دلارزدایی در بریکس؛ گامهای کوچک برای تغییر یک نظم بزرگ
شخصیت؛ آثار و مبانی اندیشگی الکساندر دوگین: از متافیزیک سیاسی تا استراتژیهای نئواوراسیاگرا
بازآفرینی «کارتاز»: قمار هرمز و ظهور «مونتروی خلیج فارس»
بریکس ۲۰۲۶؛ ملاحظات چین و پیامدهای آن برای ایران
هند و معماری نوین بریکس ۲۰۲۶؛ دیپلماسی چندهمسو، توسعه پایدار و فرصتهای راهبردی ایران
میراث ایرانی در قفقاز؛ از زبان و ادبیات تا فرهنگ و تاریخ
محمدرضا بهرامی سفیر سابق ایران در افغانستان در توییتی نوشت: نظم فعلی در افغانستان برخاسته از نشست بن یک در سال ۲۰۰۱ می باشد، این نظم در حال تغییر کردن است.
نفوذ جهانی چین، «بایدن» را به سمت سیاست تازهای سوق داده که هدف اصلی آن حفاظت از مشاغل و صنایع آمریکایی است. مدافعان حمایت دولتی از صنایع معتقدند که سیاستهای جدید این کشور باید پاسخی درخور در برابر نفوذ فزاینده چین، اطمینان از تامین مواد اولیه و توسعه تکنولوژی دهد. منتقدان اما بر این باورند که چنین سیاستهایی ناگزیر بازار آزاد را مخدوش میکند.
در اوایل دهه ۹۰، مقامهای روسی و چینی کار بر روی حل و فصل مناقشات مرزی دیرپا را آغاز کردند. این روند بهشدت کند پیش میرفت. توافق نهایی- که در سال ۲۰۰۸ به دست آمد- منجر به فروکش کردن ادعاهای دیرپا بر سر مرز مشترکی شد که بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ مایل (حدود ۴۳۰۰ کیلومتر) مساحت دارد و زمینه را برای توسعه بیشتر و بهبودهای آتی فراهم کرد. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در آن زمان گفت: «تمام شرایط برای تبدیل مرزهای چین و روسیه به مرزهایی همواره باثبات، باز، دوستانه و مرزهایی شایسته توسعه و شکوفایی فراهم است.»
مجله نشنال اینترست در تازهترین یادداشت خود نوشت: استراتژیهای رقابتی آمریکا نسبت به چین، باید بر اساس اجتناب از رقابتهای تسلیحاتی پرهزینه شامل تقویت ظرفیت قدرتافکنی پیش برود تا در دام بازی چین نیفتد.
روابط دیپلماتیک میان جمهوری ترکیه و جمهوری خلق چین از سال ۱۹۷۱ آغاز شد. این روابط در دهه ۱۹۸۰ و با اتخاذ سیاست های باز اقتصادی از سوی دو کشور، رشد خوبی را تجربه کرد. در دهه ۱۹۹۰ بازدید های رسمی متقابل افزایش یافت و از اوایل سال ۲۰۰۰ روابط دو کشور توسعه چشمگیری یافت.
گفتن و نوشتن درباره ایران و افغانستان امری سهل و ممتنع است؛ از سویی آنچنان پیوندهای عمیق و ناگسستنی میان این دو کشور و مردمانشان وجود دارد که مشابه آن کمتر میان دو کشور دیگر به چشم میخورد، همین امر سبب میشود چنین پنداریم که تحلیل روابط دو کشور نیز بسیار سهل و آسان است.
سمتوسوی سیاست خارجی ایران در انتخابات ۱۴۰۰ از سوی منتخب ملت در نخستین نشست خبری تا حدودی بیانگر این نکته بود که دولت جدید توازن در سیاست خارجی را به معنای تعامل با غرب در قالب عزتمندانه و مقتدرانه با هدف تضمین منافع ملی از یکسو و همکاری با شرق و خصوصاً همسایگان به شکل دوستانه از سوی دیگر را در زمره برنامه سیاست خارجی دولت سیزدهم قرار خواهد داد.
فاتیح اربکان رئیس حزب رفاه حدود 2 سال پیش در خصوص رفتار سیاسی اپوزیسیون ترکیه گفت: «17سال است بلوک اپوزیسیون ترکیه از حزب حاکم عدالت و توسعه انتقاد می کند و تنها در پی یک هدف هستند؛ «این اقتدار برود، جایگزینش مهم نیست، این که از این اقتدار رها می شویم کفایت می کند».