۲۹ اکتبر؛ جمهوری ترکیه و بازخوانی میراث جمهوریخواهی در هویت ملی معاصر
نشست چهارجانبه تهران؛ آزمونی برای گذار از مدیریت بحران به همکاری امنیتی
میراث راتان تاتا؛ از جهانیشدن بنگاهها تا مسئولیت اجتماعی
پیروزی انتخاباتی و تحکیم قدرت: تغییر و تداوم در انتخابات دومای دولتی روسیه در سال ۲۰۲۶
در دانشگاه فارابی قزاقستان نمایشگاه تاریخ و فرهنگ ایران برگزار شد
یهودیان آسیای مرکزی: تحرکات جمعیتی، شبکههای فراملی و پیوندهای آنان با آذربایجان و اسرائیل
آنچه در تابستان 2025 در بستر روابط واشنگتن و عشقآباد رخ داده است، در اساس، نه صرفاً یک نمونه یا استتثناء، بلکه به نظر میرسد نشاندهندۀ چالش دوگانگی و بروز سطحی از روانپریشی در سیاست خارجی ایالات متحده است.
با توافق اخیر بین الهام علی اف و نیکول پاشینیان در آمریکا، مسیر دسترسی جمهوری آذربایجان به نخجوان، به جای نام مورد نظر باکو یعنی «کریدور زنگزور» یا نام مورد نظر ایروان یعنی «چهارراه صلح»، نام و عنوان جدیدی به خود گرفت: «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین المللی». هرچند ایران از توافق صلح بین آذربایجان و ارمنستان استقبال کرده و اعلام کرده است که صلح و ثبات در قفقاز به نفع همه کشورهای منطقه است، اما نمی خواهد با تهدید مرزهای مشترک، مسیر ترانزیتی و ارتباطی ایران با ارمنستان و همچنین تغییر موازانه ژئوپلیتیک در قفقاز جنوبی، تاوان صلح بین دو کشور همسایه را بدهد. با این وجود، بازگشت روسیه به سیاست سنتی موازنه در قفقاز جنوبی پس از پایان جنگ روسیه علیه اوکراین یا به قدرت رسیدن احزاب سیاسیِ مخالف در انتخابات پارلمانی ارمنستان در ژوئن 2026 می تواند روند تغییر پارادایم منطقه ای در قفقاز جنوبی را معکوس کند.
اگر با زاویه رویکرد کلاسیک به قدرت نگاه کنیم، کنترل زیرساختهای کلیدی مانند بگرام هم نمادِ مشروعیت و هم ابزارِ قدرت سخت است.
پیوند ایران و ارمنستان تاریخی و عاطفی است
با تلفیق ابعاد سیاسی و هویتی، تحلیلگران روسی تصویری چندلایه از روابط با اروپا ارائه میدهند
نظریات هارتلند و ریملند با وجود تفاوتها بر نقش فزاینده چین در نظام جهانی تأکید دارند.
نگاه آسیای مرکزی نسبت به دالان زنگهزور بسیار محافظهکارانه است. بهنظر میرسد این کشورها درصدد همراهی با جریان کلانتر ژئوپلیتیکی مرتبط با این کریدور با بازیگری آمریکا هستند. این موضع در میانمدت و با پیشبرد طرحهای پیوست و گفتمانی مربوط به زنگهزور میتواند تقویت شده و در بلندمدت به اثرگذاری قابل توجهی برسد. در صورت تحقق این سطوح میتوان شاهد شکلگیری سطحی از بازیهای جدید ژئوپلیتیکی در آسیای مرکزی بود که مستقیماً ایران، روسیه و چین را هدف قرار میدهند.
تعلیق معاهده دست هند را برای مدیریت آزادانهتر منابع آبی باز میگذارد و این کشور میتواند با توسعه پروژههای ذخیرهسازی و برقآبی، انحراف جریان رودخانهها به کانالها و مجاری یا افزایش ظرفیت سدها، بهرهبرداری مؤثرتری از منابع آبی انجام دهد.