بررسی علل انعقاد دو پیمان تاریخی در کتاب از گلستان تا ترکمانچای
در یک ماه جنگ، میراث فرهنگی ایران آسیبهای گستردهای را متحمل شد
بازتعریف جایگاه افغانستان در دکترین امنیت ملی پاکستان و پیامدها برای ایران
شبکهای از منافع متقابل: ایران و احیای راهآهن جلفا–نخجوان در قفقاز جنوبی
سفر مسعود پزشکیان به پاکستان؛ فرصتها و محدودیتهای نقشآفرینی منطقهای اسلامآباد
دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
کتاب «از گلستان تا ترکمانچای: یادداشتهای ژنرال یرمولوف در فاصله بین دو جنگ ایران و روسیه» ترجمه حسین اصغری در انتشارات نگارستان اندیشه به چاپ رسیده است
دولت روسیه در ژوئیه ۱۸۱۷ م. ژنرال آلكساندر یرمولوف فرمانده کل نیروهای قفقاز را به عنوان سفیر فوق العاده به تهران فرستاد.
داستایفسکی در تاریخ رمان مورد عجیبیست. استایلیستها زیاد دوستش ندارند چون چندان در بندِ ساختمان قصه نیست. فلاسفه و روانشناسان اما سخت به او عشق میورزند. بعضی قصهنویسها با احتیاط و اما و اگر تأییدش میکنند. از آن طرف یکی از بزرگترین نظریهپردازان رمان، یعنی میخائیل باختین، کتابی مفصل دربارهاش نوشته و نظریهای مهم و تأثیرگذار را در باب هنر رمان از دل آثار او استخراج کرده است.
هرچند که دولت رئیسی حتی در صورت عادی سازی روابط با غرب، باز هم به دنبال تقویت روابط با قدرت های شرقی مثل روسیه خواهد بود، اما مشخصا اگر برجام به نتیجهای نرسد، حتما سطح همکاری ها با روسیه بسیار بیشتر خواهد شد.
در چند هفته اخیر و به دلیل توقف جریان گاز، قیمت این انرژی در کشورهای اروپای غربی تا ۲۳ درصد رشد داشته است.
چنین به نظر میرسد که روسیه در زمینه به رسمیت شناخته شدن طالبان سردمدار است؛ در صحنه میدانی، این روسیه است که ضمانتهای امنیتی سفت و سختی در آسیای مرکزی ارائه کرده و رزمایشهای نظامی برگزار میکند.
پرداختن به سؤالهای لعنتی و نویسندگان لعنتی کار من است. همیشه نویسندگان سخت و نفرینشده مرا بهطرف خود کشاندهاند. کسانی که در زندگی، اندیشه و نوشتههاشان، طغیانگر و مشکلآفرینند، خواب اجتماع را آشفته میسازند و روزمرگی و تکرار را نخنما میکنند. آنها که خیالپرداز و آرمانگرا هستند و با تناقضگویی و طعنه، به قول فلوبر از"مرزهای حد مجاز" فراتر میروند. در میان آنها اعجوبهای مانند مارکی دوساد، شخصیت اصلی مقالهای بود که در دوران کودکی ادبیام، در مرز دههی هفتاد نوشتم. اما داستایفسکی برایم پیش از همه قرار داشت. همه چیز با او شروع شد؛ با او و با سؤالهای لعنتی او.
سرگی ایزنشتاین برای اولین بار در ۶ سالگی و در سفری که با پدر و مادرش به پاریس داشت، با سینما آشنا شد و پس از ۱۹۲۰ و پایان جنگ داخلی، کارش را در جنبش تئاتر پیشرو پی گرفت. او بر این عقیده بود که آنچه مردم و انقلاب از تئاتر میخواهند آن چیزی است که در نمایشهای سنتی یافت میشود یعنی در سیرک، اما به زودی از امکاناتی که تئاتر در اختیارش میگذاشت سرخورده شد و راه سینما را در پیش گرفت.
شعر میتواند تو را در موقعیت مبهمی قرار دهد. یک تعلیق خاص. تودهی وسیعی از مفاهیم پیچیده که در قالب تشبیه و استعاره و ایهام و ... بیان میشود و گویی تو را سحر و جادو میکند. آری، سینمای تارکوفسکی همین گونه عمل میکند، مفاهیم متعدد فلسفی و ماورائی را با نگرشی کاملاً اخلاقی و دینی در قالبی شاعرانه در پرده سینما ظاهر میکند.