ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
نهمین نشست «پیوندهای فرهنگی و تمدنی ایران و اوراسیا» با محوریت بررسی کتاب «ایران کجاست، ایرانی کیست» برگزار شد
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
آرمانهای دائوئیست ازجمله مراقبت از بدن و ترویج اصل "هماهنگی" برای مردم روسیه بسیار مهم است
سعید سیفی و علی رضوان پور در یادداشت مشترکی برای دیپلماسی ایرانی می نویسند: اگر چین به گسترشی که میخواهد دست یابد، تأثیر خود را در صحنه ثابت خواهد کرد. اما اگر مسیر چین مسدود شود، شکاف عمیق این گروه را نشان خواهد داد.
از زمان سقوط نظام جمهوریت در افغانستان، شاهد اهمیت یافتن تدریجی افغانستان برای چین و رویکرد و نگرش ویژه پکن به افغانستان بودهایم. پیام واضح عملکرد و رفتارهای اخیر پکن در افغانستان، «اتخاذ ابتکار عمل» و «جسارت اقدام» است که میتواند قدرت نفوذ و اثرگذاری چین بر حکومت طالبان را افزایش دهد. اما درک این نکته لازم است که چین بدون مشارکت در فرایندی چندجانبه (با حضور همسایگان افغانستان) قادر به پیگیری اهداف خود در افغانستان نخواهد بود. اگر چین بتواند برخی تضمینهای محلی و منطقهای را دریافت کند، احتمالا اقدام به ایفای نقش اقتصادی پر رنگتری در افغانستان خواهد کرد؛ در چنین شرایطی فرصتی تازه برای انواع همکاریهای ایران و چین در افغانستان (به صورت دو جانبه و یا با مشارکت دیگر همسایگان افغانستان) فراهم خواهد شد.
پاکستان تاکنون عرصه اصلی رقابت آمریکا و چین نبوده است. بویژه اگر این کشور گامهای موثری برای بهبود روابط دوجانبه با ایالات متحده بردارد و استقلال خود را در روابط رو به رشد با چین نیز حفظ کند، نیازی به ایجاد تنش با یکی از این دو قدرت نیست. آنچه از شواهد و رویکردهای سیاسی پاکستان میتوان دریافت این است که در بلندمدت، پاکستان قصد ندارد فرصتهای آشتی با ایالات متحده را از دست دهد و از تضعیف روابط خود با چین نیز اجتناب میکند و به همکاری با ایالات متحده و چین توامان به نفع صلح و امنیت منطقهای خود ادامه خواهد داد. باید دید پاکستان تا چه زمانی میتواند این سیاست را پیش ببرد، از آنجا که روابط پاکستان با قدرتهای بزرگ در شرایط فعلی به علت مشکلات فزاینده پاکستان به طور قابل توجهی متناقض به نظر میرسد، ممکن است راهبردهای این کشور در میانه راه تغییر جهت دهد. عمدهترین دلیل آن نیز این است؛ انتظارهای چین از پاکستان احتمالاً در آینده نزدیک رشد قابل توجهی خواهد داشت، بویژه اگر پاکستان از نظر اقتصادی به چین وابسته تر شود. در این صورت رویکرد ایالات متحده برای ارزیابی مجدد روابط خود با پاکستان و تقویت بیشتر اتحاد چهارگانه QUAD برای مهار چین می تواند به مهمترین مسئله پیش رو تبدیل شود.
در مناقشات قفقاز برخی قدرتهای فرامنطقهای مانند ایالات متحده نیز به دنبال نقشآفرینی در معادلات این منطقه هستند.
براساس آمار اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده آمریکا در حالی که در سال 2000 تولید نفت و سایر حاملهای انرژی در چین 3.4 و مصرف آن نیز4.7 میلیون بشکه در روز بوده است، با گذر زمان این شکاف رو به فزونی رفته و در سال 2021 به تولید 4.9 و مصرف 15.2 میلیون بشکه در روز رسیده است.
نگاه آسیای مرکزی در حال حاضر به بیشینهسازی توان نظامی و دفاعی برای مواجهه با هر تهدیدی با استفاده از ظرفیتهای غیرروسی است. در چنین شرایطی بسیاری از بازیگران خارجی نظیر ترکیه، هند، پاکستان و برخی کشورهای غربی، اقدامهای موثری را برای استفاده از این شرایط صورت دادهاند. کشورهای منطقه نیز با استفاده از این حمایتها به توسعه زیرساختهای دفاعی و نظامی خود در داخل و در رویکردهای درونمنطقهای پرداختهاند.
یکی از پیشرفتهترین تانکهای آمریکایی، ام 1 آبرامز سرانجام به اوکراین رسید تا به این کشور در ضدحملهای که برای بازپسگیری مناطق اشغال شده در جریان است کمک کند.