گفتوگو با مهدی سنایی نویسنده «شرقشناسی در روسیه»
کنوانسیون کاسپین: گزینههای پیش روی ایران در شرایط کنونی
پرچم، استقلال و حافظه ملتها؛ از هند و پاکستان تا ایران
از چابهار تا کریدور بینالمللی شمال–جنوب (INSTC): آیا هند در سکوت در حال ایجاد یک راهبرد اوراسیایی از طریق ایران است؟
آیا طالبان از اصول اعتقادی خود در خصوص آموزش کوتاه خواهد آمد؟
توافق مکه؛ نشانهای از شکلگیری نظم امنیتی جدید در جنوب و غرب آسیا؟
با کاهش درآمدها و رشد نارضایتی شهروندان روسیه، خدمات امنیتی و پلیسی روسیه هم بهطور همزمان رشد پیدا کردهاند، بهطوریکه تعداد کارکنان این بخش حدود ۱۰درصد افزایش داشته؛ در شرایطی که تعدادشان بیش از نیروهای نظامی فعال در این کشور است. به این ترتیب پوتین قادر نیست رفاهی را که به جایگاه او در ۱۰ سال اول حکومتش کمک کرد، بازگرداند.
ژنرال پاسکیویچ پس از دریافت دو میلیون ونیم تومان بابت قسط اول غرامت جنگ به قشون خودفرمان عقب نشینی داد. اما دولت ایران برای پرداخت يك ميليون و نیم تومان قسط دوم که موعد آن شش ماه بعد بود پول کافی نداشت و متوسل به انگلستان شد.
دردهم فوریه ۱۸۲۸ عهدنامه ای که سرنوشت ایران راطی مدت يك قرن یعنی تا سقوط حکومت تزاری روسیه تعیین می کرد در ترکمانچای به امضا رسید. به موجب این عهدنامه علاوه بر ایالاتی که طبق عهدنامه گلستان از ایران منتزع شده بود ایالات نخجوان، ایروان، طالش، قراباغ و شوره گل نیز به روسیه واگذار شد و مقرر گردید مبلغ پنج میلیون تومان هم بابت غرامت به روسها پرداخت گردد.
در آوریل ۱۸۲۷ م. (جنگ دوم ایران و روسیه) نیکلای اول تزار روسیه ژنرال یرمولوف و عدهای از افسران ستاد او را به علت کندی عملیات نظامی در جبهه قفقاز از کار برکنار کرد و فرماندهی آن جبهه را به ژنرال پاسکیویچ واگذار نمود و نیروی امدادی قابل ملاحظهای هم به گرجستان فرستاد. پاسکیویچ در ماه مه آن سال ایران را محاصره کرد.
به هنگام امضای عهدنامه صلح گلستان روسها تعمد به خرج دادند که حتی المقدور از تعیین خط مرزی بین دو کشور خودداری شود.
فتحعلی شاه پس از عهدنامه گلستان در نتیجه بی اطلاعی و خوش باوری تصور می کرد خواهد توانست با ملایمت و دوستی روسها را حاضر به استرداد فتوحاتشان در قفقاز بنماید.
دولت روسیه در ژوئیه ۱۸۱۷ م. ژنرال آلكساندر یرمولوف فرمانده کل نیروهای قفقاز را به عنوان سفیر فوق العاده به تهران فرستاد.
داستایفسکی در تاریخ رمان مورد عجیبیست. استایلیستها زیاد دوستش ندارند چون چندان در بندِ ساختمان قصه نیست. فلاسفه و روانشناسان اما سخت به او عشق میورزند. بعضی قصهنویسها با احتیاط و اما و اگر تأییدش میکنند. از آن طرف یکی از بزرگترین نظریهپردازان رمان، یعنی میخائیل باختین، کتابی مفصل دربارهاش نوشته و نظریهای مهم و تأثیرگذار را در باب هنر رمان از دل آثار او استخراج کرده است.