قرقیزستان و بازآرایی نوین امنیت منطقهای در آسیای مرکزی
نگاهی به تفاهم نامه منطقه آزاد ارس با راهآهن ایران
فراتر از جنگ اوکراین: لاوروف و تصویر روسیه از یک رویارویی تاریخی با غرب
مسیر هند به سوی حاکمیت انرژی خورشیدی در سال ۲۰۲۶
دهمین شماره نشریه تخصصی «اکونامه»
باله روسی؛ از هنر درباری تا نماد هویت فرهنگی روسیه
آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
«آنچه اکنون در چهارچوب روابط پاکستان و افغانستان شاهد هستیم، بیش از همه شبیه به نوعی "بومرنگ" است. گروه تحریک طالبان پاکستان به ویژه پس از آنکه شاهد بودند طالبانِ افغانستان در نهایت توانستند قدرتی نظیر آمریکا را وادار به خروج از خاک کشورشان کنند، این سوال را از خود می پرسند که چرا ما نتوانیم دولت پاکستان را از قدرت برکنار کرده و خودمان قدرت را در پاکستان به دست بگیریم؟!»
آلفا بانک قزاقستان به طور کامل توسط همتای قزاق CenterCredit خریداری شده است.
انفجار در مسجد صوفیان قندوز و ایست بازرسی طالبان در همین ولایت که نزدیک به 110 شهید یا زخمی برجا گذاشت، پایانبندی خونینترین هفته افغانستان در 20 سال گذشته بود.
نشریه فارن پالیسی در یادداشت تازه خود بهقلم «لین اودانل» نوشت: مقاومت مسلحانه علیه طالبان در سرتاسر افغانستان در حال افزایش است و شبههنظامیانی که توسط رهبران سیاسی و نظامی حکومت سابق اداره میشدند، جنگجویان را جذب نموده و آموزش میدهند.
پیش از خروج آمریکا از افغانستان، ایالات متحده در تمام معادلات این کشور نقش هژمونیک داشت و دو کشور چین و روسیه نقش بازیگر حاشیهای را در پرونده افغانستان داشتند. خروج آمریکا از افغانستان و فروپاشی حکومت مورد حمایت آن کشور فضای جدیدی به وجود آورد که میتوان آن را به «هدیه ژئوپلیتیک» برای دو کشور چین و روسیه تعبیر کرد. پکن و مسکو که اکنون به بازیگران اصلی تبدیل شدهاند، برخلاف سیاست غربیها، اولویتهای دیگری را در افغانستان تحت حکومت طالبان دنبال میکنند. این دو کشور با امتناع از دخالت در امور داخلی افغانستان، ملاحظات امنیتی را در صدر مطالبات خود قرار دادهاند. برای چین و روسیه افغانستان امن که نظم داخلی در آن برقرار باشد، فارغ از نحوه برقراری آن نظم، مهم است.
هرچند روند تصمیم گیریهای طالبان عموما مبهم بوده اما این وضعیت درباره موضوعات جنجالی بیشتر مشاهده میشود. معمولا طالبان را به عنوان یک جنبش اجماع محور میشناسند، به نحوی که شورای رهبری پیشنهادات لازم را به «هبتالله آخوندزاده» داده و وی نیز به عنوان رهبر تصمیم گیرنده نهایی خواهد بود. اما توازن قدرت، بسیار ظریفتر و حساستر از آن است که به نظر میرسد، به خصوص زمانی که یک نظر در درون جنبش محل اختلافات شدید میشود. هبتالله آخوندزاده برخلاف «ملا اختر منصور» رهبر قبلی طالبان، تمایلی ندارد تا درباره موضوعات جنجالی تصمیمگیری کند. انتظار میرفت که وی طبق نظر اجماعی که ظاهرا در حمایت از تحصیل زنان بود، عمل کند. اما وی طرف اقلیتی را گرفت که مخالف با این موضوع بودند. سادهترین تفسیر این است که انگشت اتهام را به سمت چند عنصر «تندرو» ناشناس نشانه رفته و امیر را از این موضوع مبرا کنیم. اما نشانههایی نیز وجود دارند دال بر اینکه این چرخش سیاسی در واقع نشانهای از ناتوانی کلیتر جنبش در ایجاد یک مکانیسم مشخص برای اتخاذ تصمیمهای سیاسی ملی است.
مهمترین عاملی که احتمال افزایش حملات تروریستی را افزایش میدهد، ناکارآمدی سیاستهای جاری دولتهای آسیای مرکزی برای مبارزه با رادیکالیسم و افراطگرایی خشونتآمیز است. در حالی که مقامهای آسیای مرکزی به جای مقابله با فساد گسترده، افزایش شفافیت و پاسخگویی و استفاده از شیوه های حکمرانی فراگیر و مشارکتی، به نقض حقوق بشر، محدود کردن آزادی های مدنی و به حاشیه راندن اقلیت های قومی ادامه می دهند.
طي يكي، دو هفته گذشته افزايش حضور مهاجرين افغانستاني يكي از مسائل مهم مورد بحث در كشور بوده است. در اينكه با به قدرت رسيدن طالبان در كابل شمار مهاجرين و پناهندگان افغانستاني به نحو مشهودي رو به افزايش گذاشته، ترديدي نيست. همزمان ترديد نيست كه نهادهاي ايراني هيچگاه آمادگي چنداني براي مواجهه با اين مشكل و مديريت آن نداشتهاند. همچنان مانند گذشته نشانهاي حاكي از وجود سياستي مشخص در اين رابطه ديده نميشود. مرزها عملا باز است.