#اختصاصی
نویسنده: پریسا احتشام نیا، دبیر گروه مطالعات آسیای جنوب شرقی و شبه قاره موسسه ایراس
سیلاب و رانش زمین ۲۶ آگوست ۲۰۲۶ در امتداد مرز نپال و تبت، پس از فروپاشی تودهای عظیم از یخ و سنگ در کوهپایههای هیمالیا، رخ داد. این فاجعه به تخریب گستردۀ خانهها، جادهها، پلها و تأسیسات برقآبی انجامید. این حادثه اکنون به نقطه تلاقی سه مسئله مهم در هیمالیا تبدیل شده است: تشدید مخاطرات اقلیمی، آسیبپذیری زیرساختی نپال و رقابت ژئوپلیتیکی هند و چین. اهمیت حادثه زمانی آشکارتر میشود که بدانیم ارزیابی اولیه دولت نپال، میزان خسارت مستقیم را حدود ۸/۱ میلیارد دلار و زیان اقتصادی را حدود ۸۸۳ میلیون دلار برآورد کرده و هزینه موردنیاز برای بازسازی را حدود ۸۷/۴ میلیارد دلار اعلام کرده است.
از این منظر، سیلاب نه تنها ضعف زیرساختهای فیزیکی نپال، بلکه ساختارهای وابستگی این کشور را نیز آشکار کرده است. نپال میان دو قدرت بزرگ آسیایی قرار گرفته که هر یک از ابزار متفاوتی برای ایجاد و حفظ نفوذ خود در این کشور استفاده میکنند. هند بیش از همه از پیوندهای اقتصادی، تجاری و بهویژه شبکه انرژی بهره میگیرد، در حالی که چین حضور خود را از طریق زیرساخت، اتصال مرزی، فناوری، لجستیک و ظرفیت سرمایهگذاری توسعه داده است. بحران اخیر نشان داده است که در شرایط اضطراری، تفاوت میان این دو مدل نفوذ میتواند برای سیاست خارجی و امنیت اقتصادی کاتماندو اهمیت تعیینکنندهای داشته باشد.
اهمیت انرژی در این میان بیش از هر حوزه دیگری نمایان شده است. پیش از وقوع سیلاب، بخش اعظم برق نپال از نیروگاههای برقآبی تأمین میشد و کشور در سالهای اخیر حتی به صادرکننده فصلی برق به هند تبدیل شده بود. اما تخریب ۱۳ پروژه برقآبی و آسیب به حدود ۷۸۳ مگاوات ظرفیت تولید برق، این وضعیت را به سرعت تغییر داد. به بیان دیگر، بحرانی که از ارتفاعات هیمالیا آغاز شد، در فاصلهای کوتاه به بحران امنیت انرژی در سطح ملی تبدیل شد.
در همین شرایط، هند در ۱۴ سپتامبر موافقت کرد که تا پایان سال ۲۰۲۶، روزانه و به مدت ۱۸ ساعت، حداکثر ۶۵۴ مگاوات برق به نپال صادر کند. اهمیت این تصمیم فراتر از حجم برق مبادلهشده است. در شرایط عادی، صادرات برق بخشی از همکاری اقتصادی دو کشور است؛ اما در شرایط بحران، شبکه انتقال برق به یک زیرساخت حیاتی تبدیل میشود که مستقیماً با استمرار فعالیت اقتصادی، خدمات عمومی و زندگی روزمره شهروندان ارتباط دارد.
از منظر نظری، این وضعیت را میتوان با مفهوم وابستگی نامتقارن توضیح داد. وابستگی متقابل الزاماً به معنای برابری قدرت میان طرفین نیست. هنگامی که یک کشور در یک حوزه حیاتی، مانند انرژی، به زیرساخت یا ظرفیت کشور دیگر نیاز بیشتری داشته باشد، طرف دارای گزینههای بیشتر میتواند از این رابطه مزیت سیاسی و اقتصادی کسب کند. البته تصمیم هند را نمیتوان صرفاً اقدامی برای افزایش نفوذ دانست؛ دهلینو آن را در چارچوب حمایت اضطراری از نپال و تقویت همکاری انرژی دو کشور تعریف کرده است. با این حال، پیامد ساختاری آن روشن است: هرچه اتصال شبکه برق نپال به هند عمیقتر شود، نقش هند در امنیت انرژی نپال نیز اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
در سوی دیگر، چین از الگوی متفاوتی از حضور برخوردار است. واکنش پکن به بحران بر عملیات امدادی، ظرفیت لجستیکی و فناوری متمرکز بود. تیمهای امدادی چین برای رسیدن به مناطق آسیبدیده از قایقهای کوچک، پهپادها و عملیات زمینی استفاده کردند؛ در عین حال، تخریب بندر و گذرگاه مرزی گیرونگ[۱] در مرز چین و نپال نشان داد که حتی ظرفیت بالای لجستیکی چین نیز به شدت به وضعیت زیرساختهای مرزی و جغرافیای دشوار هیمالیا وابسته است.
این مسئله یکی از تفاوتهای مهم میان مدل نفوذ دو کشور را آشکار میکند. هند از یک شبکه موجود و نسبتاً عمیق از ارتباطات اقتصادی و انرژی برخوردار است؛ چین در مقابل، بخش قابل توجهی از نفوذ خود را از طریق توسعه زیرساخت، اتصال مرزی، سرمایهگذاری و ظرفیتهای فنی دنبال میکند. بنابراین، اگر بتوان مدل هند را تا حدی شبکهمحور و مدل چین را زیرساختمحور توصیف کرد، بحران اخیر نشان داده است که هیچیک از این دو مدل بهتنهایی مصون از آسیبپذیری نیست. هند از مزیت اتصال انرژی برخوردار است، اما چین در مجاورت مستقیم با منبع بحران و در حوزههای امدادی و لجستیکی ظرفیت قابل توجهی نشان داده است.
با این حال، مهمترین تحول در سیاست نپال شاید نه در رفتار هند یا چین، بلکه در تلاش کاتماندو برای بینالمللی کردن مسئله باشد. دولت نپال اکنون تلاش میکند بحران را در چارچوب عدالت اقلیمی و مسئله زیان و خسارت مطرح کند. وزارت خارجه نپال صراحتاً بر دسترسی به منابع صندوق پاسخ به زیان و خسارت و تأمین مالی و فناوری اقلیمی برای بازسازی زیرساختهای تابآور تأکید کرده است. ارزیابی رسمی دولت نیز نشان میدهد که بخش عمده هزینه بازسازی، یعنی حدود ۷۱/۴ میلیارد دلار، مربوط به بازسازی بلندمدت خواهد بود.
این رویکرد برای سیاست خارجی نپال اهمیت استراتژیک دارد. اگر بازسازی تنها از طریق منابع هند و چین تأمین شود، خطر تعمیق وابستگی دوجانبه وجود خواهد داشت؛ اما اگر کاتماندو بتواند منابع مالی را از سازمان ملل، بانک جهانی، بانک توسعه آسیایی، اتحادیه اروپا، ژاپن و سایر شرکای بینالمللی نیز جذب کند، امکان توزیع وابستگی افزایش مییابد. در همین راستا، سازمان ملل و شرکای امور بشردوستانه در ۴ سپتامبر درخواست ۶/۴۹ میلیون دلار کمک اضطراری برای حمایت از بیش از ۸۴ هزار نفر را مطرح کردند.
تحولات علمی اخیر نیز به استدلال اقلیمی نپال وزن بیشتری داده است. ارزیابی منتشرشده در ۱۷ سپتامبر توسط گروه نسبتدهی هوای جهان[۲] نشان میدهد که گرمایش سریع هیمالیا احتمال وقوع زنجیرههای خطرناک زمینشناختی مانند فروپاشی یخ و سنگ و سیلابهای ناشی از آن را افزایش داده است. این مطالعه البته تغییر اقلیم را تنها علت حادثه نمیداند، اما نشان میدهد که گرمایش، ذوب یخچالها و ناپایداری دامنههای مرتفع، زمینه وقوع چنین حوادثی را تشدید کردهاند.
بنابراین، مفهوم عدالت زیست محیطی[۳] برای نپال تنها یک مطالبه اخلاقی یا زیستمحیطی نیست؛ میتواند به ابزاری در دیپلماسی اقتصادی و کاهش وابستگی ژئوپلیتیکی تبدیل شود. نپال با تأکید بر سهم بسیار محدود خود در انتشار گازهای گلخانهای و در عین حال آسیبپذیری شدیدش در برابر تغییرات اقلیمی، تلاش دارد مسئله بازسازی را از سطح کمک دوجانبه به سطح مسئولیت بینالمللی ارتقا دهد. سازمان ملل نیز در ۹ سپتامبر اعلام کرد که شمار قربانیان تأییدشده از ۱۴۰۰ نفر فراتر رفته است و بیش از ۶۰۰۰ نفر همچنان مفقود هستند؛ ارقامی که ابعاد کمسابقه بحران را نشان میدهد.
در نهایت، سیلاب ۲۰۲۶ را باید نقطهای برای بازاندیشی در مفهوم امنیت در هیمالیا دانست. امنیت دیگر صرفاً به مرز، ارتش و کنترل سرزمین محدود نیست؛ امنیت انرژی، تابآوری زیرساختی، تغییر اقلیم، اتصال تجاری و دسترسی به منابع مالی نیز بخشی از معادله قدرت شدهاند. برای نپال، مسئله اصلی در مرحله بعد این نخواهد بود که هند یا چین کدامیک کمک بیشتری ارائه میکنند؛ بلکه این است که چگونه میتواند از رقابت این دو قدرت برای ایجاد ظرفیت داخلی و تنوعبخشی به شرکای اقتصادی خود استفاده کند، بدون آنکه یک وابستگی نامتقارن جایگزین وابستگی دیگر شود. از این منظر، بازسازی نپال صرفاً پروژهای برای ترمیم جادهها و نیروگاهها نیست؛ بلکه آزمونی برای توانایی کاتماندو در تبدیل یک بحران اقلیمی به فرصتی برای افزایش خودمختاری راهبردی است. اگر شبکه انرژی، زیرساختهای مرزی و منابع مالی بازسازی همگی به یک یا دو قدرت خارجی گره بخورند، بحران میتواند وابستگیهای موجود را عمیقتر کند؛ اما اگر نپال بتواند منابع و شرکای خود را متنوع سازد، همین بحران ممکن است به نقطه آغاز شکلگیری نوعی وابستگی متقابل متوازنتر در هیمالیا تبدیل شود.
منابع
Financial Times. (2026). Chinese rescue workers reach border crossing destroyed by Himalayan Flood. FinancialTimes. https://www.ft.com/content/65478d4a-7edd-45b6-884e-144b22b50a0f?syn-25a6b1a6=1
Lama, L., & Chand, M. B. (2026). Bhotekoshi flood reveals the growing danger of himalayan cascading hazards – OnlineKhabar english news. OnlineKhabar English News. https://english.onlinekhabar.com/bhote-koshi-flood-growing-danger.html
Nepal floods: UN and partners launch $49.6 million emergency appeal. (2026, September 4). Unocha. https://www.unocha.org/publications/report/nepal/nepal-floods-un-and-partners-launch-496-million-emergency-appeal
PTI. (2026). Death toll reaches 626 in Nepal flash floods. Greater Kashmir. https://www.greaterkashmir.com/world/death-toll-reaches-626-in-nepal-flash-floods-12450018
REUTERS. (2026). India approves export of power to Nepal after deadly flood. The Financial Express. Thefinancialexpress.Com.Bd. https://thefinancialexpress.com.bd/world/india-approves-export-of-power-to-nepal-after-deadly-flood
[۱] Gyirong Port
[۲] World Weather Attribution
[۳] Environmental Justice









