حضور ایرانیان در بمبئی به اوایل قرن نوزدهم بازمیگردد که در ابتدا با انگیزههای تجاری آغاز شد.
شاعران و نویسندگان با الهام از جریانهای اروپایی، ساختار و فرم آثار خارجی را با زبان، تصویرسازی و جهانبینی روسی ترکیب کردند.
از دیر باز در میان ایرانیان، زمستان به دو بخش چله بزرگ (چله کلان) و چله کوچک (چله خرد) تقسیم شده؛ چله بزرگ از اول دی ماه تا دهم بهمن ماه و چله کوچک از یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه. چله بزرگ را به برادر بزرگتر و چله کوچک را به برادر کوچکتر تشبیه میکردند. این دوبرادر هشت روز در کنار همدیگر هستند که آن ۸ روز را (چار چار) مینامند.
در روسیه، قدرت برخلاف استدلالهای لفظی یا گفتوگوی مستقیم، از طریق نمایش بدنی به جامعه منتقل میشود.
مهمترین کانون ایرانشناسی در گرجستان، دانشگاه دولتی تفلیس به نام ایوانه جاواخیشویلی است که در آن زبان فارسی، تاریخ ایران و مطالعات تطبیقی ایران و قفقاز تدریس و پژوهش میشود.
شب «یلدا»، با این نام در سرزمینهای آسیای مرکزی شناخته شده نیست. در افغانستان، آئینهای شب «چله»، در بیشترین همانندی با یلدای ایران بوده و در تاجیکستان و ازبکستان که پیوندها و درهمتنیدگیهای بیشتری با ایرانِ تمدنی و فرهنگی دارند، «چله» بسیار گرامی است. در ترکمنستان نیز که نزدیکترین سرزمین آسیای مرکزی به جغرافیای امروز ایران است، نشانههای این شب و جایگاه آن، در پیشینۀ فرهنگی و ادبی آن آشکارا قابل دیدن است. اما در سرزمینهای قزاق و قرقیز که چه از نظر جغرافیایی و چه در پیوندهای فرهنگی-ادبی و مراودات تاریخی، کمی دورتر از سایر کشورهای آسیای مرکزی جای گرفتهاند، این شب، نه یلدا و حتی چله، بلکه بیشتر با نام «ناردوغان» یا «نارتوغان» شناحته میشود.
سفره یلدا، مجموعه ای از نمادهاست که دو عنصر اصلی آن، هندوانه و انار، فراتر از خواص تغذیه ای، حامل پیام های اساطیری و فرهنگی و عمیقی هستند که آن ها را به نشانه های قابل انتقال و سفیران این آیین تبدیل کرده است.