#اختصاصی
نویسنده: پریسا احتشامنیا، دانشجوی دکتری مطالعات شبهقاره هند
تحولات پرشتاب منطقهای در سالهای اخیر، بهویژه تشدید تنش در خلیج فارس، بحران یمن، رقابت ایران و عربستان سعودی و افزایش نقشآفرینی قدرتهای فرامنطقهای، پاکستان را در موقعیتی حساس و چندلایه قرار داده است. اسلامآباد دیگر تنها ناظر تحولات غرب آسیا نیست، بلکه بهدلیل پیوندهای تاریخی، مذهبی، اقتصادی و امنیتی با بازیگران اصلی منطقه، ناگزیر از ایفای نقشی فعالتر در مدیریت بحرانهاست.
اهمیت پاکستان در این معادله از چند عامل ناشی میشود: نخست، جایگاه ژئوپلیتیکی این کشور در اتصال آسیای جنوبی، آسیای مرکزی، خلیج فارس و چین؛ دوم، ظرفیت نظامی و هستهای آن؛ سوم، روابط دیرینه امنیتی با عربستان سعودی و کشورهای خلیج فارس؛ و چهارم، مرز مشترک و روابط اقتصادی و امنیتی با ایران. همین عوامل سبب شدهاند که هرگونه تشدید بحران میان تهران، ریاض و بازیگران یمنی، مستقیماً بر محاسبات راهبردی پاکستان اثر بگذارد.
در این چارچوب، پرسش اصلی آن است که اگر جنگ یمن به مرحلهای گستردهتر، بهویژه در قالب رویارویی زمینی یا تشدید حملات متقابل میان عربستان سعودی و انصارالله برسد، پاکستان با چه فشارهایی مواجه خواهد شد و محتملترین واکنش اسلامآباد چه خواهد بود؟
سیاست منطقهای پاکستان در شرایط کنونی را میتوان بر پایه سه نیاز اصلی توضیح داد: امنیت انرژی، حمایت مالی کشورهای عربی، و حفظ روابط کارکردی با ایران.
نخست، پاکستان بهشدت به واردات انرژی وابسته است. هرگونه اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، افزایش قیمت جهانی نفت یا ناامنی در آبراههای راهبردی مانند خلیج فارس و دریای عرب، میتواند فشار مستقیمی بر اقتصاد شکننده این کشور وارد کند. اسلامآباد با ذخایر ارزی محدود، کسری تراز پرداختها و وابستگی به واردات سوخت، در برابر شوکهای انرژی آسیبپذیر است. از اینرو، بحران در خلیج فارس یا گسترش جنگ یمن برای پاکستان صرفاً یک مسئله خارجی نیست، بلکه تهدیدی برای ثبات اقتصادی داخلی محسوب میشود.
دوم، پاکستان طی دهههای گذشته روابط مالی و اقتصادی گستردهای با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، داشته است. کمکهای مالی، سپردهگذاریهای ارزی، سرمایهگذاریها و فرصتهای شغلی برای نیروی کار پاکستانی در این کشورها، بخشی مهم از پیوندهای اقتصاد خارجی پاکستان را تشکیل میدهد. در نتیجه، اسلامآباد نمیتواند نسبت به انتظارات ریاض و دیگر پایتختهای عربی بیاعتنا باشد.
سوم، رابطه با ایران برای پاکستان از منظر مرزی، امنیتی و اقتصادی اهمیت جدی دارد. بلوچستان پاکستان، بهعنوان منطقهای حساس و ناآرام، با ایران پیوندهای مرزی، تجاری و اجتماعی دارد. تجارت رسمی و غیررسمی با ایران، تأمین بخشی از نیازهای انرژی محلی و ضرورت مدیریت امنیت مرزی، سبب میشود که اسلامآباد از هرگونه سیاستی که به تخریب جدی روابط با تهران منجر شود، پرهیز کند.
بنابراین، پاکستان در برابر یک معادله دشوار قرار دارد: نزدیکی بیش از حد به عربستان میتواند روابط با ایران و ثبات مناطق مرزی را تهدید کند؛ فاصله گرفتن از ریاض نیز ممکن است حمایت مالی و سیاسی کشورهای عربی را کاهش دهد. راهبرد پاکستان در چنین وضعیتی، حفظ توازن و جلوگیری از تبدیلشدن به طرف مستقیم منازعه است.
توافقات دفاعی و امنیتی میان پاکستان و عربستان سعودی، روابط دو کشور را وارد مرحلهای عمیقتر کرده است. حتی در غیاب انتشار عمومی جزئیات چنین توافقاتی، روشن است که ریاض از اسلامآباد انتظار دارد در شرایط بحرانی نقش حمایتی مؤثرتری ایفا کند. با این حال، تجربه تاریخی نشان میدهد که پاکستان میان همکاری دفاعی با عربستان و ورود مستقیم به جنگهای منطقهای تمایز قائل میشود.
نمونه برجسته این مسئله، بحران یمن در سال ۲۰۱۵ بود. در آن مقطع، با وجود درخواست عربستان برای مشارکت نظامی پاکستان، پارلمان این کشور به بیطرفی رأی داد. این تصمیم صرفاً یک موضعگیری سیاسی مقطعی نبود، بلکه بازتابدهنده منطق راهبردی عمیقتری در ساختار تصمیمگیری پاکستان بود: پرهیز از درگیری همزمان در چند جبهه و اجتناب از ورود به جنگهای فرسایشی خارجی. ارتش پاکستان با تجربه سنگین افغانستان، تهدید دائمی در مرز با هند، مسئله کشمیر، ناامنی در مناطق قبایلی و شورشهای جداییطلبانه در بلوچستان، تمایلی ندارد ظرفیت عملیاتی خود را در جنگی دور از مرزهای ملی فرسوده کند. از این منظر، حتی اگر همکاریهای دفاعی پاکستان با عربستان افزایش یابد، احتمال اعزام نیروی زمینی یا ورود مستقیم به جنگ یمن همچنان پایین است.
محتملترین مسیر، افزایش همکاریهای فنی، مستشاری، اطلاعاتی، آموزشی و دفاعی است؛ بهویژه در حوزههایی مانند پدافند هوایی، امنیت دریایی، حفاظت از زیرساختهای حساس و آموزش نیروهای نظامی. چنین سطحی از همکاری به پاکستان اجازه میدهد روابط امنیتی خود با ریاض را حفظ کند، بیآنکه هزینههای سیاسی و امنیتی ورود مستقیم به جنگ را بپذیرد.
یکی از مهمترین محدودیتهای پاکستان در قبال بحران یمن، وضعیت داخلی این کشور است. جامعه پاکستان از نظر مذهبی، قومی و سیاسی متکثر است و هرگونه ورود مستقیم به جنگی که رنگوبوی فرقهای پیدا کند، میتواند شکافهای داخلی را تشدید کند.
جمعیت شیعه پاکستان، که در برخی برآوردها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهد، نسبت به جهتگیری سیاست خارجی اسلامآباد در منازعات منطقهای حساس است. حمایت آشکار از عربستان در برابر انصارالله، بهویژه اگر با افزایش تنش ایران و عربستان همراه شود، میتواند زمینه اعتراضات داخلی، تحریک گروههای مذهبی و تشدید فضای فرقهای را فراهم کند.
افزون بر این، دولت و ارتش پاکستان در سالهای اخیر با بحران مشروعیت، فشارهای سیاسی، چالشهای اقتصادی و ناامنیهای داخلی روبهرو بودهاند. ورود به یک جنگ خارجی، آن هم در شرایطی که افکار عمومی نسبت به هزینههای نظامی و اقتصادی حساس است، میتواند به تشدید انتقادات داخلی از نهادهای حاکم منجر شود.
در چنین وضعیتی، هر تصمیمی برای مشارکت مستقیم در جنگ یمن باید نهتنها از منظر روابط خارجی، بلکه از زاویه پیامدهای داخلی نیز ارزیابی شود. برای اسلامآباد، هزینه سیاسی ورود به جنگ ممکن است بیش از منافع احتمالی آن باشد.
در سطح منطقهای، پاکستان با فشارهای متعارضی مواجه خواهد شد. عربستان سعودی احتمالاً از اسلامآباد انتظار دارد در صورت گسترش جنگ یمن، سطح حمایت خود را افزایش دهد. این حمایت میتواند از همکاری اطلاعاتی و لجستیکی تا مشارکت در دفاع هوایی یا دریایی را دربر گیرد. در مقابل، ایران نسبت به هرگونه نقشآفرینی پاکستان در حمایت از عملیات نظامی علیه انصارالله حساس خواهد بود.
ایران برای پاکستان صرفاً یک همسایه نیست؛ بلکه بازیگری است که بر امنیت مرزهای غربی، وضعیت بلوچستان، تجارت مرزی و حتی بخشی از معادلات انرژی پاکستان اثرگذار است. از اینرو، اسلامآباد تلاش خواهد کرد سطح همکاری با ریاض را بهگونهای تنظیم کند که از نگاه تهران بهعنوان مشارکت مستقیم در جنگ تفسیر نشود.
در سطح بینالمللی نیز، ایالات متحده و برخی بازیگران غربی ممکن است از پاکستان بخواهند در چارچوب امنیت دریایی، مقابله با تهدیدات موشکی و پهپادی یا حمایت از متحدان عربی نقش بیشتری ایفا کند. اما پاکستان با توجه به وابستگی اقتصادی به چین و جایگاه کریدور اقتصادی چین-پاکستان، ناگزیر است ملاحظات پکن را نیز در نظر بگیرد. چین از بیثباتی در مسیرهای انرژی و کریدورهای تجاری آسیب میبیند و احتمالاً از اسلامآباد انتظار دارد از ورود به بحرانهای غیرقابلکنترل پرهیز کند.
با کنار هم گذاشتن این متغیرها، میتوان گفت محتملترین سناریو برای پاکستان، راهبرد حمایت محدود و میانجیگری فعال است. در این سناریو، اسلامآباد همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی خود با عربستان را افزایش میدهد، اما از اعزام نیروی رزمی یا ورود مستقیم به جنگ یمن خودداری میکند. همزمان، پاکستان میکوشد کانالهای ارتباطی خود با ایران را باز نگه دارد و خود را بهعنوان بازیگری قابلقبول برای گفتوگوهای منطقهای معرفی کند.
این رویکرد چند مزیت برای پاکستان دارد. نخست، روابط با عربستان را حفظ میکند و مانع از کاهش حمایتهای مالی و سیاسی ریاض میشود. دوم، از تخریب جدی روابط با ایران جلوگیری میکند. سوم، هزینه داخلی جنگ را کاهش میدهد. چهارم، جایگاه دیپلماتیک پاکستان را بهعنوان میانجی احتمالی در بحرانهای منطقهای تقویت میکند.
با این حال، این راهبرد بدون ریسک نیست. اگر جنگ یمن به سطحی برسد که عربستان مشارکت عملی و آشکار پاکستان را مطالبه کند، فضای مانور اسلامآباد محدودتر خواهد شد. همچنین اگر ایران هرگونه همکاری دفاعی پاکستان با ریاض را تهدیدی علیه خود تلقی کند، روابط دوجانبه ممکن است وارد دورهای از بیاعتمادی شود.
در نهایت، آینده نقش پاکستان در معادلات غرب آسیا به میزان موفقیت این کشور در مدیریت همزمان سه فشار بستگی دارد: فشار عربستان برای حمایت بیشتر، حساسیت ایران نسبت به مداخله در یمن، و شکنندگی داخلی پاکستان در برابر بحرانهای امنیتی و اقتصادی. اگر اسلامآباد بتواند میان این سه سطح توازن برقرار کند، نهتنها از گرفتارشدن در جنگی فرسایشی اجتناب خواهد کرد، بلکه میتواند جایگاه خود را بهعنوان بازیگری میانجی و غیرقابل چشمپوشی در نظم امنیتی در حال تغییر منطقه تثبیت کند.
منابع
Bukhari, S. R. H. B., Nazir, S., & Khan, E. (2026). View of Saudi–Iran Strategic Rivalry and Pakistan’s Balancing Strategy Hedging, Neutrality, and Strategic Autonomy in Middle Eastern Geopolitics. Qjss.Com.Pk. https://qjss.com.pk/index.php/qjss/article/view/535/572
Khalid, A. (2025). Pakistan’s Strategic Balancing Act between Iran and Saudi Arabia: A Foreign Policy Analysis Since 2020. Journal of Indian Studies 7 Journal of Indian Studies, 11(1), 7–۲۰٫ https://pu.edu.pk/images/journal/indianStudies/PDF/1_v11_1_25.pdf
Naqvi, A. H. (2026). The ‘Islamabad moment’: when Pakistan stepped into the world’s most dangerous crisis. Valdai Club. https://valdaiclub.com/a/highlights/the-islamabad-moment-when-pakistan-stepped-into/
Weinbaum , M. G. (2015, April 23). Pakistan’s Balancing Act Between Saudi Arabia and Iran. Middle East Institute. https://mei.edu/publication/pakistans-balancing-act-between-saudi-arabia-and-iran/
Yusuf, M. W. (2026). In the eye of the storm: Pakistan’s balancing act in the evolving geopolitical order. In The Belfer Center for Science and International Affairs. https://www.belfercenter.org/research-analysis/eye-storm-pakistans-balancing-act-evolving-geopolitical-order









