دریای خزر پس از بحران ۲۰۲۶: سناریوی بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و احیای «ترانسخزر»
ایران، روسیه و کریدور شمال-جنوب
چرا «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» شکست خورد
زنان؛ زیرساخت انتقال میراث فرهنگی ناملموس در منطقه اکو
ژئوپلتیک سود؛ ترکیه، برنده بیرونی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران
ضرورت انتخاب رویکرد تحلیلی مناسب برای داوری دربارهٔ یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا
جنگ علیه ایران، مناسبات آسیای مرکزی و کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس را وارد مرحلۀ نوینی کرده است که میبایست در سطحی فراتر از دیپلماسی دوجانبه فهمیده شود. این منطقه، اکنون با یک بازآرایی ژئواکونومیک روبهرو است. کشورهای عربی خلیج فارس در تلاش برای تقویت (و یا حفظ) نقش خود بهعنوان سرمایهگذار، هاب/قطب لجستیکی و «شریک ثبات» هستند (تحت شرایطی که امنیت این کشورها نیز به اندازۀ ایران شکننده شده است). کشورهای آسیای مرکزی نیز با تکیه بر راهبرد تنوعبخشی میکوشند از تلۀ نااطمینانی بگریزند؛ اما نه با حذف ایران (که نه محتمل و نه ممکن است)، بلکه با افزودن گزینههای مکمل به سبد ژئواکونومیک خود.
افغانستان به عنوان کشوری که علاوه بر دارا بودن حسن همجواری و خونشریکی با جمهوری اسلامی، بیشترین پیوندهای تمدنی_فرهنگی را نیز با ایران دارد و از لحاظ ژئوپولتیکی از جایگاهی برخوردار است که علاوه بر منطقه غرب آسیا (خاورمیانه) بر مناطق مهمی همچون آسیای مرکزی و آسیای جنوبی و همچنین محیط امنیتی چین و روسیه، همپوشانی دارد.
اصلاحات رئیسجمهور چین در بازار مسکن این کشور، واکنش غولهای ساختمانی حبابساز را موجب شده است. «شی» با دو سیاست «مهار برجسازیهای بیهدف» و «هزینهزا کردن ملکبازی و فعالیت غیرمولد» طی حدود یکسال اخیر موفق شد از یکسو، «خریدهای سرمایهای» و از سوی دیگر «روند صعود تند قیمت» در بازار مسکن چین را مهار کند. این جراحی بزرگ اما به زیان شرکتهای ساختمانی وابسته به بازار «خانهسازی دولتی» تمام شده و در لایههای پایین سیاستگذاری بخش مسکن چین، تلاشهایی برای چرخش دوباره دولت به «سیاست یکطرفه و بیحاصل» در حال انجام است.
علت درگیری اخیر بین تاجیکستان و قرقیزستان هنوز مشخص نشده است و اینکه چرا این درگیری درست در روز نشست سازمان همکاری شانگهای رخ داد؟ چرا همزمان با امضای قراردادی اقتصادی رؤسایجمهور دو کشور در سمرقند ازبکستان در نشست منطقهای شانگهای مشتعل شد؟ چرا درست پس از درگیری آذربایجان و ارمنستان؟ و اینکه چرا کشورهای پساشوروی همزمان در یک مقطع زمانی وارد جنگ با یکدیگر شدهاند؟ چرا آتشها از درگیریهای داخلی آغاز میشود؟ چرا ققنوس نماد تمامی این درگیریها است؟ درحالیکه اینگونه درگیریهای نظامی میتواند منجر به جنگهای بیندولتی گستردهای شود که قابلیت بیثباتسازی وضعیت را در آسیای مرکزی دارند، ناظران، کنش دستگاه دیپلماسی ایران را منفعلانه و گویا بیخبر از قابلیت سرریز این درگیریها ارزیابی میکنند.
بهشتیپور، تحلیلگر سیاست خارجی درباره نقشه باکو علیه تهران، میگوید که روشن است که اهداف باکو کاملا تهاجمی است و به دنبال این است که یک کریدوری را در جنوب ارمنستان باز کند. حال بحث این است که آیا این کریدور موجب حذف مرز ارمنستان و ایران میشود؟ اگر چنین هدفی داشته باشد، حتما با برخورد ایران مواجه خواهد شد. چون یک مرز تاریخی و راهبردی برای ایران است و ایران نمیتواند آن را بپذیرد که صرف دسترسی زمینی که هم میتواند از بالاتر انجام شود و هم اینکه الان ۳۰ سال است که ایران این امکان را فراهم کرده که آذربایجان با نخجوان ارتباط زمینی داشته باشد.
موقعیت جغرافیایی ارمنستان برای ایران برای دسترسی به کشورهای اروپایی و ضرورت ایفای نقش مؤثر در منطقه قفقاز جنوبی از یک طرف و واقعیتهای مناقشه قره باغ و محاصره این کشور توسط طرف های درگیر و نبود مرز مشترک با روسیه، همکار استراتژیک ارمنستان و موقعیت خاص ایران در منطقه از طرف دیگر باعث شد که از همان ابتدا مناسبات دو کشور توسعه یابد. نیاز ارمنستان به داشتن روابط با ایران بسیار حیاتی بود. روابط با تهران برای دولتمردان ایروان از این جهت اهمیت زیادی داشت که ارمنستان با به دست آوردن استقلال همراه با ایران در یک منطقه قرار میگرفت. این به آن معنا بود که دو کشور در برخی مسائل منافع مشترک استراتژیک دارند. بنابراین سیاستگذاران ارمنی هنگام تدوین سیاست خارجی کشور خود روابط راهبردی با ایران را به طور جدی مورد توجه قرار میدهند.
در یک هفته اخیر دور جدیدی از درگیری مرزی میان دو کشور قرقیزستان و تاجیکستان روی داده که علیرغم تلاش کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی برای ایجاد صلح، ترکیه نقش مخربی در این زمینه ایفا کرده است.
عضویت ایران در پیمان شانگهای این سوال را مطرح میکند که با توجه به عضویت ابرتولیدکنندگان خودرویی همچون هند و چین، آیا زنجیره خودروسازی کشور از این پیمان بهره خواهد برد؟ در پاسخ به این سوال برخی از دستاندرکاران صنعت خودرو پیوستن به شانگهای را برای خودروسازی کشور تهدید و برخی دیگر آن را فرصتی میخوانند برای ارتقای سطح تکنولوژی و رقابتپذیری زنجیره خودروی کشور.
چین از زمان خروج آمریکا از افغانستان، با دید اقتصادی بارزتر و نگاه امنیتی عمیقتری پیشرفت وضعیت در افغانستان را رصد میکند. به همین دلیل با طالبان از ابتدای امر، تعامل توام با صبر استراتژیک را سرخط سیاستهای خود قرار داد. نگاه راهبردی چین، علاوه بر تعامل با طالبان، نفوذ در جامعه افغانستان در درازمدت است. چین تلاش میکند تا علاوه بر حفظ روابط تاکتیکی با طالبان، از گسترش تروریسم در مرزهای غربی خود، جلوگیری کند. از همین رو تعامل چین با طالبان، یک تعامل حفظ وضع موجود و اعتقاد به گسترش این روابط بر اساس نیازهای زمان معرفی شده است.