آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
همانطور که از نام هزارهها برمیآید، در عرصه مدیریت و سیاست کلان کشور نیز دچار هزار راه و بیراههی بیحاصل گشتهاند. جزایر خرد و ریز و پراکندهای که هیچگونه انسجام درونی و راهبرد و منافع مشترکی برای کلیت هزاره از دل آن بیرون نمیآید...
تعاملات پاکستان و طالبان بر خلاف محاسبات و ارزیابی های گذشته پیش نمی رود. بر مبنای تجربه یک سال اخیر تصور اینکه طالبان به عنوان دارایی استنراتژیک پاکستان بتوانند مفهوم عمق استراتژیک را در سیاست افغانی اسلام آباد عملی کنند صورت نپذیرفت.
بیانیه اعراب خلیجفارس و چین که در پی دیدار شی، رئیسجمهوری چین از عربستان و ملاقاتهای چندلایه او با کشورهای عرب خلیجفارس صادر شد، با بازتاب گستردهای در کشور ما روبهرو شد و در نکوهش، انتقاد و شالودهشکنی از آن بیانیه توسط مقامات رسمی و غیررسمی سخنها گفته شد و طبیعتا امواج رسانهای گستردهای را در پی داشت.
اکثر کسانی که در خصوص سلفیگری مطالعه میکنند، غالبا در مورد ماهیت این گروه اتفاق نظر ندارند و ترجیح میدهند سلفیها را در هر نقطه از جهان با وهابیها و گروههای تروریستی مانند دولت اسلامی و القاعده که از شاخه نظامی سلفیه حمایت میکنند، یکی کنند. این مقاله نگاهی میاندازد بر سلفیگری سیاسی در بخشهایی از آسیای جنوبی تا درک بهتری از این جنبش داشته باشیم.
انقلاب صنعتی قرن هفدهم منادی انتقال مرکز اقتصادی به اروپا و در عین حال آغاز استعمار در آسیا بود. قرن بیست و یکم گرانش جهانی اقتصادی را به آسیا بازگرداند و شروع انقلاب صنعتی چهارم نیز کل الگوی جهانی شدن را تغییر داد. اکنون صحبت از جهانی شدن با تأثیرات بومی سازی و جریان تأثیرات به صورت پایدار و عادلانه در میان است.
بیش از ۳۰۰ روز از بحران کار می گذرد و وضعیت روشنی از آینده این جنگ خانمان وجود ندارد، طرفین منازعه برای آینده نزدیک هیچ برنامه یا سناریو مشخصی ندارند و تلاش های چند جانبه متفاوت برای برقراری نوعی آتش بس و انجام مذاکرات مستقیم بین طرفین روسی و اوکراینی نتیجه ای حتی توقفی کوتاه برای جشن های میلاد مسیح و سال نو میلادی نداشته است . روس ها در در عرصه ام میدان جنگ و خطوط رقابت بین سربازان طرفین به موفقیت شایانی دست نیافتهاند، سناریو تداوم حملات موشکی و سنگین به زیرساختهای اوکراین را ادامه داده و طبق بسیاری از برآورد ها بیش از ۷۰ درصد زیرساخت های سراسر کشور اوکراین و نزدیک به ۶۰ درصد زیرساخت های شهر کیف نابود شده و شرایط زندگی عادی در این کشور بسیار سخت و ناگوار در زمستان سخت برای مردم این کشور شده است.
با بهرهگیری تاجران گرجستانی از کاهش نرخ قیمتها در روسیه، واردات گرجستان از روسیه تا 74 درصد در سال جاری افزایش یافته است. اما باید دید آیا این مسئله بار دیگر گرجستان را به رقیب خود وابسته میکند؟
حضور تاجیکان در دو سوی نبرد بین روسیه و اوکراین اگرچه میتواند بر برندههای این بازی بزرگ تأثیرگذار باشد، اما در بازنده بودن تاجیکان و تاجیکستان هیچ تغییری ایجاد نمیکند. واقعیت آن است که دولت تاجیکستان همچنان نتوانسته با اعلام رضایت نسبی مبنی بر حضور تاجیکان در بسیج عمومی روسیه امتیاز قابل توجهی را دریافت کند. تروریستی اعلام شدن حزب نهضت اسلامی و اعطای نشان «خدمت به وطن» به رحمان توسط پوتین مهمترین دستاوردهای تاجیکستان در این مدت بوده است. اما پیوستن اپوزیسیون تاجیک به جبهه مخالفین روسیه میتواند به نحوی افزایش دسترسی آنها به منابع و حمایتهای غرب را در بر داشته باشد و این موضوع خبر خوبی برای دولت امامعلی رحمان نیست.