دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
تبیین مدل رفتاری آمریکا در حوزه نظامی و دفاعی، بویژه در کشورهای محصور در خشکی و در مناطقی که هیچ حضور نظامی مشخصی وجود ندارد و در شرایط عدم شفافیتی که بهواسطه قدرتهای منطقهای (چین و روسیه) وجود دارد و بخش مهمی از کنشها قابل مشاهده نیست، به دشواری قابل تبیین و ارزیابی است. با این حال کنشهای اعلانی و مدلهای رفتاری در کنار ارزیابیهای میدانی ناشی از تحولات میدانی در سطح منطقه و نظام بینالملل میتواند برخی از محورها و جهتهای این راهبرد نظامی را مشخص کند.
مشکلات آبی آسیای مرکزی به تنهایی قابل حل نیست. حتی توافقهای بین دو کشور نیز کافی نیست. تقریبا تمام رودخانهها و مخازن کلیدی بین کشورهای مختلف منطقه مشترک هستند و بنابراین موضوع مدیریت منابع نیازمند تلاشهای کل منطقه است.
گروه بریکس شامل کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی است. اعضای این گروه درصدد آن هستند که از ژانویه آینده کشورهای آرژانتین، مصر، اتیوپی، ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را به عضویت بپذیرند. این موضوع چشمانداز جدیدی را برای بریکس جدید در عرصه اقتصاد جهانی مطرح کرده که متضمن فرصتها، تهدیدها (برای جمهوری اسلامی ایران) و آرزوها (برای گروه بریکس) است. در این نوشتار به تبیین ابعادی از محورهای مزبور پرداخته میشود.
هدف اصلی این پروژه ایجاد ارتباط میان ارمنستان، ترکیه، جمهوری آذربایجان و ایران، از طریق بازسازی، ساختن و راه انداختن جادهها، خطوط راهآهن، خط لوله، کابلکشی و خطوط انتقالی است.
صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: فارع از شیفتگان و دشمنان و رقبای اردوغان در داخل ایران و خاورمیانه، باید گفت که رئیس جمهوری ترکیه با وجود نقاط ضعفی که دارد، در نگاه کلی و در قامت رهبری ترکیه طی دو دهه گذشته در ابعاد داخلی و خارجی کارنامه موفق داشته و اگر هموزن آتاتورک نباشد، کمتر کسی در تاریخ معاصر ترکیه هموزن او بوده است.
مهدی سنایی، سفیر سابق ایران در روسیه در نشست «بررسی تحولات فلسطین» گفت: تا پیش از جنگ اوکراین روابط خوبی میان اسرائیل و روسیه وجود داشت اما پس از جنگ روابط دو طرف به گرمای سابق نیست.
کمیل تسلط ولو نسبی چین بر این منطقه ژئوپلیتیکی، به مفهوم موفقیت این کشور در پیوند دو حوزه هارتلند و ریملند و آشکار شدن ظرفیت های ژئوپلیتیکی افغانستان در قالب چهار راه تجارت و ترانزیت می باشد.
به نظر میرسد دولت سادیر جباروف در بازه کنونی از طریق هماهنگی و همکاری با روسیه در صدد است تا در ازای ارائه قطرهچکانی امتیازهای سیاسی و اقتصادی، به مرور اهرمهای فشار آمریکا برای شکلدهی به هرگونه تحولات داخلی نظیر انقلابهای مخملی و یا تحریک تاجیکستان در تنشهای مرزی و حتی احیاء جریانهای واگرای جنوبی را تقلیل دهد تا در میانمدت بتواند به یک استقلال استراتژیک در مقابل آمریکا دست یابد.