“سپر آشیل“ و چشمانداز تنش زدایی در روابط ترکیه و یونان؛ تقویت بازدارندگی یا تعمیق شکاف؟
دلارزدایی در بریکس؛ گامهای کوچک برای تغییر یک نظم بزرگ
شخصیت؛ آثار و مبانی اندیشگی الکساندر دوگین: از متافیزیک سیاسی تا استراتژیهای نئواوراسیاگرا
بازآفرینی «کارتاز»: قمار هرمز و ظهور «مونتروی خلیج فارس»
بریکس ۲۰۲۶؛ ملاحظات چین و پیامدهای آن برای ایران
هند و معماری نوین بریکس ۲۰۲۶؛ دیپلماسی چندهمسو، توسعه پایدار و فرصتهای راهبردی ایران
توافقهای موسوم به «ابراهیم» (۲۰۲۰-۲۰۲۱) برای عادیسازی روابط اسرائیل و اعراب عملاً فروپاشیده است
آنچه در تابستان 2025 در بستر روابط واشنگتن و عشقآباد رخ داده است، در اساس، نه صرفاً یک نمونه یا استتثناء، بلکه به نظر میرسد نشاندهندۀ چالش دوگانگی و بروز سطحی از روانپریشی در سیاست خارجی ایالات متحده است.
با توافق اخیر بین الهام علی اف و نیکول پاشینیان در آمریکا، مسیر دسترسی جمهوری آذربایجان به نخجوان، به جای نام مورد نظر باکو یعنی «کریدور زنگزور» یا نام مورد نظر ایروان یعنی «چهارراه صلح»، نام و عنوان جدیدی به خود گرفت: «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین المللی». هرچند ایران از توافق صلح بین آذربایجان و ارمنستان استقبال کرده و اعلام کرده است که صلح و ثبات در قفقاز به نفع همه کشورهای منطقه است، اما نمی خواهد با تهدید مرزهای مشترک، مسیر ترانزیتی و ارتباطی ایران با ارمنستان و همچنین تغییر موازانه ژئوپلیتیک در قفقاز جنوبی، تاوان صلح بین دو کشور همسایه را بدهد. با این وجود، بازگشت روسیه به سیاست سنتی موازنه در قفقاز جنوبی پس از پایان جنگ روسیه علیه اوکراین یا به قدرت رسیدن احزاب سیاسیِ مخالف در انتخابات پارلمانی ارمنستان در ژوئن 2026 می تواند روند تغییر پارادایم منطقه ای در قفقاز جنوبی را معکوس کند.
اگر با زاویه رویکرد کلاسیک به قدرت نگاه کنیم، کنترل زیرساختهای کلیدی مانند بگرام هم نمادِ مشروعیت و هم ابزارِ قدرت سخت است.
پیوند ایران و ارمنستان تاریخی و عاطفی است
با تلفیق ابعاد سیاسی و هویتی، تحلیلگران روسی تصویری چندلایه از روابط با اروپا ارائه میدهند
نظریات هارتلند و ریملند با وجود تفاوتها بر نقش فزاینده چین در نظام جهانی تأکید دارند.
نگاه آسیای مرکزی نسبت به دالان زنگهزور بسیار محافظهکارانه است. بهنظر میرسد این کشورها درصدد همراهی با جریان کلانتر ژئوپلیتیکی مرتبط با این کریدور با بازیگری آمریکا هستند. این موضع در میانمدت و با پیشبرد طرحهای پیوست و گفتمانی مربوط به زنگهزور میتواند تقویت شده و در بلندمدت به اثرگذاری قابل توجهی برسد. در صورت تحقق این سطوح میتوان شاهد شکلگیری سطحی از بازیهای جدید ژئوپلیتیکی در آسیای مرکزی بود که مستقیماً ایران، روسیه و چین را هدف قرار میدهند.