متغیرهایی که یک کشور هنگام مواجهه با انتخاب میان «ضرورت» و «اقدام» باید در نظر بگیرد، با سرعتی فزاینده در حال افزایشاند
یک سال پیش، اندک زمانی بعد از شروع حمله نظامی ارتش جمهوری آذربایجان به سمت مواضع ارمنیها در قراباغ که در عرض چند هفته به شکست قاطع نیروهای ارمنی و تصرف مجدد آن بخش از قلمرو باکو و همچنین بخشی از منطقه خودمختار قراباغ منجر گشت که بیست و شش سال پیش به دست نیروهای ارمنی افتاده بود، واکنشهایی در قبال این تحول و دگرگونی بروز کرد که گوناگون و متفاوت بود.
مشکل خانههای خالی مختص کشور ما نیست و در بسیاری از کشورها این مشکل به دلایل مختلف یا «بیشساخت» (overbuilt) اتفاق افتاده است.
پرداختن به سؤالهای لعنتی و نویسندگان لعنتی کار من است. همیشه نویسندگان سخت و نفرینشده مرا بهطرف خود کشاندهاند. کسانی که در زندگی، اندیشه و نوشتههاشان، طغیانگر و مشکلآفرینند، خواب اجتماع را آشفته میسازند و روزمرگی و تکرار را نخنما میکنند. آنها که خیالپرداز و آرمانگرا هستند و با تناقضگویی و طعنه، به قول فلوبر از"مرزهای حد مجاز" فراتر میروند. در میان آنها اعجوبهای مانند مارکی دوساد، شخصیت اصلی مقالهای بود که در دوران کودکی ادبیام، در مرز دههی هفتاد نوشتم. اما داستایفسکی برایم پیش از همه قرار داشت. همه چیز با او شروع شد؛ با او و با سؤالهای لعنتی او.
از نظر ژئوپلیتیک آسیای مرکزی و آسیای جنوب شرق مشترکات زیادی دارند که شاید هر دو طرف هنوز به طور کامل متوجه نشدهاند. هر دو منطقه متشکل از کشورهای کوچک تا متوسط، یا حتی قدرتهای سطح میانی مانند قزاقستان و اندونزی هستند که همسایه قدرتهای بزرگ – مانند روسیه و چین در آسیای مرکزی و چین در آسیای جنوب شرقی - هستند.
به نظر میرسد باوجود آنکه عمده مکاتب امنیتی ورود حجم بالای تسلیحات روسی و بهویژه غیرروسی را به منطقه آسیای مرکزی عاملی در جهت کاهش امنیتِ منطقهای میپندارند، اما روندِ همگرایی منطقهای کشورها و کاهش وابستگی امنیتی و نظامی این کشورها به روسیه، ورود این جریانِ تسلیحات به آسیای مرکزی را اجتنابناپذیر کرده است. چنین روندی طبیعتاً میتواند بر منافع امنیتی جمهوری اسلامی ایران که مبتنی بر ثباتِ منطقهای در آسیای مرکزی متمرکز شده، تأثیرگذار باشد.
سرگی ایزنشتاین برای اولین بار در ۶ سالگی و در سفری که با پدر و مادرش به پاریس داشت، با سینما آشنا شد و پس از ۱۹۲۰ و پایان جنگ داخلی، کارش را در جنبش تئاتر پیشرو پی گرفت. او بر این عقیده بود که آنچه مردم و انقلاب از تئاتر میخواهند آن چیزی است که در نمایشهای سنتی یافت میشود یعنی در سیرک، اما به زودی از امکاناتی که تئاتر در اختیارش میگذاشت سرخورده شد و راه سینما را در پیش گرفت.
یک ماه پس از آنکه «دنیایاقتصاد» در یک گزارش با تحلیل شاخصهای اقتصادی، کمین بحران در اقتصاد ترکیه را به تصویر کشید، حال رسانههای معتبر جهان از وخیم شدن اوضاع اقتصادی این کشور خبر میدهند.
برای سالهای طولانی، رجب طیب اردوغان نمونه موفق یک سیاستمدار طرفدار توسعه بود به نحوی که کارشناسان و صاحبنظران اقتصادی زمانی که میخواستند الگویی از فرآیند نوسازی یک جامعه را نشان دهند؛ انگشت اشاره را به سمت این کشور میگرفتند.