سیاست بینالملل معاصر: آنارشی یا جنگ جهانی؟
از ائتلاف نظامی تا شبکه امنیتی؛ منطق حضور غیر اعضاء در نشست آنکارا و پارادوکس ترکیه
جنگ جهانی جدید: مسیر پیروزی
هشدار تازه برای اقتصاد جهانی
محرکهای سیاست منطقهای ترکیه؛ از اقتصاد تا مسئله سوریه
شانزدهمین نشست سالانه هند و ژاپن: گذار از پیوندهای بازرگانی به همگراییِ امنیتی و فناورانه
رشد امروز، تضمینی برای ثبات فردا نیست
نگاه آسیای مرکزی نسبت به دالان زنگهزور بسیار محافظهکارانه است. بهنظر میرسد این کشورها درصدد همراهی با جریان کلانتر ژئوپلیتیکی مرتبط با این کریدور با بازیگری آمریکا هستند. این موضع در میانمدت و با پیشبرد طرحهای پیوست و گفتمانی مربوط به زنگهزور میتواند تقویت شده و در بلندمدت به اثرگذاری قابل توجهی برسد. در صورت تحقق این سطوح میتوان شاهد شکلگیری سطحی از بازیهای جدید ژئوپلیتیکی در آسیای مرکزی بود که مستقیماً ایران، روسیه و چین را هدف قرار میدهند.
روابط ایران و پاکستان، همواره تحت تأثیر عوامل تاریخی، تمدنی، سیاسی، فرهنگی و قومی بوده است. قبایل و خاندانهای تاریخی مشترک بهویژه در مناطق مرزی، از مهمترین عناصر تأثیرگذار بر مناسبات دو کشور بودهاند. این خاندانها و قبایل علاوه بر شکلدهی به روابط دوجانبه، به عنوان پل ارتباطی بین دو ملت عمل کردهاند. لیکن، تفاوتهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی گاه باعث ایجاد چالشهایی در این مسیر شده است. برخی از این قبایل به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، در معرض تأثیرپذیری از تحولات منطقهای و بینالمللی قرار داشتهاند که این امر میتواند هم به عنوان فرصتی برای همکاریهای بیشتر و هم به عنوان عاملی برای تنشهای احتمالی عمل کند. با توجه به نقش نیروهای اجتماعی در همگرایی فرهنگی و سیاسی جوامع، فهم دقیق پویاییهای قبیلهای و کارویژۀ خاندانهای مهم و اثرگذار تاریخی بین پاکستان و ایران که ناشی از تمدن و فرهنگ مشترک است، بیش از پیش ضروری به نظر میرسد. در این مطلب، تلاش شده است به اختصار به برخی خاندانهای کنونی پاکستان که ریشه در تبار ایرانی و اعماق تاریخ مشترک دو کشور دارند و نقش و کارکرد آنها در همگرایی فرهنگی دو جامعه پرداخته شود.
منارههای مسعود و بهرام شاه که به منارههای غزنی شهرت دارند، از معروفترین بناهای تاریخی افغانستان هستند
اغلب بدیهی فرض میشود که باید در آسیای مرکزی، درست مانند سایر مناطق جهان، همکاری منطقهای وجود داشته باشد. اما اساس همکاری منطقهای چیست؟ و چرا کشورهای آسیای مرکزی باید بر اساس این منطقه، با این تعریف، همکاری کنند؟
تحلیلگر مسائل اوراسیا میگوید: « در عمل، حتی رسیدن به یک آتشبس پایدار میان روسیه و اوکراین دشوار خواهد بود، چه برسد به صلح کامل. شاید در بهترین حالت، آمریکا بتواند اوکراین را به پذیرش یک آتشبس موقت در جبههها متقاعد کند.»
باید این واقعیت را پذیرفت که نگرانی آسیای مرکزی در حوزۀ ترانزیت تا سطحی «واقعی» و «طبیعی» است و از این حیث باید به آن توجه شده و پاسخهای روشنی در بستر زمان به این نگرانیها ارائه کرد. با این حال بخش دیگری از واقعیت «بزرگنمایی» این وضعیت با محوریت گفتمانسازی غرب است. همچنین باید توجه داشت که برخی بازیگران جانبی نظیر طالبان، آذربایجان و ترکیه در شرایط بهوجود آمده بهدنبال تقویت حداکثری موضع و منافع خود هستند.
اقتصادهای ایران، جمهوری آذربایجان و روسیه تکمیلکننده یکدیگر نیستند و روابط اقتصادی که انتظار داریم نمیتواند شکل بگیرد؛ زیرا ظرفیت آن وجود ندارد.