راهآهن حجاز: احیای پروژه تاریخی در قلب ژئوپلیتیک خاورمیانه
فراخوان عضویت در گروههای مطالعاتی ایراس
جنگ ایران و آمریکا از نگاه روسها؛ آزمونی برای قدرت آمریکا و نظم جهانی
شانگهای در برابر آزمون ژئوپلیتیک؛ ایران، هند و پاکستان در بیشکک
تحلیل روسی از وضعیت جهانی؛ از ضرورت بازآرایی اقتصاد جهانی تا بحران خاورمیانه
گسترش خط فارسی در تاجیکستان؛ آرام و تدریجی
نشست تخصصی «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران؛ ابعاد و پیامدهای منطقهای و بینالمللی» به صورت مجازی توسط خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد و مجید تفرشی، محمدکاظم سجادپور و جهانگیر کرمی در این نشست سخنرانی کردند.
در طول سالهای اخیر با افزایش و تثبیت وابستگی اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی به حوالههای ارسالی از سوی مهاجران و نوسانهای اقتصادی روسیه از سال 2014، فرایندهایی نظیر متنوعسازی مسیرهای جریان مهاجرت در دستور کار کشورهای این منطقه قرار گرفته است. درعینحال کارکردهای مهاجران نیز به عرصههایی فراتر از اقتصاد، ازجمله امنیت تغییر یافته است. روسیه مهاجرین کاری را یک منبع بالقوه برای جنگ در اوکراین و غرب نیز این نیروها را اهرمی برای اجرای عملیات امنیتی و خرابکاری در قلمرو روسیه در نظر میگیرند.
در سالهای اخیر، روابط چین و اتحادیه اروپا بهویژه از نیمه دوم ۲۰۲۵ تا آغاز ۲۰۲۶، وارد مرحله جدیدی شده است که میتوان آن را نوعی «تعامل محتاطانه و عملگرایانه» توصیف کرد که بیشتر بر پایه عدم آسیبرسانی متقابل بنا شده تا پیشرفتهای عمیق راهبردی.
دستاوردهای سفر دکتر پزشکیان به قزاقستان و ترکمنستان در سطوح سیاسی و کارکردی نسبتاً قابل توجه بود، اما مهمترین برونداد این رویکرد سیاسی سازنده «بازنمایی تصویر سیاست خارجی ایران در نگاه به آسیای مرکزی» بود. این امر اثبات میکند که این بروندادها نه صرفاً «دستاورد» و «نتیجه» بلکه یک «نقطۀ شروع» و «فرصتی دوباره» برای ایران است تا رکود ده سالۀ اخیر را در روابط با آسیای مرکزی جبران کند.
اعلام حمله پهپادی به اقامتگاه رئیسجمهور روسیه با واکنش کشورهای مختلفی مواجه شد که آن را تشدید تنش در میانه تلاشها برای حلوفصل بحران جنگ اوکراین دانستند.
تحرکات ضدچینی در آسیای مرکزی و مرزهای افغانستان و تاجیکستان روند فزایندهای یافته است که میتواند همراستای با سیاستهای کلان آمریکا در ضدچینگرایی ترامپ باشد. انتشار سند امنیت ملی جدید آمریکا نیز نشان میدهد چین در کانون کلیدی توجه آمریکا قرار دارد. این میتواند نقطۀ آغازی از یک دومینوی بزرگتر در نظر گرفته شود که نهتنها بر تاجیکستان، بلکه بر کل آسیای مرکزی تأثیرگذار باشد.
شب «یلدا»، با این نام در سرزمینهای آسیای مرکزی شناخته شده نیست. در افغانستان، آئینهای شب «چله»، در بیشترین همانندی با یلدای ایران بوده و در تاجیکستان و ازبکستان که پیوندها و درهمتنیدگیهای بیشتری با ایرانِ تمدنی و فرهنگی دارند، «چله» بسیار گرامی است. در ترکمنستان نیز که نزدیکترین سرزمین آسیای مرکزی به جغرافیای امروز ایران است، نشانههای این شب و جایگاه آن، در پیشینۀ فرهنگی و ادبی آن آشکارا قابل دیدن است. اما در سرزمینهای قزاق و قرقیز که چه از نظر جغرافیایی و چه در پیوندهای فرهنگی-ادبی و مراودات تاریخی، کمی دورتر از سایر کشورهای آسیای مرکزی جای گرفتهاند، این شب، نه یلدا و حتی چله، بلکه بیشتر با نام «ناردوغان» یا «نارتوغان» شناحته میشود.