هدف اصلی هند و روسیه ایجاد فضای همکاری بیشتر و کاهش فشارهای یکجانبه است؛ از ای
آیا روسیه آماده پر کردن خلاء ناشی از خروج آشفته آمریکا از افغانستان و تقویت نفوذ خود در این کشور است؟ نباید خیلی زیاد درباره ی این موضوع با اطمینان صحبت کنیم. اگرچه مسکو علناً خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از منطقه را تشویق می کند اما مقامات روسی آنقدر هوشیار هستند که نکات منفی خروج آنان را درک کنند.
مفهوم همکاری راهبردی دریایی هنوز در شراکت راهبردی روسیه و چین شکل نگرفته است. این موضوع در تاریخ روابط دو کشور چندان اهمیت نداشته اما نبود آن در شرایط فعلی و آینده، به چشم میآید.
مسکو و متحدانش در سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) و سازمان همکاری شانگهای (SCO) در حال آماده سازی اقدامات برای تقویت مرز با افغانستان هستند. به گفته الکساندر لوکاشنکو، رئیس جمهور بلاروس، تصمیمات مشخصی در اواسط ماه سپتامبر در شهر دوشنبه، جایی که سران کشورهای CSTO و SCO گرد هم میآیند، گرفته می شود.
برخی از کشورهای عرب، میخواهند پیشاپیش برای خروج شتابزده آمریکا یا احتمال حصول توافقی میان آمریکا با روسیه، آماده باشند، و علاقهای هم ندارند که قبل از تامین منافع سیاسی خود، هزینه بازسازی سوریه را گردن بگیرند.
پکن به درخواست آمریکا تن داد و با مذاکرات مجازی بین مقامات نظامی چین و آمریکا موافقت کرد. آنها در مورد افغانستان و خطرات درگیری در دریای چین جنوبی گفتگو کردند. در همان زمان، فرماندهی استراتژیک ایالات متحده اعلام کرد که در چند سال آینده جمهوری خلق چین و نه فدراسیون روسیه، اصلی ترینتهدید هسته ای برای آمریکا خواهند شد.
مداخله ایالات متحده در افغانستان از اکتبر 2001 میلادی آغاز شده و تقریبا دو دهه طول کشید. عملیات نظامی روسیه در سوریه از سپتامبر 2015 میلادی آغاز شده و تقریبا 6 سال است که ادامه دارد. هر دو قدرت مبنای مداخله خود را مبارزه با تروریسم بین المللی اعلام کردند: آمریکا با هدف مقابله با طالبان و القاعده به افغانستان رفت و روسیه هم برای رویارویی با داعش و گروههای تروریستی وابسته به آن و مخالف اسد در سوریه ورود کرد.
پاکسرشت، مشاور مدیرعامل شرکت ملی گاز: ورود ما به بازار اروپا خوشایند رقبا نیست.
سیاستی که روسیه درحال حاضر در افغانستان پیگیری میکند، تلاش برای پر کردن خلاء ناشی از خروج آمریکا از این کشور با تقویت حضور و نفوذ خود از طریق مکانیسمهای سیاسی و روندهای امنیتی است، برخلاف چین که با استفاده از مکانیسمهای اقتصادی، برنامههای توسعهای و سرمایهگذاری در زیرساختهای افغانستان در صدد پر کردن خلاء مذکور بر آمده است.