی به شکلگیری وابستگی جدیدی منجر شود. برای ایران نیز چگونگی این گذار اهمیت مستقیم دارد، زیرا آینده سیاست خارجی ارمنستان با شکلگیری ترتیبات امنیتی، ارتباطی و ژئوپلیتیکی جدید در قفقاز جنوبی و در مجاورت مرزهای شمالغربی ایران پیوند خورده است.
منابع
اسماعیلی سنگری، م. ح. (۱۳۹۷). «بررسی علل و عوامل مؤثر در توسعه یا عدم توسعه روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ارمنستان».
سوری، ا. (۱۴۰۴). «کریدور زنگزور؛ ابعاد حقوقی، موانع اجرایی و پیامدهای ژئوپلیتیکی». اندیشکده دیپلماسی اقتصادی.
Astourian, S. H. (2000). From Ter-Petrosian to Kocharian: Leadership Change in Armenia. Institute of Slavic, East European, and Eurasian Studies, University of California, Berkeley.
Collective Security Treaty. (1992, May 15). Collective Security Treaty. Collective Security Treaty Organization.
Collective Security Treaty Organization. (2002, October 7). Charter of the Collective Security Treaty Organization. CSTO.
International Crisis Group. (2020). Improving Prospects for Peace after the Nagorno-Karabakh War. International Crisis Group.
Libaridian, G. J. (1999). The Challenge of Statehood: Armenian Political Thinking Since Independence. Blue Crane Books.
Minasyan, S. (2012). “Multi-vectorism in the Foreign Policy of Post-Soviet Eurasian States.” Demokratizatsiya, 20(3), 268–۲۷۳٫
Ministry of Foreign Affairs of the Republic of Armenia. (n.d.). Iran: Bilateral Relations. Ministry of Foreign Affairs of the Republic of Armenia.
Ministry of Foreign Affairs of the Republic of Armenia. (n.d.). Russia: Bilateral Relations. Ministry of Foreign Affairs of the Republic of Armenia.
Oskanian, V. (2001, December 7). “Statement by Mr. Vartan Oskanian, Minister of Foreign Affairs of the Republic of Armenia, at the Meeting of EAPC in Foreign Ministers Session.” Ministry of Foreign Affairs of the Republic of Armenia.
Pashinyan, N. (2018, June 7). “Speech Delivered by Prime Minister Nikol Pashinyan while Introducing the Government Program to the National Assembly of the Republic of Armenia.” Prime Minister of the Republic of Armenia.
President of Russia. (2020, November 10). “Statement by the President of the Republic of Azerbaijan, Prime Minister of the Republic of Armenia and President of the Russian Federation.”
Prime Minister of the Republic of Armenia. (2023, October 26). “Prime Minister Pashinyan Presents the ‘Crossroads of Peace’ Project and Its Principles.” Government of the Republic of Armenia.
Reuters. (2024, February 23). “Armenia Freezes Participation in Russia-led Security Bloc—Prime Minister.”
Sahakyan, M. (2026). “Armenia in a Multipolar World Order 2.0: Balancing, Bandwagoning, or Hedging?” Global Perspectives, 7(1), 166607. https://doi.org/10.1525/gp.2026.166607
Shirinyan, A. (2019). Armenia’s Foreign Policy Balancing in an Age of Uncertainty. Chatham House.
United Nations High Commissioner for Refugees. (2023). Urgent Needs in Armenia: Armenia Emergency. UNHCR.
Vasilyan, S. (2026). “Armenia’s Policy ‘Twist’ to Cumbersome Tactical ‘Hedging’.” Journal of Eurasian Studies, 17(2), 395–۴۰۹٫ https://doi.org/10.1177/18793665261442870
Wastnidge, E. (2017). “Central Asia in the Iranian Geopolitical Imagination.” Cambridge Journal of Eurasian Studies, 1.
РИА Новости. (۲۰۲۶, September 1). «Пашинян на саммите ШОС в Бишкеке не стал говорить на русском языке».









